خم ابروی تو ان لب شیرین تار گیسوی تو


1434586

آهنگ جدید

آهنگ جدید حمید هیراد شب که شد آهنگ جدید و بسیار زیبای حمید هیراد به نام شب که شد e ahange jadide hamid hiraad be name shab ke shod متن آهنگ حمید هیراد مستم کن بچرخا در برم بچرخا در برم کنان گو مرا مستم کن و هی مرا مستم کن و نعره ن گو کو به کو آمده ام مو به مو آمده ام تار گیسوی تو دیدم سمت او آمده ام مو به مو آمده ام من کو به کو آمده ام تار گیسوی تو دیدم سمت او آمده ام دل ای دل ای دل ای دل ای دل ای دل آهنگ جدید حمید هیراد مستم کن با ایمان مرا عقل مرا هوش مرا برد چشمان تو ایمان مرا عقل مرا برد چشمان تو دل داده ی او گشتم و میکشد مرا خم ابروی تو سر به سر دل من نذار اشک منو دیگه در نیار عاشقت شدم من همین یه بار جون تو کو به کو آمده ام مو به مو آمده ام تار گیسوی تو دیدم سمت او آمده ام مو به مو آمده ام من کو به کو آمده ام تار گیسوی تو دیدم سمت او آمده ام دل ای دل ای دل ای دل ای دل ای دل هر لحظه به دام تو گرفتارم و بیمارم هر لحظه به دام تو گرفتارم و بیمارم بیا جون دلم نازتو یدارم بیا جون دلم ایمان مرا عقل مرا برد چشمان تو دل داده ی او گشتم و میکشد مرا خم ابروی تو سر به سر دل من نذار اشک منو دیگه در نیار عاشقت شدم من همین یه بار جون تو متن آهنگ رسوایی از حمید هیراد عاشق تر از آنم که غمی خواه شوم من با بوی سر زلف تو آرام شوم من ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ عاشق تر از آنم که تو را یار بدانم من عاشقم و جز تو یدار ندارم ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ راه مرا اشاره شو ای همه آرزوی من نازترین خلق جهان نشسته روبروی من ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ جان مرا بهانه شو مستی عاشقانه شو جان منو نگار من در دل من ترانه شو ♭♩♪♫♬♫♪♩ ای دل ای دل ای دل ای ای دل ای دل ای دل ♭♩♪♫♬♫♪♩ مجنون شیدا منم عاشق لیلا منم سرس و اسیر اون نگاه زیبا ♭♩♪♫♬♫♪♩ مجنونم و شیدا منم عاشق لیلا منم سرس و اسیر اون نگاه زیبا ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ راه مرا اشاره شو ای همه آرزوی من نازترین خلق جهان نشسته روبروی من ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ جان مرا بهانه شو مستی عاشقانه شو ♩♪♫♬♫♪♩ جان منو نگار من در دل من ترانه شو
1434576

e ahange jadid

آهنگ جدید حمید هیراد شب که شد آهنگ جدید و بسیار زیبای حمید هیراد به نام شب که شد آهنگ شب که شد با به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ e ahange jadide hamid hiraad be name shab ke shod متن آهنگ حمید هیراد مستم کن بچرخا در برم بچرخا در برم کنان گو مرا مستم کن و هی مرا مستم کن و نعره ن گو کو به کو آمده ام مو به مو آمده ام تار گیسوی تو دیدم سمت او آمده ام مو به مو آمده ام من کو به کو آمده ام تار گیسوی تو دیدم سمت او آمده ام دل ای دل ای دل ای دل ای دل ای دل آهنگ جدید حمید هیراد مستم کن با ایمان مرا عقل مرا هوش مرا برد چشمان تو ایمان مرا عقل مرا برد چشمان تو دل داده ی او گشتم و میکشد مرا خم ابروی تو سر به سر دل من نذار اشک منو دیگه در نیار عاشقت شدم من همین یه بار جون تو کو به کو آمده ام مو به مو آمده ام تار گیسوی تو دیدم سمت او آمده ام مو به مو آمده ام من کو به کو آمده ام تار گیسوی تو دیدم سمت او آمده ام دل ای دل ای دل ای دل ای دل ای دل هر لحظه به دام تو گرفتارم و بیمارم هر لحظه به دام تو گرفتارم و بیمارم بیا جون دلم نازتو یدارم بیا جون دلم ایمان مرا عقل مرا برد چشمان تو دل داده ی او گشتم و میکشد مرا خم ابروی تو سر به سر دل من نذار اشک منو دیگه در نیار عاشقت شدم من همین یه بار جون تو متن آهنگ رسوایی از حمید هیراد عاشق تر از آنم که غمی خواه شوم من با بوی سر زلف تو آرام شوم من ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ عاشق تر از آنم که تو را یار بدانم من عاشقم و جز تو یدار ندارم ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ راه مرا اشاره شو ای همه آرزوی من نازترین خلق جهان نشسته روبروی من ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ جان مرا بهانه شو مستی عاشقانه شو جان منو نگار من در دل من ترانه شو ♭♩♪♫♬♫♪♩ ای دل ای دل ای دل ای ای دل ای دل ای دل ♭♩♪♫♬♫♪♩ مجنون شیدا منم عاشق لیلا منم سرس و اسیر اون نگاه زیبا ♭♩♪♫♬♫♪♩ مجنونم و شیدا منم عاشق لیلا منم سرس و اسیر اون نگاه زیبا ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ راه مرا اشاره شو ای همه آرزوی من نازترین خلق جهان نشسته روبروی من ♯♩♪♫♬♮♫♪♩ جان مرا بهانه شو مستی عاشقانه شو ♩♪♫♬♫♪♩ جان منو نگار من در دل من ترانه شو
698018

او چه خواهد گفت؟!

این جانب یک ابرو ش ته اعلام میدارم...عید امسال دارم با پسرای فامیل میرم شمال و خانواده ای همراهم نیست... البته یه برادر همراهم میباشد که با اصرار خودش دارم میرم... ولی غافل از اینکه دارم با مصبب ش ته شدن ابروم میرم شمال... که یه بار هم موضوع ش ته شدن ابروم رو به روی شخص شخیصش اوردم و اون هم کلی خج کشید... این ابروی ش ته یه قضیه ای داره... وقتی که بچه بودم (بچه که چه عرض کنم نوزاد بودم)در بغل پسر جان که مثل دوتا داداش هام دوسش دارم میافتم پایین و ابروی بدبخت من .... ولی خب الان 16 ساله که از این قضیه میگذره و هنوز هم جای ش تگیش ضایع روی ابروی من جا گرفته... پ.ن:یادتونه چند سال پیش مد شده بود که همه روی ابروی سمت چپشون یه خط می انداختن؟؟ اون موقع من هم روی ابروم یه خط داشتم ولی سمت راستم... و هر وقت هم پامو از در خونه میزاشتم بیرون با هزاران سوال که همشون رو بی جواب میذاشتم مواجه میشدم... که چرا ابروی من این مدلیه؟؟ پ.ن:یادش بخیر...
17666

شب و ماه و شعر

عاشقى کن! که هنر نیست به تن بالیدناز هر آغوش به آغوش دگر غلتیدن هنر این است: در این شهرِ پُر از دلبرکان"یک نفر" یافتن و دل زِ "یکى" یدن جاىِ بوسیدنِ لب هاى هزاران شیرینلبِ شیرین "یکى" را همه شب بوسیدن چشم بر هر که جز "او" روى نماید بستناز همه ماهرُخان روى "یکى" را دیدن اشهدِ "حسِ تنوع طلبى" را خواندنهر بساطِ هوس و وسوسه را بر چیدن معنىِ "عشق" اگر مى طلبى جز این نیستدل "یکى" هست، و باید به "یکى" بخشیدنمنبع: http://bitaboroofeh. /
1354912

/ مطیعی؛ ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند

مداحی زیبای (ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند) برای شهادت جواد علیه السلام با صدای میثم مطیعی.
35886

نمودار پریشانی

صد چو من عاشق ، دلسوخته قربانی توستقتل دلسوختگان ، شیوه ی بنیانی توستهر که افتاد در ابروی "رادیکالی" توتا ابد در "خَم" اخم تو و زندانی توستطاق ابروی تو ، یک "تابع پیوسته" شدهحول آن "نقطه"ی خالی ، که به پیشانی توستاین که گفتم شده "مد" زلف تو ، چیزی ست که در "ج داده ی آمار و فراوانی" توستهمه در شهر دلم ، "تابع" ابروی توانددوره ی ت زلف تو و سلطانی توستآن "نمودار" که با نبض رگم "رسم" شدهحاکی از ح گیسوی پریشانی توست ********* من که "گنگم" تو ولی ، چون غزلی "گویا" باش کاین غزل ریخته در پای تو ؛ ارزانی توستمنبع: http://mathkhooneh. /
99232

زهر شیرین -فریدون مشیری

تو را من، زهر شیرین خوانم ای عشق! که نامی خوشتر از اینت ندانم وگر- هر لحظه- رنگی تازه گیری به غیر از زهر شیرنت نخوانم تو زهری، زهر گرم سوزی تو شیرینی، که شور هستی از توست جان خورشیدی که جان را نشاط ازتو، غم از تو ، مستی از توست به آسانی مرا از من ربودی درون کوره غم آزمودی دلت آ به سرگردانی ام سوخت نگاهم را به زیبایی گشودی بسی گفتند: (( دل از عشق برگیر، که نیرنگ است و افسون است و جادوست!)) ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که این زهر است، اما... نوشداروست! چه غم دارم که این زهر تب آلود تنم را در ج می گدازد از آن شادم که در هنگامه درد غمی شیرین دلم را می نوازد اگر مرگم به نامردی نگیرد مرا مهر تو در دل جاودانی است وگر عمرم به ناکامی سراید تو را دارم که مرگم زندگانی استمنبع: http://ghazalane. /
68554

پیچ و تاب

گیسوانت پیچ در پیچ و دلم در پیچ و تابهمچو خورشیدی به روی خسته ام نوری بتاب دستهایت راز یک شب بوی عاشق بود و هستشرح مان لیلی و مجنون ، قصه هایت ناب ناب عطرتوسرمست میسازدمشام هر گل وپروانه رااین گلاب قمصر است یا عطر نارنج سراب چشم تو افسونگری راخوب دانست مرحبا ه ر دارسازد، هوشیارراخواب خواب مست می گردد نسیم در گردش گیسوی تووصف گیسوی تو میگوید دلم با آب و تاب گر به زیر روسری اینگونه است گیسوی تووا عجب چون باز گردد روسری و آن حجاب تنگ آغوشم بگیرو لحظه ای آرام باشگردش ایام آرامی ندارد می رود چون باشتاب #مهدی_نوروزی http://telegram.me/mehdi_nowrooziمنبع: http://hafezane. /
67848

زهر شیرین -فریدون مشیری

تو را من، زهر شیرین خوانم ای عشق! که نامی خوشتر از اینت ندانم وگر- هر لحظه- رنگی تازه گیری به غیر از زهر شیرنت نخوانم تو زهری، زهر گرم سوزی تو شیرینی، که شور هستی از توست جان خورشیدی که جان را نشاط ازتو، غم از تو ، مستی از توست به آسانی مرا از من ربودی درون کوره غم آزمودی دلت آ به سرگردانی ام سوخت نگاهم را به زیبایی گشودی بسی گفتند: (( دل از عشق برگیر، که نیرنگ است و افسون است و جادوست!)) ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که این زهر است، اما... نوشداروست! چه غم دارم که این زهر تب آلود تنم را در ج می گدازد از آن شادم که در هنگامه درد غمی شیرین دلم را می نوازد اگر مرگم به نامردی نگیرد مرا مهر تو در دل جاودانی است وگر عمرم به ناکامی سراید تو را دارم که مرگم زندگانی استمنبع: http://ghazalane. /
168842

افشین افشون

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل ان مه عاشق کش عیار کجاستشب تار است و ره وادی ایمن در پیشآتش طور کجا موعد دیدار کجاست هر که آمد به جهان نقش .. .. دارددر .. ابات بگویید که هشیار کجاستآن .. است اهل بشارت که اشارت داندنکته ها هست بسی محرم اسرار کجاستهر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاستعقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو دل زما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنشکه این دل غمزده سرگشته گرفتار کجاستحافظ از باد خزان در چمن دهر مرنجفکر معقول بفرما گل بی خار گجاستمنبع: http://afshinafshon9866. .. /
512358

(بدون عنوان)

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... هیچ ندیدیآهوی تو با ناز امید به صحرادنبال تو بی خانه شدم..... هیچ ندیدی تا زلف گشودی دل ما رفت به تاراج گیسوی تو را شانه شدم.... هیچ ندیدی هر بار که جوشید دلم در تب عشقت چون باده ی میخانه شدم..... هیچ ندیدی آغوش غز به غزل باز شد اما تا سوی غزلخانه شدم..... هیچ ندیدی من غرق دو چشمت شده بودم که ببینی با موج تو دیوانه شدم..... هیچ ندیدی
59264

لبخند بر دار . . .

گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند... .......... . گفتمش شیرین ترین آواز چیست ؟ چشم غمگین ش به روی م خیره ماند قطره قطره اشک ش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر لب غمناک خواند ناله زنجیرها بر دست من ............ گفتمش . آنگه که از هم بگسلند .... خنده تلخی به لب آورد و گفت : آرزویی دلکش است اما دریغ بخت شورم ره برین امید بست و آن طلایی زورق خورشید را ص ه های ساحل مغرب ش ت من به خود لرزیدم از دردی که تلخ در دل من با دل او می گریست گفتمش ... بنگر در این دریای کور چشم هر اختر چراغ زورقی ست سر به سوی آسمان برداشت گفت چشم هر اختر چراغ زورقی ست لیکن این شب نیز دریایی ست ژرف ای دریغا شبروان ! کز نیمه راه می کشد افسون شب در خواب شان گفتمش ... فانوس ماه می دهد از چشم بیداری نشان گفت اما در شبی این گونه گنگ هیچ آوایی نمی آید به گوش گفتمش اما دل من می تپد گوش کن اینک صدای پای دوست گفت ........... ای افسوس در این دام مرگ باز صید تازه ای را می برند این صدای پای اوست گریه ای افتاد در من بی امان در میان اشک ها پرسیدم ش خوش ترین. لبخند چیست ؟ . شعله ای در چشم تاریک ش شکفت جوش خون در گونه اش آتش فشاند ، گفت ... لبخندی که عشق سربلند وقت مردن بر لب مردان نشاند من ز جا برخاستم بوسیدمش منبع: http://hies. /
689328

بخت

poem: بخت ِمَن و گیسوی تو همرنگ ِدوات است  است  ابروی تو افسونگر بُغض ِکلمات است  این پنجره باز است به روی تو و چشمت  دلتنگ ترین قافیه گردان ِلغات است  در دام تو هر که بیفتد به طرقی  زندانی بیچاره ی بی راه نجات است  بدبخت هرآن بدهد دل به تو یک عمر  سردرگم پیدان شُدَنِ آب حیات است  پیرم نکن ای دوست و ای دشمنِ جانم  دیر آمدنت دلخوشی بعد ِوفات است  این دل که اب تو شده دیر زمانیست  چون کشور ِآشفته به دنبال ِثبات است  در بازی ِچشمان تو با من نکن انکار  این قلب ِضعیف ِمَنِ خواهان ِتو مات است  # معجون حیات است وممات است نگاهت  چون قهوه ی قاجار که با شاخه نبات است  #سید_مهدی_نژاد_هاشمی  @poemnezhadhashemi
748946

کدام عید و کدامین بهار؟ با چه امید؟

کدام عید و کدامین بهار ؟ با چه امید ؟ که با نبود تو نومیدم از رسیدن عید تو نرگس و گل سرخ و بنفشه ای ورنه اگر تو باغ نباشی گلی نخواهم چید به زینت سر گیسوی تو نباشد اگر شکوفه ای ز سر شاخه ای نخواهم چید نفس مبادم اگر در شلال گیسوی تو کم از نسیم بود در خلال گیسوی بید به آتش تو زمان نیز پاک شد ورنه بهار اگر تو نبودی پلشت بود و پلید نه هر مخاطب و هر حرف و هر حدیث خوشست که جز تو با دگرم نیست ذوق گفت و شنید ز رمز و راز شکفتن اشارتی نگفت ی که از دهنت طعم بوسه ای نچشید چه ید ز تو دست و سر نکوفت به سنگ چه لبت نگزید و به غبن لب نگزید ؟ چگونه دست رسد با زمان به فرصت وصل مرا به مهلت اندک تو را به عهد بعید ؟ شاعر : حسین منزوی
1292718

تصویری از ابروی بخیه خورده علی اکبری که سختی های رشته ورزشی او را نشان می دهد

علی اکبری تصویری از ابروی بخیه خورده خود منتشر کرده است.
1366614

ابروی شکافته شده فرنگی کار کشورمان در رقابت های جهانی + تصاویر

ابروی یوسف قادریان، فرنگی کار کشورمان در رقابت های جهانی ۲۰۱۷ فرانسه شکافته شد.
191682

برای پیش .. ی های گل

به انتگرال عشقت چون رسیدم بی نهایت شد کزین بهتر ندانستم ،ببخشایم جسارت شد منحنی قلب من تابع ابروی توست خط مجانب بر ان تارک گیسوی توست بی تو وجودم بود ،یک سری واگرا دایره همگرا ،دایره روی توستمنبع: http://zojriazi. .. /
1761656

محمدرضاحاج رستم بگلو

به تو ای آینه از خسته ترین قاب، سلامگل نیلوفر خو ده به مرداب، سلامای دو چشم تو دوتا شیخ ابوالعشوه ی ترکمست قیلوله و لم داده به محراب، سلامآ ین نسل به جامانده ی ترسابچه گانمغ هندوی از آتش زده سرخاب، سلامای همه روی تو، ابروی تو از بوی تو مستچشم آهوی تو و خوی تو نایاب، سلاممژه در مژه که نه پنجه ی پنجاه پلنگپر قوی سر مویت دم سنجاب، سلاملف و نشر دو لبت غرق در ایجاز نمکقد و بالای تو سرمصدر اطناب، سلامای هم آغوشی ما، دیو در آغوش پری ماهی بچه در قلعه ای از آب، سلامبهترین ح ممکن شدن امر محالسر به گرداب قرار سر نوّاب، سلامپابه پا شاه و گدا، شاه شما، بنده گدامرگ بر جمله رعایا و به ارباب، سلاممعتکف در دهنت هر چه که دندان طلبهبه سخنران زبان، مرجع طلاب، سلامدر گره خوردگی مرز نگاه شمع می گفت به آن گوهر شب تاب، سلامدر بیامیز و نیاویز به آن ابروی کجچشم تو ماهی و ابروی تو قلاب، سلامچشم اگر دید تو را سجده ی واجب داردپلک می افتد و می گوید در خواب، سلام
1675744

مرتضی حاج رستم بگلو

به تو ای آینه از خسته ترین قاب، سلامگل نیلوفر خو ده به مرداب، سلامای دو چشم تو دوتا شیخ ابوالعشوه ی ترکمست قیلوله و لم داده به محراب، سلامآ ین نسل به جامانده ی ترسابچه گانمغ هندوی از آتش زده سرخاب، سلامای همه روی تو، ابروی تو از بوی تو مستچشم آهوی تو و خوی تو نایاب، سلاممژه در مژه که نه پنجه ی پنجاه پلنگپر قوی سر مویت دم سنجاب، سلاملف و نشر دو لبت غرق در ایجاز نمکقد و بالای تو سرمصدر اطناب، سلامای هم آغوشی ما، دیو در آغوش پری ماهی بچه در قلعه ای از آب، سلامبهترین ح ممکن شدن امر محالسر به گرداب قرار سر نوّاب، سلامپابه پا شاه و گدا، شاه شما، بنده گدامرگ بر جمله رعایا و به ارباب، سلاممعتکف در دهنت هر چه که دندان طلبهبه سخنران زبان، مرجع طلاب، سلامدر گره خوردگی مرز نگاه شمع می گفت به آن گوهر شب تاب، سلامدر بیامیز و نیاویز به آن ابروی کجچشم تو ماهی و ابروی تو قلاب، سلامچشم اگر دید تو را سجده ی واجب داردپلک می افتد و می گوید در خواب، سلام
37498

شعری ازحمیدمصدق

در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی توام من در این تاریکی من در این تیره شب جانفرسا زائر ظلمت گیسوی توام شکن گیسوی تو موج دریای خیال کاش با زورق شه شبی از شط گیسوی مواج تو، من بوسه زن بر سر هر موج گذر می کاش بر این شط مواج سیاه همه عمر سفر می منبع: http://saniyehayebigarari. /
1701768

ابروی دلبر

"گُل سر " گرچه عطــــــــــر یار داره         که دائم سـر به موی یار دارهولی قربان" موچین" می شوم من           که با ابروی دلبــــــر کار داره         شادروان احمدعزیزی
1031636

آهنگ جدید ایوان باند جانان

آهنگ جدید ایوان باند جانان آهنگ جدید ایوان باند جانان آهنگ جدید جانان با صدای ایوان باند به همراه متن آهنگ و با از جهان موزیک new song by evan band called janan on jahan- متن آهنگ ایوان باند جانان جان منی از آن منی جانان منی جانانه بیا لنگ توام دلتنگ توام در چنگ توام دُردانه بیا آی نفس دل تو رو هوس کرده اس و چه بس نقاشی من موی تو را ابروی تو را گیسوی تو را نقاشی من تو ب ی و همه شهر و به ناچار ب ند بزنی این سر و تا آن سر بازار ب ند دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار ب د بزنی تو بزنی تو بزنی یار ب د به که چه حالی چه جمالی و چه ابروی هلالی — متن آهنگ جانان با صدای ایوان باند — چه کمندی چه کمانی چه گزندی برسانی و چه یاری چه نگاری به دلم دل بسپاری که تو دانی تو جهانی تو نه اینی تو نه آنی عجب ماهی و دل خواهی و دلبند و لوندی منه بی سر و پا را چه شود گر بپسندی عجب رنگ و لع و عجب عشوه و نازی منه بی سر و پا را چه شود گر بنوازی تو ب ی و همه شهر و به ناچار ب ند بزنی این سر و تا آن سر بازار ب ند دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار ب د بزنی تو بزنی تو بزنی یار ب د ادامه مطلب
877490

متن موزیک یار شیرین مهرداد آسمانی

متن موزیک یار شیرین مهرداد آسمانی - پیستون پمپ | موزیک و خبر     متن موزیک یار شیرین مهرداد آسمانی - پیستون پمپ | موزیک و خبر متن موزیک یار شیرین مهرداد آسمانیlyrics new song by : mehrdad asemani yaar shirin متن موزیک شنیدنی یار شیرین مهرداد آسمانی یار شیرین دلدار شیرین این لحظه ی دیدار شیرین شب با بوسه های یار تا سحر بیدار شیریندلبری با این دلِ رامو سر به راه شیرین روی گونه های یار ِ نور ماه شیرینیارم شیرین دلدار شیرین یار شیرین دلدار شیرین هر جا که میری من دوره گردم آواره میشم دورت میگردمرویامو تویِ چشم تو دیدم این حالِ خوبو از دست نمیدم یار شیرین دلدار شیرین این لحظه ی دیدار شیرین شب با بوسه های یار تا سحر بیدار شیریندلبری با این دلِ رامو سر به راه شیرین روی گونه های یار ِ نور ماه شیرینیارم شیرین دلدار شیرین یار شیرین دلدار شیرین ترانه یار شیرین مهرداد آسمانی ماه و ستاره پیشت اسیرن نور از چشای نازت میگیرنمستی و راستی ای داد و بیداد عشقِ تو شیرین من با تو فرهاد یار شیرین دلدار شیرین این لحظه ی دیدار شیرین شب با بوسه های یار تا سحر بیدار شیریندلبری با این دلِ رامو سر به راه شیرین روی گونه های یار ِ نور ماه شیرینیارم شیرین دلدار شیرین یار شیرین دلدار شیرین یار شیرین دلدار شیرین این لحظه ی دیدار شیرین شب با بوسه های یار تا سحر بیدار شیریندلبری با این دلِ رامو سر به راه شیرین روی گونه های یار ِ نور ماه شیرینیارم شیرین دلدار شیرین یار شیرین دلدار شیرین ** موزیک خواننده مهرداد آسمانی یار شیرین متن موزیک یار شیرین مهرداد آسمانی از سایت بزرگ ترانه ، لطفا این مطلب رو به اشتراک بگذارید نوشته متن موزیک یار شیرین مهرداد آسمانی اولین بار در ت ت آهنگ | متن موزیک پدیدار شد.
1979112

غزلی از حافظ

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست؟ شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا، موعد دیدار کجاست؟ هر که آمد به جهان نقش دارد در ابات بگویید که هشیار کجاست؟ آن است اهل بشارت که اشارت داند نکته ها هست بسی، محرم اسرار کجاست؟ هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامت گر بی کار کجاست؟ بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست؟ عقل دیوانه شد؟ آن سلسلۀ مشکین کو دل ز ما گوشه گرفت، ابروی دلدار کجاست؟ ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود، یار کجاست؟ حافظ! از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟
23404

پدرم رفت

سلام چند روز دیگه یک اتفاق بزرگ در زندگی من خواهد افتاد. همه چیز خوب و شیرین به نظر میرسه اما... این اتفاق بدون حضور پدرم برام خیلی تلخه... نمیدونم چه جوری باید احساسم رو بیان کنم... خیلی سخته...تنها چیزی که میتونم بگم این شعره: پدرم رفته ای و غم به دلم خانه زده...حزن و اندوه به گیسوی دلم شانه زده هر چه زهر است برآورده ز عالم یکجا .... همه را در دهن این من دیوانه زدهمنبع: http://newmanma. /
1231122

شیرین

ب یکی میون خواب و بیداریم هی صدام میزدشیرینشیرینشیرینشیرینشیرینشیرین...
471472

کشتی تو مرا...

کشتی تو مرا با قد رعنای بلندت ای من به فدای شب گیسوی کمندت اصلا نرود خواب به چشمان من امشب از فکر تو و سرخی لبهای چو قندت شیرین تری از هر چه عسل هر چه مربّا خیلی نگرانم که مگسها ! نخورندت... نثری؟ غزلی؟ مستندی ؟ شاه رمانی؟ کاینگونه شده ورد زبان ، بند به بندت! هر دفعه تو در هر گذری حاشیه سازی صد قافله صف بسته ز حالات لوندت هشدار! زمینت نزند چشم حسودان هرچند که رد کرده بلا، دود سپندت ! می میرم و غیر از نگهت قاتل من نیست در روز قیامت چه کنی با گله مندت؟؟ نه جان منی، جان به تو دادم ، گله ای نیست ای من به فدای قد و گیسوی کمندت ! مریم صفری
377486

تلخیِ شیرین

جزای خیانت به لیلا دربند شیرین شدن است... و چه تلخ شیرینی است ، شیرین تلخ... شیرینی لیلا کجا و... تلخی شیرین ... یالیلا
24016

و ادم غریبه ....

کاری که یه ادم غریبه برات میکنه یه ادم خودی نمیکنه ... آ شم مینویسن به جز تو ی مهربون نیست اشاره به همون غریبه ها میکنن .... نمیدونم اینم از برکات زندگی منه که یه مشت عسلم تو دهن ی بازم من .... بی خیالش من که خوردم بازم میخورم ... خدا به همه خیر بده ... ابروی منم ب ه به روزی این بنده خدا برکت بده و به ش بهترینو بده ... خدایا ابروی منو مریز یه اتفاق خوب براش بیفته من خیلی شرمنده ین ادم شدم به پاس مهربونیش ... دست من کوتاهه از همه دنیا کوتاهه اما تو مواظب ادمای خوبت باش ... خدایا شکرت که تو رو دارم ...منبع: http://jargo. /
133412

کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید

به کوی لاله رخان هر که عشقباز آید امید نیست که دیگر به عقل بازآید کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید قضا همی بردش تا به چنگ باز آید ندانم ابروی شوخت چگونه محر ست که گر ببیند زندیق در آید بزرگوار مقامی و نیکبخت ی که هر دم از در او چون تویی فراز آید ترش نباشم اگر صد جواب تلخ دهی که از دهان تو شیرین و دلنواز آید بیا و گونه زردم ببین و نقش بخوان که گر حدیث کنم قصه ای دراز آید وشم از تف سینست و ناله از سر درد نه چون دگر سخنان کز سر مجاز آید به جای خاک قدم بر دو چشم سعدی نه که هر که چون تو گرامی بود به ناز آید منبع: http://atrebaroonzade. /
754908

(بدون عنوان)

علامه مجلسی گفته که نهی از منکر وقتی موثرتره که خودمون درکش کرده باشیم بعد بخوایم یه نفر دیگه رو نجات بدیم ازش بخوایم اینکار رو نکنه(حالا دقیق ننوشتم ولی کلیت همین بود ادبیش میشه نقل به مضمون :دی) میخوام یه نهی از منکر کنم که خودم درگیرش شدم البته ناخواسته مراقب زبونمون باشیم که ابرو اگه ریخت دیگه رفت و برنمیگرده ابرو خیلی مهمه خیلی هرکاری کنیم ولی ابروی ی رو .... :(  چقدر زبون میتونه بد باشه و در عین حال خوب باشه!!! بلد نیستم حرف بزنم کلا حواسمون باشه ابروی هیچچچچچ یو ....
182984

آه

رهروان رهت ای دوست به این حلقه درند جملگی سجده کنان مست به محراب روند دل ما برده ای ای دلبر جانانه ما بی توای دوست جهان جمله اسیران غمند عاشقان شیفته دیدن روی چو مهت جان شیرین به نگاهی ز تو از دست دهند پرتو ماه ز رخسار دل انگیز تو بود ناز بفروش در این حلقه بسی ناز .. ند به لب لعل و دو چشمان سیاه وقد سرو به کمانی که کشیدست و دوابروی خمند زده ای فتنه به جانم به یکی آتش عشق دل به زندان تو در بند به گیسوی کمند بیخود از خود دگر امید رهایی نبود سرنوشتی است که با جان و دلم زد پیوند آه از آه "رها" در سحر رستاخیز همچو صوری است که از بهرمکافات دمندمنبع: http://vahidotarod. .. /
95858

اشعار شب تاسوعا

همه مهمان شده اندمورها هم سر این سفره سلیمان شده اندتازه از بس آقاستارمنی ها دو سه روزی است مسلمان شده اندفاطمه خوشحال استکه مریدان ابالفضل فراوان شده اندشب تاسوعاییهمه در روضه او دست به دامان شده اندهمۀ اهل حرممثل گیسوی ابالفضل پریشان شده اندجعفر جنی گفتدر ش هم گوش به فرمان شده اندنام عباس آمدکه عمر سعد هراسان آمدپاسبان حرم استهر چه ز حضرت عباس بگویی کم استدر مرام زینبهر که در پای علمش گریه کند محترم استمرزها می شکندپس تفاوت نکند هر که عرب یا عجم استکیست عباس علیآنکه تا روز قیامت سر دوشش علم استدستگیر همه استگرچه در علقمه افتاده است و دستش قلم استباد سر درگم شدجادۀ گیسوی عباس پر از پیچ و خم استبشکنیدش اماتیغ ابروی ابالفضل همیشه دو دم استآنقدر که حتیکمر تیغ علی پیش دو ابروش خم استخشم او مهلک بودمات و مبهوت وقار و غضبش مالک بودبه مصیبت افتادپیش زیبایی او ماه ز قیمت افتادتا ابالفضل آمدلشکر کوفه تکان خورد و به زحمت افتادهر که آمد به جلواز رجز خواندن سقا به فلاکت افتادتیغ او جای خودشبا نگاهش دو سه لشکر به هلاکت افتادگر چه دشمن می تاختجنگ را رزم ابالفضل عقب می انداختاز حرم شیر گذشتپس به کارش گره افتاد به تکبیر گذشتآه تیر باران شداو جوان آمده بود علقمه و پیر گذشتارباً اربا شده استچقدر از تن او نیزه و شمشیر گذشتبا سه تا شعبۀ خوداز جلو آمد و از پشت سرش تیر گذشتدور او حلقه زدندآه جان کندن سقا چقدر دیر گذشتجگرم تیر کشیدیا اخا گفتی و یک آن کمرم تیر کشیدشاه از پا افتادخبر آمد وسط علقمه سقا افتادکار در هم پیچیدچشم لشکر که بر آن قامت رعنا افتادآب رفته از تنشچند عضو بدنش روی زمین جا افتادتیر در چشمش بودمثل آن میخ که بر سینۀ زهرا افتادبی علمدار شدیمعلم افتاد زمین سخت گرفتار شدیملشکری کف می زداصلا انگار نه انگار عزادار شدیمآه، سر غارت دارندتازه انگار به این قوم بد ار شدیمزیر لب زینب گفتبچه ها دربه در کوچه و بازار شدیمروضه این شد آ رو گرفتند ن حرم از یکدیگرمنبع: http:// hatkhodam72. /
193176

هیئت عزاداری ک ن مهد رویای شیرین

همزمان با هفته ملی کودک ومصادف شدن با تاسوعا و عاشورای حسینی هیئت عزاداری ک ن مهد وپیش دبستانی رویای شیرین در مکان سید تاج الدین محمد حضور یافتند.دراین مراسم حاج اقا دلجو جهت اموزش نوگلان در رابطه با اداب اجتماعی (سلام .. - کمک .. به دیگران و...)با خواندن چند قصه وداستان کوتاه برای نوگلان انها را با این اداب اشنا و مسابقه ای بین نوگلان انجام وجوایزی داده شد .ودر ا .. مراسم نوگلان عزیز به .. زنی وزنجیر زنی پرداختند. منبع: http://royashirin1. .. /
1031634

متن موزیک جانان ایوان باند

متن موزیک جانان ایوان باند متن موزیک جانان ایوان باند lyrics new song by : evan band janan متن موزیک شنیدنی جانان ایوان باند جانِ منی از آنِ منی جانانِ منی جانانه بیا لنگِ توام دلتنگِ توام در چنگِ توام دردانه بیاآی نفس دل تو را هوس کردسو چه بس نقاشیِ منموی تو را ابروی تو را گیسوی تو را نقاشیِ من تو ب ی و همه شهر و به ناچار ب ن بزنی این سر و تا آن سرِ بازار ب ندیده و دست و دلم لحظه ی دیدار ب د بزنی تو بزنی تو بزنی یار ب د تو ب ی و همه شهر و به ناچار ب ن بزنی این سر و تا آن سرِ بازار ب ندیده و دست و دلم لحظه ی دیدار ب د بزنی تو بزنی تو بزنی یار ب د ترانه جانان ایوان باند وه که چه حالی چه جمالی و چه ابروی حلالی چه کمندی چه کمانی چه گزندی برسانیو چه یاری چه نگاری به دلم دل بسپاری که تو جانی تو جهانی تو نه اینی تو نه آنی عجب ماهی و دل خواهی و دلبند و لوندی منه بی سر و پا را چه شود گر بپسندیعجب رنگ و لع و عجب عشوه و نازی منه بی سر و پا را چه شود گر بنوازی تو ب ی و همه شهر و به ناچار ب ن بزنی این سر و تا آن سرِ بازار ب ندیده و دست و دلم لحظه ی دیدار ب د بزنی تو بزنی تو بزنی یار ب د تو ب ی و همه شهر و به ناچار ب ن بزنی این سر و تا آن سرِ بازار ب ندیده و دست و دلم لحظه ی دیدار ب د بزنی تو بزنی تو بزنی یار ب د ** ادامه مطلب
982570

سعید عندلیب

ای اصلت از اص میهن ، نژاده تر از ابروی گشاده ، دو دستت گشاده تر یک شهر ، دلْ نهاده ی افسون چشم هات من از تمام شهر ولی دلْ نهاده تر از هرچه شوخ ، رنگ نگاه تو شوخ تر از هرچه باده ، باده ی چشم تو باده تر ارژنگ جلوه های بهاریت رنگ رنگ بی نقشی مرام تو از ساده، ساده تر در کارزار جاذبه ی مهربانی ات یک انجمن ، پیاده ولی من پیاده تر مجنون بیدِ گیسوی لیلایی تو اند صد سروْ قد، ز سروِ قدت ایستاده تر قصد سفر که می کنی ای عشق ! می شود از طول انتظار من این جاده ، جاده تر #سعید_عندلیب
1326278

شیرین تر و شیرین تر و ...

داشتن بچه یعنی زندگی روی دور تند . هر بار یه اتفاق تازه می افته و فکر می کنی شیرین ترین بوده بعد اتفاق های تازه تر و شیرین تر ، شیرین ترین اتفاق این روزها تاتی تاتی حبه است .اولش بدون کمک ایستاد و بعد یک قدم می آمد جلو و حالا دیگه میشه گفت راه میره . براش یک جفت کفش قهوه ای تابستونی یدیم و منتظر روزی ام که دستاش را بگیرم و توی خیابون با هم راه بریم .و منتظر اتفاق های شیرین ترم !
1600922

ت یب منازل غیرمستحکم در «قصر شیرین»

فرماندار قصر شیرین با اشاره به وقوع زمین لرزه در کرمانشاه گفت: در شهر قصر شیرین منازل غیرم است حکم ت یب و ۲ نفر نیز فوت شدند.
76066

گریز

سلام عشقم مدتهاست دست به قلم نشدم و برات چیزی ننوشتم میدونی خیلی وقته عاشقانه هام ته کشیدن خیلی وقته گرمای دستاتو نداشتم و حسرت دیدارت به دلم مونده اعتیاد به نگاه نافذ و چشمای گیرات داره بدجور عذابم میده همیشه از خدا میخواستمت اما نشد گاهی با خودم فکر میکنم و تو خیالم کنارت نفس میکشم و عشق میکنم ازین حال خوب اما یهو یادم میاد که نیستی یهو دستام خالی میمونن و من میمونم و یهویی هایی که حالا عادتم شدن نمیدونم ای کاشها و اما و اگرها کی تموم میشن نمیدونم شبهای بی تو و تنهاییهامون کی به آ میرسن؟ نمیدونم آ ماجرای چی میشه فقط میدونم دوستت دارم به اندازه تمام عاشقانه های لیلی و مجنون بیژن و منیژه وامق و عذرا خسرو شیرین شیرین و فرهاد ویس و رامین و همه عاشقای دنیا دوووووسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتت دارم مریم قشنگممنبع: http://mylovemaryam2. /
2217468

درختی که آب شور را شیرین می کند/ و ع

درخت حرا در سواحل چابهار با قدرت ریشه دوانی سریع که در مردادماه گل می دهد به دلیل سازگاری هایی از قبیل زنده زایی و جداسازی آب شیرین از آب شور نقش شیرین کننده آب شور را بازی می کند که آب تولیدی آن نیز قابل شرب می باشد.
55766

لحظه نگاه

لحظه نگاه من یک لحظه نگاه تو به عالم ندهم این عشق به صد عیش دمادم ندهم یار قدیم خوشی یاسمنم باتو گذشت این جام پر از می به جام جم ندهم اشکی که در دیده یار روان است قطره حیات به چشمه زمزم ندهم آن همه خون دل که از فراق کشیدم این هجربه صد من عسل شیرین ندهم نگاری که در کمان ابروی تو عیان است صد بار بمیرم چهارقد به نامحرم ندهم یاب نظری کن از فراق نامهربان می میرم مهر اغیار نخواهم به نا این غم ندهم شمس آن قدر بنالد و گریبان چاک کند یک دم نفس گرم تو به ملک م ندهم محمد شمس باروق آبان ۹۵منبع: http://shamsi. /
92340

نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید...

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آیدنفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آیدشکوه تو زمین را با قیامت آشنا کردو باد با گیسوی تو م به پا کردزمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری؟جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانتاز این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانتمرا از فیض رستاخیز چشمانت نکن محرومجهان را جان بده پلکی بزن یا حی یا قیومخبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردیو عیسی را به ایین مسلمانی در آوردیخبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردیاز ان وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردیتو میرفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کمبه صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کمتو را تا لحظه ی آ نگاه من صدا می زدچراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زدحدود ساعت سه جان من می رفت آهستهبرای غرق در دریا شدن می رفت آهسته.......بخوان آهسته از این جا به بعد ماجرا با منخی جمع ای دریای غیرت خیمه ها بامنتمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود.ولی از پا نیفتادم ش تم بی صدا در خودش تم بی صدا در خود که باید بی تو برگردمقدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم... نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آیدنفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید *** سید حمید رضا برقعیمنبع: http://allamelib-pl. /
86156

خشونتی در حنجره

در اثر فریاد زدن یا بلند صحبت گاهی خشونتی در حنجره ایجاد می شود که با ورم حنجره یا حتی درد زمان صحبت خود را نشان می دهد برای بهبود این وضعیت توصیه های زیر در طب سنتی مطرح شده است: - است با آب گرم بصورت روزانه مفید است - خوردن زرده تخم مرغ عسلی یا زرده تخم مرغ عسلی با شکردر رفع خشونت صدا توصیه می شود - حریره هایی با شیر و نشاسته و روغن بادام که کم کم خورده شود تا مجاورت حریره با حنجره موجب رفع خشونت آن شود. - تخم خیار و بادام شیرین و تخم خطمی و کتیرا و مغز بهدانه با لعاب اسفرزه را خیسانده تا لعاب بیاندازد و آنرا کم کم بخورید. - صمغ عربی و نشاسته و کتیرا و خشخاش سفید و مغز تخم کدو و بنفشه را آسیاب کرده با لعاب اسفرزه خمیر کنید و به شکل قرصهای بزرگی درآورده و آنرا در دهان بمکید - لعاب اسفرزه نیم گرم با شکررا آرام آرام بخورید - انار شیرین را با پوست روی آتش بگذارید و سر آنرا باز کنید و در حین حرارت دادن روغن بنفشه یا بادام شیرین لابه لای آنرا تزریق کنید و آب انار را بخورید. -منبع: http://ghfoorkhodaparast. /
230244

غزل 032 - خدا چو صورت ابروی

دکلمه غزل خدا چو صورت ابروی با صدای نسرین محمدی   خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست                   گشاد کار من اندر کرشمه های تو بست  مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند                     زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست  ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود                       نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست  مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد                     ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست  چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن                     که عهد با سر زلف گره گشای تو بست  تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال                  خطا نگر که دل امید در وفای تو بست  ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت                  به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست  
121064

زند بدون چای شیرین

بابام قند خونش ۳۰ تا بالاست و بهش گفته نباید زیاد چیزهای شیرین بخورد، بابا جان شروع کرده به غر زدن و میگه این چه زند هست که من دارم، چرا نباید چای شیرین بخورم!!!! منهم از ناشکریش خیلی قاطی و بهش گفتم اگه واقعا حس میکنی زند بدون چای شیرین بی ارزشه تمامش کن من چنین آدم مز فیم منبع: http://leelium. /
117046

دانشجوی پزشکی.شیرین

امروز از ایفون کلاس زنگ زدن ک شیرین قراره بیاد برامون حرف بزنه (قبولی پزشکی پارسالمون) همه کلی ذوق کردیییم بعد یهو دیدیم یه پسره اومد کلاس! همه باهم میگفتیم شیرین نیییس شیرین نیییس (به کوردی وقتی بخوای به چیزی ب چیزی یا ی ب خوشگله می چقد شیرینه!!) حالا اون بدبختم فک کرده ما می م زشته
451140

تشخیص با بوی ادرار!

بوی شیرین و عسل مانند ادرار می تواند نشانه ای از ابتلا به دیابت شیرین باشد. ورود قند اضافی به ادرار موجب شکل گیری بو (و مزه) شیرین آن می شود.
2155066

این غذاها را هنگام سرگیجه مصرف نکنید

مواد غذایی شیرین شده با قندهای نیز همان خاصیت غذاهای شور را در برهم زدن تعادل مایعات بدن دارند. غذاهایی مانند میوه های تازه یا منجمد، غلات سبوس دار، چای گیاهی شیرین نشده را جایگزین شربت ذرت با فروکتوز بالا، آب نبات، مربا، ژله، نان شیرین، نوشابه ها، غلات شیرین و انواع کیک کنید تا تجربه سرگیجه در شما کاهش یابد.
1177314

بر تمام خلق رو انداختم ، کجایی آقا؟

ماه امشب کامل است و آسمان گیسوی او سیزده شب ماه ها در آرزوی روی اوماه معصومم اگرچه رو گرفت از چشمه هااز ورای ابرها هم می رسد سوسوی اوپشت پلکم خم شد از این غم که عمری چشم منبر تمام خلق رو انداخت الا روی اوچشم طماعی ندارم گرچه ماهم کامل استقانعم حتی به یک دیدار با ابروی اوگاه خورشید آرزو دارد که شب روشن شودتا زمین یک دم ببیند ماه را پهلوی او( صابر )
2314318

شیرین گیان

هرشو له دوریت فره هولمه شیرین گیان شیرین آی گشت چه نه بیستون غه م له کولمه شیرین گیان کویگه بیستون چس؟ کویگه بیستون ارام چو خاکه
1257302

ترش و شیرین یعنی ملس :دی

میوه گرفته ایم و زیر آب می شویدو من هم نظاره می کنم:دی (چون من قرار بود چای بگذارم اما دمپایی ها پای خودش بود آخه) میگم: میوه هایی که ب خوردم هفت نوع بود اما بیشترش ترش و من بدم میاد. می خنده میگه: من ترش دوست دارم تو شیرین. مثل شخصیتامون من ترشم تو شیرین !
36178

درس ششم(غزل مهر و وفا)ویژة سال دهم

درس ششم(غزل مهر و وفا) قالب : غزل شعر از حافظ نوع ادبی : غنایی (مناظره ی عرفانی ) 1- گفتم به اندوه ج تو گرفتارم گفت : غم تو به پایان می رسد . به یار گفتم که ماه تابان شب تار من باش . پاسخ داد اگر این ماه طلوع کند و یا امکانش وجود داشته باشد . نکته ها و آرایه ها : سرآمدن : چنان که امروز هم به کار می رود یعنی پایان یافتن ، به انجام رسیدن ، برآید : ایهام دارد : 1- اگر امکان داشته باشد ، اگر طلوع کند . سر و بر : جناس تشبیه (تو مثل ماه من باش ) 2- گفتم : از عاشقان رسم وفاداری بیاموز . پاسخ داد : از زیبا رویان این کار هرگز ساخته نیست . مهرورزان : عاشقان کمتر : قید به معنی هرگز. 3- به یار گفتم که صورت خیالی تو را در عرصه ی فکر راه نخواهم داد(به تو فکر نخواهم کرد) پاسخ داد که خیال من شبگردی عیار و چابک دست است و به طریق دیگر در آید و دل تو را برباید. خیال : تخیل ، تصور ، صورت ذهنی . آرایه : خی شب رو است تشخیص خیال تو مثل انسانی است که شب راه می رود. 4- به یار گفتم که بوی خوش گیسوی تو مرا در جهان به بیراهه کشید. پاسخ داد اگر متوجه باشی همین بو خود مایه ی راهنمایی تو خواهد شد . آرایه : بوی زلف تو می شود (تشخیص ) . بو: ایهام 5- گفتم خوشا هوایی که از باد بهشت می وزد . پاسخ داد خوشا به نسیمی که از کوی دلبر می وزد. آرایه ها: مراعات نظیر(هوا،باد،نسیم) 6- گفتم که لبت که چون عسل شیرین است ما را در آرزوی وصال خود کشت . پاسخ داد تو شرط بندگی را به جای آور لطف او شامل حال بنده می شود. لعل استعاره از لب . لعلت ما را به آرزو کشت : تشخیص بندگی و بنده پرور : اشتقاق و تناسب نوش لعل : تشبیه هم دارد لعل چون نوش (= عسل ). لعل: استعاره از لب 7- گفتم دل مهربانت کی قصد آشتی با ما دارد. گفت : این را با ی در میان مگذار تا وقت آن فرا رسد. مصراع اول : تشخیص 8- گفتم دیدی که روزگار ع و شادکامی چگونه به پایان آمد . گفت : حافظ خاموش باش زیرا این اندوه و رنج به پایان خواهد آمد . آرایه ها: تضاد(ع با غصه) غزل مهر و وفا دارای صنعت سؤال و جواب ( مناظره ) است . اله کرم یزدان پناه منبع: http://yazdanpanah-adab. /
982678

سعید عندلیب

ای اصلت از اص میهن ، نژاده تر از ابروی گشاده ، دو دستت گشاده تر یک شهر ، دلْ نهاده ی افسون چشم هات من از تمام شهر ولی دلْ نهاده تر از هرچه شوخ ، رنگ نگاه تو شوخ تر از هرچه باده ، باده ی چشم تو باده تر ارژنگ جلوه های بهاریت رنگ رنگ بی نقشی مرام تو از ساده، ساده تر در کارزار جاذبه ی مهربانی ات یک انجمن ، پیاده ولی من پیاده تر مجنون بیدِ گیسوی لیلایی تو اند صد سروْ قد، ز سروِ قدت ایستاده تر قصد سفر که می کنی ای عشق ! می شود از طول انتظار من این جاده ، جاده تر #سعید_عندلیب
2407568

میگه کعبه ای که گرفتی برام می خوام بدم بهش

در م خم ابروی تو با یاد آمد ح ی رفت که محراب به فریاد آمد
40198

کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید

به کوی لاله رخان هر که عشقباز آید امید نیست که دیگر به عقل بازآید کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید قضا همی بردش تا به چنگ باز آید ندانم ابروی شوخت چگونه محر ست که گر ببیند زندیق در آید بزرگوار مقامی و نیکبخت ی که هر دم از در او چون تویی فراز آید ترش نباشم اگر صد جواب تلخ دهی که از دهان تو شیرین و دلنواز آید بیا و گونه زردم ببین و نقش بخوان که گر حدیث کنم قصه ای دراز آید وشم از تف سینست و ناله از سر درد نه چون دگر سخنان کز سر مجاز آید به جای خاک قدم بر دو چشم سعدی نه که هر که چون تو گرامی بود به ناز آید منبع: http://atrebaroonzade. /
1916430

عشقه ی عشق

عشق ریشه ی عمیقی در وجود من دارد ... عمیق مثل ریشه ی قدیمی ترین درخت انجیر وحشی! عشق برای من تعریف خاصی دارد , خیلی خیلی خاص ! میدانی من عاشق نمی شوم مگر درصورتی که تا ابد عاشق بمانم نه از آن هوس های آنی امروزی , نه از آن دوست داشتن های تجملاتی که از چشم و ابروی یار خوشمان بیاید , نه حتی از آن تصوراتی که در ذهن بچه های تازه نوجوان شده میگذرد! بیا ساده تر از زبان دل سخن بگوییم من اگر عاشق چیزی یا ی شوم , دیگر رقیب و جایگزینی وجود نخواهد داشت.جایش در قلبم محفوظ است تا آ ین لحظه ای که ضربان خانه اش میزند... وقتی ی را میبینم که امروز عاشق است و فردا فارغ , دلم میشکند که ناب ترین کلمه ی خاکی بازیچه ی دست احساس این و آن می شود ... بدتر از آن میدانی چیست؟بازخورد این کارها به دیگری می رسد و می گوید نمیخواهم عاشق شوم و عشق در سکوت می شکند ... فکرش را ! من می گویم عشق یعنی دوست داشتن بدون قید و شرط , بی آنکه حتی ذره ای تلخ باشد. و در عوض لبریز از عذاب شیرین باشد میدانم متناقض است ! مگر می شود عذاب , شیرین باشد؟ وقتی عاشق باشی شدنی ست و دلت میخواد هر روز , هر ساعت و هر لحظه این عذاب شیرین تکرار نشدنی برایت تکرار شود ... عشق هم مثل شانس است ! فقط یک بار در خانه ات را می کوبد. بعد از آن دیگر تجربه اش نخواهی کرد , فقط به دنبال رنگ و بویی از آن خواهی گشت... خودت بگو ! نسخه ی اصلی کتاب با امضای نویسنده اش را می خواهی یا نسخه ی چاپ شده ای که همگان به آن دسترسی دارند؟!
1279786

ع های یادگاری مونا فرجاد و شیرین بینا در روسیه

ع های یادگاری مونا فرجاد و شیرین بینا در روسیهمونا فرجاد بازیگر 33ساله کشورمان به همراه شیرین بینا به روسیه سفر کرده و ع هایی به یادگار گرفته اند.ع های مونا فرجاد و شیرین بیناع های مونا فرجاد و شیرین بینا , مونا فرجاد بازیگر کشورمان به همراه شیرین بینا به کشور روسیه وسن پترزبورگ سفر کرده اند.این بازیگر 33 ساله ع هایی خودش و شیرین بینا در این سفر را منتشر کرده است.مونا فرجاد نوشت [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
675846

۶۵

۱)دیروز توی اتوبوس یه دختره روبرو من نشست .چشمای میشی خیلی خوش رنگی داشت با پوست برنزه .کمی بعد که از سوار شدنش گذشته بود من به صورتش و ابروهاش زل زدم .ابروهای پ شتی که از تاتو محروم نمانده بود !!!حین حرکت هر چند دقیقه یک بار چشم باز می کرد .اطرافش رو نگاه می کرد مبادا جا بمونه .از یه ایستگاه به بعد بیدار شد .زل زد به من !!!!برگشت گفت:ببخشید می تونم یه سوال خصوصی ازتون بپرسم ؟گفتم بفرمایید گفت :ابروهاتون مال خودتونه یا قاب گرفتین ؟گفتم مال خودمه منتهی مداد میکشم داخلش .بعد الان مرض به جونم افتاد که چیه ابروی بلند!!!!!موچین برداشتم و کل ابروهام ررو به فنا دادم .الان اینقدر زشت شدم که دلم میخواد زنگ بزنم مدیرم مرخصی بگیرم اون هم به مدت دو هفته :|| همون ابروی بلند بیشتر به صورتم میومد .با اینکه هر بار کوتاه و پشیمون شدم اما گاهی مرض به جونم می افته و الان از اون لحظه ها بود .
2018632

در سر کوی وفا با کوه کن هم گام باش

در سر کوی وفا با کوه کن هم گام باش جان شیرین را به شیرین بخش و شیرین کام باش گر زلیخا نیستی پیراهن یوسف مدر ور نه در بازارها رسوای خاص و عام باش یا به دور چشم او لاف نظر بازی مزن یا به عمر خویشتن قانع به یک بادام باش سوخت عشق آتشین هم شمع و هم پروانه را گر نداری تاب این سوزنده آتش خام باش تا مرید جام شد جمشید کامش را گرفت گر تو هم جوینده کامی مرید جام باش تا بی خال او جوینده هر دانه شو تا بگیری زلف او افتاده هر دام باش پیش روی و موی او سر خط مملوکی بده تا قیامت مالک اقلیم صبح و شام باش گر برای سیم باید بندگی گرفت بنده آن سرو سیمین ساق سیم اندام باش خسته تیر نگاهش با هزار اصرار شو بسته زلف سیاهش با هزار ابرام باش گر به شمشیر کشد ابروی او ، تسلیم شو ور به زنجیرت کشد گیسوی او ، آرام باش هیچ غافل از دعای آن شه خوبان مشو وز دهانش در عوض آماده دشنام باش گر مقام از خواجه خواهی بنده چالاک شو ور نشان از مهرجویی ذره گمنام باش گر فروغی ف خواهی بر همایون آفتاب در همایون ظل ظل الله نیک انجام باش ناصرالدین شاه فرمانده که در هر دفتری مدح او را ثبت کن شایسته انعام باش فروغی_بسطامی دیوان اشعار غزلیات غزل شماره ۲۷۴
1644832

گفتمش شیرین ترین آواز چیست

گفتمش شیرین ترین آواز چیست ؟چشم غمگینش به رویم خیره ماندقطره قطره اشکش از مژگان چکیدلرزه افتادش به گیسوی بلندزیر لب غمناک خواندناله زنجیرها بر دست من گفتمشآنگه که از هم بگسلندخنده تلخی به لب آورد و گفتآرزویی دلکش است اما دریغبخت شورم ره برین امید بستو آن طلایی زورق خورشید راص ه های ساحل مغرب ش تمن به خود لرزیدناز دردی که تلخدر دل من با دل او می گریست گفتمشبنگر در این دریای کورچشم هر اختر چراغ زورقی ست سر به سوی آسمان برداشت گفتچشم هر اختر چراغ زورقی ستلیکن این شب نیز دریا یی ست ژرفای دریغا شبروان ! کز نیمه راه می کشد افسون شب در خواب شان گفتمشفانوس ماهمی دهد از چشم بیداری نشان گفتاما در شبی این گونه گنگهیچ آوایی نمی آید به گوش گفتمشاما دل من می تپدگوش کن اینک صدای پای دوست گفتای افسوس در این دام مرگباز صید تازه ای را می برنداین صدای پای اوست گریه ای افتاد در من بی اماندر میان اشک ها پرسیدمشخوش ترین لبخند چیست ؟شعله ای در چشم تاریکش شکفتجوش خون در گونه اش آتش فشاند گفت لبخندی که عشق سربلند وقت مردن بر لب مردان نشاندمن ز جا برخاستمبوسیدمش شاعر : هوشنگ ابتهاج

خم ابروی تو ان لب شیرین تار گیسوی تو