ترس از ترس تاحالا داشتی


38912

تا حالا شده

، تاحالا شده دلت از تموم دنیا گرفته باشه؟؟؟دلت بخواد داد بزنی بگی بابااااا دست ازسرم بردارین...همه چی مال شما...دنیاتون مال خودتون...فقط بذارین توحال خودم باشم؟؟؟دلت بخواد تنها باشی...خودت باشی وسـ ـ ـ ـ ـ یـ ـ ـ گـ ـ ـ ـ ار وخ رت ویه کاغذ....تاحالا شده دلت بخواد تموم داراییت از دنیاهمین چندتا چیز باشه؟؟تاحالا شده بشینی یه گوشه زانوهاتو بغل کنی...خاطره هاتو باخودت مرور کنی وباخودت بگی:یعنی دمت گرم دنیا...قشنگ ویرونم کردی...آب از آب ت نخورد...تاحالاشده تواوج بغض ازته دل بخندی تااگه گریه ت گرفت بقیه فک کنن...به خاطرخنده ی زیاده؟تاحالا شده وسط یه جمع باشی اما نگات غرق یه نقطه باشه؟تاحالا شده شنیدن یه آهنگ برات زجرآور باشه؟؟تاحالا شده ردشدن از یه خیابون چشاتو اشکی کنه؟تاحالا شده یه روزایی از ماه برات عذاب آور باشه؟؟تاحالا شده واسه گذشتن یه روزایی از هفته به هرچیزی متوسل بشی؟؟تاحالا شده همه به خاطر خنده های بلندت یا چه میدونم به خاطر شوخ بودنت کنارت باشن اما هیچکدوم نخوان غم تو صداتو بفهمن............ رسـ ــ ــ ـــ ـــپــــ ــــ ــــ یــــ ــــنــــ ــــــا :)منبع: http://chom2000. /
1370432

سوالات

تاحالا شده حس کنین که جوری دارین زندگی می کنین که انگار مُردین؟ تاحالا شده دلتون نخواد از اتاقتون و یا هر گوشه ی امنی که دارین ت بخورین چون بیرون رو یه فضای تهوع آور و غیر قابل تحمل می دونین؟ تاحالا شده از معضلات و مسائلی که توی زندگی شخصی و اجتماعیتون هست شدیداً خسته بشین جوری که از حرف زدن راجبشون نه تنها تخلیه نشین بلکه احساس کنین اون دردا دو چندان شدن؟ تاحالا شده حرف زدن و استدلال و تحلیل براتون فرسایش محض بشه؟ جوری که ترجیح بدین حتی از کنار یه آتیش خانمان سوز هم با سکوت رد بشین و برین؟ تاحالا شده هیچکدوم از داشته هاتون به چشمتون نیاد؟ و چه بسا داشته هاتونو مزاحم و سد راه رسیدنتون به نداشته هاتون تلقی کنین؟ تاحالا شده از جبر جغرافیایی جوری تون بسوزه که نتونین توصیفش کنین؟ تاحالا شده بخواین پشتِ پا بزنین به خیلی چیزا و بگین گور بابای تعلقات و خاطرات و نوستالژی ها و عواطفم و بخواید برید جایی غیر از اونجایی که هستین؟ تاحالا شده نصف شب باشه و از شدت خوابالودگی چشماتون خشک شده باشه ولی یه نیروی مازوخیستی بیدارتون نگه داره و مجبورتون کنه که تا خودِ صبح کل ابعاد زندگیتون رو حلاجی کنین؟ تاحالا شده حس کنین جایی زندگی می کنین که مردمش هیچ ربطی به طرز تفکر و روحیاتتون ندارن؟ اینا می تونن علائم چی باشن؟ علائم این که یه سری چیزا به بن بست رسیده و باید راه و مقصدتون رو عوض کنین؟
1721056

آ ین ی پاییزی

خب!!! سلام بروی ماهتون خوبین؟! خوشین؟! پاییز تاحالا که نفسای آ شه براتون چطوری گذشته؟! خوب؟! بکام بوده الحمدالله؟! میخوام بگم زیاد فرق نداره تاحالا چطوری گذشته این دقیقه های آ شه ازش استفاده کنین و اگه خ نکرده تاحالا تلخ گذشته،دقیقه های آ شو برا خودتون شیرین کنین که خاطره تلخ باقی نزاره با رفتنش شروع یه فصل تازه داریم ناگفته نماند که فصل،فصل منه اما خب جدا از این چیزا بیاین پاییز رو هرجوری که گذروندیم زمستون رو از نو سر بگیریم و یه حرکت جدید برای زندگی خودمون بزنیم♥️ امیدوارم زندگیتون پر از عشق و عشق و عشق باشه
102514

paria

تا حالا شده قبول بشی ؟ (- قبولی های الکی..قبولی های الکی) تا حالا شده بعد از قبولی تا رسیدی خونه ، ب ی ؟ (- قِر های الکی ، میمون بازی های الکی) تا حالا از خوشحالی ، به همه زنگ زدی ؟ (- آدم های الکی ، خبرهای الکی) تاحالا از خواهرت جایزه گرفتی ؟ (- خوشی های الکی ، خنده های الکی) تا حالا بعد از خوشحالی تلگرام تو چک کردی (- پی ام های الکی ، ع های الکی ) تاحالا دوستی به نام پریا داشتی ؟ سرطانی ؟ (- دوستی های الکی ، سرطان الکی ) تا حالا پریایی داشتی که همون شب بمیره ؟ (- افسانه های الکی ، پریای الکی ) تا حالا شده همه ی "تاحالا" هات به انتها برسه ؟ (- انتهای الَکـ...) نه نه ، انتهای همین پریا ، انتهای سرطان ، انتهای همین اسب ، انتهای گریه ، انتها ..... (- انتها .... انتها .... انتها .....) الکی گوش کنیم +نمیتونستم چیزی ننویسم .منبع: http://porcorosso. /
8250

paria

تا حالا شده قبول بشی ؟ (- قبولی های الکی..قبولی های الکی) تا حالا شده بعد از قبولی تا رسیدی خونه ، ب ی ؟ (- قِر های الکی ، میمون بازی های الکی) تا حالا از خوشحالی ، به همه زنگ زدی ؟ (- آدم های الکی ، خبرهای الکی) تاحالا از خواهرت جایزه گرفتی ؟ (- خوشی های الکی ، خنده های الکی) تا حالا بعد از خوشحالی تلگرام تو چک کردی (- پی ام های الکی ، ع های الکی ) تاحالا دوستی به نام پریا داشتی ؟ سرطانی ؟ (- دوستی های الکی ، سرطان الکی ) تا حالا پریایی داشتی که همون شب بمیره ؟ (- افسانه های الکی ، پریای الکی ) تا حالا شده همه ی "تاحالا" هات به انتها برسه ؟ (- انتهای الَکـ...) نه نه ، انتهای همین پریا ، انتهای سرطان ، انتهای همین اسب ، انتهای گریه ، انتها ..... (- انتها .... انتها .... انتها .....) الکی گوش کنیم +نمیتونستم چیزی ننویسم .منبع: http://porcorosso. /
1035130

۱۵۰

تووی این سه روز، از پنج شنبه تاحالا، با دو نفر دعوام شد. فقط دست به یقه نشدیم! پنج شنبه با ک نت ساز حرفم شد. گفتم اصلا نمیخوام کار ت رو. و ...امروز هم با پیمانکار خونه. گفت بیا فلان کار رو کردیم چک کن. گفتم تا حالا هر کاری دوس داشتی کردی، از الان به بعد هم هر غلطی دوس داری ! و ...مردم خیلی راحت و بی تفاوت برخورد می کنن با مسئولیتی که دارن.
1275858

ویروسَوایی:))))

دیروز یه لحظه اومدم خمیازه بکشم بعد حس یچیزی مثه زنبور زرتی رفت ته حلقم ، زنبور نبودا یچیزی مثه ویروسِ بالدار بود :( از دیروز تاحالا گلوم درد میکنه... تاحالا تو مسیر تنفس شمام ازین ویروسا قرار گرفته؟ از کجا باید تشخیص داد ک توی هوا این ویروسه هست؟ راه.درمانش چیه ؟ ممنون از پاسخگوییتون.:))) :-d **عنوان= ویروس هوایی:-d
458728

....

تاحالا شده تو خواب، یهو بزنی زیرگریه؟!منم نشده بو ی ب چندبار شد
1648286

اوجش

سلام تاحالا شده یکیو ببینی و بگی این همونه؟ دقیقا همون ی که میخواستیه؟ نه؟ برا منم نشده.
56664

دلم گرفته

ای خداااااا چرا نمیتونم این دخترو فراموش کنمممم اه لجبازززز بابا نمیتونم چرا نمیفهمیییی آخه کیه که از چنین عشقی بدش بیاد مگه تو انسان نیستی مگه دل نداری بخدا سنگ بحالم این روزا اشک میریزه انقد یدنده نباش آخه تاحالا کمتر از گل بهت گفتم که میگی نمیخوامت تواین سه سال حتی تواوج گرفتاریا هیچوقت دلم نخواست توبرنجی البته رنجیدیا منتها برای دوس داشتنم که چرا بعد سه سال هنوز بیشتر از روزای اول میخوامت باهمه سردی هایی که داشتیمنبع: http://avayeshgh23. /
374170

اسکیزوفرنی دوشخصیتی ۲

دوشخصیتی ترین آدمی که تاحالا شناختم خودمم  .
1754414

ع از علی کریمی که تاحالا ندیده اید+ع

علی کریمی صفحه اینستاگرام خود را به تصویری از دوران تحصیل خود اختصاص داد.
156372

تاحالا شده؟

تا حالا شده به خودت ب من واسه چی تو این دنیام؟ تاحالا شده به خودت ب هدف از خلقت من چی بوده؟ تاتاحالا شده به خودت ب خستم از این دنیا و آدماش؟ واستا دنیا واستا دنیااااااااا من میخوام پیاده شم! ====> به قول رضا صادقی من اشتباهیم! ==== > به قول مهران مدیری حالا اینا یه چیز بلد بودن بگن! من چی بگم؟! فقط میتونم بگم.خیلی خستم.کی تموم میشه این تراژدی زند من؟! به نظر من، هریک از ما زند مون یه داستانه ، اونم یه داستان که ی واسمون نوشته و نقش اولش ماییم و باید باتوجه به اون متنی که مشخص شده عمل کنیم. هیچ چیز دست ما نبوده و نیست، از اومدن توی این دنیا گرفته ، تا از رفتن از این دنیا! بعضی وقتا دلم به حال خودم میسوزه. نظر تو چیه؟اره با توهستم.بهم بگو حرف دلتو.اگه قابل میدونی. خدایا ، خداوندا ، من ناامید از درگاه تو نیستم ، من کفر نمیگم، من فقط بدجور دلم گرفته ، دوستت دارم ، کمکم کن ،.... دوستت دارم ، زیااد، منو دریاب ، ای مهربانترین مهربان ها ، ......منبع: http://somayeh-2005. /
1324992

بی دلیل

ازصبح تاحالا چندینُ چندباربه خودم گفتم "دوستت دارم عزیزدلم رضاجان"، نمیدونم چراهعی میگم؟شایدعُقده شده برام
1070128

تا حالا شده؟

اقا تاحالا شده به خاطر یک پس گردنی تا 5 روز ناله کنی؟من یکی اینطورم مامان الهی دستت ضرب کم تری بگیره الهی امین
583598

من و خدا

بالای پارک کوهستانمشهر زیر پامآهنگ چه کنم سینا سرلکو چشمای خیسبا پسرعمش رفتن برگردنباهم آشنا بشنصبح تاحالا ازش خبر ندارمدارم میمیرمفردا مسافرمسفر کاری یه هفته ای به جنوب
2417388

ببینیم

این ترم با شکوفه میم درس معماری کامپیوتر گرفتم باش حرف بزنم توی نمره دادن بیشتر هوامو داشته باش بهش قبل کلاس گفتم، گفت تاحالا نیمودی؟ گفتم هفته پیش درسم ثبت شده تازه!!! گفت بیا
2261326

مز ف

قلبم اومد تو دهنمکاش رفیق جانو بیابمچون اگ حرف نزنم ممکنه ..اه..کاش سنم بیشتر بودیه زن معمولی بودم ک دنیاش زندگی خانواده کوچکش بود..آآآه تاحالا فکرشو نکرده بودم:))نه .. نمیخوام..
847266

یادداشت صد و نود و سه

مغزم سوت کشید تاحالا انقدر طولانی یه عادمو انکار نکرده بودم...اونم کی!! صادق هدایت... خوابمو از سرم پروند این بحث مس ه،ولی ارزششو داشت،بالا ه یه نفر باید میگفت!!  چقدر روزای عجیبیه...
815058

۱۴۰

هرچند تاحالا به دید مس ه به این جمله نگاه می ، اما الان فکر میکنم که واقعا دلیل اصلی طلاق، ازدواجه!یک پیمان مس ه که هیچ دید درستی ازش نداری اما همه زندگیت رو پوشش می ده و کل عمرت باید بهش پایبند باشی. پ.ن. حداقل همشهری بودن رو رعایت کنید!
1571402

goli

باید به گلی نزدیک تر بشم......نگین نگفتم.حاله مامانش بدتر از قبل شده.....حاله خودشم تاحالا اینقدر بد نبوده هنوزم میخنده اما حالش بده..هواشو خواهم داشت هرچند بخواد اعتقاداتمو ت یب کنه یا فک کنه چون چادریم آدم خوبی نیستم.....
2164450

دوباره یادش افتادم

یادم افتاده که به مرد تازه عروسی کرده مامانش میگفت سرسفره بیاد پیش دختر ای که قبلا میخواسته بشینه.... ب تاحالا دم گریه ام از یادآوریش.مهمونیو نمیتونم برم یاد اینم افتادم:-(
36884

یک نفر برایم تعریف میکرد: چار لمبرت"

یک نفر برایم تعریف میکرد: همکاری داشتم سربرج که حقوق میگرفت تا15روزماه سیگار برگ میکشید، بهترین غذای بیرون میخورد و نیمی از ماه رو غذا ی ساده از خونه می آورد، موقعی که خواستم انتقالی بگیرم کنارش نشتم گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی ؟باتعجب گفت: کدوم وضع!گفتم زندگی نیمی اشرافی نیمی گ ...!!به چشمام خیره شد وگفت: تاحالا سیگار برگ کشیدی؟ گفتم نه!گفت: تا حالا تا ی دربست رفتی؟ گفتم نه!گفت: تا حالا به یک کنسرت عالی رفته ای؟ گفتم نه!گفت: تاحالا غذای فرانسوی خورده ای؟ گفتم نه!گفت: تاحالا تمام پولتو برای ی که دوستش داری هدیه یدی تاخوشحالش کنی؟ گفتم نه!گفت: اصلا عاشق بوده ای؟ گفتم نه!گفت: تاحالا یک هفته از شهر بیرون رفته ای؟ گفتم نه!گفت اصلا زندگی کرده ای؟ با درماندگی گفتم اره... نه... نمی دونم...!!همین طور نگاهم میکرد نگاهی تحقیر آمیز...!!اما حالا که نگاهش می برایم جذاب بود...موقع خداحافظی تکه کیک خامه ای در دست داشت تعارفم کرد و یه جمله بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد...او پرسید: میدونی تا کی زنده ای ، گفتم نه!گفت: پس سعی کن دست کم نیمی از ماه رو زندگی کنی..!!"چار لمبرت" منبع: http://abtaban2. /
834690

وعده های عاشقانه

‍ کاش می شد بر دل تنگم گذاری داشتیچون گذشته با من عاشق قراری داشتیوعده های عاشقانه ، در شب مهت ودر کنار کوچه هر شب ، انتظاری داشتیلحظه ای چون می گذشت از ساعت دیدارمان گوشه ی چشمان خود اشک بهاری داشتییاد ایام گذشته ..... یاد آغوشت بخیراز سر شب تا سحر بوس و کناری داشتیرفته ای و حال مانده رد پایت بر دلمخاطرت باشد که روزی هم نگاری داشتی ساده دل بودم که باور کرده بودم عشق توکاش می گفتی چرا رفتی ، چه کاری داشتی؟دلخوشم با خاطرات هر شبت ، ای بی وفاکاش یک شب بر دل تنگم گذاری داشتی#آنجلا
1281876

محیط افسرده

رفتم یه مدتیه . واقعا حس میکنم دارم توی راهرو های یه تیمارستان خالی قدم میزنم . سایلنت هیل رو تاحالا بازی کردین ؟(معلومه که نه !) اون لحظه هاییش که تو یه مکان متروکید و هیچ جنبنده ای رو نمیبینید . حتی از هیولا های چندش اور هم خبری نیست ... #پستک
1063678

قدر لحظه ها

سلام بنظرم باید خیلی زیاد قدر لحظه هایی که یه بار تو زندگی فقط میان و میرن رو بیشتر بدونیم. مثلا من ب دوتا چیز رو با چسب قطره ای چسبوندم و هنوز لازم نشده جداشون کنم. تقریبا تاحالا برام پیش نیومده بود
30344

تحلیلی

سر کلاس هندیه تحلیلی به چیز رو کشف که اقای هاشمی با این همه سابقه تاحالا بهش توجه نکرده بود بعد با همون کشف من سوالاش رو حل میکرد و جلوش فلش میزد و مینوشت ب.ق.ع(بنا به قضیه علی نژاد) اونجا بود که فهمیدم چقدر اعتماد به نفسم کمه چون هر ثانیه به خودم گوش زد می که شانسی بود
818320

157 : فاسد

یه شیر کاکائو تو یخچال بود.خوردم.انقضاش برا دیروزه.بعد که خوردم یادم افتاد ببینم -__- :| الان باید چیکار کنم؟ مامانو بابا رفتن باباحاجیو برسونن نیستن .مهارم ولش کن فکر کنم خوابه .تاحالا مسموم نشدم. این بارم فکر کنم هرچی بود جذب شد :دی
632864

تا حالا شده!؟

تو تاحالا اینطوری شدی که وقتی یه نفر سرت دادمیزنه پژواکش تا مدتها تو سرت باقی بمونه و هیچی نتونی بگی؟ تا حالا شده خیلی ناراحت بشی؟ تا حالاشده ازدست زمین و زمان دلت بگیره ولی حتی بغض نکنی؟ تا حالا شده نبخشی؟ شده همه چیو بریزی تودلت؟ چیکار کردی خوب بشی؟
1462724

تعلل

سلام یه جمله ی خوبی هست که میخوام شیرش کنم. ترجمش میشه که: تصمیم گیر باش. درست یا غلط یه تصمیمی بگیر. جاده ی زندگی با سنجاب هایی که نتونستن تصمیم به موقع بگیرن فرش شده... ----- تاحالا فرش رو ننوشته بودم اولین باره فکر کنم. خیلی جدید بود .
311260

من تنهاترینم

یه حس منفی امروز صبح تاحالا باهامه...نمیدونم چرا...یه حس خیلی بد...خیلی خیلی بد...نمیدونم چرا حس میکنم خیلی تنها شدم...
1854352

تصمیم من

درود من تصمیم گرفتم که از نویسندگی کار بکشم و بهش پایان بدم دلیلشم اینکه فکر نکنم ی زیاد به مطلب هام یا چالش هام علاقه ایی داشته باشه اخه تاحالا ندیدم ی بیاد توی چالش های من شرکت کنه پس ادامه فکرنکنم بدرد بخوره
1014500

الله کرم:کشور تاحالا دست انقل ون نبوده/زیباکلام:دست پهلوی بوده؟

صادق زیباکلام و حسین الله کرم در مناظره آنلاین خبرگزاری خبرآنلاین، پیرامون انتخابات ریاست جمهوری از دلایل حمایتشان از نامزدهای مورد نظرشان گفتند.پوپولیسم که شاخ و دم ندارد!
1066488

مال اعصابه؟

دیروز تاحالا دستام لرزه گرفتنمعدم اسیدش زیاد شدهسرم گیج میر ارام یادم میره ی مادرم هم فوت کرداومدم مزارروز خا پاری آقاجونم یادم افتاددیروز جلو چش دل ش تم، آروم بگیر
39766

تا حالا شده...؟

تاحالا شده به خودت بگی چرا تموم نمیشه چرا از فکرم بیرون نمیره چرا این خاطره ها، گورشونو گم نمیکنن برن برن و اوونقدر دور شن که هرکی گفت یادته... نگم چیو بگم نه یادم نیست هیچی یادم نیست . تا حالا شده، یهو یادش بیفتی ندونی باید گریه کنی یا بخندی یهو بری تو فکرو، نشنوی صدای ادمای اطرافتو بعد که از فکرش اومدی بیرون ببینی ای دل غافل.. چند ثانیه دیگه هم از عمرت رفتو دیگه برنمیگرده نه ثانیه ها، نه اون که یه روز تموم هستیت بودو الان هست ولی با تو نیست. نیست که نیست. تاحالا شده به خودت بگی من که همه رو میخندونم، چرا اینقدر غم دارم. چرا یکی پیدا نمیشه منو بخندونه، از اون خنده های از ته دل. که یه روز با یکی داشتمو الان ته دلم فقط غمه از اون تا حالا شده تو تنهاییات غرق بشیو ندونی راه نجاتت چیه؟! اصلا جلو آینه چند بار اومدی به خودت نگاه کنیو چشت افتاده به دلت یهو بغض کردی... اخه هیشکی نیست بهت بگه: امروز زیبا تر شدی امروز جذاب تر شدی امروز مهربون تر شدی بعد به خودت میگی. من دیگه ته همه ی تنهاییام. اره .... تا حالا هزار بار به خودت گفتی، چرا این خاطره ها تموم نمیشه. نمیشه... اینا هست که هست اون هست و ماله تو نیست. اما یکی هست که همیشه هست اون بالاست هواتو داره با دلت نگاش کن میبینیش تا حالا شده به خودت بگی چرا همیشه هست؟!منبع: http://bedooneeshgh. /
23598

نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتی

نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتینیم باقی مانده هم هروقت فرصت داشتی.بر زمین افتادم و دیدم سراغم آمدیدست یاری چیست؟! سودای غنیمت داشتی!.خانه ای از جنس دلتنگی بنا ولیچون پرستو ها به ترک خانه عادت داشتی.زخم خوردم گاهی از ایشان و گاه از چشم توبا رقیبان بر سر جانم رقابت داشتی.ای که ابرویت به خون ریزی کمر بسته ست! کاشاندکی در مهربانی نیز همت داشتی! سجاد_سامانیمنبع: http://norzadehaccroom. /
219336

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی نیم باقیمانده هم هر وقت فرصت داشتی بر زمین افتادم و دیدم به سویم می دوی دست یاری چیست؟ سودای غنیمت داشتی خانه ای از جنس دلتنگی بنا ولی چون پرستوها به ترک خانه عادت داشتی ای که ابرویت به خونریزی کمر بسته است کاش اندکی در مهربانی نیز همّت داشتی من که خا تر شدم اما تو هنگام وداع کاش قدری بر لبانت آه حسرت داشتی شاعر : سجاد سامانی
876324

بابا.. تاحالا بهت گفتم چقدر بابا بودن بهت میاد؟؟؟

بابا مرسی که هستی هنوز دارمت. که اینقدر برامون تلاش میکنی . جوری که شبا حتی نای حرف زدن نداری. بابا کاش بیشتر تو تمام این چند سال قدرتو میدونستم. خدایا سایه ی بابا و مامانمو از سرم کم نکن که کمرم خم میشه...
1617412

شهسوار ظلم

اینا که برای زن شرط میذارن بعد ازدواج نه تحصیل و نه شغل، فازشون چیه؟!؟ فک میکنن شهسوار آرزوها اند و دختره له له میزده برا از راه رسیدنشون و تاحالا واسه رفع بیکاری مشغول ب تحصیل بوده؟! . . اینا که شخصیت مستقلی برا زن قائل نیستن,آخه چرا هنوزم زنده ان ؟!؟
292104

تاحالا جغد را بدون پر دیده بودید؟

برای اکثر انسانها ظاهر عجیب جغد بدون پوشش کمی باعث شگفتی میشود. جغد ها بسیار زیبا هستند. و عده بسیار زیادی از دیدنش لذت میبرند. حتی هستند افرادی که جغد را به عنوان حیوان خانگی انتخاب میکنند.
392134

بخش تبلیغات وب بشدت منتظر

تاحالا مافیا بازی کردید؟ بله! درسته که من دیگه اون دختر شونزده ساله ای که از دیدن رئیسش سرکیف میومد و تا یک ماه شنگول می زد نیستم، ولی الان دقیقا اون دختر بیست و شیش سالم که هنوزم از خبر کارای جدید رئیس/رفیقش ذوق می کنه و وظیفه ی خودش می دونه هرجایی که شد مسئولیت تبلیغ رو دست بگیره تا توی این علاقه و شنگولی دست زیاد شه و آدمای بیشتری عاشق صدا و اکت و تاتر مستقل و بدون باند مملکت بشن. (الان مثلا وسط تبلیغ باید احساساتی شم بگم که تماشای اشتیاق رئیس پای صدابازی ها یکی از دلایل ادامه ی حیاتمه؟!) آها یادم رفت! راستی تاحالا مافیا بازی کردید؟ بالا ه پس از قرهای اضافه ی هیأت های(ممیزی، بازبینی، بازجویی) از همین چارشنبه که می شه فردا توی تماشاخانه ی باران (اگر می خواید جدی برید ببینیدش بگید به سبک خودم آدرس بدم به سبک آدرس خود تیوال میرید گم و گور میشید) اجرا میشه :) ید از سایت محترم تیوال: لینک
374120

شعور ..

انتظار داشتن شعور از بعضی ها مثل شرط بستن رو " " تو مسابقه اسب سواریه!فامیل دور :) پــ نــ:اینو تاحالا تجربه کردید؟یکم دردناکه
2421782

داورزنی: تاحالا دردسری نداشتیم؛/ 15 آذر روز پایان داستان بازنشسته ها

محمدرضا داورزنی معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفه ای، وزارت ورزش و جوانان می گوید، 70 درصد کارهای مربوط به بازنشسته ها انجام شده و باقی هم در چند روز آینده انجام خواهد شد.
1935696

فلبداعه ۹

gamarjoba .نمیفهمم . یک نفر مگه میتونه ۲ نفرو همزمان دوست داشته باشه. باید مسئله ای این وسط باشه . اینطور ابراض علاقه   البته در شبکه ی اجتماعی  . تاحالا همچین چیزی برام پیش نیومده.  شاید چون تاحالا پیش نیومده من برام عجیبه .با این همه بی اعتنایی که میکنم بازم ایطوریه . داستان چیه ؟! کم کم دارم دیوونه می شم . اگه ی تو زندگیش نبود . اگه ی تو زندگیش نبوود . this is a ing life . به نظرم تنهاست . احتیاج داره به توجه  . به محض اینکه اونو ببینه منو فراموش میکنه  . منو داره کم کم میکشه  . عذابم میده  . اون حرفاشو زده ولی یجوری داره بر خلافش عمل میکنه . ولی حرفشو  زده . منم اگه حتی چیزی بگم ' میتونه بگه : من بهت گفته بودم  . garochera من فک میکنم داستان تموم شده و کشش دادن آسیب بیشتری میزنه به من  . کلا که بگذریم ازین داستان  . دوباره دارم روزهای بی هدفی رو میگذرونم  . کم کم دارم فک میکنم کلا زندگب بی هدفه و فقط بعضی روزا یه سری نقطه ی مشخص تعریف می کنیم تا بش برسیم  . دلم هوای باتومی  کرده . برم ۲ تا آبجو بگیرم.تو صاحل دم غروب با آستین کوتاه و شلوارک بشینم   . شاید شب هم دم صاحل بخوابم  . سری بعد این پست یه مطلب دیگه می نویسم یه مسائلی هست که باید اونجا گفته بشه   . 
68756

آمدی

آمدی در خواب من ب چه کاری داشتیای عجب از این طرف ها هم گذاری داشتی راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیزیا که شاید با دلی تنگم قراری داشتی مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربانبعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی سر زیر انداختی و گفتی آهسته، سلاملب فرو بستی نگاه شرمساری داشتی خواستم چیزی بگویم گریه بغضم را ش تنه نگفتم سالها چشم انتظاری داشتی با نوازش می کشیدی آه و میگفتی ببخشسر به دوشم هق هق بی اختیاری داشتی وقت رفتن بغض کردی خیره م سوی منشاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده ب ش می شد باز در خوابم گذاری داشتی عشق یعنی بی کنایه لب فروبستن ،سکوت...دلخوش از اینکه شبی با او قراری داشتی شهریار منبع: http://rwriter. /
119752

یاد ایامی

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل ب هات حکمت داشت: دلبر داشتی از دل من تا لب تو راه چندانی نبود من که شعر تازه می گفتم، تو از بر داشتی قلب من چون سکه های از رواج افتاده بود آنچه در پیراهن من بود، باور داشتی شر عشقت را من از شور پدر پرورده ام قصد خون خلق را از شیر مادر داشتی دشتی از آهو درین چشمت به قشلاق آمده جنگلی از ببر در آن چشم دیگر داشتی پشت پلکم زنده رودی از نفس افتاده بود روی لب هایت گلاب ناب قمصر داشتی خاطراتم را چه خواهی کرد؟ رم باد برد بیت هایی را که از من کنج دفتر داشتی # علیرضا بدیع منبع: http:// adam. /
1652976

تاحالا تصویر واقعی پشت اسکناس 2 هزار تومنی رو دیده بودین؟

تاحالا تصویر واقعی پشت اسکناس 2 هزار تومنی رو دیده بودین؟ این خانه متعلق به " سید حسین ابرقویی " ،  از ثروتمــندان ابرکوه استان یزد بوده است که 820 مترمربع مساحت آن است  hannel  ➣ midanesti  
949450

حاتمی: متعجبم که چرا مسئولان تراکتورسازی قرارداد بازیکنان را تمدید نمی کنند/ تاحالا ابراهیمی را این طور عصبانی ندیده بودم

مهاجم تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز گفت: تعجب می کنم چرا مسئولان باشگاه برای تمدید قرارداد بازیکنان اقدام نمی کنند.
1037718

کافیست ب تو فکرنکنم...

امشب به عادت زمان های دور زیر دوش آب نشستم و ساعت ها هق هق گریه .مدام فکرمی پسرخوب دیگه حتی جمله ای راجع بمن نمی نمیسه اما این چیزی هس ک خودم خواستم. این یک ماه اندازه یک سال گذشته. عجب صبری خدا دارد.انگار هرچی بیشتر طاقت میاری بازم بیشتر باید باشه. من اگربجای خدا بودم تاحالا به پریسا رحم کرده بودم.عجبا که رحم من می آید و رحم او ن.
2227310

گیسو افشان کرد و من و پریشان کردو...

از ب تاحالا حال اون خواننده و شاعر مز فی که این شعرو سروده دارم درک میکنم.حالا شما میتونین بگین چه بد سلیقپ توی اهنگ اما من بهتون میگم که قبل از ب منم باورم نمیشد یه روز وقتی یکی میگه گیسو افشان کرد و فلان من بگم عههه فلانی:))))خلاصه که گیسو افشان کرده بود و مارا بسی پریشان حال نمود و رفت....بعضیا هم اینطورین دیگه.
646864

سکینه خانِم

نوشته بود؛ جیگرتو با خودم گفتم ینی چه؟ منظورش چیه از این حرف؟ به پیتر نشون دادم. گفتم منظورش چی میتونه باشه؟ جیگرمو چی؟ جیگرمو میخواد چیکار کنه؟ پیتر کمی فکر کرد و گفت؛ والا من شنیدم که گوشت رو قاطی گوشت گوساله و میکنند و باهاش کباب درست میکنند... ولی در مورد جیگر تاحالا چیزی به گوشم نخورده!
1748308

اسم وبلاگ من چیه همه چسبیدن بهش

رو پیشونیم بنویسم کتاب نامناسب بخونیم ! ببینم اینا ول میکنن یا نه ! والا میترسم ارشاد بیاد بگه این چه اسمیه رو وبت گذاشتی مگرنه صد بار تاحالا اسمشو گذاشته بود "تو رو جون عمتون کتاب نامناسب بخونید " تا دچار سوزش ۷۵ درصد بشین و هیچ بیمارستانی ام قبولتون نکنه ! #پستک پ ن بعد از دیدن خبر ز له همین چن دقه پیش: والا زمینم از شما به لرزه در اومد انقد گیر دادید به اسم وبلاگ من !
1509768

کربلا

گفتم:اگر در کربلا بودمتاپای جان برای حسین(ع)تلاش می .گفت:یک حسین(ع)زنده داریمنامش مهدی(عج)است.تاحالا برایش چه کرده ای
150696

عشق و عشق و عشق.....

امروز وقتی دلم برات تنگ شد و به مهدت زنگ زدم تا باهات صحبت کنم،آ حرفات بهم گفتی :دوستت دارم مامان گلم....قلبم لرزید،اشک توی چشمام حلقه زد و دیدم که خوشبخت ترین آدم دنیام! عشق من،تموم هستی من،مهربونم،دلیل زنده بودنم.......این زیباترین دوست داشتنی بود که تاحالا شنیده بودم!!! +خدای مهربونم یه دنیا شکرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت.عنایت کن به اونایی که آرزوی داشتن فرزند رو دارن...منبع: http://simna. /
1243886

...

خب الان نمیدونم چی بگم :|میدونید چیه؟من پیگیر همه ی برنامه های جانبی هستمهراتفاقی که بخواد بیفته من زود میفهممولی ازاونجایی که خج ی یچکجااااا تاحالا تنها بلند نشدم برم خودمو نشون بدمهمیشه تا یه برنامه پیش میاد به صدنفر میگم تابلکه یه نفرشون منو همراهی کنه و اونجایی که دوس دارم برم رو باهام بیادبعد میدونید جالبیش چیه؟؟؟؟؟تاحالا هرجاااااااااا که رفتم اون نفر دوم خودشو نشون داده و همه اونو شناختن(غیر از انجمن که اون بحثش جداس)الان یه برنامه ای بود که من خییییلی خییییییییلی مشتاق بودم شرکت کنمزود به چند نفر گفتم و سه نفرشون اوکی دادنینی الان شدیم چهارنفرو خب من مطمئنممممممممم اون سه نفر تو اون برنامه خودشونو میکنن تو چش ملت (آخ یادش بخیر) و من یه گوشه میشینم و ا سرم هیشکی حتی اسم منو یادش نمیمونه....و بدتر از اون اینه که فهمیدم یکی از اشخاصی هم که به شدت تنفر دارم نسبت بهش قراره تو این برنامه باشه....و اینطوریه که منی که اولین نفر بودم که از این برنامه مطلع شدمالان دیگه دلم نمیخواد برمواقعا دلم نمیخواد....بعد یکمم ازاین ناراحتم که چرا سه تا از بچه ها اوکی دادن...اگه یکیشون اوکی میداد تو اون برنامه دوتایی باهم بودیم چون دیگه ای رو نمیشناختیمولی الان که چهارنفر شدیم اون سه تا مطمئنا کلی بهشون خوش میگذره...ولی منولی منولی منگریه ی حضار لطفا
1493904

قیمه

تاحالا ۳ صبح قیمه خوردین ؟من الان خوردم :)))حاجی امشب قیمه داده ، سرشب اوردن برا ما . با ی قیمه از یکی دیگه ، اینارو که کنار هم میخورین تازه معلوم میشه غذای حاجی عجب چیزیه .الان رفتم اب بخورم ، چشام وا نمیشد ، بوی قیمه خورد ب دماغم وایسادم ب خوردن ، انقدر خوشمزس که .برای ختم مادرجون و اقاجونم که تهران گرفتیم حاجی زحمت شامو کشید ، هنوز همه میگن .کارش درسته ، درود بهش
128736

عقش

دانش آموز کلاس هشتمه؛ میگه:یه بار تاحالا خودکشی میگم:پشیمونی خودکشی کردی؟ میگه:آره میگم:ینی دیگه خودکشی نمیکنی؟ میگه:اگه ب عشقم نرسم بازم خودکشی میکنم میگم:بنظرت عشقت واقعیه؟ میگه:آره میگم:چندوقته عاشق شدی؟ میگه:3یا4ماهه کاش میشد خفش کنم:/ چرا نمیشه دانش اموزا رو زد؟دیمنبع: http://aroomak2. /
742564

چرا مرا دوست داشتی و هیچ نگفتی-امید گراوند

چرا مرا دوست داشتی و هیچ نگفتیحس درون را از زبان نهان می داشتیعاشقم بودی و غصه می خوردیدوست داشتی چو پروانه برام می مردیچشم از لبانم بر نمی داشتیخیره به چشمام چشمک می خواستی دست های مرا تو خوب می دیدینامه ای که باید هرگز ندیدیقدم های مرا تو خوب شمردیرسیدنم را کجا تو دیدی مرا می دیدی و برام می مردیچون تشنه از آب تو نمی خوردینامه ای از عشق برام نوشتی تو زیبا دیدی مرا به زشتیبرام تو بودی خیلی بی طاقتحیف تو نبود با عشق پاکتجرم تو این بود که نهان داشتیعشقی که باید رها می داشتیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنوشته شده توسط امید گراوندمنبع:­ www.miladgaravand.par­siblog.com

ترس از ترس تاحالا داشتی