ترسم نکشد بی تو به فردا دل من


1018060

311_

اگر منو بیماری نکشد.سیل و طوفان نکشد.گرسنگی و تشنگی نکشد.تصادف و حوادث غیر قابل پیش بینی نکشد...حتما حتما نادانی و ندانستن می کشتم!
1244227

ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد

از اینکه فردا سفر بروم می ترسم از اینکه بروم و نبینمش می ترسم از اینکه با ترسهایم روبرو شوم رخ به رخ، بیشتر می ترسم. از این می ترسم که هر آنچه خوبی شیده ام درباره ش توهمی بیش نبوده ، و من کوری با دو چشم باز بوده باشم ... خیلی می ترسم...
210533

منم میترسم . . . .

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین همه روباه می ترسممرا از جنگ رو در روی درمیدان گریزی نیستولی ازدوستان آب زیر کاه می ترسممن از صد دشمن دانای لا مذهب نمی ترسمولی از زاهد بی عقل ناآگاه می ترسمپی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردماصولأ من نمی دانم چرا از چاه می ترسماگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید، امانه از سختی ره، از سستی همراه می ترسممن از تهدیدهای ضمنی ظالم نمی ترسممن از نفرین یک مظلوم، از یک آه می ترسممن از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهیاگر افتد به دست آدم خود خواه می ترسممرا از داریوش و کوروش و این جمله باکی نیستمن از قداره بندان مرید شاه می ترسمنمی ترسم ز درگاه خدای مهربان، اماز برخی از طرفداران این درگاه می ترسمچو ” کیوان ” بر مدار خویش می گردمولی گاهی از این سنگ شهاب و حاجی گمراه می ترسم
106565

گرگ آدمخوار

من از عشقم مثال گرگ آدمخوار می ترسم من از او مثل آوار در دیوار می ترسم شده سوهان جسم و جان من افکار خام او من از سوی او مثل طناب دار می ترسم من از چشمان خون آلوده اش هر دم گریزانم من از موج صدای روبه مکار می ترسم زدم خود را به بد مستی ز ترس نیش دلدارم خدایا من ز نادان سر بازار می ترسم نمی دانم چرا اینگونه شد تقدیر من ای جان که من از عشق جادویی او بسیار می ترسم چرا با این همه دانش به دام او گرفتارم من از آدم نمای ریز بی مقدار می ترسم نمی ترسم من از قلدر معاب نامی دوران ولی از قه پوش زاهد بیمار می ترسم نمی ترسم من از گردن کلفت و لات این وادی ولی از عشق خونین تاسف بار می ترسم خدایا یاریم کن تا به حال خویش برگردم برای اینکه من از دیدن کشتار می ترسم اگر آدم برای کندمی بیرون شد از جنت من از بوی خوش میدان گندم زار می ترسم منبع: http://akbarbahrami. /
49307

گرگ آدمخوار

من از عشقم مثال گرگ آدمخوار می ترسم من از او مثل آوار در دیوار می ترسم شده سوهان جسم و جان من افکار خام او من از گیسوی او مثل طناب دار می ترسم من از چشمان خون آلوده اش هر دم گریزانم من از موج صدای روبه مکار می ترسم زدم خود را به بد مستی ز ترس نیش دلدارم خدایا من ز نادان سر بازار می ترسم نمی دانم چرا اینگونه شد تقدیر من ای جان که من از عشق جادویی او بسیار می ترسم چرا با این همه دانش به دام او گرفتارم من از آدم نمای ریز بی مقدار می ترسم نمی ترسم من از قلدر معاب نامی دوران ولی از قه پوش زاهد بیمار می ترسم نمی ترسم من از گردن کلفت و لات این وادی ولی از عشق خونین تاسف بار می ترسم خدایا یاریم کن تا به حال خویش برگردم برای اینکه من از دیدن کشتار می ترسم اگر آدم برای کندمی بیرون شد از جنت من از بوی خوش میدان گندم زار می ترسم منبع: http://akbarbahrami. /
1644831

من از عقرب نمی ترسم ولی...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم ندارم شکوه از بیگانگان از خویش می ترسم ندارم وحشتی از شیر وببر و حمله گرگان از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم مرا با جوفروشان سربازار کاری نیست من از گندم نمایان ارادت کیش می ترسم ندارم وحشت از جنگ ونفاق وقتل وخونریزی من از این آتش افروزان صلح ش می ترسم به شیخی گفت ی, از چه می تر سی زمی ؟ گفتا ز می خوردن ندارم بیم از مستیش می ترسم مرا باخانقاه و قه وکشکول کاری نیست من از اعمال زشت خلق نادرویش می ترسم چه خوش گفت این سخن مرد سخن سنجی که می گوید مراازمرگ باکی نیست از سختیش می ترسم من ژولیده را نبود هراسی از سخن گفتن ولیکن از زبان خویش بیش از پیش می ترسم شاعر : ژولیده نیشابوری
1071529

می ترسم

من از تکرار می ترسم من از تکرار آن جنجال ناهنجار می ترسم من از فردای این دیوار من از وارها آوار می ترسم
1341894

پنج شنبه

فردا پنج شنبه ست! می ترسم... از خودم می ترسم... بغلم کن... √ تولد دوست ندارم انرژی و حس منفی ای داشنه باشم که با خودم ببرم اردو... + خسته ام مثل در آغوش ی جا نشدن ... :( ++ یت ص پلی شده! پلی لیست رندمی هست اما چندمین باره ک پلی شده و الان دارم سعی می کنم گوش بدم ....
1458419

درخشان: کریمی زحمت نکشد، هیچ جایی در مربیگری ندارد/ از باشگاه نفت شکایت می کنم

سرمربی سابق تیم نفت تهران گفت: علی کریمی ایرادهای فنی تیمش را گردن من نیاندازد، چرا که اگر زحمت نکشد به موفقیت نمی رسد.
92949

in another life

و با چشمهایی که می سوزد همچنان مقاومت می کنم در برابر خواب... خودآزاری ندارم. فقط می ترسم. می ترسم از آمدن فردای تکراری، از اجبار به بازی آور نقشهایی نخ نما شده. دوست ندارم فردا بشود. نمیخواهم فردا بیاید. کاش یکی دستم را می گرفت و می برد توی یک دنیای دیگر. کاش فردا که از خواب بلند می شدم یک جای دیگر بودم. یک جای خیلی دور. توی زمانی در گذشته یا آینده. یا شاید هم همین زمان. فقط یک دنیای دیگر. یک جای دیگر. جایی به دور از این همه رقت برانگیز. جایی به دور از این اضطراب های همیشگی. ای کاش چشمانم را می بستم و در دنیایی دیگر باز می ...منبع: http://zehnetabdar. /
65291

in another life

و با چشمهایی که می سوزد همچنان مقاومت می کنم در برابر خواب... خودآزاری ندارم. فقط می ترسم. می ترسم از آمدن فردای تکراری، از اجبار به بازی آور نقشهایی نخ نما شده. دوست ندارم فردا بشود. نمیخواهم فردا بیاید. کاش یکی دستم را می گرفت و می برد توی یک دنیای دیگر. کاش فردا که از خواب بلند می شدم یک جای دیگر بودم. یک جای خیلی دور. توی زمانی در گذشته یا آینده. یا شاید هم همین زمان. فقط یک دنیای دیگر. یک جای دیگر. جایی به دور از این همه رقت برانگیز. جایی به دور از این اضطراب های همیشگی. ای کاش چشمانم را می بستم و در دنیایی دیگر باز می ...منبع: http://zehnetabdar. /
119360

شعری زیبا از در رابطه با زمان عج

من از اشکی که می ریزد زچشم یار می ترسمازآن روزی که اربابم شود بیمارمی ترسمرها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزندمن ازگرداندن یوسف سر بازار می ترسمهمه گویند این بیا ، امّا درن کنازاین که باز عاشورا شود تکرارمی ترسمتمام عمر،خود را نوکر این خاندان خواندماز آن روزی که این منصب کند انکار می ترسمشنیدم روز و شب ازدیده ات خون جگر ریزدمن از بیماریِ آن دیدۀ خونبار می ترسمبه وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه منمرا تنها میان قبرخود نگذار می ترسمدلت بش ته از من لکن ای دلدار رحمی کنمن ازنفرین و ازعاق پدر بسیارمی ترسمهزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتمزهجرانت نترسیدم ولی این بارمی ترسمدمی وصلم،دمی فصلم،دمی قبضم،دمی بسطممن از بیچار ّ آ این کارمی ترسمجهان را قطرۀ اشک غریبی می کند ویرانمن ازاشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم ماس دعای فرجمنبع: http://azzahra-khoor. /
1574425

فکر و بی خو

خوابم نمیبره . فکری ام.پلاس اینستگرام میشم. هندزفری تو گوشامه فکر می کنم مامانم داره از تو تختخوابش صدام میزنه. کارم داره . عصبانیه. شایدم ترسیده. منم می ترسم میرم اتاقش میبینم خوابه. ص نبوده . همش همینه هرشب همینه هر وقت هندزفری گوشمه همینه. می ترسم . می ترسم. می ترسم.+ جنگ بین مامان بابا... آبرو نداریم.+فقدان.
2070672

دوست تر.

من شعبان را خیلی دوست دارم...خیلی...چون ماه آقاست...رجب هم ...چون متعلق به حضرت المونین است...ولی ماه مبارک را از شعبان و رجب بیشتر دوست دارم...چون متعلق به خود خداست...ولی همیشه قبل ش از این می ترسم که مهمان خوبی نباشم آن طور که باید باشم... می ترسم آداب مهمانی را خوب به جا نیاورم...می ترسم بلد نباشم...از لحظه اش استفاده نکنم... رمضان را خیلی دوست دارم...چون قدر برای المونین جان می دهم...جان... و تا فردای ش احساس می کنم شب شهادت ش قلبم می خواهد از جا دربیاید...ولی بعدش احساس می کنم خود مولا علی(ع) زنده ام کرده است... دوست دارم... ولی می ترسم ...بلد نباشم خوب برای ش برنامه ریزی نکرده باش م... می ترسم که نکند ماه ش تمام بشود و من همانی که قبلا بوده ام باشم... می ترسم که لذت عشق و عاشقی با حضرت رب را نفهمم...می ترسم سحر ها ل باشم... می ترسم فقط از این ماه نخوردن را بفهمم..می ترسم آمرزیده نشوم... می ترسم... دوست.ش دارم...چون از یک هفته قبل ش برای ش فکر می کنم که در این ماه چه باید م...و چه نکنم... دوست ش دارم چون این ماه تمام وجود ها تسبیح می گویند... چون همه یک شکل می شوتد... ...همه یک دل می شوند...
75824

شعری زیبا از در رابطه با زمان عج

من از اشکی که می ریزد زچشم یار می ترسمازآن روزی که اربابم شود بیمارمی ترسمرها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزندمن ازگرداندن یوسف سر بازار می ترسمهمه گویند این بیا ، امّا درنگی کنازاین که باز عاشورا شود تکرارمی ترسمتمام عمر،خود را نوکر این خاندان خواندماز آن روزی که این منصب کند انکار می ترسمشنیدم روز و شب ازدیده ات خون جگر ریزدمن از بیماریِ آن دیدۀ خونبار می ترسمبه وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه منمرا تنها میان قبرخود نگذار می ترسمدلت بش ته از من لکن ای دلدار رحمی کنمن ازنفرین و ازعاق پدر بسیارمی ترسمهزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتمزهجرانت نترسیدم ولی این بارمی ترسمدمی وصلم،دمی فصلم،دمی قبضم،دمی بسطممن از بیچارگیّ آ این کارمی ترسمجهان را قطرۀ اشک غریبی می کند ویرانمن ازاشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم ماس دعای فرجمنبع: http://azzahra-khoor. /
1421091

خداوندا، میترسم

خداوندا من از اعمال خود بسیار می ترسمنمی ترسم ز از زشتی کردار می ترسم هزاران بار توبه و از جهل بش تمپشیمانم پشیمانم از این رفتار می ترسمتو فرمودی که دشمن نوع بشر باشدخداوندا من از این دشمن غدّار می ترسمریا عبادت را ،غلط خوا ندم عبارت راکنون ازاین عبادتها واین اذکار می ترسممن اندر خواب و دیو نفس بیدار وخطر نزدیکبه قلبی مرتعش زین فتنه بیدار می ترسمبود بازار گرم دین فروشی بر سر راهمخداوندا من از گرمی این بازار می ترسمعطا کردی خطا وفا کردی جفا نمی گویم چه ها ولی بسیار می ترسم 
1995611

مسکو امیدوار است کار در به مواجهه نظامی و روسیه نکشد

معاون خارجه روسیه در واکنش به اظهارات مسئولان یی در خصوص امکان اقدام نظامی گفت؛ امیدواریم کار در به تهدید برای مواجهه نظامی روسیه و نکشد.
115000

فردا روز دیگری است

برای س نوشتم خوش به ح که تنها نیستی. امشب از آن شب هاست که از تنهایی می ترسم. منظورم تنها بودن در خانه و همین حالا نیست. منظورم زند است و حفره های خالیِ روحم. بدجور سرد شده ام. گاهی از همه چیز می ترسم. از راهی که می روم. از آدم های مهربان اطرافم. چرا من این همه تنها هستم؟ خسته ام. خوشبختی همین تعطیلی فرداست. تا ظهر می خوابم بعد هم به مهمانی می روم. به نظر نمی رسد که فردا روز خوبی نباشد. منبع: http://chizhaiedarham. /
2229228

ترس

من از فتنه مهتاب می ترسم از غربی ترین گلگو نه آفتاب میتر سم من از سکه و زر از سایه تزویر  از ریشه های تنومند  از آیینه زنگار سیاست از آرایش ماه در گرگ و میش زندگی از شب از خواب لاله های عشق از بوق نیرنگ در گل های شبپوری از بیداری یک کودک بی تاب می ترسم من از روزی که پژمردت گل نایاب می ترسم من از شهر شلوغ از کوچه های خالی از احساس زقهر اعتماد از مرگ رفاقت در کویر تشنه و بی آب میترسم من گر زدن دریااز تاراج ماهی ها از خستگی یک کارگر  در نمک زارها به دستان  دسسیسه به فرمان ارباب می ترسم من از سیلاب خاک بر دامن ص ا  ز ترس یک علف که از ترس نمی روید کنار جوی آب می ترسم من از آرایش ماه در آیینه برکه زع وارانه یک بید که می اندازد به دامانش لرزه و تشوش ز رویای گل آلوده یک خواب می ترسم من آینده مبهم که میسوزد جنگل سبز خیالم را به دست کودک ناباب می ترسم
296712

کمی تفکر...

این نوشته حمید سلیمی واقعا خواندنیه: من مرد کم طاقتی نیستم، تقریبا به اندازه عمرم سختی کشیدم. از بچگی درد کشیدم، عذاب کشیدم، عزیز از دست دادم، رفیقای زیادی جلوی چشمام از درد و بیماری تموم شدن، از دست دادم، رانده شدم، کتک خوردم، داد کشیدم رای من کو و باتوم دهنم رو پر خون کرد، پشت در اتاق عمل ساعتها و ساعتها منتظر موندم با گریه و بیت که بیاد بیرون و بگه پدرت زنده موند و تشخیص اولیه ما اشتباه بود، ساعتها بیهوش بودم و مرده بودم و باز با تن جرخورده برگشتم به زندگی. مرد کم طاقتی نیستم والله. اونقدر بلا سرم اومده، که میتونم ساعتها روضه بخونم. مثل همه همسن و سالهای خودم تو این خاک سرد کم برکت. اما از هر گردنه ای رد شدم، و برگشتم به زندگی. اما، امروز و در برابر این واقعه لعنتی کم آوردم. کم آوردم، شاید چون پیر شدم. شاید چون پیمونه طاقتم پر شده. من از این دنیا می ترسم. از این کشور می ترسم. از این شهر می ترسم. از این حکومت می ترسم. از این مردم می ترسم. از خودم می ترسم. از همه. از شما می ترسم. از دورویی، از بیشعوری، از حجم تنفری که توی خودم و بقیه می بینم. من از جماعتی که با ویرانی یک ساختمون ع میگیرن می ترسم، من از خودم می ترسم که این همه می ترسم، من کم آوردم.
104785

کاش...

این لحظه مرا کاش به گرما برساندبعد از تب سرما به شکوفا برساند ترسم که دل ساده ی من کار خودش رابا من به سر کینه و دعوا برساند یادِ غمِ عشقِ تو شبیهِ شب و هر شبآمد که مرا باز به غوغا برساند این کاسه ی سمی که خوردم ز سر شوق ترسم که مرا باز به فردا برساند دریا تو هستی و در قسمتم این استتقدیر مرا تا دلِ صحرا برساند من تشنه ی آغوش تو ام کاش ی بودمن را به تنِ نیلی دریا برساند مجنون شده ام کاش مرا شاعر بعدی در آ این قصه به لیلا برساند... باقر دیلمیمنبع: http://bagherdeylami. /
8646

کاش...

این لحظه مرا کاش به گرما برساندبعد از تب سرما به شکوفا برساند ترسم که دل ساده ی من کار خودش رابا من به سر کینه و دعوا برساند یادِ غمِ عشقِ تو شبیهِ شب و هر شبآمد که مرا باز به غوغا برساند این کاسه ی سمی که خوردم ز سر شوق ترسم که مرا باز به فردا برساند دریا تو هستی و در قسمتم این استتقدیر مرا تا دلِ صحرا برساند من تشنه ی آغوش تو ام کاش ی بودمن را به تنِ نیلی دریا برساند مجنون شده ام کاش مرا شاعر بعدی در آ این قصه به لیلا برساند... باقر دیلمیمنبع: http://bagherdeylami. /
1746730

من از سوزاندنِ شه در آتیش می ترسم

هراسم ، جنگ بینِ شعله و کبریت و هیزم نیست . من از سوزاندنِ شه در آتیش می ترسم تنم آزاد؛ اما، اعتقادم سست بنیاد است من از شلاقِ افکار تهی بر خویش می ترسم..!! سیمین_بهبهانی
1887082

کمک ... پدرم... م...

می ترسم.می ترسم که دارو لازم بشم. می ترسم از این ح ام. از اینکه امروز انقد بی پروا می رفتم جلوی ماشین ها، که ماشینه یهویی جهتشو عوض کنه با اون سرعتش... می ترسم از خودم. می ترسم. می ترسم از این بلند بلند گریه ا و هق هقا وسط خیابون توی روز. می ترسم از اشکایی که تو مترو همینطوری می ریزه. می ترسم از حالم که جلوی رییس هم بد می شه و گریه م می گیره. می ترسم انقد حالم بد می شه که نمیتونم راه برم. می ترسم وقتی وسط گریه می بینم دستمالم قرمزه و می بینم بینی م خون میاد. می ترسم از این روزام. از این لحظه لحظه عوض شدن ح ام. مودم. واقعا می ترسم. می ترسم از اینکه وقتی روشا رو میبرم دستشویی، یهو کلافه میشم و قاطی می کنم و می زنم ب سر و صورت خودم. می ترسم. من می ترسم خدا. من میترسم زمان. بابای مهربونم. زمانم. می ترسم. بیشتر از همیشه. بی پناهم. به خدات قسم بی پناهم...... کمکم کن. مثل همیشه. این بار شاید یکم بیشتر.... کنار اومدن با خاطرات اعتیاد و دیدن شدت گرفتنش توی این روزا واقعا آسون نیست واسه به روح خسته و زخمی مث من... من قوی نیستم مث هواداراتون. خودتون کمکم کنید. که عاجز و ناتوان و مستأصل روی به خودتون آوردم. + من از به جهان آمدنم دلگیرم آماده کنید جوخه را, می میرم . . . + حس یه دختر دبیرستانی عاجز و ناتوان رو دارم. مثل همون روزا. همون حسا. با این تفاوت که الان ترم آ ارشدم نه یه دختر دبیرستانی. اما چرا؟ چرا نمی تونم حل کنم این قضیه لعنتی رو؟ وای که چقدر حالم بده. دارو نمیخوام. واقعا دارو نمیخوام.
1633056

چرا می ترسم رانندگی کنم؟

خانومی  هستم که دلم  میخواد رانندگی  کنم اما  حتما  باید  یک  آقایی مهربان  بغلم  کنارم  بشینه  تا  ترسم  از  رانندگی  بریزه  من  عاشقم   عاشق  رانندکی   و  دنده  عوض در  هنگام رانندگی  همه  حواسم  به  جلوم  هست   نکنه  یک راننده ای  ناشی  به  من  بزنه  و  سپز  جلوم  داغون  بشه  می  ترسم و  هول  برم  میداره خوب  تقصیر  خودم  نیست خوب  زنم ترسم  طبیعیه اما   به  من  بگو  چیکار  کنم  ترسم  بریزه یه بار  فکر  نکنید  بجه ام  نه 36 سالمه وای سایت آرمین تری دی کام  اوه .....
140959

بی حوصله

من ازاین فاصله تالمسِ تنت می ترسماز همین رفتنِ بی آمدنت می ترسم هُرمِ نزدیک شدن تاتومرا می خواندمن زمستانم و از کاپشنت می ترسم تاسحرآمَدنت هرشبِ این تنهاییازهوایی شدنِ پیرهنت می ترسم تا تواز محوِتما دنم می ترسیخب من ازلحظه ی زیباشدنت می ترسم آنقدرنه که به من گفتی و تب می به خدا ازحرکاتِ دهنت می ترسم سالها، رفته هنوزم منِ بی حوصله بدازهمین پاسخِ دندان شکنت می ترسم ازهمه، هرچه که من را به تو می آلایدازخطوطی که مرا ... دربدنت می ترسم پویارشیدی 1394/2/8 منبع: http://sharabbaraan. /
174379

می ترسم ..

می ترسم ، از مرگ می ترسم فقط به خاطر اشک های مادرم که آرام روی گونه هایش سر می خورند از مرگ می ترسم فقط به خاطر دلواپسی ها و بی قراری های مادرم که حاظرم بمیرم و خم به ابرویش نیاید .. از مرگ می ترسم ، به خاطر اشک های خواهر و پدر و خانواده ام از مرگ می ترسم ، می ترسم به خاطر دوری از .. انی که عاشقانه می پرستمشان .. آری از مرگ می ترسم به خاطر اشک های مریم خوشکلم که از گوشه ی چشمان زیبایش جاری می شود به خاطر گونه های خیس از شبنم چشمان آرزو به خاطر تنها شدن بهار به خاطر خاموش شدن شیطونی های رها برای اولین بار نزد خود و به خاطر ابروهای در هم گره خورده ی سارا دلتنگ می شوم دلتنگ دستان گرم مادرم و زل زدن در چشمان زیبایش دلتنگ روزهای کودکی و دعواهایی که با خواهرم داشتم و دلتنگ بودن بین خانواده ام دلتنگ سازم و آکوردها و نت های .. ه دلتنگ شیطونی .. با رها دلتنگ گوش .. به دردو دل های بهار و آرام .. دل بی قرارش دلتنگ در آغوش گرفتن آرزو و گفتن جمله ی مواظب خودت باش در گوشش دلتنگ سارا و تب دستانش دلتنگ مریم و در آغوش گرفتنش و گوش .. به غم های آ .. شبش دلتنگ می شوم اگر روزی دیگر نباشم دلتنگ لحظه های خوب با هم بودن و خلق .. خاطره هایی از جنس عشق و احساس دوستتون دارم خیییییییییلی زیاد # می ترسم
97706

نظر حسین پناهی در مورد زندگی

من زند را دوست دارم ولی از زند دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم! ک ن را دوست دارم ولی از آینه می ترسم! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم ، پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم حسین پناهیمنبع: http://moerefk. /
1089447

می ترسم

تو می ترسی از این اوضاع من هم نیز می ترسماز این اوضاعِ بی سامانِ رعب انگیز می ترسمافق هر صبح و شب چون کاسۀخونی است در چشمماز این وارونه کار، این چرخ، این خونریز می ترسمتر و خشک چمن ای باغبانِ پیر خواهد سوختتوئی پیکِ بهار امّا من از پاییز می ترسمدر این کابوس چون طفلی که در این مرده شوخان نارِ مرده ها خو ده از هر چیز می ترسمعقابم بس که تیر افتاده سویم از مترسک هیچمن از یک چوبِ و خشکِ این پالیز می ترسممن از این وعده های هیچ در هیچِ ملال آورمن از این گفتگوهای فریب آمیز می ترسمدر و دیوار را بستند از روزن بتاب ای ما ه من از این شبِ تاریکِ بحران خیز می ترسممن از هر که دستار ریا دارد گریزانممن از هر که دارد جامۀ پرهیز می ترسم #غلامعباس_سعیدی https://telegram.me/saeedigholamabbas
2156032

ای شب آشفته برو، ای غم ناگفته برو/ وی د ه برو، ت بیدار بیا

انقدر امروز به بقیه پ که از کنکور فردا نمی ترسم ولی از بعدش قطعا مضطربم.
64042

نمیخوام!

من هیچی بلد نیستم,هیچی... ی دختره خل ه شیطون ه مغرورم ک هیچی بلد نیست و فقط آدمای دور و برشو پر میده.. رفتم پیج دوس دختر محمد,انصافا و وجدانا دختره سبزه تیره تیره س,دماغش کشیده و بزرگه اما ب خودش میرسه,از محمدم بزرگتره ها ولی رفتم دیدم کاری کرده ک واسش تند تند چیز میز کادو یده,ی ساعت یده برده واسش با دوتا حلقه بعدم نوشته ماهگردمون مبارک! ع ای محمدو رو پروفایلش تو تلگرام میزاره! این دختر ننه بابا نداره؟ نداره ک بگن اینا ع ای کیه گذاشتی؟ حالا اینستا ک ب جهنم,پروفایل تلگرامش چی ؟ مگه شوهرشه ک دوتایی ع میزاره؟ وای خدا, گیج ه گیج شدم... من چرا ایننننننننقد خنگ و شوتم؟ امینم دارم می پرونم! گف بیا فردا بریم صبونه باید در مورد دوستی مون مفصل حرف بزنیم, گفتم باشه اما دلم نمییییخواد... می ترسم دوستی معمولی مونم ب هم بخوره... مییییییییی ترسم... چرا همه چی اینجوری شده؟ چرا من خنگ و ناشی ام... دلم نمیخواد با امین صبونه برم,می ترسم رسوا بشه دلم,می ترسم حرفی بزنه ک دلم بشکنه.. می ترسم حرفی بزنم ک طبق معمول پر بدمش... وای خدا... خنگ و خلی مثه من, باید تنها بمونه,اصن منو چ ب این دوستیا...
90035

نمیخوام!

من هیچی بلد نیستم,هیچی... ی دختره خل ه شیطون ه مغرورم ک هیچی بلد نیست و فقط آدمای دور و برشو پر میده.. رفتم پیج دوس دختر محمد,انصافا و وجدانا دختره سبزه تیره تیره س,دماغش کشیده و بزرگه اما ب خودش میرسه,از محمدم بزرگتره ها ولی رفتم دیدم کاری کرده ک واسش تند تند چیز میز کادو یده,ی ساعت یده برده واسش با دوتا حلقه بعدم نوشته ماهگردمون مبارک! ع ای محمدو رو پروفایلش تو تلگرام میزاره! این دختر ننه بابا نداره؟ نداره ک بگن اینا ع ای کیه گذاشتی؟ حالا اینستا ک ب جهنم,پروفایل تلگرامش چی ؟ مگه شوهرشه ک دوتایی ع میزاره؟ وای خدا, گیج ه گیج شدم... من چرا ایننننننننقد خنگ و شوتم؟ امینم دارم می پرونم! گف بیا فردا بریم صبونه باید در مورد دوستی مون مفصل حرف بزنیم, گفتم باشه اما دلم نمییییخواد... می ترسم دوستی معمولی مونم ب هم بخوره... مییییییییی ترسم... چرا همه چی اینجوری شده؟ چرا من خنگ و ناشی ام... دلم نمیخواد با امین صبونه برم,می ترسم رسوا بشه دلم,می ترسم حرفی بزنه ک دلم بشکنه.. می ترسم حرفی بزنم ک طبق معمول پر بدمش... وای خدا... خنگ و خلی مثه من, باید تنها بمونه,اصن منو چ ب این دوستیا...
2041957

می ترسم

من زندگی را دوست دارمولی از زندگی دوباره می ترسم!دین را دوست دارمولی از کشیش ها می ترسم!قانون را دوست دارمولی از پاسبان ها می ترسم!عشق را دوست دارمولی از زن ها می ترسم!ک ن را دوست دارمولی از آینه می ترسم!سلام را دوست دارمولی از زبانم می ترسم!من می ترسم ، پس هستماین چنین می گذرد روز و روزگار منمن روز را دوست دارمولی از روزگار می ترسم حسین پناهی
1457112

از چاله به چاه افتادن و از چاه به چاله!

می ترسم بخوابم و خواب تو را ببینم! کاش کمی آرام تر می شناختمت! می ترسم بخوابم و وقتی بیدار شدم ببینم تمامش خواب بوده! انگار دارم خودم را توی تو می بینم! من از خو دن به اندازه تمام نداشتنت می ترسم!
654074

حاشا!

تا موی تو را توی غزل جا با دست خودم شال تورا وا یک دفعه تمام شهر دیوانه شدند من زود تو را دوباره حاشا ... + وقتی که تو را دوباره حاشا یک گوشه نشستم و تماشا با بغض نوشتم که تو را دوست... بعد از ترس دوباره نامه را تا از مردم دیوانه مان می ترسم از شهر که نه، از این و آن می ترسم باید که تو را همیشه پنهان م از آ داستانمان می ترسم...
1757941

برانکو: با این همه غایب از نفت می ترسم

سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: از بازی با نفت تهران می ترسم چون امتیازش را برای ما نوشته اند.
2124233

می ترسم

می ترسم فرو بریزد این بام که بر آن ایستاده ام و ترا آواز می دهم.... کاش !! برودت ِ تردید بر شاخسار ِ خی لانه نسازد تا تو ، هَزار آوایم را در باغ کوچه های برفئ عصر بشنوی.... یک نگاه سنگ خورده پرنده ی در مرا قفسگیر ِ دل ِ تنگت کن که از شاخه ی برودت زده از بام ِ قندیل به هِرّه بسته - می ترسم.....!!!!..... گویا_فیروزکوهی
30841

می ترسم ..

می ترسم ، از مرگ می ترسم فقط به خاطر اشک های مادرم که آرام روی گونه هایش سر می خورند از مرگ می ترسم فقط به خاطر دلواپسی ها و بی قراری های مادرم که حاظرم بمیرم و خم به ابرویش نیاید .. از مرگ می ترسم ، به خاطر اشک های خواهر و پدر و خانواده ام از مرگ می ترسم ، می ترسم به خاطر دوری از انی که عاشقانه می پرستمشان .. آری از مرگ می ترسم به خاطر اشک های مریم خوشکلم که از گوشه ی چشمان زیبایش جاری می شود به خاطر گونه های خیس از شبنم چشمان آرزو به خاطر تنها شدن بهار به خاطر خاموش شدن شیطونی های رها برای اولین بار نزد خود و به خاطر ابروهای در هم گره خورده ی سارا دلتنگ می شوم دلتنگ دستان گرم مادرم و زل زدن در چشمان زیبایش دلتنگ روزهای کودکی و دعواهایی که با خواهرم داشتم و دلتنگ بودن بین خانواده ام دلتنگ سازم و آکوردها و نت های ه دلتنگ شیطونی با رها دلتنگ گوش به دردو دل های بهار و آرام دل بی قرارش دلتنگ در آغوش گرفتن آرزو و گفتن جمله ی مواظب خودت باش در گوشش دلتنگ سارا و تب دستانش دلتنگ مریم و در آغوش گرفتنش و گوش به غم های آ شبش دلتنگ می شوم اگر روزی دیگر نباشم دلتنگ لحظه های خوب با هم بودن و خلق خاطره هایی از جنس عشق و احساس دوستتون دارم خیییییییییلی زیاد # می ترسم
1688260

شادی های کوچک

من از آینده می ترسم از آن روزی که شادی های کوچک هم،بمیرند و صدای گریه ، بیش از   این،میان گوشِ آدم های شهر ما شود عادی!وَ اَبر از ریزش باران زند سر باز وباد از انتشار گَرده ی گُل های و انه را خالی کند آن روز.من از آینده می ترسماز آن دوران تلخی که شبیهَ شپیش تر ها بار ها رخ دادهدر این سر زمینِ ...!!وَ می ترسم از آن لب ها کهسنجاق اَند حالا و در آن دورانِ وا نفسابه دستِ غیب از هم ناگهان، وا می شوند وبَلبَشویی که نباید رخ دهدرخ می دهد نا گاه.من از آینده ی تاریکِ مان، در این ابستان،تمام عمر را ترسیدم وحالا که صد در صد خبر دارمچه پیش رو ست در آینده ی نزدیک،بیش از پیش می ترسم!!!زهرا موسی پور
1611335

صد و شش

می ترسم بیشتر از این از همه دور شم می ترسم دیگه برنگردم دقت کردی بالا ه شد طوری که بود و نبودم فرقی نکنه؟ الحمدالله ...
903512

برانکو: نمی دانم ناراحتی منصوریان برای چیست/ از بازی فردا می ترسم

سرمربی پرسپولیس در نشست خبری پیش از دیدار با ماشین سازی حاضر شد.
1855518

رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم !

رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم ! تعصب چیست در مذهب ؟! مگر نه این که انسانیم ! اگر روح خدا در ماست... خدا گر مفرد و تنهاست ... ستیزه پس برای چیست ؟! برای خود پرستی هاست .. من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست من از سوزاندن شه در آتیش می ترسم...
1035863

می ترسم

راستشو بخواید من از آینده خییلیی می ترسم . از آینده مادر و پردم خواهرم برادر هام . همه آدمها.  به خصوص خانوادم . خیییلیییی می ترسم . تو این وضع نا آروم و بلبشویی که جهان داره . اونقدر بده که هیچی دیگه . هر جایی یه بدبختی هر روزی یه خبر . اخه چرا ?  یعنی میشه ظهور بشه یا از اینیم که هست بدتر میشه ??  خدایا لطفا ...
1450010

می ترسم

"خداوندا" مرا تنها تو مگذارم ، که من از نیش می ترسم نباشد باکم از عقرب، ولی از میش می ترسم ندادند عاشقی یادم، درون پیله پیچیدم شدم خود همچنان ماری، ز زهر خویش می ترسم شنیدم عاقلی میداد پندم بهر دلداری من ازاو زینهمه بیهوده غمخواریش می ترسم ندیدم مهربانی بی غرض دراین جهان هرگز درین ویرانه از یاهوی هر درویش می ترسم غلط پنداشتم یارب گریزانم من از هستی بهرچه داده ای شکرت ولی زین بیش می ترسم زبس بار ان بردم به حکم رسم انسانی دگر از رحم بهر هردل ریش می ترسم "رسا" گفتا صبوری کن به تنهائی که شیرین است که من از مسلم و از یار کافر کیش می ترسم #گیتی_رسائی
1167778

عقبگرد

تا یه جایی هیچی نمی فهمیدم از یه جایی دوست داشتم برگردم به گذشته، به بچگیام بعد به جایی رسیدم که دوست داشتم فرار کنم از حالم، برم به آینده و از دور این روزامو ببینم و... می ترسم. از بعد می ترسم. از آینده می ترسم و از حالم متنفرم... و این نهایت ناشکریه :((
1061708

181ام

تا همین نیم ساعت پیش اتاق دوستم و پای لپ تاپ بودیم.چشمام دیگه باز نمی شد و ذهنم پر بود.بعدش یه دوش سرسری گرفتم و الان توی تختم دراز کشیدم و در حالی که گوشیم 10درصد شارژ داره تازه دارم فکر می کنم که فردا چی بپوشم،می خوام برم یه جای جدید اما حتی فرصت ن که روش تمرکز کنم.یه ذره می ترسم و استرس دارم،امیدوارم گند نخوره به حالم و سرخورده نشم. از یه طرف امشب یه پیام مبهم بهم رسید که به احتمال 98درصد موضوعش چیزی هست که من فکر میکنم،اما با تلاش مذبوحانه ای دارم به خودم امید می دم که نه شاید اشتباه می کنی و موضوع چیز دیگه ای باشه. دوست ندارم وارد اون قضیه بشم،از همه چی می ترسم:/
1351711

روزگار من ...

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم ! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم ! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم ! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم ! ک ن را دوست دارم ولی از آینه می ترسم ! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم ! من می ترسم ، پس هستم . این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم حسین پناهی
135147

یخ در جهنم..

دوست داشتنت امشب // طعم یخ در بهشت می دهد // وسط گرمای مرداد // که همه را کلافه کرده است // که همه را به جان هم انداخته است // و تو را به جان من! // به جان تو // دوست داشتنت // طعم یخ در بهشت می دهد امشب // و تازه کجایش را دیده ای!؟ // می ترسم برف ب رد فردا // و حیرتِ رو مه ها // شهر را بردارد! // تو که می خو // می ترسم خوابِ برف ببینی // و برف ب رد // و مرداد // مات // مات // به هویتش شک کند! // یا خو ببینی // که درخت شود بر تخت // و همسایه از صدای روییدن ریشه // از خواب بپرد! // حساب و کتاب ندارد با تو // نه فصل ها // نه هوا // نه ماجراها! // مثلا تو تنها معشوق دنیایی // که نمی روی! // ----------------------------------------------------------------- تابستان را دوست دارم فصل حرارت است و عشق... و شعر های عاشقانه در این گرما عجیب می چسبد.. منبع: http://biraheeh. /
161698

وقتی نیستی

وقتی نیستی درِ خانه را که باز میکنم: به خودم سلام می دهم،خوشامد می گویم. خودم برای خودم،خودم را لوس می کنم. وقتی نیستی در خانه بیشتر حرف میزنم!هن یشه ها را تنبیه و گاهی هم تشویقشان می کنم! وقت استرس دور اتاق راه می روم و بلند بلند ثانیه های آ فوتبالِ برده را همراه با تماشاگران خوشحال می شمارم. شبها قبل خواب: خودم،خودم را بغل میکنم و آنقدر برای خودم حرف میزنم تا دلم آرام رد. صبحها جلوی آینه آهنگ میکنم وقتی نیستی از بغضم نمی ترسم،از حرفم نمی ترسم،از خست ام نمی ترسم،از ترسم نمی ترسم... وقتی هستی،من خودم،خودم نیستم تنهایی من با حضور تو آغاز می گردد. م.شامگاهمنبع: http://mehrdadshamgah. /
1660579

رو مه شوت ، یکشنبه ۱۲ آذر ؛ من نمی ترسم !

عناوین رو مه شوت در روز یکشنبه ۱۲ آذر به شرح زیر است : زشت است زیر پست رونالدو و کافو می گذارید آزمون : من نمی ترسم ! پروین : یکی کی روش . فدراسیون را آشتی دهد ! ناز کی روش به غرامت ۷/۵ میلیاردی کی…
901391

خودمو چش

ب ۷ صبح خو دم. صدام گرفته.فردا قرار داریم. آقاهه ب گفت که فردا جواب میخواد. گفت من فقط یه سوال دیگه دارم که فردا در موردش صحبت میکنیم و بعدش دیگه منتظر جواب قطعی شما هستم و لطفا زود جواب بدین! من واقعا هنوز چیزی در موردش نمیدونم.نمیدونم چرا اینقدر عجله داره و این منو مضطرب میکنه .با مشاورم صحبت و گفت بهش بگو جواب قطعی رو بعد مشاوره میدم. ب واقعا نتونستم بخوابم و امروز خیلی استرس دارم. در حقیقت ترس دارم و این ترسم باعث میشه نتونم اعتماد کنم.
2130723

ی گفته بود، ترسیده بود، کوچک بمانم

ترس پنهانی است، ریخته به جانم؛ این که باز گردم و هر چه از نوجوانی نوشته و یادداشت برداشته ام را بخوانم. می ترسم آرزوهای بزرگ و بی پایانم، وسوسه ی فتح قله های جهانم را جایی، بین ابرهای بی باران و روزمرگی های شهر دودی جا گذاشته باشم. می ترسم خود بلند پروازم را، لای شاخ و برگ از خدا بی خبری، گیر داده باشم. می ترسم به خودم بیایم و آن همه آرزوها رفته باشد و به خاطر چند دقیقه بیشتر خو دن و چند لحظه بیشتر تماشا ، جا مانده باشم.
74701

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﮑﺎﺭ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺍﻧﮑﺎﺭِﻫﻤﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭِ ﺳﻮﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ! ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ میﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯِ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱﻭﺍﺳﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺍﻧﮑﺎﺭِ ﺩﻝِ ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ...! منبع: http://destiny11. /
95786

توقع، تعلق می آورد؟

اخلاقم برایم نوشته آستانه توقعم را پایین بیاورم، گفته اینطوری دلخوری ها کم می شود. من دختر حرف گوش کنی شده ام. م را دوست دارم و تلاش می کنم که به حرف هایش عمل کنم؛ اما می ترسم. از خودم می ترسم. از اینکه یک روزی توی همین روزها، توی خانه، ، کوچه و یا خیابانی یکهو کم بیاورم و آنوقت درحالیکه نمی خواهم _یا دیگر نمی توانم_ از ی توقعی داشته باشم آنقدر همانجا بمانم که تمام شوم. من از همه این روزهایی که بغضی که می رود توی چشم هایم بنشیند را با لبخندم قورت می دهم می ترسم. من انگار، از تنهایی می ترسم. + وابست توقع می آورد؟ دوست داشتن چه؟منبع: http://margvareh. /
1633055

آیا ترس خانومها از رانندگی طبیعه؟

آیا  زنها  بیشتر  در  رانندگی  علایم  رانندگی  را  رعایت  میکنند  یا  آقایان؟ این  سوالاتی هست  که  همه  دانشمندان  از  هم  می  پرسند. چرا می ترسم  رانندگی  کنم؟ خانومی  هستم که دلم  میخواد رانندگی  کنم اما  حتما  باید  یک  آقایی مهربان  بغلم  کنارم  بشینه  تا  ترسم  از  رانندگی  بریزه  من  عاشقم   عاشق  رانندکی   و  دنده  عوض در  هنگام رانندگی  همه  حواسم  به  جلوم  هست   نکنه  یک راننده ای  ناشی  به  من  بزنه  و  سپز  جلوم  داغون  بشه  می  ترسم و  هول  برم  میداره خوب  تقصیر  خودم  نیست چیکار  کنم  ترسم  بریزه یه بار  فکر  نکنید  بجه ام  نه 36 سالمه وای  اوه .....
1504233

چه کنم با این ترس؟

امشب توی خونه تنهام و باز می ترسممی ترسم و به روی خودم نمیارم و حرفی نمی زنم.کمد دیواری و انباری و بالکن ها رو چک . خبری نبود ولی ...بدترین چیز می دونین چیه؟توی این اوضاع احوال جوجه دراز کشیده و می گه:یه ص اومد.انگار یکی توی خونمونه!...
32573

توقع، تعلق می آورد؟

اخلاقم برایم نوشته آستانه توقعم را پایین بیاورم، گفته اینطوری دلخوری ها کم می شود. من دختر حرف گوش کنی شده ام. م را دوست دارم و تلاش می کنم که به حرف هایش عمل کنم؛ اما می ترسم. از خودم می ترسم. از اینکه یک روزی توی همین روزها، توی خانه، ، کوچه و یا خیابانی یکهو کم بیاورم و آنوقت درحالیکه نمی خواهم _یا دیگر نمی توانم_ از ی توقعی داشته باشم آنقدر همانجا بمانم که تمام شوم. من از همه این روزهایی که بغضی که می رود توی چشم هایم بنشیند را با لبخندم قورت می دهم می ترسم. من انگار، از تنهایی می ترسم. + وابستگی توقع می آورد؟ دوست داشتن چه؟منبع: http://margvareh. /
2350324

ترسم نکشد بی تو به فردا دل من

تماس تصویری برقرار کرده که خونه ی جدیدش رو نشونم بده...چشمم میفته به پاکت سیگارش.میگم لعنتی یه کف دست ریه برای خودت باقی بذار!...چشمک میزنه و میگه به چه اُمیدی?،میفهمم قصدش دلبری ه،میگم راست میگی،به چه اُمیدی?!بکش تا خفه شی عزیزم...میخنده... گوشه گوشه ی اتاقش رو میبینم و نظر میدم.گوش میکنه و میگه چشم...میگم یه گلدون ب بذار اونجا لب پنجره بلکه خونه ات رنگ و روی خونه بگیره،میگه چشم...میگم کف خونه ات مثل کف میمونه،یه فکری براش ،میگه چشم...میگم به جای جور کتابخونه اول یه تشک برای تختت بگیر که کف سالن نخو و بعد بخاطر دو نفره بودن تختش کلی ش میکنم و انقدر میخندیم که دلدرد بگیریم.میگم صاحبخونه فکر ات هم کرده که برات تخت دو نفره گذاشته،میگه این جزو درخواست های اصلیم بود و با صدای بلند میخندیم...میگم اگه تو از این عرضه ها داشتی که نگرانت نبودم...میگه نگرانمی? به روی خودم نمیارم که ع قاب گرفته ام رو روی دیوار اتاقش دیدم... اما شما با ی که رفته اون سر دنیا و ع تون رو زده به دیوار اتاقش چکار میکنین? من که زورم بهش نمیرسه...زورم بهش نمیرسه... *عنوان:خاقانی.
162074

بیست و هشت

فردا شاید روز مهمی باشه. ولی من نمیخوام فکر کنم مهمه. میخوام باهاش یجوری برخورد کنم که انگار اوکی!تو هم یه روز عادی هستی. ولی درواقع خیلی مهمه که فردا چه جو از ب رم. اصلا جو می رم؟ یعنی میشه؟ اگه بشه یه معجزه ست. من باورم ضعیفه. خدایا منو ببخش. ولی چه کنم که دلم آشوبه. حجم استرسی که رو ذهنمه،وحشتناکه. خسته ام. بخدا من هنوز از روزهای گذشته ام خسته ام. نمیدونم فردا چه اتفاقی تو زند م رقم می خوره. نمیدونم رفتنمون بی فایده ست یا با شادی و خبر خوش برمی گردیم.... فقط از یه چیز می ترسم. رفتن به اون دانشکده. دیدن آدم هایی که بی خبر رهاشون . من نمیخوام پام رو بذارم اونجا. خداااایا کمکم کن. یا قدیم الاحسان بحق حسین...منبع: http://rmgi. /

ترسم نکشد بی تو به فردا دل من