ترسم نکشد بی تو به فردا دل من


1018060

311_

اگر منو بیماری نکشد.سیل و طوفان نکشد.گرسنگی و تشنگی نکشد.تصادف و حوادث غیر قابل پیش بینی نکشد...حتما حتما نادانی و ندانستن می کشتم!
1341894

پنج شنبه

فردا پنج شنبه ست! می ترسم... از خودم می ترسم... بغلم کن... √ تولد دوست ندارم انرژی و حس منفی ای داشنه باشم که با خودم ببرم اردو... + خسته ام مثل در آغوش ی جا نشدن ... :( ++ یت ص پلی شده! پلی لیست رندمی هست اما چندمین باره ک پلی شده و الان دارم سعی می کنم گوش بدم ....
119360

شعری زیبا از در رابطه با زمان عج

من از اشکی که می ریزد زچشم یار می ترسمازآن روزی که اربابم شود بیمارمی ترسمرها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزندمن ازگرداندن یوسف سر بازار می ترسمهمه گویند این بیا ، امّا درن کنازاین که باز عاشورا شود تکرارمی ترسمتمام عمر،خود را نوکر این خاندان خواندماز آن روزی که این منصب کند انکار می ترسمشنیدم روز و شب ازدیده ات خون جگر ریزدمن از بیماریِ آن دیدۀ خونبار می ترسمبه وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه منمرا تنها میان قبرخود نگذار می ترسمدلت بش ته از من لکن ای دلدار رحمی کنمن ازنفرین و ازعاق پدر بسیارمی ترسمهزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتمزهجرانت نترسیدم ولی این بارمی ترسمدمی وصلم،دمی فصلم،دمی قبضم،دمی بسطممن از بیچار ّ آ این کارمی ترسمجهان را قطرۀ اشک غریبی می کند ویرانمن ازاشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم ماس دعای فرجمنبع: http://azzahra-khoor. /
2070672

دوست تر.

من شعبان را خیلی دوست دارم...خیلی...چون ماه آقاست...رجب هم ...چون متعلق به حضرت المونین است...ولی ماه مبارک را از شعبان و رجب بیشتر دوست دارم...چون متعلق به خود خداست...ولی همیشه قبل ش از این می ترسم که مهمان خوبی نباشم آن طور که باید باشم... می ترسم آداب مهمانی را خوب به جا نیاورم...می ترسم بلد نباشم...از لحظه اش استفاده نکنم... رمضان را خیلی دوست دارم...چون قدر برای المونین جان می دهم...جان... و تا فردای ش احساس می کنم شب شهادت ش قلبم می خواهد از جا دربیاید...ولی بعدش احساس می کنم خود مولا علی(ع) زنده ام کرده است... دوست دارم... ولی می ترسم ...بلد نباشم خوب برای ش برنامه ریزی نکرده باش م... می ترسم که نکند ماه ش تمام بشود و من همانی که قبلا بوده ام باشم... می ترسم که لذت عشق و عاشقی با حضرت رب را نفهمم...می ترسم سحر ها ل باشم... می ترسم فقط از این ماه نخوردن را بفهمم..می ترسم آمرزیده نشوم... می ترسم... دوست.ش دارم...چون از یک هفته قبل ش برای ش فکر می کنم که در این ماه چه باید م...و چه نکنم... دوست ش دارم چون این ماه تمام وجود ها تسبیح می گویند... چون همه یک شکل می شوتد... ...همه یک دل می شوند...
75824

شعری زیبا از در رابطه با زمان عج

من از اشکی که می ریزد زچشم یار می ترسمازآن روزی که اربابم شود بیمارمی ترسمرها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزندمن ازگرداندن یوسف سر بازار می ترسمهمه گویند این بیا ، امّا درنگی کنازاین که باز عاشورا شود تکرارمی ترسمتمام عمر،خود را نوکر این خاندان خواندماز آن روزی که این منصب کند انکار می ترسمشنیدم روز و شب ازدیده ات خون جگر ریزدمن از بیماریِ آن دیدۀ خونبار می ترسمبه وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه منمرا تنها میان قبرخود نگذار می ترسمدلت بش ته از من لکن ای دلدار رحمی کنمن ازنفرین و ازعاق پدر بسیارمی ترسمهزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتمزهجرانت نترسیدم ولی این بارمی ترسمدمی وصلم،دمی فصلم،دمی قبضم،دمی بسطممن از بیچارگیّ آ این کارمی ترسمجهان را قطرۀ اشک غریبی می کند ویرانمن ازاشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم ماس دعای فرجمنبع: http://azzahra-khoor. /
115000

فردا روز دیگری است

برای س نوشتم خوش به ح که تنها نیستی. امشب از آن شب هاست که از تنهایی می ترسم. منظورم تنها بودن در خانه و همین حالا نیست. منظورم زند است و حفره های خالیِ روحم. بدجور سرد شده ام. گاهی از همه چیز می ترسم. از راهی که می روم. از آدم های مهربان اطرافم. چرا من این همه تنها هستم؟ خسته ام. خوشبختی همین تعطیلی فرداست. تا ظهر می خوابم بعد هم به مهمانی می روم. به نظر نمی رسد که فردا روز خوبی نباشد. منبع: http://chizhaiedarham. /
2229228

ترس

من از فتنه مهتاب می ترسم از غربی ترین گلگو نه آفتاب میتر سم من از سکه و زر از سایه تزویر  از ریشه های تنومند  از آیینه زنگار سیاست از آرایش ماه در گرگ و میش زندگی از شب از خواب لاله های عشق از بوق نیرنگ در گل های شبپوری از بیداری یک کودک بی تاب می ترسم من از روزی که پژمردت گل نایاب می ترسم من از شهر شلوغ از کوچه های خالی از احساس زقهر اعتماد از مرگ رفاقت در کویر تشنه و بی آب میترسم من گر زدن دریااز تاراج ماهی ها از خستگی یک کارگر  در نمک زارها به دستان  دسسیسه به فرمان ارباب می ترسم من از سیلاب خاک بر دامن ص ا  ز ترس یک علف که از ترس نمی روید کنار جوی آب می ترسم من از آرایش ماه در آیینه برکه زع وارانه یک بید که می اندازد به دامانش لرزه و تشوش ز رویای گل آلوده یک خواب می ترسم من آینده مبهم که میسوزد جنگل سبز خیالم را به دست کودک ناباب می ترسم
296712

کمی تفکر...

این نوشته حمید سلیمی واقعا خواندنیه: من مرد کم طاقتی نیستم، تقریبا به اندازه عمرم سختی کشیدم. از بچگی درد کشیدم، عذاب کشیدم، عزیز از دست دادم، رفیقای زیادی جلوی چشمام از درد و بیماری تموم شدن، از دست دادم، رانده شدم، کتک خوردم، داد کشیدم رای من کو و باتوم دهنم رو پر خون کرد، پشت در اتاق عمل ساعتها و ساعتها منتظر موندم با گریه و بیت که بیاد بیرون و بگه پدرت زنده موند و تشخیص اولیه ما اشتباه بود، ساعتها بیهوش بودم و مرده بودم و باز با تن جرخورده برگشتم به زندگی. مرد کم طاقتی نیستم والله. اونقدر بلا سرم اومده، که میتونم ساعتها روضه بخونم. مثل همه همسن و سالهای خودم تو این خاک سرد کم برکت. اما از هر گردنه ای رد شدم، و برگشتم به زندگی. اما، امروز و در برابر این واقعه لعنتی کم آوردم. کم آوردم، شاید چون پیر شدم. شاید چون پیمونه طاقتم پر شده. من از این دنیا می ترسم. از این کشور می ترسم. از این شهر می ترسم. از این حکومت می ترسم. از این مردم می ترسم. از خودم می ترسم. از همه. از شما می ترسم. از دورویی، از بیشعوری، از حجم تنفری که توی خودم و بقیه می بینم. من از جماعتی که با ویرانی یک ساختمون ع میگیرن می ترسم، من از خودم می ترسم که این همه می ترسم، من کم آوردم.
8646

کاش...

این لحظه مرا کاش به گرما برساندبعد از تب سرما به شکوفا برساند ترسم که دل ساده ی من کار خودش رابا من به سر کینه و دعوا برساند یادِ غمِ عشقِ تو شبیهِ شب و هر شبآمد که مرا باز به غوغا برساند این کاسه ی سمی که خوردم ز سر شوق ترسم که مرا باز به فردا برساند دریا تو هستی و در قسمتم این استتقدیر مرا تا دلِ صحرا برساند من تشنه ی آغوش تو ام کاش ی بودمن را به تنِ نیلی دریا برساند مجنون شده ام کاش مرا شاعر بعدی در آ این قصه به لیلا برساند... باقر دیلمیمنبع: http://bagherdeylami. /
1746730

من از سوزاندنِ شه در آتیش می ترسم

هراسم ، جنگ بینِ شعله و کبریت و هیزم نیست . من از سوزاندنِ شه در آتیش می ترسم تنم آزاد؛ اما، اعتقادم سست بنیاد است من از شلاقِ افکار تهی بر خویش می ترسم..!! سیمین_بهبهانی
1887082

کمک ... پدرم... م...

می ترسم.می ترسم که دارو لازم بشم. می ترسم از این ح ام. از اینکه امروز انقد بی پروا می رفتم جلوی ماشین ها، که ماشینه یهویی جهتشو عوض کنه با اون سرعتش... می ترسم از خودم. می ترسم. می ترسم از این بلند بلند گریه ا و هق هقا وسط خیابون توی روز. می ترسم از اشکایی که تو مترو همینطوری می ریزه. می ترسم از حالم که جلوی رییس هم بد می شه و گریه م می گیره. می ترسم انقد حالم بد می شه که نمیتونم راه برم. می ترسم وقتی وسط گریه می بینم دستمالم قرمزه و می بینم بینی م خون میاد. می ترسم از این روزام. از این لحظه لحظه عوض شدن ح ام. مودم. واقعا می ترسم. می ترسم از اینکه وقتی روشا رو میبرم دستشویی، یهو کلافه میشم و قاطی می کنم و می زنم ب سر و صورت خودم. می ترسم. من می ترسم خدا. من میترسم زمان. بابای مهربونم. زمانم. می ترسم. بیشتر از همیشه. بی پناهم. به خدات قسم بی پناهم...... کمکم کن. مثل همیشه. این بار شاید یکم بیشتر.... کنار اومدن با خاطرات اعتیاد و دیدن شدت گرفتنش توی این روزا واقعا آسون نیست واسه به روح خسته و زخمی مث من... من قوی نیستم مث هواداراتون. خودتون کمکم کنید. که عاجز و ناتوان و مستأصل روی به خودتون آوردم. + من از به جهان آمدنم دلگیرم آماده کنید جوخه را, می میرم . . . + حس یه دختر دبیرستانی عاجز و ناتوان رو دارم. مثل همون روزا. همون حسا. با این تفاوت که الان ترم آ ارشدم نه یه دختر دبیرستانی. اما چرا؟ چرا نمی تونم حل کنم این قضیه لعنتی رو؟ وای که چقدر حالم بده. دارو نمیخوام. واقعا دارو نمیخوام.
1633056

چرا می ترسم رانندگی کنم؟

خانومی  هستم که دلم  میخواد رانندگی  کنم اما  حتما  باید  یک  آقایی مهربان  بغلم  کنارم  بشینه  تا  ترسم  از  رانندگی  بریزه  من  عاشقم   عاشق  رانندکی   و  دنده  عوض در  هنگام رانندگی  همه  حواسم  به  جلوم  هست   نکنه  یک راننده ای  ناشی  به  من  بزنه  و  سپز  جلوم  داغون  بشه  می  ترسم و  هول  برم  میداره خوب  تقصیر  خودم  نیست خوب  زنم ترسم  طبیعیه اما   به  من  بگو  چیکار  کنم  ترسم  بریزه یه بار  فکر  نکنید  بجه ام  نه 36 سالمه وای سایت آرمین تری دی کام  اوه .....
97706

نظر حسین پناهی در مورد زندگی

من زند را دوست دارم ولی از زند دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم! ک ن را دوست دارم ولی از آینه می ترسم! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم ، پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم حسین پناهیمنبع: http://moerefk. /
2156032

ای شب آشفته برو، ای غم ناگفته برو/ وی د ه برو، ت بیدار بیا

انقدر امروز به بقیه پ که از کنکور فردا نمی ترسم ولی از بعدش قطعا مضطربم.
64042

نمیخوام!

من هیچی بلد نیستم,هیچی... ی دختره خل ه شیطون ه مغرورم ک هیچی بلد نیست و فقط آدمای دور و برشو پر میده.. رفتم پیج دوس دختر محمد,انصافا و وجدانا دختره سبزه تیره تیره س,دماغش کشیده و بزرگه اما ب خودش میرسه,از محمدم بزرگتره ها ولی رفتم دیدم کاری کرده ک واسش تند تند چیز میز کادو یده,ی ساعت یده برده واسش با دوتا حلقه بعدم نوشته ماهگردمون مبارک! ع ای محمدو رو پروفایلش تو تلگرام میزاره! این دختر ننه بابا نداره؟ نداره ک بگن اینا ع ای کیه گذاشتی؟ حالا اینستا ک ب جهنم,پروفایل تلگرامش چی ؟ مگه شوهرشه ک دوتایی ع میزاره؟ وای خدا, گیج ه گیج شدم... من چرا ایننننننننقد خنگ و شوتم؟ امینم دارم می پرونم! گف بیا فردا بریم صبونه باید در مورد دوستی مون مفصل حرف بزنیم, گفتم باشه اما دلم نمییییخواد... می ترسم دوستی معمولی مونم ب هم بخوره... مییییییییی ترسم... چرا همه چی اینجوری شده؟ چرا من خنگ و ناشی ام... دلم نمیخواد با امین صبونه برم,می ترسم رسوا بشه دلم,می ترسم حرفی بزنه ک دلم بشکنه.. می ترسم حرفی بزنم ک طبق معمول پر بدمش... وای خدا... خنگ و خلی مثه من, باید تنها بمونه,اصن منو چ ب این دوستیا...
1457112

از چاله به چاه افتادن و از چاه به چاله!

می ترسم بخوابم و خواب تو را ببینم! کاش کمی آرام تر می شناختمت! می ترسم بخوابم و وقتی بیدار شدم ببینم تمامش خواب بوده! انگار دارم خودم را توی تو می بینم! من از خو دن به اندازه تمام نداشتنت می ترسم!
2399428

ایفای نقش الناز شاکردوست در «من می ترسم»

پیش تولید «من می ترسم» چهارمین بهنام بهزادی آغاز شد.
654074

حاشا!

تا موی تو را توی غزل جا با دست خودم شال تورا وا یک دفعه تمام شهر دیوانه شدند من زود تو را دوباره حاشا ... + وقتی که تو را دوباره حاشا یک گوشه نشستم و تماشا با بغض نوشتم که تو را دوست... بعد از ترس دوباره نامه را تا از مردم دیوانه مان می ترسم از شهر که نه، از این و آن می ترسم باید که تو را همیشه پنهان م از آ داستانمان می ترسم...
1688260

شادی های کوچک

من از آینده می ترسم از آن روزی که شادی های کوچک هم،بمیرند و صدای گریه ، بیش از   این،میان گوشِ آدم های شهر ما شود عادی!وَ اَبر از ریزش باران زند سر باز وباد از انتشار گَرده ی گُل های و انه را خالی کند آن روز.من از آینده می ترسماز آن دوران تلخی که شبیهَ شپیش تر ها بار ها رخ دادهدر این سر زمینِ ...!!وَ می ترسم از آن لب ها کهسنجاق اَند حالا و در آن دورانِ وا نفسابه دستِ غیب از هم ناگهان، وا می شوند وبَلبَشویی که نباید رخ دهدرخ می دهد نا گاه.من از آینده ی تاریکِ مان، در این ابستان،تمام عمر را ترسیدم وحالا که صد در صد خبر دارمچه پیش رو ست در آینده ی نزدیک،بیش از پیش می ترسم!!!زهرا موسی پور
903512

برانکو: نمی دانم ناراحتی منصوریان برای چیست/ از بازی فردا می ترسم

سرمربی پرسپولیس در نشست خبری پیش از دیدار با ماشین سازی حاضر شد.
1855518

رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم !

رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم ! تعصب چیست در مذهب ؟! مگر نه این که انسانیم ! اگر روح خدا در ماست... خدا گر مفرد و تنهاست ... ستیزه پس برای چیست ؟! برای خود پرستی هاست .. من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست من از سوزاندن شه در آتیش می ترسم...
1450010

می ترسم

"خداوندا" مرا تنها تو مگذارم ، که من از نیش می ترسم نباشد باکم از عقرب، ولی از میش می ترسم ندادند عاشقی یادم، درون پیله پیچیدم شدم خود همچنان ماری، ز زهر خویش می ترسم شنیدم عاقلی میداد پندم بهر دلداری من ازاو زینهمه بیهوده غمخواریش می ترسم ندیدم مهربانی بی غرض دراین جهان هرگز درین ویرانه از یاهوی هر درویش می ترسم غلط پنداشتم یارب گریزانم من از هستی بهرچه داده ای شکرت ولی زین بیش می ترسم زبس بار ان بردم به حکم رسم انسانی دگر از رحم بهر هردل ریش می ترسم "رسا" گفتا صبوری کن به تنهائی که شیرین است که من از مسلم و از یار کافر کیش می ترسم #گیتی_رسائی
1167778

عقبگرد

تا یه جایی هیچی نمی فهمیدم از یه جایی دوست داشتم برگردم به گذشته، به بچگیام بعد به جایی رسیدم که دوست داشتم فرار کنم از حالم، برم به آینده و از دور این روزامو ببینم و... می ترسم. از بعد می ترسم. از آینده می ترسم و از حالم متنفرم... و این نهایت ناشکریه :((
1061708

181ام

تا همین نیم ساعت پیش اتاق دوستم و پای لپ تاپ بودیم.چشمام دیگه باز نمی شد و ذهنم پر بود.بعدش یه دوش سرسری گرفتم و الان توی تختم دراز کشیدم و در حالی که گوشیم 10درصد شارژ داره تازه دارم فکر می کنم که فردا چی بپوشم،می خوام برم یه جای جدید اما حتی فرصت ن که روش تمرکز کنم.یه ذره می ترسم و استرس دارم،امیدوارم گند نخوره به حالم و سرخورده نشم. از یه طرف امشب یه پیام مبهم بهم رسید که به احتمال 98درصد موضوعش چیزی هست که من فکر میکنم،اما با تلاش مذبوحانه ای دارم به خودم امید می دم که نه شاید اشتباه می کنی و موضوع چیز دیگه ای باشه. دوست ندارم وارد اون قضیه بشم،از همه چی می ترسم:/
161698

وقتی نیستی

وقتی نیستی درِ خانه را که باز میکنم: به خودم سلام می دهم،خوشامد می گویم. خودم برای خودم،خودم را لوس می کنم. وقتی نیستی در خانه بیشتر حرف میزنم!هن یشه ها را تنبیه و گاهی هم تشویقشان می کنم! وقت استرس دور اتاق راه می روم و بلند بلند ثانیه های آ فوتبالِ برده را همراه با تماشاگران خوشحال می شمارم. شبها قبل خواب: خودم،خودم را بغل میکنم و آنقدر برای خودم حرف میزنم تا دلم آرام رد. صبحها جلوی آینه آهنگ میکنم وقتی نیستی از بغضم نمی ترسم،از حرفم نمی ترسم،از خست ام نمی ترسم،از ترسم نمی ترسم... وقتی هستی،من خودم،خودم نیستم تنهایی من با حضور تو آغاز می گردد. م.شامگاهمنبع: http://mehrdadshamgah. /
95786

توقع، تعلق می آورد؟

اخلاقم برایم نوشته آستانه توقعم را پایین بیاورم، گفته اینطوری دلخوری ها کم می شود. من دختر حرف گوش کنی شده ام. م را دوست دارم و تلاش می کنم که به حرف هایش عمل کنم؛ اما می ترسم. از خودم می ترسم. از اینکه یک روزی توی همین روزها، توی خانه، ، کوچه و یا خیابانی یکهو کم بیاورم و آنوقت درحالیکه نمی خواهم _یا دیگر نمی توانم_ از ی توقعی داشته باشم آنقدر همانجا بمانم که تمام شوم. من از همه این روزهایی که بغضی که می رود توی چشم هایم بنشیند را با لبخندم قورت می دهم می ترسم. من انگار، از تنهایی می ترسم. + وابست توقع می آورد؟ دوست داشتن چه؟منبع: http://margvareh. /
162074

بیست و هشت

فردا شاید روز مهمی باشه. ولی من نمیخوام فکر کنم مهمه. میخوام باهاش یجوری برخورد کنم که انگار اوکی!تو هم یه روز عادی هستی. ولی درواقع خیلی مهمه که فردا چه جو از ب رم. اصلا جو می رم؟ یعنی میشه؟ اگه بشه یه معجزه ست. من باورم ضعیفه. خدایا منو ببخش. ولی چه کنم که دلم آشوبه. حجم استرسی که رو ذهنمه،وحشتناکه. خسته ام. بخدا من هنوز از روزهای گذشته ام خسته ام. نمیدونم فردا چه اتفاقی تو زند م رقم می خوره. نمیدونم رفتنمون بی فایده ست یا با شادی و خبر خوش برمی گردیم.... فقط از یه چیز می ترسم. رفتن به اون دانشکده. دیدن آدم هایی که بی خبر رهاشون . من نمیخوام پام رو بذارم اونجا. خداااایا کمکم کن. یا قدیم الاحسان بحق حسین...منبع: http://rmgi. /
2350324

ترسم نکشد بی تو به فردا دل من

تماس تصویری برقرار کرده که خونه ی جدیدش رو نشونم بده...چشمم میفته به پاکت سیگارش.میگم لعنتی یه کف دست ریه برای خودت باقی بذار!...چشمک میزنه و میگه به چه اُمیدی?،میفهمم قصدش دلبری ه،میگم راست میگی،به چه اُمیدی?!بکش تا خفه شی عزیزم...میخنده... گوشه گوشه ی اتاقش رو میبینم و نظر میدم.گوش میکنه و میگه چشم...میگم یه گلدون ب بذار اونجا لب پنجره بلکه خونه ات رنگ و روی خونه بگیره،میگه چشم...میگم کف خونه ات مثل کف میمونه،یه فکری براش ،میگه چشم...میگم به جای جور کتابخونه اول یه تشک برای تختت بگیر که کف سالن نخو و بعد بخاطر دو نفره بودن تختش کلی ش میکنم و انقدر میخندیم که دلدرد بگیریم.میگم صاحبخونه فکر ات هم کرده که برات تخت دو نفره گذاشته،میگه این جزو درخواست های اصلیم بود و با صدای بلند میخندیم...میگم اگه تو از این عرضه ها داشتی که نگرانت نبودم...میگه نگرانمی? به روی خودم نمیارم که ع قاب گرفته ام رو روی دیوار اتاقش دیدم... اما شما با ی که رفته اون سر دنیا و ع تون رو زده به دیوار اتاقش چکار میکنین? من که زورم بهش نمیرسه...زورم بهش نمیرسه... *عنوان:خاقانی.
1758648

برانکو: از بازی با نفت تهران می ترسم

سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: من از بازی با این تیم می ترسم چرا که خیلی ها امتیاز این بازی را از قبل برای ما نوشته اند.
57448

یخ در جهنم..

دوست داشتنت امشب // طعم یخ در بهشت می دهد // وسط گرمای مرداد // که همه را کلافه کرده است // که همه را به جان هم انداخته است // و تو را به جان من! // به جان تو // دوست داشتنت // طعم یخ در بهشت می دهد امشب // و تازه کجایش را دیده ای!؟ // می ترسم برف بگیرد فردا // و حیرتِ رو مه ها // شهر را بردارد! // تو که می خو // می ترسم خوابِ برف ببینی // و برف بگیرد // و مرداد // مات // مات // به هویتش شک کند! // یا خو ببینی // که درخت سبز شود بر تخت // و همسایه از صدای روییدن ریشه // از خواب بپرد! // حساب و کتاب ندارد با تو // نه فصل ها // نه هوا // نه ماجراها! // مثلا تو تنها معشوق دنیایی // که نمی روی! // ----------------------------------------------------------------- تابستان را دوست دارم فصل حرارت است و عشق... و شعر های عاشقانه در این گرما عجیب می چسبد.. منبع: http://biraheeh. /
840144

شب تاریک و بیم موج و گرد چنین هایل..

اینجایی که هستم خونه ی بچگیامه.. خونه مام بزرگ اون موقع طبقه ی بالا بود. شبا میترسیدم تو راه پله ها.. مامانم می گفت بلند بگو من از هیچی نمی ترسم. نه از تاریکی نه از تنهایی. خ. من دارم می ترسم یکم :.
1382556

طنین شعار «من نمی ترسم» در بارسلون

به دنبال دو حمله تروریستی رخ داده در منطقه کاتالونیای اسپانیا که در آن 15 تن کشته شدند، صدها هزار تن از مردم به نشانه اتحاد در خیابان های بارسلونا دست به زده و شعار "من نمی ترسم" سر دادند.
744108

بعدش ترسم خنده دار به نظر می آید

یک وقت هایی هست که از آدم ها می ترسم. از گرگ شدنشان ، از .... بعد آرام می روم در لاک خودم. در لاک خودم هیچ وجود ندارد جز یک نفر که همه است و آرام و قوی می گوید من اینجام.
1816420

بر دلم ترسم بماند آررزوی کربلا...

محدثه برام کلیپ آقای پناهیان رو داد... از تجربه شون که میخواستن برن کربلا و نشده و یکی خوابشون رو دیده و تعبیرش.... کربلا..... ای که مرا خوانده ای، راه نشانم بده گوشه ای از کربلا، جا و مکانم بده......... + مث آتیش زیر خا تر، دلم یهو آتیش گرفته....دلم سوخته.... کاش ب یش مولا..... من ک لیاقت ندارم.... کاش شما مثل همیشه نظر کنید..... + من که مردم آخه کرب و بلا تو نشون بده.... / با همه بغضی که هست.... + نمیدونم گلوم از بغض درد می کنه یا واقعیه. باید بخوابم... پس فردا آ ین امتحان ارشد... به امید خدا. و بعدش هم برنامه ای به شدت فورس... به امیدخدا فردا برم کتاب خونه.... بلکه کار مقاله هم تموم شه إن شاءالله.
153074

شبیه مجنون...

ترسم ک شبی شبیه لیلا بشویترسم بروی زیاد یک شب تو تنها بشوی... من ک نشوم یک دم از یاد تو دور...ترسم بروی مثال یک قطره ی اشک...آن شب ک منم مثال مجنون بشوم...ای وای ک از دوری تو من هم ،غم لیلا بکشم ...تو هم ک از دوری من عاشقو شیدا بشوی...م.حمنبع: http://haghi1365. /
703020

هنوز مرور داخلی

اصن نرسیدم با اون سرعت دوره کنم هنوز دارم داخلی می خونم نفرو امروز تمومه ان شالله و کاردیو از فردا شروع میشه درسی که ازش می ترسم....
838112

مثل عشقی که به داد دل تنها نرسد

مثل عشقی که به داد دل تنها نرسد ترسم این است که این رود به دریا نرسد این که آویخته از دامنه ی کوه به دشت می امد همه جا غلت ن تا...، نرسد ترسم این است که با خاک بیامیزد و سنگ از زمین کام بگیرد... به من اما، نرسد پشت هر سنگ، درنگی ، پس هر خار، خسی حتم دارم که به همصحبتی ما نرسد ماه مایوس شد و موج به دریا برگشت بی سبب نیست که حتی به تماشا نرسد من به هرص ه ازین فاصله می کوبم ، سر ترسم این است که این رود به دریا نرسد شاعر : عبدالجبار کاکایی
383938

نقطه ی بُرش روانشناسی علمی در ایران

تاریخ روانشناسی مدرن در ایران به پیش از فردا و پس از فردا تقسیم نمیشه، بلکه به سه قسمت پیش از فردا، خود فردا و پس از فردا تقسیم شده و مهمترین قسمتش فرداست! فردا روز دفاع منه! :|
90034

می ترسم!

وای... ساعت شیش و چهل دقیقه صُبِ، یک ساعت و نیم ه دیگه با امین قراره صبونه دارم و ازز الان دارم می ترسم... وای... چی میخواد بگه؟ خددایا کمک کن خودمو لو ندم جلوش,کمک کن چیزی نگم... هوام منفی ه پنج درجه س
67530

خواب ابدی

امشب بدجور دلم گرفت یادم نمیاد قبلا انقدر دلم گرفته باشه خدایا خسته م خیلی .... بی فردا چه کنم؟ سرم بشدت درد میکنه و دارو شیمیایی استفاده خدایا ترسم از اینه فردارو نبینم
985878

نظر هاشمی طبا در مورد ک نه اش؛ چو فردا شود فکر فردا کنم

نامزد دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در خصوص ترکیب ک نه خود گفت: فکرش هستم، اما چو فردا شود فکر فردا کنم.
320502

امشب شهادتنامه عشاق امضا میشود

 گاهی قرار گرفتن شبی در تقدیرت میشود همان فلسفه وجودت از ازل،چون شب عاشورا که حقیقت خلقت یاران حسین بود. امشب شهادت نامه ی عشاق امضا می شودفردا ز خون عاشقان این دشت دریا می شودامشب کنار یکدگر بنشسته آل مصطفیفردا پریشان جمعشان چون قلب زهرا می شودامشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولیفردا صدای الامان زین دشت ب ا می شودامشب کنار مادرش لب تشنه اصغر ه استفردا خدایا بسترش آغوش صحرا می شودامشب که جمع ک ن در خواب ناز آسوده اندفردا به زیر خارها گمگشته پیدا می شودامشب رقیه حلقه ی زرین اگر دارد به گوشفردا دریغ این گوشوار از گوش او وا می شودامشب به خیل تشنگان عباس باشد پاسبانفردا کنار علقمه بی دست سقا می شودامشب بُوَد جای علی آغوش گرم مادرشفردا چو گل ها پیکرش پامال اعدا می شودامشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله رافردا عزیز فاطمه بی یار و تنها می شودامشب به دست شاه دین باشد سلیمانی نگینفردا به دست ساربان این حلقه یغما می شودامشب سر سرّ خدا بر دامن زینب بُوَدفردا انیس خولی و دیر نصارا می شودترسم زمین و آسمان زیر و زبر گردد "حسان"فردا اسارت نامه ی زینب چو اجرا می شود   دل آواز شهادتنامه    دل آواز آغوش صحرا
991600

جشن!!!

فردا جشن فارغ حصیلی کارشناسیه! دختر هام، مامانم و بابام قراره بیان! نمیدونم چه خبره اینا انقدر خوشحالن!! من که فقط فکر میکنم اگر ریخت نحس نکبتی میم تن لشو ببینم چیکار کنم! اگر خانواده ی تباهشو بیاره چی! اگه بخوان تیکه بندازن و اذیت کنن چی؟ انقدر بی آبرو و پاچه هستن که ترسم به جا باشه! گدا صفتا.. از ته دلم میخوام یکیشون یه بلایی سرش بیاد و فردا مجبور نشم ببینمشون! شاید نامردی باشه، اما از ته دلم میخوام اینو:)یعنی واقعا یع نفر با رفتارای مز فش میتونه باعث شه حست بهش از زمین تا آسمون فرق کنه! دوس دارم سر به تنش نباشه:) دوس دارم اوور دوز کنه !! البته اینا حکم نفرین نداره ها! فقط دوست دارم. بگذریم...  توش! حالا اینا کجا میخوان بیان فردا نمیدونم!° 
1686846

برانکو: بی انضباطی ها دلسردم می کند/ می ترسم و نگران اتفاقات ۲۰۰۶ برای تیم کی روش هستم

سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: می ترسم اتفاقاتی که برای تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۰۶ رخ داد، در روسیه هم برای تیم کی روش تکرار شود.
123410

نوشته ای از فرهاد

می ترسم از اینکه امروز حرفهایم را بزنم وتو فردا به آن برسی ... !آنقدر سرسری از خیلی چیزها گذشتیم که دیگر خیلی چیزها تکرار نشد ...بعضی ها برای ساختن زند نیستندباید با آنها خاطره ساخت شاید هم روزی جمله ای!لحظه هایی هست که دوست دارم تو را فراموش کنم و خودم را تجربه کنم ....فکر گردن به تو فقط همه چیز را سخت تر می کند ،می ترسم از آنکه امروز به تو فکر کنم وسال دیگر دلم برایت تنگ شود ،ثانیه هایی در زند هست که دلم میخواهد تماسی با روزگار ب رم و بگویم حلالش و در نهایت یک زنگ به * خدا *و یک خداحافظی در سکوت اما ساختار آفرینش من هر ثانیه اش امید بوده وخواهد بود .امید به ثانیه هایی که خدا نازم را می کشد ومادرم مرا دوباره هفت ساله می بیند .منبع: http://naghous. /
986852

پاسخ جالب هاشمی طبا در مورد چینش ک نه اش؛ چو فردا شود فکر فردا کنم

خبرگزاری صداوسیما نوشت: نامزد دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در خصوص ترکیب ک نه خود گفت: فکرش هستم، اما چو فردا شود فکر فردا کنم.
1127928

ایکاروس

تلخی داستانم اینجاست که هر بار خودم رو رها ، بعدش سقوط بوده. رهایی برای من با سقوط پیوند خورده و همینه که این همه از دل و جان می ترسم که رها کنم خودم رو. می ترسم که اوج بگیرم و اینبار بدتر زمین بخورم. و دیگه جان ندارم. اصلا جان ندارم برای سقوط. در توانم نیست. اصلا در توانم نیست. می ترسم که یک گام حتی بالا برم و بعد با مخ زمین بخورم و اینبار جانم نمی کشه. جان ِ من اصلا نمی کشه.
1137504

عشقبازی و جوانی و ِ لعل فام ... مجلس انس و حریفِ همدم و شربِ مدام

استرس تمام وجودم را گرفته کاش سالها بعد برای این ساده گرفتن ها از خودم متنفر نباشم میترسم  از پشیمان شدن از اشتباه جبران ناپذیر میترسم همه چیز یک بدبختی بزرگ باشد از رفتن میترسم  رفتنی که مدام به خاطرش دیگران را سرزنش کرده ام  و از آن برای خودم یک غول ساخته ام  می ترسم از تنهایی و تاریکی رفتن ها می ترسم از غربت می ترسم مسیر زندگی ام را غلط کرده باشم   خدا به ما رحم کناد ...
19316

می ترسم،مضطربم...

می ترسم ، مضطربم ، و با آن که سخت می ترسم و مضطربم باز با تو تا آ دنیا هستم می آیم کنار گفتگویی ساده تمام رویاهایت را بیدار می کنم و آهسته زیر لب می گویم برایت آب آورده ام ، تشنه نیستی ؟ فردا به احتمال قوی باران خواهد آمد تو پیش بینی کرده بودی که باد نمی آید ! با این همه ... دیروز ... پی صدائی ساده که گفته بود بیا ، رفتم ! تمامِ رازِ سفر فقط خوابِ یک ستاره بود ! می آیی همسفرم شوی ؟ گفتگوی میانِ راه بهتر از تماشای باران است توی راه از پوزش پروانه سخت می گوئیم توی راه خواب هامان را برای بابونه های دره ای دور تعریف می کنیم باران هم که بیاید هی خیس از خده های دور از آدمی ، می خندیم بعد هم به راهی می رویم که سهم ترانه و تبسم است مشکلی پیش نمی آید وقتی دستمان به آسمان برسد وقتی که بر آن بلندی بنفش بنشینیم دیگر دست ی هم به ما نخواهد رسید می نشینیم برای خودمان قصه می گوئیم تا کبوترانِ کوهی از دامنه رویاها به لانه برگردند غروب است ... با آن که می ترسم ... با آن که سخت مضطربم باز با تو ... تا آ دنیا ... خواهم آمد ...منبع: http://khaterehkadeh. /
1951748

ریش کجا و ریشه کجا!!!

شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان میان این تعصب ها، میان جنگ مذهب ها!یکی افکار زرتشتی، یکی افکار بو  یکی پیغمبرش مانی، یکی دینش مسلمانی یکی در فکر تورات است، یکی هم هست نصرانی!هزاران دین و مذهب هست، در این دنیای انسانی ...خدا یکی... ولی... اما... هزاران فکر ....رها کردیم خالق را گرفتاران ادیانیم!تعصب چیست در مذهب؟! مگر نه این که انسانیم!اگر روح خدا در ماست... خدا گر مفرد و تنهاست ....ستیز پس برای چیست؟! برای خود پرستی هاست ...من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسماز آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسماز آن جشنی که اعضای تنم دارند خوشحالمولی از اختلاف مغز و دل با ریش می ترسمهراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیستمن از سوزاندن شه در آتیش می ترسمتنم آزاد، اما اعتقادم سست بنیاد استمن از شلاق افکار تهی بر خویش می ترسمکلام آ این شعر یک جمله و دیگر هیچکه هم از نیش و میش و ریش وهم از خویش میترسم........  + همانا و به تحقیق ما هم از نیش ریش برخی حضرات ترسانیم...حضرات ریش یا حضرات !!!!
1382420

صدها هزار نفر در بارسلون شعار "من نمی ترسم" سردادند/ ع

ایسنا نوشت: به دنبال دو حمله تروریستی رخ داده در منطقه کاتالونیای اسپانیا که در آن 15 تن کشته شدند، صدها هزار تن از مردم به نشانه اتحاد در خیابان های بارسلونا دست به زده و شعار "من نمی ترسم" سر دادند.
2420120

مهران احمدی به «من می ترسم» پیوست

مهران احمدی به سینمایی «من می ترسم» به کارگردانی و تهیه کنندگی بهنام بهزادی پیوست.
1194582

یا امان الخافئین

دیروز غروب و بعد از  یادداشت دیروز تو راه خونه تو ذهنم اومد یا امان الخائفین. احساس خوبم از این بود که پیش بینی ترس منو از قبل کرده بود. سحر که دعای روز دوازدهم رو خوندم که گفته بود «و امنی فیه من کل ما اخاف»‌ انگار باز خیالم راحتتر شد که خب ترسم قابل درکه و واکنشم عجیب و غریب نیست و اینکه او درکم کرده خیلی واسم شیرین بود. اما بعد از اون حادثه لعنتی وحشتناک امروز صبح یهوو جنس ترسم عوض شد. خدایا بازم غیر قابل پیش بینی!! این دفعه من تنها نیستم که می ترسم. ۸۰ میلیون دیگه مثل من ترس و نگرانی تو دلشون هست. یا امان الخائفین.
1014164

مهماندوست: از تیم دوم ایران بیشتر می ترسم

سرمربی تیم ملی تکواندو آذربایجان گفت: همه به خوبی می دانند تیم های اول، دوم و سوم تکواندو ایران خیلی به هم نزدیک هستند و اتفاقا من از تیم دوم ایران بیشتر از تیم اول می ترسم.
947862

(بدون عنوان)

یه زمان همه ترسم این بود که بقیه بفهمن دوس پسر دارم. الان همه ترسم اینه بقیه بفهمن که با یه پسر حتی حرف هم نمیزنم. چه برسه به دوس پسر.  دوتا تو کتابخونه.درسم، ای، خوندم.  حیف که غیبتام تموم شده، وگرنه عمرن کلاسای فردا رو نمیرفتم.  واقعن خستم. امشبم ده و نیم رسیدم خونه.  یه پسره هس سال پایینیمه، همش منو میبینه. هر جا میرم این هس. امروزم تو ل اومد جفتم نشست. منم پاشدم رفتم.  یکی دیگه هس، که من قبلن فکر می از من خوشش میاد ولی اشتباه کرده بودم. امروز تو بوفه منو دید. منم رومو اونور.  درسته که خیلی خستم. ولی اگه بمونم تو خونه خسته تر میشم. باید با خودم مبارزه کنم. رو صندلیای ناراحت کتابخونه حالم بهتره.  دلم چقد یه گفتگوی باکیفیت میخاد..بام،سیگار، آدمای جدید، سعدی خوندن.  دلم میخاد بیس چار ساعت بخابم. 
800540

فردا

برای اغلب انسان ها فردا همیشه روز خوبی هست!!! چرا که تصمیم گرفتن امروز رو استراحت کنن و فردا کاری کنند کارستان. این فردا خیلی روز خوبیه ولی فقط یه مشکل کوچیک داره اونم اینه که هیچ وقت نمیرسه!!!
671626

تجربه جدید

امروز یه چیز جدید رو تجربه کردی . حضور توی یوم برای دیدن دربی. این منو می ترسونه! می ترسم که حس حضور توی ورزشگاه برات لذتش بیشتر از روزایی باشه که باهم می رفتیم بیرون . می ترسم که توی این لحظه هایی که یومی ته ذهنت بهم فکر نکنی
29830

تصویرگاه دویست و چهل و یک

غربت منشده نبودن تو. همه چیز را مثل موهاتبه باد بسپاردلت را به من.یادت نرود مال منی!این رنگ های نو به نواین جنگ های ویرانگراین سنگ های مرگ و زندگیهمهحواس آدم را پرت می کننداز اسب.می ترسمنگاهتحواس مرا پرت کندمی ترسمیادم برود مال منیدر آغوشت بگویمکی می آیی؟بپرسیکجا؟و من بگویمبا اسب. منبع: http://hezartoyezehn. /
1049928

بیم

جرقه ای زد دلم ... و نوری روشن شد ... دیدم خدارو ... به دوریه خودم از خدا می شم ... غرق در لطف و محبت او اما در فراموشی او ... می ترسم خدایا ... می ترسم خدایا ... دستم بگیر ... هر لحظه بیم سقوطم هست ...
1217218

من از هیچ پایانی نمی ترسم

چمدانی می خواهمپر از مضامینِ تازه ی سفرتا بی نهایتِ عشقچتری برای زیرِ باران بودناتاقی به اندازه ی دوست داشتنو چراغی به روشنی یک نگا ه گرمم کند دست هایم تا ضریحِ توکشیده می شونداما به تو نمی رسندمرا به خود بخوانکه من از هیچ پایانی نمی ترسممگر از پایانِ عشقماندانا پیرزاده

ترسم نکشد بی تو به فردا دل من