بازم از غم تو قلبم روضه خونه


2350185

بازم از غم تو قلبم روضه خونه

بازم از غم تو قلبم روضه خونه زمینه – شهادت حضرت زینب (سلام الله علیها) 1397 ادامه مطلب
1877153

ست و اما....

ست. فکر نمی بازم بخوای بخوری. دیدم دوتا لیوان رو اپنه، آبمیوه و یه چیز دیگه، حتی شک که نکنه ته چای توی قوری رو ریختی تو لیوانت، رفتم بو . بوی گندش تا مغزم رفت. حالم بد شد. واقعا مس ه و مز فه. کاش رفته بودم با اینا. یه چیزی میدونست هی میگفت خونه نمون حرص می خوری! خدایا.... وقتی آناهیتا بیاد چیکار کنم؟ وای خدایا.... کارم سخت تر میشه. عذاب کشیدن و تقلا برای نقش بازی . وای که دوباره دلم خواست بزنم زیر گریه. قلبم ش ته خدا. قلبم ش ته. مگه نگفتی آبرو دار بنده هاتی؟ خب... این آبروی منم هست جلو مثلا آناهیتا.... وای خدایا وای خدایا وای خدایا.... تپش قلب گرفتم بازم. بدنم سست شد باز. چقد این روزا دنیام زود رنگ عوض می کنه.... + من را بگذارید بمیرد، به درک . . .
440162

روضه خونه ی با آبگوشت !

امشب یعنی چهارشنبه 29 دیماه 1395 خونه روضه بود . حدود 40 ساله روضه خونی داریم. اولش خونه ننه علی میرزا بوده که اونو آورد خونه خودشون. الآن حدود 35 ساله حدودا اینجا می آییم روضه. اینجا قبلنا آشیخ عبدالرسول و شیخ عباس غیبی و شیخ میرزا قاسم کریمزاده روضه می خوندند.
2317318

اوووف

کلی زنگ زدم به مامان خانم و خونه جواب نداده بعد کلی وقت جواب داده میگه کجایید میگه خونه؟،؟  بیرون؟  یعنی اومدم روضه؟!؟  هیچی قطع کرده ام؟!؟  یعنی همیشه خدا روضه یا جلسه قرآن دعا ست! اَهِ حالمو بهم میزنه بخاطر همینه که از همه چیز فراری ...تاپ سی گرفتم برم خونه ببینم چیزی پیدا میکنم یا نه؟ 
88706

چرا خوابم نمیاد

بازم بیکارم حوصله دیدنم ندارم، نمیدونم فردا کلاس دارم یانه اخه تعطیله شهادت رضاس، امروز رفتیم قم، روزه بودم، الویه درست کردیم شام خوردیم، سبک شدم قم، فردا اگه کلاس نداشته باشم میرم خونه زن نا روضه دارن، دیروز نهار خونه دختر بابا بودیم، پریشب هم خونه خدیج شام بودیم، از قم قرآن خ خوشحالم خداکنه همونی باشه که میخواد.. چکار کنم بخوابم خواب از چشام گریزونه چقدجملاتم ربط دارن بهم خخخخ پرت و پلا مینویسم من رفتم بخوابم باااااایییییییی
750183

حس و حال سال تحویل 96

امسال حس و حالم با همه تلاشی که و حتی شیرینی هایی که دستپخت خودم بود و سر سفره گذاشتم متاسفانه حتی به خوبی پارسال هم نشد . جو خونه و بابا خوب بود . اما انگار ته دلم من چیزی نجنبید و قلبم ت نخورد. یه جور بی تفاوتی . یه دل خالی از نور و امید . حتی آرزو و خواسته ای انگار نداشتم .تموم اسفند رو بدو بدو تا به این لحظه برسم اما حیف که این همه تکاپو بی حس خوب تموم شد . خدا کنه امسال زندگی جور بهتری خودش رو به من نشون بده . هرسال همین رو میگم یا مینویسم یا ته دلم میخوام اما سال بعد میاد و من همون آدم قبلم سر همون خونه اول. خدا رو شکر میکنم برای همین چیزایی که دارم . قراره بازم کل تعطیلات رو تو خونه باشم و به پذیرایی و مهمون داری سر کنم . بابا و مامانم و داداشم فردا قراره برن با اون خواهرم و شوهر و بچه هاش شمال . اما من بخاطر محدودیت خواهر و برادرم که تو خونه هستن و بخاطر سردی هوا جایی نمیتونن برن منم بخاطر اونا مجبورم بمونم خونه . دوس دارم برم مسافرت مثل بقیه آدمها زندگی کنم اما همیشه باید بمونم و مراقبت کنم وقتی هم بریم بازم همه حواسم باید به کاراشون باشه . خدایا سهم من رو از این زندگی تو همین سال بم بده . چون دارم به جایی میرسم که دیگه هیچی ازت نخوام .
1252803

می خواستم بگم...

خدای من می خواستم بهت بگم دیدی بازم اب ناراحتش خدای من چقدر سخته اولویت بندی بین حرفات... انجام واجبت و رعایت درست حجاب و احترام پدر و مادرت که گفتی.. مخصوصا مادر. می خواستم بگم خدای من خیلی قلبم سیاه شده منو از آدما پس بگیر، منو دست خودم نسِپار ... می خواستم بگم خدای من... قلبم خسته ست. دست قلبم رو بگیر مهربان ترین.... می خواستم بگم خدای من... نذار دنیا دست و پای دلم رو ببنده.... کمکم کن قلبم و اعمالم انقدر سیاه نشه....
307108

(بدون عنوان)

پنجشنبه خونه رو تحویل گرفتم و صبح اثاث بردیم دیروز هم خونه مرتب و تمیز شد امروز رو مرخصی گرفته بودم که یه کم تو خونه باشم نمیدونم چه حسی دارم از درون خالی خالی ام انگار قلبم رو دادم رفته انگار جای قلبم یه تیکه سنگ گذاشتن برام فرقی نمی کنه دور و بری هام چی میگن و چیکار می کنن هیچ حسی ندارم قبلا از اینکه بقیه ناراحت شن داغون می شدم همش میگفتم وای چرا این کار رو وای نکنه از حرفم ناراحت شن اما حالا نیس که بقیه چی فکر می کنن دلم می خواد یه تیکه از مغزم رو ببرم و بندازم جلوی سگ خلاص شم
479038

آشوبم؛ آرامشم توئی...

نه دیگه نشد... که نمیشه بزاری از در خونه ت ناامید برم. که کرمت نمیذاره. که میدونم حواست به دست دعامه و نمیذاری خالی برگرده...که میدونم هرچقدرم بد، بازم بهم اشتیاق داری. که یادت نمیوفتم ولی دوست دارم. که با اینکه همیشه یادمی و گاهی کاری که نباید، میکنم بازم هستی... پام وایسادی... اصلا افته واست دست رد زدن ... انقدر که بزرگی. درسته نمیگم ولی میبینی که دونه دونه اشکایی که ریختم و پا شدم و رفتم توی سالن و تبدیل شد به هق هق و هر دو دستمو گرفتم جلوی دهنم که صدام این وقت صبح بیدار نکنه یو.. که از دلم خبر داری... که قلبم مچاله شده از اتفاقات این چند وقت، که فقط امید توئه که نمیذاره دق کنم، که چی بگم از اینکه خودت بهتر میدونی حال ظاهری رو با دل اب رو به راه نشون دادن چه سخته...این روزا چشمم به توئه. اومدم در خونه ت... همین روزایی که "در" داغ گذاشته رو دلمون... بی نصیبم نذار...
376271

فکرکنم قلبم نمیزنه

روضه شنیدم عادی بودم الفاتحه...
671564

بازهم ید

چندروز بود اینجا نیومده بودم . دلم تنگ شده بود .. دوشب قبل رفتیم بازم ید و دیروز هم تو خونه بودیم و مغول کارای خونه . امروز ولی بیکارم و نشستم میبینم . اونشب حس ید . دوتا مانتو و کیف و کفش و سه چهارتا روسری و ... ولی بازم ید دارم که کم کم باید بریم بازار ب یم . دیروز هم حمید قول داده بود برام یه چیزی بگیره که نگرفت و قرار شد همین روزا بگیره .. حالا وقتی که ید میام و مینویسم ..
486767

لعنت به من

بی خو ترسبازم شب بیداریغلط اون قرص لعنتی رو از خونه نیاوردم.حتی اگه قراره بازم توهم بزنم و چرت و پرت بگم، باید این قرصو بخورم. هر چی باشه بهتر از این وضعه.فردا میرم داروخونه ببینم بدون نسخه بهم میدن یا نه.
405906

روضه حضرت فاطمه زهرا

بهترین روضه حضرت فاطمه زهرا جدید ترین روضه حضرت فاطمه زهرا حضرت فاطمه زهرا روضه فاطمه زهرا روضه حضرت زهرا روضه حضرت فاطمه ادامه مطلب
35408

آکورد اهنگ بزن بارون از حمید عسکری

f#m f#m6 f#m d f#m بزن بارون ببار آروم به روی پلکای خستم f#m f#m6 f#m d بزن بارون ، تو میدونی ، هنوزم یاد اون هستم f#m bm f#m bm با اینکه رفت و پژمردم هزار بار از غمش مردم #f#m c ولی بازم دوسش دارم فکرش تنهام نمی ذارlم f#m6 f#m d f#m بزن بارون ، ببار آروم ،به روی پلکای خستم bm f#m دارم هرشب میام از خونه بیرون ، هوای خونه سنگینه #f#m c من هر شعری که این روزا نوشتم از تو غمگینه bm f# f#m بازم با گریه خوابم برد بازم خواب تورو دیدم دوباره #f#m c چقد غمگینم و تنهام چقد میخوام که باز بارون بباره منبع: http://guitaristpop. /
405104

کانال روضه حضرت زهرا

کانال روضه حضرت زهرا کانال روضه حضرت زهرا کانال روضه حضرت زهرا کانال روضه حضرت زهرا کانال روضه حضرت زهرا کانال روضه حضرت زهرا ادامه مطلب
196912

بازم دلتنگی

بازم دلتنگی بازم دلتنگی خدایا صبر من تموم شد صبر تو کی تموم میشه مگه نگفتی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما رو من که روز و شبم به خواستن میگذره خدایا دستمو خالی نذار خدایا امیدمو نگیر خدایا بیجوابم نذار خدایا خدایا خدایا چشمام خسته شدن از اشک ریختن قلبم خسته شده از تپیدن خدایا فرجی منبع: http://askimshadi. .. /
1904366

«محمدحسین» با روضه مأنوس بود

شهید عزیز خودش را به هیات رساند. همینکه همدیگر را ملاقات کردیم، از من پرسید روضه تمام شده است که گفتم بله دیر رسیدی. در همین لحظه با ناراحتی به من گفت: «می خواستم به روضه برسم که نشد...».
8439

جابجایی

امروز بازم اتاقمون جابجا شد....خسته شدم.....با اینکه اتاق خیلی بزرگ تره ولی بازم جابجایی خیلی خیلی سخته....واقعا خیلی داغونم.....کلی کار باید انجام می دادم ولی نمی دونم از کجا باید شروع کنم....امروز سر این قضیه ی مز ف خیلی خیلی از وقتم رفت......باید به یه سری از ورودی ها سر می زدم که بازم نتونستم برم.....نمی دونم که 10 روز دیگه برم خونه یا نه؟!!!....مامانم که میگه بیا....هنوز تصمیم نگرفتم....وقتی پدربزرگم فوت کرد 4بار از تهران تا خونه رو رفتم....خیلی خیلی خسته شدم......واقعا دیوونه کننده هست........ تمرکزم رو از دست دادم.....منبع: http://ee96. /
165451

مهمون قلبم

همیشه دوست داشتم عاشق باشم و با عشق زند کنم و وقتی صبح از خواب بیدار میشم به یاد عشقم باشم و شبها به یادش و با خاطراتش سر بر بالین بزارم ولی هیچگاه موقعیتش برایم پیش نیومد تا چند وقت پیش که احساس ضربان قلبم ناکوک است وقتی به سراغش رفتم و جویای احوالش شدم دیدم یکی مهمونش شده و با هم سرگرم هستند به قلبم گفتم مواظب باش مهمونت صاحب خونه نشه.قلبم فقط خندید ولی خندش غمی رو با خود حمل میکرد که حاکی از این بود ک بد جوری خودشو باخته حالا خدا کنه مهمونش قدرشو بدونه و رسوای زمونه اش نکنهمنبع: http://1367yas. /
1491056

"سر مزار من روضه بخوانید"

وصیت شهید رضا سنجرانى با نام جهادی کرّار؛ "سر مزار من روضه بخوانید" ... ابوعلى: چند تا وصیت داشتی جلوی دوربین بگو بلا ه. کرّار: اولین وصیتم این که ان شاءالله اگر ما به حسن قاسمی و دیگر دوستان رسیدیم، هر کی هر وقتی حال کرد و دلش برای ما تنگ شد و آمد کنار سنگ ما نشست، یک #روضه ای بخوانند، اگر نمی خوانند با گوشی اش یک روضه ای بگذارد، بالا ه یه عمری با این صداها آشنا بودیم، مأنوس بودیم، بشنویم بازم، حیفه، گناه داریم دستمان از دنیا کوتاه است. @labbaykeyazeinab
623111

زندگیه

هی زنگ هی زنگ هی زنگ.....که چی؟ که هیچی که یه دقت خ نکرده این دوستی ای که جز اعصاب خوردی برام هیچی نداشته تموم نشه بعدشم گریه و ..... اخه که چی چه نفعی داشته اخه این دوستی..... بسه تروخدا ...... ستوده فقط ضرر رسوند و رضویه با هزارتا بدی فقط نفع..... این داستانه نفع و ضرر بهترین و بدترین مدرسهای دنیان......اره دوس دارم جمع ببندم و حکم کلی بدم.....اون سری دعوا دعوا دعوا دعوا داد فریاد کتک کاری اعصاب خوردی که چرا هی ول میگردی تو خونه نه کلاس زبان نه نه دوستات نه مو و هزار تا کوفت و هزرمار این سری دعوا و ناراحتی و اعصاب خوردی که چرا خونه نیستی چرا همش بیرون کلاس زبان دوستات موت و هزار کوفت و زهرمار..... این شد زندگی ما هرکاری کنی آ ش دعوا واعصاب خوردی هست حالا الان اینم اضافه شده که چرا نیومدی بریم روضه خدایا منو کن خدا م کن راحت شم روضه چی میگه نمیخواممممممم ........ مگه زوره؟ آره زوره ......دوستی زورهروضه زورهرفتن و نرفتنه بیرونت زوره :(((((
319397

بزنید صورت مساله رو پاک کنید به کل .

حالم خوش نیست ، سرم درد میکنه ، یه حجمی از استرس رو دارم به دوش میکشم ، درک نمیشم مثل همیشه ، برو که رفتی . قلبم درد میکنه قلبم درد میک قلبم درد قلبم قل .
1349118

دلتنگی

هعیییی خونه چقدر دلتنگم بودن.سه ماه بود نرفته بودم. بیخبر در خونه زدم دیدم پدر مادرم اومدن دم در (نحوه زنگ زدنم خاصه میفهمن :دی). کلی ذوق . بندگان خدا تنها موندن. خیلی دلم سوخت.باید حواسم باشه دارن رفته رفته میانسالی رو رد میکنن مراقبشون باشم...امروز سه تایی مون فقط میخندیدیم. ساعت نه صبح دیدم بابام داره کارتن نگاه میکنه :)))).الان. مامان بازم بیدار شد اومد کنارمون داره بازم میخنده :)))). 
967002

شعر ترانه از افشین یداللهی :

شعر ترانه از افشین یداللهی :همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشههمین که گاهی چشمامون،تو چشم آسمون واشههمین که گاهی دنیار و با چشمای تو می بینمهمین که چشم به راه تو میون آینه می شینمبازم حس می کنم زنده امبازم حس می کنم هستمبگو با بودنت دل روبه کی غیر تو می بستمهمین که میشه یادت بود،تو روزایی که درگیرمکه گاهی ساده می خندم،گاهی سخت دلگیرمهمین احساس خوبی کهدلت سهم منو دادههمین که اتفاق عشقبرای قلبم افتادهبازم حس می کنم زنده ام بازم حس می کنم هستمبگو با بودنت دل رو به کی غیر تو می بستم از : افشین یداللهی
12850

شعر دوست خوبم برای من

کجای کار این عشقی که حالم از توپنهونه هنوز درگیرمی شاید، که چشمام خیس بارونه هنوزم باخیال تو دارم فردامو میسازم تویادنیای من میشی، یامن دنیامو میبازم کدوم جاده تورو برده به شهر بی نشونیها چطور تنهام گذاشتی با غم بی همزبونیها تموم زندگیم بودی ولی دل کندی از خونه تورفتی تا که ثابت شه یکی بی تو نمیتونه تو رفتی تا که ثابت شه من از دلشوره میمیرم آره مردم ولی بازم دلم رو پس نمیگیرم هنوزم دلخوشیم اینه که دستات سهم دستامه هنوز دلواپسم هستی، هنوزم تو دلت جامه خودت میدونی فرزانه دلم بی تو نمیتونه قبوله من کم آوردم، دیگه بر گرد دیوونه سراب لمس آغوشت مث کابوس، شبگیره میخام درگیر رویات شم،ولی خوابم نمیگیره بااینکه سوخت تو شعلت،پر پروانه قلبم ولی بااین همه بازم تویی فرزانه قلبم مرسی دوست خووووووووبممنبع: http://namaaaakestan. /
2328847

چرا؟ اینجوریم

اط صبح تا حالا هرچی مینویسم پاک میکنم ! چه توی کانال تلگرامیم و چه توی وبلاگم !!!! در مورد اینکه نمیخواستم از خونه بیام بیرون و اینکه #مامان_خانم بازم رفته روضه خونی و یا اینکه ساعت زنی #شرکت 6 دقیقه ای عقب و من با اینکه 08:02 دقیقه رسیده ام اما سر تایم برام ساعت ورود خورد !!!!  یا وایه گویه های ذهنی در مورد .... در مورد چی بود یاد نمیاد 
1834

دلم فقط خونه میخواد

یعنی میشه بازم زمستونا خونه باشم با مامانینا چایی بخورم و بگم سرده.. آخ میشه وقتی از بیرون میام بابا کشکینه درست کرده باشه..و من ناز کنم دوست ندارم.. آخ میشه وقتی صبح از خواب پا میشم ببینم برف اومده وکلییی ذوق کنم.. میشه روزای سرد زمستونی و خشک رو تجربه کنم تو خیابون منتظر ماشین با یه افت که ادم رو گرم نمیکنه.. میشه صبحای زود بازم مامان پتو بندازه روم... میشه شبا با هم ببینیم..با هم بخندیم..و من دیگه ترسی ازاومدن نداشته باشم و دیگه گریه نکنم.. میشه بازم مهمونی بگیریم و مهمون بیاد و تا نصفه شب حرف بزنیم .. میشه اینقدر دیر بخو م و هی بابا بگه هیییس همسایه ها خوابن.. میشه باز بریم مسافرت... میشه ... خسته شدم..دیگه به اینجام رسیده :/ از ادم ها خستم.. وقتی بشتر از 2 هفته نمیرم خونه این اوضاع پیش میاد باید این هفته برم خونه وگرنه دق میکنممنبع: http://dokhipaeezi69. /
1301112

دموکراسی

تق تق تق؛ دادگاه رسمی است؛ نامبرده به علت دلبری زیاد، محکوم می شود به حبس ابد توی آغوش دلبرانه ی یار. هی تو، تویی که زندگیم رو رنگ دادی، جات همیشه همین جاست، پشت میله های ف ی قفسه ی ام، توی بهترین جای قلبم، بهش عادت کن که اینجا امن ترین نقطه ی دنیاست، اسیرش که بشی دیگه هیچ راه فراری نیست؛ انتخاب با خودته، همیشه بوده و هست اما دو راه بیشتر جلوی پات نمی زارم، یا دوستم داشته باش یا تحملم کن! بهتره دوستم داشته باشی چون حتی اگر ازم متنفرم باشی با همه وجودم عاشقتم، عاشقتم که توی این زندون جات دادم، چون خودتم خوب می دونی که یا مال منی یا مال هیچ ! بزار رک بهت بگم که حسادت مردانم نمی زاره که مال دیگه ای غیر از من باشی، چون بهت حس مالکیت دارم! همیشه بهت گفتم بازم می گم: مال من هستی ولی نه مالی که بزارمت بالای طاقچه تا خاکشو سال به سال بگیرم، نه، از اون مال هایی هستی که بوی زندگی می ده و همیشه جات همینجاست؛ می شنوی؟ دقیقا همینجا، توی قلبم! می شنوی که چطور با شنیدن صدات اینطور به تکاپو میفته، آره، درست فهمیدی، من همون کبوترِ جَلدیم که حتی فرسنگ ها اونورترم ولم کنی بازم راه خونشو بلده، بازم بالای سرت سر در میاره! پس بازم میگم: یا دوستم باش یا تحملم کن! باور کنی یا نه اینجا آ دنیاست؛ آ ش...
187071

.. nothing in nothing ..

بازم بیقراری ... بازم انتظار ... باز دنیا دور سرم میچرخه .. خستم .. از کلمات تکراری بین نوشته های بی سر و تهم .از تکرار تنهایی و ترس از دلشوره از چرخش این تصاویر مرده دور سرم .. از شنیدن از نوشتن از سرمای استخون هامو و حرارت پلکام از صدای قلبم .. از ماه و خورشید از ابر و بارون از همه ی رنگین کمونها خستم ... آآآآی آسمووون پس رعد و برقت کجاست ؟!منبع: http://ghazal7667. .. /
1942982

عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست

عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست صاحب عزای فاطمه آن بی نشان کجاست قربان اشک روز و شب چشم خسته ات مولا فدای مادر پهلو ش ته ات . . . شهادت حضرت فاطمه (س)رو پیشاپیش به همه مسلمانان و از همه مهم تر . اقا زمان(عج) تسلیت میگویم
320680

پنجاه و شیش

دومین سالی که با آقای کوهنورد گذورندم .. با سال قبل خیلی متفاوت بود .. میگم بهتون - پارسال شبکار بود و امسال روزکار - پارسال من خونه مادرِ کوهنورد غریب و تنها بودم و امسال هر لحظه و با خود ِ کوهنورد بودم - پارسال خوندن ِ کوهنوردو تو ایستگاه صلواتی و هییت ندیدم ولی امسال به وضوح دیدم - پارسال با خانم آقا ... خطاب نمی شدم و امسال دیگه همه منو میشناختن و خطاب شدم - پارسال انقدر دوسش نداشتم و بهش افتخار نمی ولی امسال .. امسال خیلی خیلی زیاد بهش افتخار - پارسال خیلی با امسال ما فرق داشت .. شام غریبان با خواهرای کوهنورد رفتیم به یه روضه .. شبیهه روضه و هییت و عزاداری نبود خیلی خیلی فرق داشت ، نمیتونم توصیفش کنم فقط دلم میخواد باز اون خانمه بخونه و من اشکی بشم .. شاید برا این بود ک من خیلی دلم پُر بود نسبت به پارسال .. یا شایدم سوز صدای اون خانم خیلی عمیق بود .. هر چی بود خیلی دلم میخواد بیاد و بازم برام بخونه .. از خدا خواستم تمام مریضا رو شفا بده .. حاجت مارو هم بده .. الهی آمین
757930

بهارِ من

بهار که میشه ...یعنی نمی دونم چند وقته ...ولی خیلی ساله ...خیلی سال که بی حس و کرخت میشم و مدام خواب آلوده مبعد که میام بخوابم ...قلبم یکجوری تند میزنه که مثل ماهی ای که تنگ براش کمه آب کمه و حالش بدجست می زنم اینور اونور ...نمی دونم چند ساله آقای عکاس...ولی کلی حال خوب به خودم بد ارم ...بهار امسال اومده ...تو کنارمی ...دوری ...ولی به جرات اعتراف می کنم دیگه هیچ مثل تو کنارم نبوده و نخواهد بود ...دوری و دلم ریش ریشه ...ظهرا تو به طاووسا زل میزنی و به هیوا فکر می کنی که با کفش جیک جیکی یکروزی باهات میافته دنبال طاووسا ...می دونم تو روت نمیشه بهش بگی وقتی پر باز می کنن که می خوان جفت بگیرن ...ولی من میگم بهش ...من اما افتادم تو تختم به ساندویچ یخ کرده ی ژامبونی که تو دستاته فکر می کنمبه اون یک بسته پر کش مویی که واسم یدی ..به حساب پس اندازمون که موفق نیستیم تو پول ریختنشیک قرص صورتی می خورم بلکه تاپ و توپ بهاری قلبم که سال هاست با منه عرق سرد کف دستم تو فصل بهار حساسیت و حتی مدام دستشویی رفتن دست از سرم بردارهاما بازم فکر می کنمبه اولین پیراهنی که برات یدمکه بزرگ بود ولی زیر کاپشن سیاه دوست داشتنیت قایمش کردی تا دلم نشکنه ...برام مهم نیست چی میشهقراره بشه ...بعد ده سال امشب قرص اعصاب نخوردم ...فکر اینهمه ادمی که ازارم دادن بیشتر به دارو نیاز دارند تا مناگه همشون یکم شبیه تو بودنحال منو می دونستنو یکم خودخواه نبودن ...نیازی نبود از ۱۶ سالگی انواع قرصا رو بخورم ...ولی بازم مهم نیست ...توی خونه ت خو دی و تنهایی ...ع می فرستی و میفهمم خونه ت اونقدر کوچولوئه که چمدونت بغل رختخوابته ...تو خو و من بیدار و صبح ها که هر دو عاشق خوابشیمتو بیدار و من خواب ...پنجره رو باز می کنمبارون میاد .. بارون بهترین نشون بهاره ...امسال همش با بارون شروع میشه ...و امسال بعد اینهمه سال ته دلم با یک کلمه ی پر مهر تو لبریز از آرامش میشه ...حتی وقتی اشتباه می کنممی رنجونمتبازم میگی میخوای بریم شمال؟و من خوابم می بره ...آقای عکاس به فصل بهار بی قراری من خوش اومدی...
2310679

۸ کتاب عاشورایی تاریخی که خواندن آن ها توصیه می شود

روضه ها این داغ های بر دل نشسته، به و نسل به نسل، آن نبأعظیم را به آدمیان رسانده اند و قلم ها... و قلم هایی که جمله به جمله آن روضه ها را گریستند، مظلومان مقتدرند که در میدان فراموشی زمانه، شمشیر زده اند. این چنین است که کتاب ها هم روضه خوان حسین شده اند.
2330623

میشکنی قلبم و ، کارت دلبرگشی تاتهش پایم وآ مرا ، می گشی ا

میشکنی قلبم و ، کارت دلبرگشیتاتهش پایم وآ مرا ، می گشیاومرا تنها نمیزاره ، اما چرا دلبرگشی ؟بس بیا کوتا بیا جانانم ، چراعاشق گشییک گمی بادلم باش ، دیوانه تمهرجوری ردم کنی ، بازم درخانه تمهیچ ی مثل غلام ، نمی خواد.عزیزمپای تو وسط باشه ، همیشه عاشقمدارو ندارم تو و ، همیشه کنارتو ودل ازت نمی کنم ، یار دلبرگشمغ..ر..آ
2307459

قلبم

شبکه نسیم داره عملیات صد و بیست و پنج نشون می ده.هی فغان.آخ قلبم.قلبم.
1326245

من ادامه میدم!؟ نمیدونم خودمم

درگیر اتفاقا و تصمیمای مهمی م...درخواست انصراف بدم و کاردانی بگیرم و دیگه اونجا و به اون شکل ادامه ندم، بیخیال همه چی شم و برگردم به اون اب شده، بازم همون بی خیال همه چی شم و برگردم به اون اب شده پلاس اینکه با ج رو و یکی دیگه بریم خونه بگیریم اونجا و تو اون خوابگاهِ اب شده بیشتر از این نمونم... یا... چی بود تو آیین نامه؟ کمیته ی نمی دونم چی چی وزارت که هر رأی ای بده موظفه قبول کنه؟ یا همون کاردانیو بگیرم و انصراف بدم و بعدش چی؟ دوباره کنکور؟ وای واقعاً همه چی بهم ریخته س...و یه سری اتفاقات مهم دیگه هم داره هم زمان اتفاق میفته... حال مامان بزرگم داره بدتر می شه (و بازم من هر دفعه که یادش میفتم صمیمانه از ته قلبم دعا می کنم هیچ وقت پیر نشم و در جوونی بمیرم)... اتفاقای بد، خبرای بد... تصمیمای سخت... خوابای ناآروم و در نهایت هم بدتر شدن چیزی که نمیخوام باور کنم وجود داره و همه ی این چیزا هم بی تأثیر نیستن توی پیش رفتنش...
155836

سر شلوغ

این هفته چقد سرم شلوغه ٧:٣٠ کار، وورکشاپ، خونه ٢٢:٣٠ ٨:٠٠کار و بازم کار،بسکت خونه٢٢:٠٠ ٨:٠٠کار ،دلیوری، بسکت خونه ٢١:٠٠ زود: کار نهار با گروه ،افتر وورک و والیبال ساحلی خونه :خیلی دیر زود: کار ، پری پارتی، کنسرت چارتار، پارتی ،معلوم نیس کجا سر در بیارم : نامعلوم اهر هفته :(((((((منبع: http://amirrasgari. /
814656

پای این جسم ، وایسا

ب بازم سراغم اومدی... بازم خواستی زورتو ب رخم بکشی...بازم صدامو بریدی،چهرمو درهم کردی و زانو هامو خم، تا اینکه بازم زمینم زدی...بازم اشکمو دراوردی...بازم اینقدر ب سینم فشار اوردی تا مجبورشدم چنگ بندازم و مچ کنم ک اروم بگیری...بابا اصلا تو پهلوونی... من که گفتم: دل من، مردیه واس خودش...پس نامردی نکن،ضعیف کشی نکنیباهام مدارا کن، مدارا کن که من هنوز "حسین" ع ندیده ام......  ( اذیتم نکن)
2154792

تیر

چندروز پیش ننه ام زنگید که سبزی باید پاک کنیم بیا کمک. رفتم برای ناهار و تا خود ساعت11 شب هم سبزی هارو د .هم یه دلمه با دستپخت خودم درست .خاهری اتاقمو به مالکیت گرفته . تختم رو هم ؛همچنین. ان شالاه وضعم خوب بشه یدونه خوشجلشو برای خونه خودم بگیرم. شب موندم و صبحی رفتم سرکار. شکرخدا  نبودنم زیاد توفیری نداره براشون. فقط درمواقع سبزی خورد بهم نیاز دارن.خخخخ. نمیخام وسایلای اتاقمو از خونه ننه ام بردارم تخت و کمدو میذارم میمونه و فقط کامپیوترو باید هفته دیگه بردارم ببرم خونه خودم. فردا عروسی دعوتیم . عروسی داداش عروس بزرگ. قبلا کلی مینوشتم ها نمیدونم چرا بازم دستم به نوشتن نمیره. شکرش باشه بازم راحت میخابم تو خونه خودم.الهی بامید خودت.
1485495

من میخ نداره

از این به بعد همسر رو توی نوشته هام، با نام مدیر ازش می نویسم! ب با مدیر رفتیم روضه. اما چون شیفت زهرا بود، واسه اینکه ا شب موقع برگشتن اذیت نشم ، با ماشینم رفتم.  مدیرجلو بود و من هم پشت سرش می رفتم تا رسیدیم به محل روضه. ازقضا سرکوچه برخورد کردیم با ماشین دامادم و دخترم که مادرشوهرش رو هم آورده بود.  دخترم با تعجب به من گفت شما دوتا چرا اینجوری اومدید روضه؟ معطل ن و گفتم بابا قبل از اینکه بیان روضه، با معاون شون چندجا روضه رفته بودند. الان یهویی هم مسیر شدیم...لبخندی زد و چیزی نگفت.می دونست راست میگم. ازطرفی هم حس کرد دارم اینا رو جلوی مادرشوهرش میگم که حساس نشه.خب،شیفت شب مال زهرا بود.مدیر بهم پیام داد که مجبوره زودتر بره. چون زهرا  منتظرشه.بهش پیام دادم که ممکنه لطف کنید و تا ا بمونید؟ نمی خوام دامادم و مادرش حساس بشن. جو نداد.ولی بعد از پایان روضه اونو همراه دامادم دیدم. نرفته بود.با اشاره ازش تشکر گردم.اونم گفت من دختر کوچیکه رو می برم خونه تا شما برسید. بردن بچه م جلوی چشم مادرشوهر دخترم، باعث شد نگرانی ام کم تر بشه. مدیر  با دخترم رفته بود دنبال زهرا که خونه ی مادرش مونده بود. بعد دخترمو رسونده بود خونه و بعد با زهرا رفتند خونه ی دومش.شب با ارامش خو دم. صبح زود دیدم همسر پیام داده پشت دربم و بازش کنید.خوشبختانه بیدار بودم تحویلش گرفتم. گفت اومدم اینجا برم و بعد برم اداره!با تعجب گفتم مگه خونه ی دوم تون میخ داره که نمیرید؟ گفت اینک جان... میشه اینقدر منو ضایع نکنید؟ من همش دنبال بهانه ام که بیام ببینمتون. انرژی بگیرم و برم. چه بهانه ای بهتر از پیدا کنم؟گفتم باشه. ممنونم که صبح به این زودی اومدید دیدنم.  ش رو رفت. لباس هاش رو پوشید. موقع خداحافظی بغلم کرد و صورتمو بوسید و خداحافظی کرد و رفت اداره.زهرا همچنان ویار داره.ح تهوع داره. دوماهه بارداره
1708278

روضه

روضه یعنی دورهمی با قدر بدانیم روضه ها را
305317

خواب ظهرگاهی!

برگشتیم خونه...این چند روز که نبودیم ، خونه قندیل بسته ولی بازم یه آرامش و گرمای خاصی داره...بسی خسته هستم و از شنبه یه عااااالمه فعالیت و کار دارم که اصن فکرشونم به آدم استرس میده..ترجیحا الان میخوام بهشون فک نکنم و بگیرم بخوابم
198627

آهنگ وبلاگ

سلام مدتی بود دنبال یه آهنگ قشنگ بودم که روی این صفحه بگذارم و بالا .. ه این آهنگ و انتخاب .. . خودم عاشقشم بگو هنوز هستی،بگو که اینجایی بهم بتاب از شب فانوس دریایی به من که تاریکم بی تکیه گاه و سرد فاصله رو بشکن بازم به من برگرد بزار شبم با تو ستاره بشماره یکی تو این ساحل امشبو بیداره مثل قدیم بازم ختم کلامم باش موجا رو وحشی کن ماه تمامم باش بدون تو خونه شبیه زندونه .. ی نمیفهمه .. ی نمیدونه هنوز توی گوشم زنگ صدات مونده تو ساحل قلبم رد پاهات موندهمنبع: http://noghtehh. .. /
125735

آهنگ وبلاگ

سلام مدتی بود دنبال یه آهنگ قشنگ بودم که روی این صفحه بگذارم و بالا ه این آهنگ و انتخاب . خودم عاشقشم بگو هنوز هستی،بگو که اینجایی بهم بتاب از شب فانوس دریایی به من که تاریکم بی تکیه گاه و سرد فاصله رو بشکن بازم به من برگرد بزار شبم با تو ستاره بشماره یکی تو این ساحل امشبو بیداره مثل قدیم بازم ختم کلامم باش موجا رو وحشی کن ماه تمامم باش بدون تو خونه شبیه زندونه ی نمیفهمه ی نمیدونه هنوز توی گوشم زنگ صدات مونده تو ساحل قلبم رد پاهات موندهمنبع: http://noghtehh. /
1934990

شروع

بلا ه زنگ خونه ت ی خونه ماهم به صدا در اومد از  یکی از اتاقا شروع کردیم.مامان خانومی معتقده هرکاری نمیشه کارگر انجام بده...چندین سالِ خانم ... میاد خونه ما و حتی خونه ِ  داداش وخواهرم واسه  تمیز ،خانم یکی از همکارا بابا ایشون معرقی کرد .امسالم به رسم هرسال دوروز قرار بیاد خونه ما اماحدود دو سوم کارها خودمون باید انجام بدیم:|+امروز پستچی واسم یه بسته اورد که خودم میدونستم چیه اما بازم  ذوق داشتم:)+روتختی را عوض :)+سریال گلشیفته  بنظر خوب  بود.+دربی هم نتیجه اش دوست نداشتم:(  ...تبریک به هواداران استقلال
655714

هیچ کجا خونه خود آدم نمیشه

نمیدونستم اینقدر دوستش دارم :)))))))))))) خونمون رو میگم، مدتها بود خونه نرفته بودیم و خونه مامان اینا لنگر انداخته بودیم، خب هم پله نمیخواست برم بالا اونم 3 طبقه و نیم، هم شام و ناهارمون آماده بود و هم تو خونه ساعت ها تنها نبودم و......... که همه اینا هم به درخواست مامان و همسر بود هرچند من دلم میخواست برم خونموناما حالا که مامان اینا مهمون دارن ما اجبارا میریم خونمون هرچند در حد شب رفتنه :))))) ولی خب همینشم عالیههههههههههههههههههههههههه. ب به همسر میگفتم علاوه بر اینکه دلم واسه خونه تنگ شده بود گویا طی این مدت،  خیلی هم دلم برای شما تنگ شده بوده گویا که بازم متوجه نبودم
2071906

تا آ ین نفس

هر جا باشی به خودت برمیگردم، به یاد بیاور ، چه سخت بود روزهایی که بی تو سر می و ما جدانشدنی خواهیم بود، من ریشه ام و تو گل وجودم ، اگر پ ر شوی خشک میشوم ای تمام وجودم ی در قلبم جایی ندارد وقتی تو هستی ، تو تا ابد دلیلی برای ضربان قلبم هستیاز زندگی هراسی نداشته باش ، ما رفته ایم و اینک به راه عاشقی پیوسته ایمراهی بدون بازگشت ، فقط باید رفت ، رفت تا به بی نهایت عشق رسیداینگونه مرا نبین ، پر از احساسم ، گرچه خاموشم، اما در راه عشق نمی بازمعشق از امروز تا سپیدی موهایم نیست، عشق از این نفس ، تا آ ین نفس است
2315620

بخوان و مرا زنده کن ا سر ...

جایم گوشه ی حرم خالی نیست ....؟؟؟دختری را پشت در حرم میبینی که زانو زده باشد و ساعت ها همانجا نگاهت کند .....؟؟ ی سرش را به سنگ های حرم تکیه داده و دیوانه وار برایت بلند بلند اشک بریزد ....؟؟؟ ی هست که مسیر حرم تا حرم را صبح تا ظهر راه برود و برایت روضه بخواند...؟؟؟ح س ی ن ...تو به من بگو ....بگو با این همه جای خالی ات چه کنم ...با این همه دلتنگی ِ روی دست مانده .....با این همه غم ....با این همه بغضی که هر چه اشک میریزم تمام نمیشود که نمیشود .......بگو چه کنم تا شب ها که از در هیئتت خارج میشوم،کمی سبک شده باشم ....+زیر بار سنگین روضه هایی که برای خودت می خوانند،کمرم خم میشود و هیچ نمیتواند آرامم کند مگر این که خودت دستت را روی قلبم بگذاری .....هنوز برای از قتله گاه خواندن زود است .....هنوز برای از تو گفتن زود است . . .
1198456

بازم خونه ما

بازم قسمت شد میزبان جلسه هفتگی قران همکاران فرهنگی شهیدیه یا همون شورک خودمون تو خونه باشیم. سلامی و هر ی یک صفحه قرآن و چند صفحه ای تفسیر یا یکی از کتاب های شهید مطهری ره. یا.... اول جلسه هم چایی یا شربتی داده میشه و آ ش هم پذیرایی نسبتا ساده، حالا شیرینی ومیوه یا... گاهی هم بعضی ها سفره ای میندازن.. اینم پذیرایی ما شب ۱۶ داد ۱۳۹۶
106414

عذاب وجدان -روضه حسین

سلام محرم 95 اومد تاسوعا 95 تموم شد و عاشورا 95 گذشت ایام زود میگذره هنوز دلم میخاد بین الحرمین باشم با اینکه هنوز تجربه اشو بدست نیاورده ام . امروز ناهار خونه ملیحه(مطهره) بودیم خونشون روضه کلی اونجا دوستاس محل قدیمی مون رو دیدم .نذرشون قبول بعدش اومدیم خونه از وقتی اومدم حال و حوصله ندارم سرم خیلی درد میکنه. راستی عذاب وجدانی داشتم بخاطر یه کاری که کرده بودم تاظهر ادامه داشت صبح وقتی از خواب بیدار شده بوم وقتی به کاری که کرده بودم فکر خیلی خودمو سرزنش انقد که اشکم در اومد با خودم عهد نرم روضه من از حسین روم نمیشه حتما موقع رفتن بهونه ی میارم .ولی دم ظهر که میخواستیم بریم اصلن یاد عذاب وجدان و صحبتهای خودم نبودم راحت آماده شدم و رفتم اینم یه سعادتی بود این روزا اتفاقاتی میفته تو زند م که منشا آن را این روزهای خاص میدونم ماس دعامنبع: http:// edymah. /
2153966

روزانه

+سینما که رفته بودیم برای تئاتر مادربزرگم نوشته روی خونه رو خوند و گفت این چیه نوشته خواهران ؟ گفتم خونه اس؛امشب خودپرداز رو دیده و چون اولش “خو” داره باز میگه اینجا مال خواهرانه؟!!! =)))) بهش گفتم نه نوشته خودپرداز و کلی خندیدیم :) امشب بازم مادربزرگ جان خونه ماست خداروشکر :) +امروز مامانم اینا کار داشتن ،من باهاشون نرفتم به جاش رفتم پیش زهرا و کمکشون هم و بهم خوش گذشت کلی :)
82441

ممنونم

بزن بارون، ببار آرومبه روی پلکای خستمبزن بارون تو میدونی هنوزم یاد اون هستمبا اینکه رفت و پژمردمهزار بار از غمش مردمولی بازم دوسش دارمدیگه تنهاش نمی ذارمفکرش تنها نمی زارمبزن بارون، ببار آرومبه روی پلکای خستمدارم هرشب میام از خونه بیرونهوای خونه سنگینهمن هر شعری که این روزا نوشتماز تو غمگینمبازم با گریه خوابم کن ،بازم خواب تورو دیدمدوبارهچقد غمگینم و تنهامچقد میخوام که باز بارون ببارهبزن بارون، ببار آرومبه روی پلکای خستمبزن بارون تو میدونی هنوزم یاد اون هستم منبع: http://khialatam. /
438010

دلم میخواد روضه زودتر تموم بشه بیام خونه پیش ِ تو..

دلم میخواد روضه زودتر تموم بشه بیام خونه اگه این چیز ها رو تو مجلس های ای دیگه میدیدم اینقدر ناراحت نمیشدم که حالا ناراحتم دیدن ِ خانم ها با لباس های مجلسی ِ مشکی یا مانتوهای مجلسی مشکی و طلا و آرایش حتا قد یه رژ لب یا بیشتر ، اذیتم میکنه. مادرم میگه قدیم رسم بود وقتی محرم و صفر می اومد زن ها طلاهاشونو در آوردن و کنار می گذاشتند به نشانه ی احترام. ولی حالا چی... توی روضه که میشنم هزار جور فکر میاد توی سرم میگم اگه حضرت زهراء سلام الله علیها بیاد تو این مجلس دلشون شاد میشه یا بدتر غمگین میدونی مهربان ارباب ، جای ارزش ها عوض شده... من تو مقامی نیستم که بخوام راجب عزادارهای شما اظهار نظر کنم ناراحتی من همش اینه که جای ارزش ها عوض شده... همین ادم هایی که بالا گفتم در موردشون ، سالی چند بار کربلا میرن توی روضه هم که میان روضه خون میگه خوش به سعادتتون که حسین علیه السلام دوستتون داره آره شما دوسشون دارین روضه خون میگه لت و به صورت زدن خیلی هم خوبه ولی روضه خون کاش اینم بگه که نه با موهای رنگ شده نه برای به نمایش گذاشتن موهای بلندتون چرا روضه خون نمیگه که زیر خیمه ی حسین علیه السلام که مادرش جلوی در ایستاده ، عرض اندام نکنید و بهم ف نفروشین. مهربان ارباب شما میدونی که این چیزا برام ارزش نیست ، ناراحتی من اینه که یه سری آدم مثل من که هنوز درد شیرین کربلا نرفتن به دل دارن ، این چیزها رو که میبینن با خودشون فکر کنند اینطور بودن درسته ، و اینطور بودن اونها رو از شما دور نمیکنه. تو جمع هاشونم که میشینی میگن چرا روضه نمیای باید بیای ، روضه ی حسین عله السلام باید شلوغ باشه میگم روضه رو باید عمل کنی ، قرار باشه قبول باشه همون روزی یه بار روضه که میری کافیه لازم نیست صبح تا شب روضه بری. + راستی شهید مهدی صابری توی روضه های این مدلی ، دلم بیشتر برای شهادت تنگ میشه ، چون ارزش ِ واقعی اینه. چون مسیر درست اینه. چون توی این دنیا که ما هستیم ، یه سری مون حتا تو روضه ها هنوز درگیر این مسائلیم یه سری هم مثل شما ی م ع حرم ، روضه ها رو عمل می کنید! دلم یه روضه مثل فضای راهیان میخواد ، که همه راحت روضه گوش بدن راحت گریه کنن ... + دلم میخواد روضه زودتر تموم بشه بیام خونه پیش ِ تو.. راستی من به لباس مشکی تو.. حسرت میخورم...
24357

هو

امروز باز دیوانه ام گم کرده میخانه ام مخمور جام باده ام دلتنگ آن افسانه ام بازم رهان بازم رهان امروز غوغا میکنم زنجیر را وا میکنم در شهر هیاهو میکنم لب از سخن وا میکنم بازم رهان بازم رهان گویم یدارت شدم مست رخ ماهت شدم من عاشق زارت شدم اینگونه بیمارت شدم بازم رهان بازم رهان آمد ندا در گوش من ای بنده مدهوش من از بند خلاصت میکنم از غم رهایت میکنم بیژن فرمنبع: http://hamidmasumi. /
156198

خوابم نمیبره

صدای پاهات تو خونه کمه من یه گوشه تنها چت رو کاناپه تو معلوم نیست که کجایی با کی من تنها کارم فکر رو کاراته دلو شکـوندی فدای سرت ولی خب فکرت مونده باهام یجوری زدی دل منو ش تی نمیشه وایسم دیگه روی پاهام خوابم نمیبره خاموشی ولی میخوام بازم ب رمت دلم میخواد بگم دوسم داری بازم ب بله بازم ببینمتـــــومنبع: http://left-handed77. /
122672

نایے برام نمونده

با تو هیشه خوبمبی تو خیلی ش تمتو می صبر کنچی بگم! خیلی خستمنایی برام نموندهشدم یه پیر و فرتوتمی هنوز هم وقتهمیگم اره وقتش بودتو می واسه بعدامن منتظر می مونمبازم می یادم رفت،من ساعتو می خونماخ دلِ غمینمبه چیاش ساختی،سختهیادت میاد چی می گفت،اره خیالم تختهمی گذره خب می دونمبازم بپات می مونماخه عشقت عزیزمهسش تو دل و جونممن می مونم می دونیاما توچی؟همونی!من واسع تو میمیرمتو ادمی عمومیخب اره داستان اینهمشکل من ساد می رفتش خونه خونهتف به هرچه هرز ترانه:ابراهیم نصیرے(رفیع بیرجندے)منبع: http://taranahpap. /
41904

#چیزی که بهش رسیدم

+یکی از معضلات ما خانوما ما دخترا اینه که هرچقدرم خونه رو تمیز کنیم بازم کثیف میشه جوری که انگار مجبورش ! هرچقدرم شامی سرخ کنیم باز به همه نفری 3 تا میرسه! هرچقدرم تمیز جارو کنیم بازم جلوی مهمونا ا میان سلام میدن! هرچقدرم بریم تو یا دستشویی موهامونو شونه کنیم بازم این مردا میگن موهات ریخته رو زمین! پ ن: در نتیجه نباید با این مردا زندگی کرد |:منبع: http://paeiz1378. /
1255450

محمد قاسمی نژاد: با قلبم برای شادی مردم شهرم تلاش می کنم/ امیدوارم که هر دو مازندران به لیگ برتر صعود کنند

محمد قاسمی نژاد بازیکن فصل گذشته نساجی مازندران با عقد قراردادی، به عضویت تیم شهرش خونه به خونه بابل در آمد.
1773505

کاش

به زمستون فکر می کنم. به شهرم فکر می کنم و سعی می کنم خاطراتی رو از تو گذشته دستچین کنم. به برفی که سال هشتاد و چهار یا پنج باریده بود. به اون دریاچه ی کوچیکی که روبه روی خونه ی قدیمیمون  یخ زده بود. به چشم های مادرم فکر می کنم که نگران ریختن سقف خونه بود. مگه سقف آپارتمان می ریزه مادرم؟ پارویی بیست هزار تومن و سقف خونه بی برف شد. کاش می شد از دل من هم این اندوه رو پارو کنی. کاش وسط این زمستون تابستون می شد. آفتاب داغ می اومد وسط آسمون و می شد رفت دریا و رو به آسمون روی موج ها چرت زد. کاش نوشته های من هنوز رنگ و بوی گذشته رو داشت که جوون بودم و دردم تازه بود و خیال می زمان غصه ها رو می بره. کدوم گذر زمانی دردی رو شست و برد؟ ..کاش خونه اینقدر دور نبود. کاش قلبم این همه ترک نداشت. کاش می شد برای خودم خوشحال باشم. لااقل کاش با خودم کمی خوب بودم. 

بازم از غم تو قلبم روضه خونه