بروخ


2394830

و ما همچنان دوره می کنیم شب را و روز را!

با خودم می گم یعنی انقد زندگی من روتین و مس ه شده که هیچ حرفی برای اینجا نوشتن ندارم!؟ و خل وار به خودم جواب می دم زندگی اگه می خواست روتین نباشه که صب به جای این تخت یه نفره ی بی روح توی آغوش اون بیدار می شدی و باقی روز هم به کشف خط و خطوط تازه ی ک شان راه شیری می گذشت...! آره. روتینه. خیلی هم روتینه! پس از مدت های طولانی دلم به کتاب خوندن رفت. «جراح دیوانه» با ترجمه ی ذبیح الله منصوری. زندگینامه ی فردیناند زائر بروخ جراح آلمانی. این "زائر"ش هم داستانیه ها! هر بار می خوندم تصویر "زایر" برام مجسم میشد!!! کتاب من چاپ سال 60 بود . نخستین ترجمه ایه که از منصوری می خونم و اصلن با ترجمه ش حال ن . و از اونجایی که کتاب پر از مباحث و واژه های پزشکیه اگه از بچه های علوم پزشکی باشید خوندن معادل هایی که توی این کتاب به تبع اون روزها استفاده شده خیلی بیشتر براتون غیر مانوس خواهد بود. آهان اینم بگم بخندیم!! شما معادل هایی که توی کتاب زیست شناسیای جدید برای واژه های علمی و پزشکی نوشتن رو دیدین؟! خیلی خنده س!! دارم ترم اول دانشکده های علوم پزشکی رو تصور می کنم وقتی این بچه ها برن !! و فیس رو که با واژه های تخصصی حرف می زنه نگاه می ‎کنن!! قشنگ همه شون دیکشنری لازمن!!! شما جراح دیوانه رو خوندین!؟
1354250

زایربروخ در راه

از این که رشته های جراحی و داخلی و اطفال و... مصاحبه ندارند به این نتیجه می رسیم که در این رشته ها صلاخیت بالینی و اخلاقی و روانی لازم نمی باشد .چرا یک دفعه یاد کتاب جراح دیوانه افتادم ؟ پی نوشت :بالا ه متوجه شدم چرا ن و روان رو انتخاب . چون قافیه داره گفتنشون کنار هم ...فوت نوت !جراح دیوانه اثری است از یورگن توروالد که به شرح حال اوا زندگی فردیناند زائربروخ می پردازد. ذبیح الله منصوری این کتاب را به فارسی ترجمه کرده است. فردیناند زائر بروخ جراح معروف آلمانی است که در اوا دوران زندگی دچار جنون ادواری شده بود و در حین اعمال جراحی به اشتباه موجب قتل چندین نفر از بیماران گشته بود.
1396998

زایربروخ در راه

از این که رشته های جراحی و داخلی و اطفال و... مصاحبه ندارند به این نتیجه می رسیم که در این رشته ها صلاخیت بالینی و اخلاقی و روانی لازم نمی باشد .چرا یک دفعه یاد کتاب جراح دیوانه افتادم ؟ پی نوشت :بالا ه متوجه شدم چرا ن و روان رو انتخاب . چون قافیه داره گفتنشون کنار هم ...فوت نوت از ویکیپدیا!جراح دیوانه اثری است از یورگن توروالد که به شرح حال اوا زندگی فردیناند زائربروخ می پردازد. ذبیح الله منصوری این کتاب را به فارسی ترجمه کرده است. فردیناند زائر بروخ جراح معروف آلمانی است که در اوا دوران زندگی دچار جنون ادواری شده بود و در حین اعمال جراحی به اشتباه موجب قتل چندین نفر از بیماران گشته بود.
1421088

نوازندگان شاخص کمانچه

این مقاله متن سخنرانی سجاد پورقناد در نشست پژوهشی”سازها و شیوه ها” ویژه ساز کمانچه است.اگر ما بخواهیم میزان پیشرفت یا پسرفت کمانچه نوازی را پس از انقلاب بررسی کنیم اول باید مشخص کنیم که تعریفمان از پیشرفت در این زمینه چیست. آیا نزدیک شدن به موسیقی قاجار ارزش محسوب میشود و هرچه نزدیک شدن به آن یا حرکت در راستای آن پیشرفت برای ما محسوب میشود یا ارزش های ما مطابق با ارزش های بین المللی موسیقی کلاسیک است که تسلط بر روی ساز در راستای خواسته های آهنگساز مورد نظر است و نه حفاظت صرف از سنت های گذشتگان؛ اگر منظورمان از پیشرفت در زمینه دوم است، به روشنی می توان نواخته های نوازندگان قبل و بعد از انقلاب را با این معیار سنجید.کلاس آموزش آواز کلاسیکالبته اینجا یک سئوال بسیار مهم مطرح می شود که اگر ما بدون در نظر گرفتن میراث ملی بخواهیم با سازی مانند کمانچه روبرو شویم آیا اصولا ساز کمانچه با شکل امروزی از منطق آ تیکی و موسیقایی برخوردار است یا خیر؟ یا به بیانی دیگر آیا کمانچه میتواند سازی مستقل باشد یا یک نیم ویولون است؟!بررسی ساختار کمانچه و اینکه آیا این ساز به تکامل لازم رسیده یا خیر مجالی دیگر میطلبد ولی مسئله ای که قابل کتمان نیست این است که کمانچه بالا ه سازی پوستی است و خودبخود ص مستقل از ویولون دارد.بحث ما در این مطلب معطوف به نوازندگی است؛ با این دید اگر نگاهی به کمانچه نوازی پیش از انقلاب بی اندازیم، با شنیدن آثاری که از آنها در بازار موجود است می توان نتیجه گرفت که ما چند نوازنده بسیار شاخص در پیش از انقلاب داریم: باقر رامشگر، حسین اسماعی اده، علی اصغر بهاری، رحمت الله بدیعی و مجتبی میرزاده (البته این چند نفر عمده فعالیتشان پیش از انقلاب بوده و در این میان از انی که بعد از انقلاب فعالیت بیشتری داشتند نام برده نشده است)اگر بخواهیم از میان این پنج نفر سه نوازنده را در سه زمینه ترویج کمانچه نوازی، تکنیک و ادیت انتخاب کنیم به ترتیب می شود، از علی اصغر بهاری که بزرگترین مروج این ساز تا امروز است، رحمت الله بدیعی که مهمترین مجری سبک تکنیکی نوازندگی صبا روی کمانچه بوده و هست و مجتبی میرزاده که از نظر ادیت هنوز هم شاخص به نظر می رسد، را نام برد.اینجا ذکر این مورد لازم است که عده زیادی از نوازندگان کمانچه، سبک نوازندگی رحمت الله بدیعی و مجتبی میرزاده را ویولونی میدانند، این ادعا از این جهت می تواند مورد اشکال باشد که نوازندگی ویولون ایرانی که مورد نظر این عده است، خود سبکی وام گرفته از کمانچه است و در نود درصد مواقع تکنیک هایی که روی ویولون ایرانی میشنویم، مربوط به ویولون نیست، مثلا ما در نوازندگی این افراد از دوبل نت ها (به جز در مواقع گرفته شدن نت واخوان) فلاژ‍وله ها و استکاتوها و … تقریبا چیزی نمی شنویم. این ادعا دقیقا مثل این است که به ی که با سنتور، دوبل نتی را اجرا می کند بگویند، “او پیانو نواز است چون شبیه به ی که با پیانو دو انگشتی می نوازد ساز می زند!” پیانو با استفاده از 10 انگشت است که میتواند به معنای واقعی پیانو باشد و همینطور ویولون هم با تکنیک های خود، ویولون است و سازی است از نظر تکنیکی، متفاوت از ابوا و کلارینت…آموزشگاه موسیقیمتاسفانه در 30 سالی که رحمت الله بدیعی به خارج از کشور عزیمت کرده است، اجرای های درخشان او از دید بسیاری از نوازندگان کمانچه دور مانده و فراموش شده است.قدرت نوازندگی رحمت الله بدیعی، به مدد توانایی او در نوازندگی قطعات بسیار مشکل ویولون کلاسیک (مخصوصا آهنگسازان دوره رمانتیک مانند برامس، بروخ و پاگانینی)، هنوز هم به عقیده نگارنده بی نظیر است، زیرا با توجه به فاصله سیم از دسته در سازهای قدیمی که مورد استفاده این نوازنده قرار می گرفت، او با قدرت بالا در دست چپ، چنان شفاف، واضح و با قدرت در پوزسیون های بالاتر از سوم، تحریر های بین دو سیم را اجرا می کند که هنوز هم نمونه آن توسط نگارنده شنیده نشده است؛ مخصوصا در اجرای تکنوازی گوشه حجاز در آلبومی که به آثار درویش خان پرداخته شده.در مورد این نوازنده باید به این نکته نیز اشاره کرد که او اولین نوازنده ای بوده که مانند نوازندگان امروزی این ساز، همپای دیگر سازها در گروه می نواخته است. البته اینجا لازم است که یادآوری شود که نوازندگان جوانی ممکن است امروزه باشند که توانایی رقابت با رحمت الله بدیعی را داشته باشند ولی هنوز به درجه ای از شهرت نرسیده اند که آثارشان را به صورتی که از این نوازندگان می شناسیم عرضه کرده باشند.پس از انقلاب از سه نوازنده میتوان نام برد که خدمات بزرگی برای این ساز انجام داده اند، چه از نظر ترویج این ساز، چه تعدد اجرا، چه گسترده تر رتوار و گستره نوازندگی کمانچه؛ اردشیر کامکار، سعید فرجپوری و کیهان کلهر.کلاس آموزش آواز سنتیدر میان این سه تن، کیهان کلهر با اینکه از نظر ادیت و لحن شخصی جایگاه بسیار قابل توجهی دارد ولی از نظر ‍ژوست نواختن و تمیز نواختن به هیچ وجه با نوازندگان همدوره خود قابل قیاس نیست و بیشتر همرده نوازندگان محلی کمانچه است.اردشیر کامکار، با دو اثر کنسرتو برای کمانچه و به یاد صبا، جلوه های بدیعی از نوازندگی این ساز را به نمایش گذاشته است و همچنان نیز با افت و خیزهایی، یکی از مهمترین نمایندگان کمانچه ایران است. سعید فرجپوری هم با تکنوازی های بی شمار و مخصوصا آلبوم کمانچه نوازی، جایگاهی قابل قبول برای خود محیا کرده است.اما هنوز به قول علی اکبر شکارچی نوازندگان کمانچه ما فاصله قابل توجهی با همسایگان آذری شان دارند؛ ما نه در ادیت ی همپای ه ل علی اف داشته ایم نه در تکنیک در حد شریف اف و نه در هر دوی این زمینه ها ی مثل حسن افکلاس آموزش آواز پاپ
646436

پروژه کامل درباره شبکه تومورهای داخلی چشم

اختصاصی از اینو دیدی پروژه کامل درباره شبکه تومورهای داخلی چشم با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 50 شبکیه و تومورهای داخل چشمیrobert a . hardy, mdi . شبکیهشبکیة انسان یک ساختمان بسیار سازمان یافته است که از لایه های متناوب اجسام سلولی و زواید سیناپسی تشکیل یافته است. علیرغم اندازة فشردة آن و سادگی ظاهری، در مقایسه با ساختمانهای عصبی مانند قشر مغز، قدرت پردازش شبکیه از سطح بسیار پیشرفته تری برخوردار است. پردازش بینایی توسط شبکیه شروع و در مغز تکمیل می شود، و درک رنگ، کنتراست، عمق، و شکل در قشر انجام می گیرند.آناتومی شبکیه در فصل یک نشان داده شده است. شکل 17-1 انواع اصلی سلولی را نشان می دهد و لایه های این بافت را مشخص می سازد. تقسیم شبکیه به لایه های متشکل از گروههای مشابه سلولی به کلینیسین اجازه می دهد که یک فعالیت یا یک اختلال فعالیت را به یک لایة واحد یا گروه سلولی خاص نسبت دهد. پردازش اطلاعات توسط شبکیه از لایة گیرنده های نوری شروع می شود و از طریق آ ون سلول های گانگلیونی به عصب اپتیک و مغز می رسد.فیزیولوژیشبکیه پیچیده ترین بافت چشم برای دیدن باید به عنوان یک وسیلة اپتیکی، به عنوان یک گیرندة پیچیده، و به عنوان یک مبدل کارآمد عمل کند. سلول های م وط و استوانه در لایة گیرندة نوری، قادرند محرک نوری را به یک تکانة عصبی تبدیل کنند که توسط لایة تارهای عصبی شبکیه به عصب اپتیک و در آ به قشر بینایی پس سری هدایت می شود. ماکولا مسئولیت بهترین تیزبینی و دید رنگی را به عهده دارد، و بیشتر گیرنده های نوری آن م وطها هستند. در فووه آی مرکزی، تقریباً نسبت 1:1 بین گیرنده های نوری م وط، سلول گانگلیونی مربوط به آن و تار عصبی مرتبط با آنها وجود دارد و این دقیق ترین میزان بینایی را تضمین می کند. در شبکیة محیطی، بسیاری از گیرنده های نوری به یک سلول گانگلیونی جفت می شوند، و سیستم پیچیده تر تقویتی موردنیاز آنها است. نتایج چنین نظامی آن است که ماکولا اساساً برای دید مرکزی و دید رنگی استفاده می شود (دید فوتوپیک) در حالی که بقیة شبکیه، که عمدة آن را گیرنده های نوری تشکیل می دهند، اساساً برای دید محیطی و شب (اسکوتوپیک) استفاده می شوند.گیرنده های نوری م وط و استوانه در آ ین لایة فاقد عروق شبکیة حسی قرار دارند و محل واکنشهای شیمیایی هستند که پردازش (فرآیند) بینایی را آغاز می کنند. هر سلول گیرندة نوری استوانه دارای رودوپسین (rhodopsin) است که یک رنگدانة بینایی حساس به نور است و از ترکیب مولکول های پروتئین اوپسین با cis retinal- 11 ساخته می شود. هنگامی که یک فوتون نور توسط رودوپسین جذب می شود، cis retinal- 11 فوراً به ایزومر کاملاً trans خود تبدیل می شود. رودوپسین یک گلیکولیپید متصل به غشا است که بخشی از آن درون دیسک های غشایی مزدوجِ بخش خارجیِ گیرندة نوری فرورفته است. اوج جذب نور توسط رودوپسین در تقریباً nm 500 رخ می دهد، که ناحیة آبی- سبز از طیف نور را تشکیل می دهد. بررسیهای حساسیت طیفیِ رنگدانه های نوری م وط نشان داده اند که حداکثر جذب طول موجهای نور در 430، 540، و 575 نانومتر بترتیب برای م وطهای حساس به آبی، سبز و قرمز رخ می دهد. رنگدانه های نوری م وط از cis retinal- 11 متصل به انواعی از پروتئین های اوپسین تشکیل شده است.دید اسکوتوپیک (scotopic) تماماً توسط گیرنده های نوری استوانه صورت می گیرد. با این شکل از سازگاری به تاریکی، انواع سایه های خا تری دیده می شوند، اما رنگها را نمی توان تفکیک کرد. هنگامی که شبکیه کاملاً با نور سازگاری می یابد، حساسیت طیفی شبکیه از سمت اوج جذبی که رودوپسین غالب بود (nm 500) به تقریباً nm 560 نقل مکان می کند، و حساسیت به رنگ ظاهر می شود. یک شیء وقتی دارای رنگ می شود که حاوی رنگدانه های نوری باشد که طول موجهای خاصی از نور را جذب کنند و طول موجهای معینی از نور مرئی (nm700-400) را بطور انتخ بازتاب یا منتقل سازند. دید در نور روز اساساً توسط گیرنده های نوری م وط انجام می شود، دید در نور شفق (تاریک و روشن) با همکاری م وطها و استوانه، و دید در شب توسط گیرنده های نوری استوانه انجام می گیرند.معاینهمعاینة شبکیه در فصل 2 شرح داده شده و در شکلهای 13-2 تا 19-2 نشان داده شد. شبکیه را می توان با افتالموسکوپی مستقیم یا غیرمستقیم یا توسط اسلیت لامپ (بیومیکروسکوپ) و لنزهای تماسی یا دو سو محدب دستی معاینه کرد. معاینه گر مجرّب با استفاده از این وسایل می تواند لایه های شبکیه را تفکیک کند تا نوع، سطح، و وسعت بیماری شبکیه را معین نماید. ع برداری از فوندوس و آنژیوگرافی فلوئورسئین مکمل های مفیدی برای معاینة بالینی اند؛ ع هایی که توسط ع برداری به دست می آیند برای مقایسه در آینده مفیدند، و آنژیوگرافی جزئیات مورد نیاز برای درمان لیزری بیماریهای شبکیه را فراهم می سازد.کاربرد بالینی آزمونهای الکتروفیزیولوژیک و پسیکوفیزیکی در فصل 2 شرح داده شده اند. چنین آزمونهایی ممکن است در رسیدن به تشخیص بیماریهای خاص مفید باشند.بیماریهای ماکولادژنراسیون وابسته به سن ماکولادژنراسیون وابسته به سن ماکولا سردستة علل کوری دایمی در سالمندان است. علت دقیق نامعلوم است، اما میزان بروز با هر دهه در بالای 50 سال زیاد می شود. سایر عوامل مرتبط علاوه بر سن عبارتند از نژاد (معمولاً سفیدپوستان)، جنس (کمی در جنس مؤنث بیشتر است)، سابقة خانوادگی، و سابقة کشیدن سیگار. بیماری شامل طیف گسترده ای از یافته های بالینی و پاتولوژیک است که می توان آنها را به دو گروه تقسیم کرد: غیراگزوداتیو («خشک») و اگزوداتیو («مرطوب»). گرچه هر دو نوع پیشرونده و معمولاً دو طرفه اند، ولی تظاهرات، پیش آگهی، و درمان آنها متفاوت است. شکل اگزوداتیو که شدیدتر است موجب تقریباً %90 تمام موارد کوری قانونی به علت دژنراسیون وابسته به سن ماکولا می شود.دژنراسیون غیراگزوداتیو ماکولادژنراسیون غیر اگزوداتیو و وابسته به سن مشخص می شود با درجات متغیری از آتروفی و دژنراسیون در شبکیة خارجی، اپی تلیوم رنگدانه دار شبکیه، غشای بروخ و کوریوکاپیلاریس. از تغییرات اپی تلیوم رنگدانه دار با پروژه کامل درباره شبکه تومورهای داخلی چشم

بروخ