اگر قاطر ی را رم ندهی با تو کاری ندارند


2238487

رم دادن قاطر

اگر قاطر ی را رم ندهید با شما کاری ندارند نقل می کنند که کنار روستای ملانصرالدین قبرستانی بود زمانی که در حال سرزدن به آنجا بود دید یک قبری شکافته است. وارد آن قبر شد و دراز کشید. نزدیک غروب بود که جمعی از دوستان با اسب و الاغ وارد قبرستان شدند. بخاطر سرو ص که ایجاد شده بود ملانصرالدین فکر کرد که ن و منکر هستند که آمده اند. ترسید و یکباره از جای خود بلند شد. وقتی آن افراد در تاریکی این صحنه را دیدند، اسب و قاطرهای آنها رم کرد و به هم ریختند. وقتی فهمیدند که ملانصرالدین یک چنین کاری کرده است حس او را کتک زدند. او نیز با لباس و خونی از دست آنها فرارکرد و به منزل آمد. همسر او گفت چه شده است ؟ گفت که من یک چنین کاری . زمانی که یک مقدار آرام گرفت همسر از او پرسید از عالم قبر چه خبر؟ ملانصرالدین گفت اگر قاطر ی را رم ندهید با شما کاری ندارند. درواقع اگر قاطر ی را رم ندهیم و در دنیا ظلمی نکنیم با ما کاری ندارند. {از بیانات حجت ال عالی}
411576

اگر قاطر ی را رم ندهی، ی با تو کاری ندارد

مجموعه: دنیای ضرب المثل داستان ضرب المثل اگر قاطر ی را رم ندهی، ی با تو کاری ندارد یکی بود ، یکی نبود . در شبی از شبها ملا نصرالدین وزنش کنار هم نشسته بودند و از هر دری حرف می زدند همسر ملا پرسید : تو می دانی که در آن دنیا چه خبر است و بعد از مرگ چه بلایی سر ‌آدم می آورند ؟ ملا گفت : من که نمرده ام تا از آن دنیا خبر داشته باشم ولی این که کاری ندارد الان به آن دنیا می روم و صبح زود خبرش را برای تو می آورم . زن ملا خوشحال شد و تشکر کرد . ملا از جا بلند شد و یکراست به طرف گورستان رفت و توی قبری خالی دراز کشید آن قبر از آ ین قبرهای گورستان بود و کنار جاده قرار گرفته بود تا یک نفر از جاده ی کنار گورستان عبور می کرد . ملا فکر می کرد که فرشته ها دارند به سراغش می‌آیند و سوال و جواب می کنند و از حرفهای آنها می فهمم که در آن دنیا چه خبر است ؟ ساعت ها گذشت ولی خبری نشد کم کم ملا خوابش گرفت صبح که شد کاروانی از‌ آن جا عبور می کرد . شترها هر کدام زنگی به گردان داشتند با شنیدن صدای زنگ ملا از خواب بیدار شد و گمان کرد که وارد دنیای دیگری شده سراسیمه از جا پرید و از قبر بیرون آمد . ساربانی که افسار چند شتر در دستش برد افسارها را از ترسش رها کرد و پا به فرار گذاشت . کالاهایی که پشت شتران بود بر زمینی ریخت . اوضاع شیر تو شیر شد . کاروان به هم ریخت . بزرگ کاروان ساربان فراری با با خشم صدا زد و گفت : چرا بیخودی فریاد کشیدی و شترها را فراری دادی ؟ ساربان ماجرای قبر کنار جاده را تعریف کرد . کاروانیان ملا را به حضور کاروان سالار آوردند . کاروان سالار تا ملا را دید سیلی محکمی به گوشش زد و او را به باد گرفت صاحبان کالا هم هر کدام با چوب و چماق به جان ملا افتادند و او را زخمی د . ملا فرار کرد و به خانه اش رسید . زن بدون توجه به سر و صورت ملا تا در را گشود و گفت : ببینیم از آن دنیا برایم خبر آورده ای ؟ ملا گفت : خبری نبود . همین قدر فهمیدم که اگر قاطر ی را رم ندهی ب ،ا تو کاری ندارند .از آن به بعد ، وقتی بخواهند ی را از عاقبت ظلم و ستم آگاه کنند ، می گویند اگر قاطر ی را رم ندهی ، ی با تو کاری ندارد
821310

توانایی پنهانی...(مشاوره تلفنی09226380616)

توانایی پنهانی... این حکایت درباره مرد کشاورزی بود که یک قاطر پیر داشت. قاطر در گودال آبی افتاد مرد کشاورز سر و صدای قاطر را شنید و متوجه قضیه شد. کشاورز بالای سر او رسید و پس از اینکه خوب همه چیز را ارزی کرد فکر کرد نه قاطر و نه گودال آب هیچکدام آنقدر ارزش ندارند که بخواهد برای آنها هزینه زیادی د. بنابراین همسایه خود را خبر کرد و به کمک هم تصمیم گرفتند قاطر بیچاره را در همان گودال آب دفن کنند. وقتی که آنها برای پر گودال آمده بودند قاطر بیچاره از هوش رفته بود. اما همینکه آنها مشغول بیل زدن بودند و خاک داخل گودال می ریختند مقداری از آن خاک پشت حیوان می ریخت و نا خود آگاه تکان می خورد. این صحنه چیزی را به فکر کشاورز انداخت هر وقت که از قاطر برای جمع آوری فضولات استفاده می کرد و مقداری از آن پشت او می ریخت قاطر خود را تکان می داد و یک قدم به جلو بر می داشت. ناگهان چشمانش برق زد و فریاد زد: اون خودشو ت می ده و یک قدم میاد بالا! ادامه مطلب
2393092

اگر قاطر ی را رم ندهی با تو کاری ندارند

در شبی از شبها ملا نصرالدین وزنش کنار هم نشسته بودند و از هر دری حرف می زدند همسر ملا پرسید : تو می دانی که در آن دنیا چه خبر است و بعد از مرگ چه بلایی سر آدم می آورند ؟ ملا گفت : من که نمرده ام تا از آن دنیا خبر داشته باشم ولی این که کاری ندارد الان به آن دنیا می روم و صبح زود خبرش را برای تو می آورم .زن ملا خوشحال شد و تشکر کرد . ملا از جا بلند شد و یکراست به طرف گورستان رفت و توی قبری خالی دراز کشید آن قبر از آ ین قبرهای گورستان بود و کنار جاده قرار گرفته بود تا یک نفر از جاده ی کنار گورستان عبور می کرد . ملا فکر می کرد که فرشته ها دارند به سراغش می آیند و سوال و جواب می کنند و از حرفهای آنها می فهمم که در آن دنیا چه خبر است ؟ ساعت ها گذشت ولی خبری نشد کم کم ملا خوابش گرفت صبح که شد کاروانی از آن جا عبور می کرد . شترها هر کدام زنگی به گردان داشتند با شنیدن صدای زنگ ملا از خواب بیدار شد و گمان کرد که وارد دنیای دیگری شده سراسیمه از جا پرید و از قبر بیرون آمد .ساربانی که افسار چند شتر در دستش برد افسارها را از ترسش رها کرد و پا به فرار گذاشت . کالاهایی که پشت شتران بود بر زمینی ریخت . اوضاع شیر تو شیر شد . کاروان به هم ریخت . بزرگ کاروان ساربان فراری با با خشم صدا زد و گفت : چرا بیخودی فریاد کشیدی و شترها را فراری دادی ؟ ساربان ماجرای قبر کنار جاده را تعریف کرد . کاروانیان ملا را به حضور کاروان سالار آوردند . کاروان سالار تا ملا را دید سیلی محکمی به گوشش زد و او را به باد گرفت صاحبان کالا هم هر کدام با چوب و چماق به جان ملا افتادند و او را زخمی د .ملا فرار کرد و به خانه اش رسید . زن بدون توجه به سر و صورت ملا تا در را گشود و گفت : ببینیم از آن دنیا برایم خبر آورده ای ؟ ملا گفت : خبری نبود . همین قدر فهمیدم که اگر قاطر ی را رم ندهی با تو کاری ندارند .
42345

بلائی بر سر نفر قبل ....

روزی ملا ش را از روی یک پل عبور میداد با توجه به عرض کم پل امکان گذر همزمان دو قاطر وجود نداشت دست بر قضا ملا به وسطهای پل رسیده بود که از طرف مقابل و روستای دیگر یکنفر قاطر چی روی پل آمد اواسط پل به هم رسیدند هر کار د نتوانستند از کنار هم بگذرند ناچار باید یکنفر برمی گشت تا راه باز شود هیچکدام کوتاه نمی آمدند بحث بالا گرفت ملا که دید طرف زیر بار نمیرود با لحن جدی رو به آن آقا گفت : بر میگردی یا کاری که با نفر قبلی م طرف یک لحظه ترسید و عقب عقب رفت و راه را باز کرد ملا خوشحال و مسرور و خندان راه خود گرفت و رفت ..... چی شد ؟ منتظر بقیه و نتیجه هستید خب رمز را بزنید از یک تا چهار منبع: http://jooya147. /
1251257

تصاویر | بازسازی دیوار بزرگ چین با قاطر و وسایل اولیه

بخشی از دیوار بزرگ چین در منطقه ای صعب العبور و دورافتاده قرار دارد و به دلیل شیب تند و درختان تنومند استفاده از ماشین آلات سنگین برای تعمیر این بخش های دیوار ممکن نیست. بنابراین چینی ها برای بازسازی این دیوار از وسایل و ابزار اولیه و قاطر استفاده می کنند.
323904

حاکم نیشابور و مابقی ماجرا

حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود ، مردی میان سال در زمین کشاورزی مشغول کار بود .حاکم بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند . روستایی بی نوا با ترس در مقابل تخت حاکم ایستاد.به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب به او بدهید حاکم از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد، گفت میتوانی بر سر کارت برگردی ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت . همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا ، منتظر توضیح حاکم بودند.حاکم پرسید : مرا می شناسی؟بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید.حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.حاکم گفت:بخاطر داری بیست سال قبل با دوستی به پابوس سلطان کرامت و جود حضرت رضا (ع) رفته بودی؟ دوستت گفت خدایا به حق این آقا مرا حاکم نیشابور کن و تو محکم بر گردن او زدی که ای ساده دل! من سالهاست از آقا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم هنوز اجابت نشده آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد.حاکم گفت: این قاطر و پالانی که می خواستی ، این کشیده تلافی همان کشیده ای که به من زدی.فقط می خواستم بدانی که برای آقا حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد. فقط ایمان و اعتقاد ست که فرق دارد.
2159699

داستان خنده دار «قاطر گران بها»

مجموعه: داستانهای خواندنی (2)داستان خنده دارروزی روزگاری در زمان های کهن مرد کشاورزی بود که یک زن نق نقو و اعصاب خورد کن داشتکه از صبح تا نصف شب در مورد هر چیزی که به ذهنش می رسید شکایت می کردتنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه مشغول بکار بود یا شخم می زدیک روز وقتی که همسرش برایش ناهار آوردکشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ی درختی در پشت سرش راند و شروع به خوردن ناهار خود کردبلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز اگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن و در دم کشته شدچند روز بعد در مراسم تشییع جنازه زن کشیش متوجه چیز عجیبی شدهر وقت یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک میشدمرد گوش میداد و به نشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین می کرداما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک می شداو بعد از یک دقیقه گوش به حرف های مرد سر خود را به نشانه مخالفت تکان می دادپس از مراسم تدفین کشیش نزد کشاورز رفت و از کشاورز در مورد قضیه ای که دیده بود سوال کردکشاورز با لبخند گفت : خوب این ن می آمدند چیز خوبی در مورد همسر من می گفتندکه چقدر خوب بود یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود بنابراین من هم تصدیق می و سرم را به نشانه تایید حرف ها تکان می دادمکشیش پرسید پس مردها چه می گفتند که مخالفت می کردی؟کشاورز گفت : آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه ؟!!
1398522

داستان کوتاه

روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید . حاکم پس از دیدن آن مرد بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند . روستایی بی نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد. به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب به او بدهید. حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز گفت میتوانی بر سر کارت برگردی ، ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت . همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا ، منتظر توضیح حاکم بودند. حاکم از کشاورز پرسید : مرا می شناسی؟ کشاورز بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید. حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود. حاکم گفت:بخاطر داری بیست سال قبل که با هم دوست بودیم در یک شب بارانی که در رحمت خدا باز بود من رو با آسمان و گفتم خدایا به حق این باران و رحمتت مرا حاکم نیشابور کن و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم هنوز اجابت نشده آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟ یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد. حاکم گفت: این قاطر و پالانی که می خواستی ، این کشیده هم تلافی همان کشیده ای که به من زدی. فقط می خواستم بدانی که برای خدا حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد. فقط ایمان و اعتقاد ست که فرق دارد.... از خدا بخواه فقط بخواه و زیاد هم بخواه خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست ولی به خواسته ات ایمان داشته باش.
1541555

پشت صحنه جبهه

پشت صحنه جبهه دو طرف خورجین را پر از گلوله خم کرده، به همراه دو گالن آب بر روی قاطر قرار دادیم. به طرف ارتفاعات صعب العبور مشرف بر شهر "پنجوین" حرکت می کردیم که ناگهان در حال عبور از "مال رو" که عبور از آن تنها تخصص خود قاطر ها بود، دیدم قاطر زیر بار مهمات خو د و حرکت نکرد. او را نوازش ، دست به سر و صورت او کشیدم، فایده ای نداشت. لگدی نثارش اما اثری نبخشید و به خود هیچ تکانی نداد. راه عبور سایر قاطر ها و تدارکات را بند آورده بود. کارشناسان امور قاطر ها جمع شدند و طرح می دادند و اما هیچ کدام فایده ای نداشت تا اینکه متخصص تمام عیاری از راه رسید و گفت:" بروید کنار" دم قاطر را گرفت و محکم چرخ داد. قاطر از جای خود بلند شد و به سرعت به طرف بالا حرکت کرد. هنوز در حال تشکر از آن برادر بودم که قاطر تمام مهمات و گالن های آب را به ته دره خالی کرد و به سرعت فرار کرد karballa313
1521592

یابو و قاطر

دیروز عصر یه قرص کلداستاپ خوردم و غش تا صبح. امروز  صبح دیدم بلاگ اسکای یادداشت و کامنت های روز شنبه رو حذف کرده. کلی از دستش عصبانی شدم. دختر بدی شده.راستی بچه ها ی میدونه چجوری میشه از آرشیو اینجا، بک آپ تهیه کرد؟ اگه ی میدونه لطفا به من بگه!****امروز دو به شک کلی منو خندوند. داشت درمورد گونه و تیره و جنس تو رده بندی گیاهان برام توضیح میداد بعد گفت اگه دوتا گونه ی جاندار بچه دار بشن و بچه شون زایا باشه از یک گونه هستند درغیر اینصورت از یک گونه نیستند و اسم اون گیاه با هم فرق میکنه. بعد برام مثال جانوریشو زد گفت مثل قاطر و یابو که بچه ی الاغ و اسب هستند و نازا هستند پس گونه ی اسب و الاغ با هم فرق داره هرچند هردوشون چها ا هستند. وسط حرفای دیگه اش من رفته بودم توی فکر که ازم پرسید به چی فکر میکنی؟ گفتم داشتم فکر می بابای یابو اسب بود یا الاغ؟ یه طوری نگاهم کرد که نتونستم جلوی خنده ام رو بگیرم. به من میگه: یعنی تا آ عمرت اسب و الاغ و یابو  و قاطر ببینی میخوای یاد من بیفتی؟ چیز دیگه از حرفام یادت نمود که با اونا یاد من بیفتی. گفتم نه نگران نباشید قول میدم هروقت روغن کرچک دیدم یاد شما بیفتم! یعنی مرده بودم از خنده.اونقدر چیزای زیادی بلده که یادم بده که نگو و نپرس. حس میکنم دوباره بچه ی مدرسه رو شدم و روزا میرم مدرسه.
2013638

غزل تازه

نپرسی: چرا تن ندارند دیگر سر و شکلِ روشن ندارند دیگر قرارِ ملاقاتِ زن ها اداری ست ببین شوهران زن ندارند دیگر فقط شکلکِ عاشقی درمی آرند مدادِ نوشتن ندارند دیگر نِ عمومی، اگر جمله هاشان پر از ما شده، من ندارند دیگر چگونه در این عشق بازی ببازند دلی را که اصلاً ندارند دیگر غمی هست در جیبِ شلوارهاشان نی که دامن ندارند دیگر مریم جعفری آذرمانی ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
2138949

/ وقتی راموس به اسب آزمون می گوید قاطر!

از مجموعه انیمیشن طنز دیرین دیرین، ی با موضوع بازی فوتبال تیم ملی ایران و اسپانیا را مشاهده می کنید.
1639083

گر تن بدهی دل ندهی....

گر تن بدهی ،دل ندهی ،کار اب است...چون خوردن نوشابه که در جام است...گر دل بدهی ،تن ندهی باز اب است...این بار نه جام است و نه نوشابه، سراب است...اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند...چون دغدغه ی مردم این شهر حجاب است...تن را بدهی ،دل ندهی فرق ندارد...یک آیه بخوانند، گناه تو ثواب است...ای کاش که دلقک شده بودم نه که شاعر...در کشور من ارزش انسان به نقاب است...  
1350499

گفتگو با کولبری که پا ندارد (+ع )

کولبری در کوه و برف و دره های عمیق مرزهای کردستان و آذربایجان غربی، جایی که جاده نیست. تنها می شود با قاطر و پاهای چابک از خطر جست. چطور ی می تواند با دو پا که از بالای زانو قطع شده اند کولبری کند؟
2119981

گفت و شنود/ هیچی!

زمان قدیم، شخصی دو گونی پر از شیشه بار قاطر کرده بود و قصد عبور از دروازه شهر را داشت، دروازه بان با چوبدستی خود محکم روی یکی ازکیسه ها زد و پرسید؛ توی کیسه ها چی داری؟ و یارو گفت؛یکی دیگه بزنی هیچی!
2110713

آگهی مزایده وسایل نقلیه در 85سال پیش/12 راس الاغ،یک راس کره قاطر!

در اسناد قدیمی برگه ای وجود دارد که متعلق است به اداره طرق(راهداری) گیلان. در این سند، آگهی مزایده این اداره را مشاهده می کنید.
2049237

اسب ها را نکُشید

لاشه اسب های کشته شده، این سو و آن سوی مناطق مرزی رها شده است، آن هم با انواع آلودگی های زیست محیطی برای آب و خاک منطقه.به طور سنتی کولبری در نقاط مرزی ایران با اسب و قاطر قرین شده و کولبران از این دو حیوان برای جابه جایی کالاها استفاده می کنند.
2048602

اسب ها را نکشید

لاشه اسب های کشته شده، این سو و آن سوی مناطق مرزی رها شده است، آن هم با انواع آلودگی های زیست محیطی برای آب و خاک منطقه.به طور سنتی کولبری در نقاط مرزی ایران با اسب و قاطر قرین شده و کولبران از این دو حیوان برای جابه جایی کالاها استفاده می کنند.
341599

حاضرم قاطرم را بفروشم

 مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت میکرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم میزد. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن و در دم کشته شد. در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت...یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک میشد، مرد گوش میداد و بنشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین میکرد، اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک میشد، او بعد از یک دقیقه گوش سر خود را بنشانه مخالفت تکان میداد.پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.کشاورز گفت: خوب، این ن می آمدند چیز خوبی در مورد همسر من میگفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق می .کشیش پرسید، پس مردها چه میگفتند؟کشاورز گفت:  حاضرم قاطرم را  بفروشم یا نه
1905666

ع / چلسی، میهمان پرسپولیس

تیم فوتبال چلسی برای انجام دیداری دوستانه با پرسپولیس به تهران آمد. هواپیمایی "هما" زمانی که طیران الخلیج و ایرلاین های عربی، قاطر داشتند، چلسی را از لندن به تهران آورد .
1415252

شبتون خوش دوستان ....

آرامش شب نصیب انی کهدعا دارند ، ادعا ندارندنیایش دارند ، نمایش ندارندحیا دارند ، ریا ندارندرسم دارند ، اسم ندارندشبتون خوش
2126510

افسانه ای قدیمی

موش گفت دریغا که جهان هر روز  کوچک تر می گردد  در آغاز به قدری بزرگ بود که می ترسیدم هی می دویدم و می دویدم و خوشحال بودم که سرانجام در دور دست دیوا رهایی در راست و چپ می دیدم اما این دیوارهای دراز چنان زود تنگ شده است که من دیگر در آ ین اتاق هستم و آن گاه در گوشه تله ای هست که من باید تویش بیفتمگربه گقت فقط باید مسیرت را تغییر دهی  و آن را بلعیدروزی روزگاری در زمان های کهن مرد کشاورزی بود که یک زن نق نقو و اعصاب خورد کن داشتکه از صبح تا نصف شب در مورد هر چیزی که به ذهنش می رسید شکایت می کردتنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه مشغول بکار بود یا شخم می زدیک روز وقتی که همسرش برایش ناهار آوردکشاورز قاطر پیر را  به زیر سایه ی درختی در پشت سرش راندو شروع به خوردن ناهار خود کردبلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز اگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن و در دم کشته شدچند روز بعد در مراسم تشییع جنازه زن کشیش متوجه چیز عجیبی شدهر وقت یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک میشدمرد گوش میداد و به نشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین می کرداما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک می شداو بعد از یک دقیقه گوش به حرف های مرد سر خود را به نشانه مخالفت تکان می دادپس از مراسم تدفین کشیش نزد کشاورز رفت و از کشاورز در مورد قضیه ای که دیده بود سوال کردکشاورز با لبخند گفت  خوب این ن می آمدند چیز خوبی  در مورد همسر من می گفتندکه چقدر خوب بود یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود بنابراین من هم تصدیق می و سرم را به نشانه تایید حرف ها تکان می دادمکشیش پرسید پس مردها چه می گفتند که مخالفت می کردیکشاورز گفت  آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه 
457791

داستان مرد کشاورز و زن نق نقو

مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشتکه از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت میکرد.تنها زمان آسایش مرد زمانی بود کهبا قاطر پیرش در مزرعه شخم میزد.یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد،کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروعبه خوردن ناهار خود کرد.بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد.ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدیبه پشت سر زن و در دم کشته شد.در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد،کشیش متوجه چیز عجیبی شد.هر وقت... یک زن عزادار برای تسلیت گویی بهمرد کشاورز نزدیک می شدمرد گوش میداد و بنشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین میکرد،اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک میشد،او بعد از یک دقیقه گوش سر خودرا بنشانه مخالفت تکان میداد.پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.کشاورز گفت:خوب، این ن می آمدند چیز خوبی در مورد همسرمن میگفتند، که چقدر خوب بود،یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود،بنابراین من هم تصدیق می .کشیش پرسید، پس مردها چه میگفتند؟کشاورز گفت:آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نهنکته :همیشه معتقد بوده ام دوست داشتن وعشق ورزی یک انتخاب نیست بلکه نوعی توانایی وقابلیت است .وتنها پس از رسیدن به مرزهای بالای اقتدار وبلوغمی توان مهرورزی را بعنوان فلسفه زندگی برگزید.ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوستعاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشدفردی که به محبوبش می گوید:من تورا خوشبخت می کنم" در حالی که به بلوغ روانی ورشد درونی نرسیدهمانند آدم فقیری است که یک پاپاسی در جیب ندارداماقول ثروتمند به دیگری می دهد.گاه احساس خواستن واشتیاق زیاد نسبت به دیگری(شیفتگی)بخاطر کمبود ونداری است.گاه ی که با تمام وجود درزندگی به سوی شما می شتابد ومی خواهد با شما باشددر واقع غریقی است که بدنبال ناجی می گردد.او درست می گوید که:-تو اگر نباشی من می میرم-زندگی بی تو بی معناست-از همه چیز بخاطر تو گذشتماینها غیر عاشقانه ترین جملات ادبیات عشقند.شاید خیلیها تشنه شنیدن این جملات باشندوآنرا حمل بر دوست داشتن بدانند،اما حقیقت این است در این مواقع شمابایک غریق خود شیفته در ارتباطید نه عاشق ناجی.اگر با خواستگاری روبروئیم که می گوید اگر با من ازدواج نکنی(یا دخترتان را به من ندهید)خودکشی میکنمیا می گوید من برای رسیدن به تو حاضرم هر کاری مواز همه چیز وهمه بگذرمدلباخته ی کودک صفت بالغ نمائی استکه بدنبال مفر نجات می گردد.برگرفته ازابراهیم امینی
28789

فروش طرح پرورش قاطر ,طرح توجیهی قاطر ,آموزش وراه اندازی ,09306131008

فروش طرح پرورش قاطر ,طرح توجیهی قاطر ,آموزش وراه اندازی ,09306131008 قاطر محل اصلى پرورش قاطر را باید در آسیاى میانه جستجو کرد. قاطر از آسیاى میانه به دیگر نواحى و به ویژه به مناطق گرمسیر گسترش یافته است. در منطقهٔ مدیترانه نیز از دوران رومى ها قاطر نگهدارى شده است. قابلیت تولید قاطر به الاغ و مادیان مورد استفاده در قاطرکشى بستگى دارد. قابلیت کارى قاطرانى که از مادیان هاى سنگین وزن و خونسرد با نریان درشت الاغ به وجود آمده اند به مراتب بهتر از قاطران حاصل از مادیان هاى سبک وزن خونگرم با نریان هاى کوچک الاغ مى باشند. قاطر بدون هیچ لغزشى از کوره هاى سنگلاخى عبور مى کند و در حدود ۱۵۰ کیلو بار حمل مى کند و روزانه ۳۰-۲۰ کیلومتر راه مى رود. قاطر از نظر مقاومت در برابر گرما و آب و هواى سخت و ناخوشى ها و تاب گرسنگى و تشنگى به الاغ رفته و بدین جهت در نقاط گرم و بد آب و هوائى به خوبى زندگى کرده و بهتر از اسب به کار گرفته مى شود. این حیوان دچار قولنج، لنگش و فلج شدن نمى شود. اما پس از بروز بیمارى بى درنگ تلف مى شود. قاطر وقتى مریض مى شود که بمیرد. ۱. از حیث هیکل و قد شباهت کاملى با اسب دارد. ۲. داراى سر و گوشى نسبتاً دراز شبیه الاغ ۳. ران باریک شبیه الاغ ۴. سم کوچک شبیه الاغ ۵. رنگ بدن عموماً مانند رنگ پدر ۶. صداى قاطر شبیه صداى الاغ فصل کشش مادیان فصل کشش مادیان در بهار (به ویژه اردیبهشت ماه) مى باشد. فصل زایش مادیان فصل زایش مادیان در فروردین و اردیبهشت مى باشد. مدت شیرخوارگى مدت شیرخوارگى ۶ ماه مى باشد. هیبریداسیون از هیبریداسیون میان الاغ و اسب قاطر و پوزگى تولید مى شود. از مادیان (اسب ماده قابل باروری) و الاغ نر قاطر (در زبان فرانسه mulet و در زبان لاتین mulus) قاطر و از سیلمى (اسب نر بارورکننده) با الاغ ماده نیز پوزگى (در زبان فرانسه bardo و در زبان لاتین hinnulus burdus) به وجود مى آید. قاطرها و پوزگى ها از نظر جثه و فنوتیپ داراى تیپى متوسط با فنوتیپ مشترک بین اسب و الاغ مى باشند. اما در این رابطه یک هتروژنتیک قوى مشاهده مى شود. قابلیت تطبیق نسبتاً سهم با محیط و مقاوم در برابر شرایط بد محیط و مقاوم در برابر بیمارى ها و عمر طولانى از صفات مهم و قابل ارزش قاطر و پوزگى مى باشد. مشخصات پوزگى از حیث هیکل و قد و گوش به الاغ یعنى به مادر خود شبیه است. لیکن سر آن به خاطر باریکى و لاغرى و ران بر اثر تنومندى و دم به واسطهٔ اینکه سراسر پر از مو است شبیه پدر و صداى آن شبیه شیههٔ اسب است. پوزگى اهمیت قاطر را ندارد و در بعضى از ممالک از قبیل اسپانیا، جزیرهٔ سیسیل ایتالیا و اتیوپی، منطقهٔ قفقاز و ایران تکثیر شده و مورد استفاده قرار مى گیرد. در حال حاضر نیز در ایران رغبتى براى تولید آن نیست. شباهت مادر (الاغ): ۱. هیکل ۲. قد و قواره ۳. گوش شباهت به پدر (اسب): ۱. سر باریک و لاغر ۲. ران قوى (عضلات قوى کپل) ۳. دم پر مو و شکل دم ۴. صداانواع قاطر ۱. هیبرید آفریقائى قاطر - قاطر حبشى (رایج ترین وسیلهٔ حمل و نقل در اتیوپى) - قاطر مصرى - قاطر تونسى - قاطر ماداگاسکارى ۲. قاطر ئى - قاطرهاى بزرگ اندام - قاطرهاى متوسط اندام ۳. قاطر اروپائى - قاطر ایتالیائى - قاطر اسپانیائى - قاطر اطریشى - قاطر پواتوى فرانسوى ۴. قاطر آسیائى - قاطر ترکیه - قاطر افغانستان - قاطر عربستان - قاطر ایران:قاطرهاى منطقهٔ جنوبى - عموماً ریز هستند. قاطرهاى منطقهٔ شمالى - بزرگ اندام مى باشند. این حیوان از لحاظ انجام کارها هنوز هم در کشور استفاده میشود و دارای بازار متوسطی میباشد ولی به دلیل سخت جانی و سخت کوشی و مقاومت بالای این حیوان در خارج از کشور نیز میتوان به پیدا بازار امید وار بود و در صورت انجام یک دوره اصلاح نژادی میتوان نسبت به بازار های خارج که بیشتر ممالک کمتر توسعه یافته هستند به مزیت دست یافت البته نباید از نظر دور داشت که کشور ما با کمبود مراتع روبرو است و در کشور های توسعه یافته این گونه از دامها به عنوان منبعی برای تولید غذای گوشتی و پروتئینی برای دیگر دام ها و حیوانات گوشتخوار مورد استفاده قرار میگیرد . منبع: http://iranscorpion. /
920207

«زمین زراعتی که برای علف قاطر شیخ الازهر» وقف شد

وقتی اداره اوقاف مصر درِ اتاق آهنینی را گشود، چیزهای عجیب و غریبی مشاهده شد؛ از آب و زمین زراعتی برای علف قاطری که شیخ الازهر سوار آن می شد تا هزار جفت نر، مخصوص شخم زدن زمین برای علما وقف شده بود.
792548

قاچاق ۲۵ میلیارد دلاری کالا نتیجه فساد ساختاری

میزان واردات کالای قاچاق به کشور خواه 25 یا 15 میلیارد دلار باشد، به طور قطع با قاطر یا از مبادی غیر رسمی انجام نمی شود؛ بلکه به دلیل فساد ساختاری از مرزهای رسمی وارد می شود.
1955684

طنز؛ دو خط و ماسِ دعا برای سال جدید

هر برج، جوری تهِ حساب بانکی مان را می لیسیم که آب بریز گلاب جمع کن. صاف و صیقل عینهو قلبِ مؤمن، الی البرج الی. حسرت به دل چندرغاز یارانه مانده که اقل کم نیم ساعت کف حساب مان خستگی در کند و یک قُلپ چایی سر بکشد. لدیِ الورود، برداشت می کنیم. یازده تا کارت بانکی، عین آمار، کأنّ توبره قاطر قحطی زده، خالی است.
54976

کیفیت زندگی

امروزه در مدیریت معاصر مفهوم کیفیت زندگی کاری به موضوع اجتماعی عمده ای درسراسر دنیا مبدل شده است(لوتانس،1998) در حالی که در دهه های گذشته فقط بر زندگی شخصی(غیرکاری)تاکید می شد)محب علی،1997). طرفداران نظریه کیفیت زندگی کاری،درجستجوی نظام های جدیدی برای کمک به کارکنان هستند تا آنها بتوانند بین زندگی کاری و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کنند )آکدر،2006) برنامه کیفیت زندگی کاری شامل هرگونه بهبود در فرهنگ سازمانی است که باعث رشدو تعالی کارکنان در سازمان می شود(فلیپو،1998) از این رو، نظام ارزشی کیفیت زندگی کاری سرمایه گذاری بر روی افراد را به عنوان مهم ترین متغیر در معامله مدیریت راهبردی مورد توجه قرار می دهد)منبع: http://rvelayati. /
572695

مدارسی که آب آشامیدنی هم ندارند!+ ع

روستای کمب آب لوله کشی ندارد. برای تأمین آب مدرسه مجبوریم هر ماه از بچه ها پول جمع کنیم؛ نفری ۵۰۰ تومان که بسیاری از دانش آموزان همین مبلغ را هم ندارند. خیلی از خانواده ها حتی پول این را ندارند که برای فرزندان شان کتاب و دفتر ب ند...
2156305

باهنر: برخی بعد از انتخابات کاری با مردم ندارند

دبیر کل جامعه ی ین گفت: برخی از نردبان مردم برای انتخابات بالا می روند و بعد از انتخابات کاری با مردم ندارند.
791915

قاچاق ۲۵ میلیارد دلاری کالا نتیجه فساد ساختاری

میزان واردات قاچاق کالا به کشور خواه 25 یا 15 میلیارد دلار باشد، قطعا توسط قاطر یا از مبادی غیر رسمی انجام نمی شود؛ بلکه این پدیده به دلیل فساد ساختاری از مرزهای رسمی رقم خورده است.
2285323

افرادی که در مجلس دنبال کاری هستند صلاحیت نمایندگی ندارند/انحراف از مسائل اصلی خیانت است

مردم تهران در مجلس هشتم گفت: افراد یا هر جریانی در مجلس که در شرایط حاضر اولویت خود را بحث های یا کاری بگذارند به جای مسائل معیشتی و فشار اقتصادی به نوعی به انحراف رفته و صلاحیت نمایندگی ملت ایران را ندارند.
1792334

کانون های وکلا در زمینه کاری ، تکلیفی ندارند

رییس سابق اتحادیه کانون های وکلای دادگستری ایران، گفت: کانون های وکلا در زمینه کاری برای وکلا توانایی و تکلیفی ندارند.
2289317

افرادی که دنبال کاری هستند صلاحیت نمایندگی ندارند/ تلاش مذبوحانه برخی برای ایفای نقش اپوزیسیون

برخی نمایندگان و شخصیت های به اظهارات ساختارشکنانه دو مجلس واکنش نشان داده و تأکید د: افراد یا هر جریانی در مجلس که در شرایط حاضر اولویت خود را به جای بیان مسائل معیشتی و فشار اقتصادی، بحث های یا کاری بگذارند به انحراف رفته و صلاحیت نمایندگی ملت ایران را ندارند.
2285294

افرادی که دنبال کاری هستند صلاحیت نمایندگی ندارند/ تلاش برخی برای داشتن نقش اپوزیسیون ،مذبوحانه است

برخی نمایندگان و شخصیت های به اظهارات ساختارشکنانه دو مجلس واکنش نشان داده و تأکید د: افراد یا هر جریانی در مجلس که در شرایط حاضر اولویت خود را به جای بیان مسائل معیشتی و فشار اقتصادی، بحث های یا کاری بگذارند به انحراف رفته و صلاحیت نمایندگی ملت ایران را ندارند.
800727

خودروسازان کاری با تساوی ندارند/ استارت پیکان برای سبقت از ماشین سواران

پیکانی ها که خاطره خوشی از آ ین دیدارهای خود در سال گذشته ندارند در اولین بازی خود در سال جدید به دنبال این هستند تا نوار باخت های خود را کنند. آنها در این دیدار برابر ماشین سازی قرار می گیرند.
2212160

اصطلاح سیفالَ غَنَه در شهر نراق

سیفالَ غَنَه یک گویش نراقی است و نام یکی از ابزارهای کار پالان دوزها بوده و آن عبارت از یک سیخ یا میله ف ی به طول ۶۰ تا ۷۰ سانتی متر که نوک آن دارای دوشاخه است و سیفال به ساقهٔ گندم می گویند. پالان یک پوشش ضخیم است که از جنس گلیم یا پارچه است و توسط پالان دوزها برای الاغ و قاطر و اسب دوخته می شود و داخل آن را با سیفال ، کاه یا کُلش به وسیله سیفالَ غَنه پُر می کنند تا فشرده و محکم شود و سپس با جوالدوز و نخ می دوزند . چیزی شبیه زین است که روی اسب و قاطر قرار می دهند و دارای کاربری سواری و باری است. در قسمت عقب پالان یک تَسمه چرمی به نام "رونَکی " است که این رونکی به وسیله یک تکه قالیچه مانند به نام " بالا بغدادی" که از دو طرف پالان روی انتهای بدن الاغ ثابت نگه می دارد و مانع می شود که پالان از روی بدن حیوان حرکت کند . همچنین در یک طرف پالان یک تسمهٔ نخی به نام" تِنک " الاغ بسته می شود که با عبور از زیر شکم الاغ به قلاب نخی طرف دیگر محکم بسته می شود و پالان روی بدن الاغ یا قاطر ثابت قرار می گیرد. پس از قرار گرفتن پالان روی الاغ خورجین را روی آن مستقر می کنند. خورجین از دو طرف پالان آویخته شده و تعادل و توازن را یکنواخت می نماید و صاحب مال به راحتی می تواند روی آن سوار شود. از نویسنده و پژوهشگر جناب آقای مرتضی علی آقایی فرزند علی اکبر به جهت تهیه پست سیفالَ غنه برای اولین بار سپاسگزاریم .
1364704

تصاویر | روزگار پر رنج و خطر ن روستایی در وان ترکیه

در روستای چاتاک در استان وان ترکیه همه روزه گروهی از ن سفری طولانی و صعب العبوری را طی می کنند. ن بریوان صبح ها سوار بر قاطر سفری سه ساعته را آغاز می کنند و به ارتفاعات سه هزار متری کوهستان صعود می کنند تا خود را به ان برسانند. این ن از راه دامداری امرار معاش می کنند و برای دوشیدن شیر ان که توسط مردان روستای چاتاک به چراگاه ها برده شده رنج و خطر این سفر را به جان می ند.
2375077

نمایندگان به فشار کار عادت ندارند؛ تا آ هفته تعطیل!

علی لاریجانی در آغاز رای گیری گفت: امروز به اندازه دو روز و نیم کار کردیم و نمایندگان به این فشار کاری عادت ندارند ،بنابراین از فردا تا آ هفته در اختیار خودشان باشند.
1926602

میدری: فقرا ص ندارند

همشهری آنلاین: احمد میدری معاون کار به صراحت لهجه معروف است وی معتقد است" فقرا ص ندارند"چون رسانه های حکومتی نقد نمی کنند نمایندگان شبکه درست اجتماعی برای شناخت مسائل مردم ندارند، روشنفکران در آسمان سیر می کنند و یان را ار اجرایی نمی دهند.
1683642

پرواز با پیکان- دو

درِ عقب سمت شاگرد سنگین بسته می شود، دختر پیاده که شد، من از آینه بغل نگاهم روی در عقب سمت شاگرد بود، که بسته شدنش را ببینم، گوشم تیز بود تا صدای ت ل ق بسته شدن را بشنوم. ولی تا همان ت ل آمد و از آینه بغل دیدم که چفت نشد. یک لحظه تقلا طور خواستم که دوباره در را ببندد، محکم تر. اما سرش را انداخت پایین. از ماشین دور شد. با کش و قوس به زحمت در عقب سمت شاگرد را خودم بستم، ت ل ق. کامل چفت شد. این یکی هنوز سرش گرم گوشی بود. دختر که پیاده شد. این یکی گوشی را گذاشت توی جیبش. خواست که صحبت کند. حرف نامربوطی زد. جوابش ماند برای بعد. جای آن نبود که جواب داده شود. چون خیلی زود این یکی هم باید پیاده می شد. اینکه هربار باید دختری را تا سر کوچه شان برسانم چیز خوبی نیست، خطرناک است. وقتی پرواز کنم خطرناک تر است. اگر بالا بیاورد چه. من که حوصله تمیزکاری های بعد از آن را ندارم. می گندد. ماشینم از آن به بعد بوی گند معده خواهد داد. از چشمم می افتد. ولی اگر به بو عادت کنم، مثل بوی بنزین، مشکلی نیست. این را سرنشینان می گویند. بعضی ها مثل من بوی بنزین دوست دارند. ولی بیشترشان سخن به گزافه می گویند. چون فقط چند دقیقه ای سرنشین هستند و بس، اما من از ازل تا ابد راننده این پیکان، این بوی بنزین دلچسب بوده ام... سرنشینان امروز پنج نفر بودند. مقصد هر یکی جایی دورتر از آن دیگری. موسیقی امروز کمی فرق داشت. بجز من ی نمی فهمید چی به چی ست. موسیقی های پالپ فیکشن را یکی پس دیگری پلی می و به خورد شان می دادم. خیلی خوب گوش می دادند. چون سکوت کرده بودند. ی چیزی نمی گفت. شاید می ترسیدند این کارشان بی فرهنگی باشد. اگر با پنج نفر پرواز می ، محال بود به خانه برسیم، یکی شان خیلی گوشت و چربی اضافی دارد. پیکان تک پر است. فقط با راننده می پرد. مگر اینکه سرنشین یار ناز راننده اش باشد. که نیست. سرنشین ها گاهی گستاخند. که بی خود و بی جهت می گویند که سوار پیکان بشوند. اشتباه شان اینجاست. پیکان کاروان سرا نیست این را همه می دانیم. پیکان پیکان است. دوست ندارد شبیه قاطر باشد. چون شبیه ش نیست. ولی اگر ی او را شبیه قاطر ببیند. پیکان به این راحتی ها سواری نمی دهد. این وقت هاست که اصلا پر پرواز هم ندارد. دمق است. حتی من هم پروازی نمی دهد. چه برسد به اینکه به دختری سواری بدهد که پیکان را عین قاطر می بیند... ادامه دارد...
992292

مردم مسکن میخواهند و کاری به اصلاح طلب و اصولگرا ندارند

حجة ال رئیسی مردم مسکن میخواهند و کاری به اصلاح طلب و اصولگرا ندارند رئیسی , مسکن , ت دوازدهم , حجة ال رئیسیلینک های : کیفیت 180p | کیفیت 226p |
735957

فارغ حصیلان ی عملکرد و کارایی لازم را ندارند

علیرضا منادی گفت: فارغ حصیلان ی عموما عملکرد و کارایی که باید داشته باشند را ندارند و توانایی حل مشکلاتی که در جامعه وجود دارد را ندارند؛ بنابراین نوآوری حلقه گمشده آموزش عالی کشور است.
1376044

تا ندهی بر بادم .....

 [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
1257342

تنهایی انسان

انسانها وقتی دیگر نمی توانند چیزی از همدیگر یاد بگیرید و یا چیزی به همدیگر یاد بدهند و یا نیازی را از همدیگر رفع نمایند ، میرسند به جایی که دیگر هیچ کاری باهم ندارند و این یعنی پایان رابطه ها و پایان دوستی ها. آن وقت باید فقط بهم احترام بگذارند، درست مثل غریبه ها که با یکدیگر کاری ندارند ولی بهم احترام میگذارند. و این آغاز تنهایی انسان است. 
873088

صدیقی: غرب پسندها، خدا ندارند

خطیب موقت تهران گفت: انی که می گویند اگر توافق نشود ما نمی توانیم در مقابل غرب بایستیم، خدا ندارند.
1102056

افرادی که شماره ملی ندارند با این شماره تماس بگیرند

ایرنا نوشت: سخنگوی سازمان ثبت احوال گفت:برای شرکت در انتخابات به همراه داشتن شناسنامه و شماره ملی ا امی است و افرادی که شماره ملی ندارند یا به خاطر ندارند از طریق تماس تلفنی در سراسر کشور با شماره 66707131-021اقدام کنند.
1984860

تصاویر منتسب به گل ی نوت 9 سامسونگ صحت ندارند

تصاویری که اخیراً از گل ی نوت ۹ سامسونگ منتشر شده است، صحت ندارند و در واقع تصاویر دستکاری‌شده‌ی گل ی اس ۹ پلاس هستند.
927238

برخی سریال ها محتوای خاصی برای مردم ندارند

یاسوج- بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون علت کم کاری خود را نبودن کار خوب دانست و گفت: سریال ها اکثرا برای وقت گذرانی است و محتوای خاصی برای مردم ندارند.
1102241

افرادی که شماره ملی ندارند تلفنی اقدام کنند

همشهری آنلاین: سخنگوی سازمان ثبت احوال گفت:برای شرکت در انتخابات به همراه داشتن شناسنامه و شماره ملی ا امی است و افرادی که شماره ملی ندارند یا به خاطر ندارند از طریق تماس تلفنی در سراسر کشور با شماره ۶۶۷۰۷۱۳۱-۰۲۱اقدام کنند.
2048475

اسب کشی در مناطق مرزی به بهانه مبارزه با قاچاق/ سفر صنعت به اقلیم کردستان برای کولبران

شرق نوشت: 90 اسب در چند روز کشته شدند، در مناطق مرزی. نقده و اشنویه راهی منطقه شده و با مسئولان استانی نشست هایی داشته است. ماحصل گفت وگوها این بوده که برخی اهل قاچاق هستند و این اسب ها را برای همین کار در جایی نگه می دارند. به طور سنتی کولبری در نقاط مرزی ایران با اسب و قاطر قرین شده و کولبران از این دو حیوان برای جابه جایی کالاها استفاده می کنند.
242385

هخا ان (265) : یک نمونه از اج های هخا ان

یک نمونه از اج های هخا ان هخا ان (بخش265) " ... کاپادوکیا ، سالانه ، علاوه بر مالیات به نقره ، 1500 اسب ، 2000 قاطر و 50000 به پارسیان تحویل می داد . " امپراتوری هخا ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1173 ############### کانال حقیقت https://telegram.me/haghighat1357
2378269

فوق ستاره هایی که لیاقت تیم های مطرح را ندارند

شبکه فا اسپورتس در گزارشی، 5 نفر از بازیکنانی را که کوچک ترین شایستگی برای حضور در باشگاه فعلی شان ندارند، از نظر گذراند.
150089

دماوند - رینه - جبهه جنوبی

بنام خدا یک بار دیگر فرصتی پیش آمد در کنار دوستان پا به قله دماوند بگذاریم. برنامه فشرده از غروب روز پنج شنبه هفته آ مرداد آغاز شد. شب را رینه توی چادر خو دیم و صبح بعد از صبحانه با نیسان و تویوتا به سمت سرا حرکت کردیم. پس از سپردن بارها به قاطر با کوله سبک به سمت بارگاه 3 را افتادیم. شب را در پناهگاه گذر م که از نظر شرایط محیطی بسیار نامناسب بود و. امکان استراحت را از ما گرفت. صبح ساعت حدود 2 صبح به سمت قله حرکت کردیم با توجه به شرایط نامناسب و وضعیت گروه تا حدود آبشار یخی صعود کردیم و ترجیح دادیم از ادامه صعود پرهیز نموده و به بارگاه برگردیم. پس از استراحت مجدد ساعت 2 بعد از ظهر به سمت سرا حرکت و سپس رینه و صعود ما با خیر و خوشی پایان یافت . در انتها هم هم به است آبگرم رینه رفتیم که بسیار جالب بود. حدود ساعت 3 صبح یک شنبه هم رسیدیم گرگان با کلی خاطرات زیبا قرارگاه رینه سرا قاطر بارکش بارگاه 3 برگشت گروه سد لار سرا ساعات خوشی را برای همه دوستان آرزومندم.منبع: http://barankoh. /
1756064

کفتارها؛ بربرهای حیات وحش

زندگی در حیات وحش برای حیوانات کاری راحتی نیست. در این بین کفتارها شاید یکی از موفق ترین گونه های حیات وحش باشند که تجسم بی نقص زندگی وحشی باشد. آن ها برای بقا از خوردن هیچ چیز ابا ندارند، حتی هم نوع های خودشان و به خاطر غذا باکی از درگیر شدن با شکارچیان صدر زنجیره غذایی مانند شیرها هم ندارند. در این ویدیو کوتاه بیشتر با این موجودات بدنام آشنا شوید.
2236567

۵۲۱ روستا در سیستان و بلوچستان آب شرب سالم ندارند/ به کمپین «نذر آب» بپیوندید

دبیرکل جمعیت هلال احمر با اشاره به اینکه ۵۲۱ روستا در سیستان و بلوچستان آب شرب سالم ندارند، گفت: ارزی ها نشان داد که در 521 روستای استان سیستان و بلوچستان آب شرب سالم وجود نداشته یا آب شرب آنها سالم نیست یا شبکه آبرسانی ندارند.
2199191

عسلویه: ی به فکر جان مردم عسلویه نیست/ سلامت مردم در خطر است/ اینجا برق می رود جهنم است/ مردم عسلویه به همه امراض و بیماری ها گرفتار شده اند

بارها مشکل آب توسط خطبای از این تریبون گفته شده است اما رسیدگی نشده است. ای دیگر اگر برق ندارند یا آب ندارند می توانند بیرون بروند. آنجاها دیگر این آلایندگی را ندارند اما اینجا اگر برق می رود جهنم است.
889641

: و بقایی رقیب ندارند

اسفندیار رحیم گفت: محمود و حمید بقایی هیچ کدام رقیبی ندارند.

اگر قاطر ی را رم ندهی با تو کاری ندارند