ریفا یمین


1972124

ریفا یمین

ریفا یمین rifaximinآنتی بیوتیکنام های تجاریxifaxan, xifaxanta, normixتوضیحات ریفا یمین یک آنتی بیوتیک نیمه سنتزی با پایه ریفامایسین است. ریفا یمین با متوقف رشد باکتری هایی که باعث اسهال می شوند دردرمان اسهال مسافرتی و سندروم روده تحریک پذیر به کار می رود. ریفا یمین با متوقف رشد باکتری هایی که تولید سم کرده و باعث بدتر شدن بیماری های کبد می شوند موجب درمان آنسفالوپاتی کبدی می شود. مکانیسم اثرریفا یمین از طریق اتصال به زیرواحد بتای آنزیم rna پلیمراز باکتریایی باعث مهار رونویسی  باکتری می شود. این امر منجر به انسداد مرحله جابجایی در روند رونویسی می شود که به طور معمول پس از تشکیل اولین پیوند فسفو دی استر اتفاق می افتد.فارماکودینامیکریفا یمین یک آنالوگ ساختاری از ریفامپین و یک آنتی بیوتیک غیر سیستمیک و اختصاصی برای اثر در دستگاه گوارش است. این ویژگی غیر سیستمیک بودن ریفا یمین به علت اضافه شدن یک حلقه پیریدو ایمیدازول است که باعث می شود دارو غیر قابل جذب شود.ریفا یمین از طریق مهار ساخته شدن ریبونوکلئیک اسید باکتریایی عمل می کند و موجب بازگرداندن تعادل میکرو فلور روده می شود.فارماکوکینتیک جذب:در هر دو ح ناشتا و استفاده با معده پر، جذب بسیار کمی دارد و فراهمی زیستی آن حدود 0.4 درصد است. متابولیسم: در سلول های کبدی در محیط آزمایشگاه می شود3a4 باعث القای سیتوکرومنیمه عمر:تقریبا 6 ساعتدفع:96.6 درصد در مدفوع و به صورت تغییر نیافته و 0.3 درصد آن در ادرار دفع می شود. موارد مصرفسندرم روده تحریک پذیر , عفونت کلستریدیوم دیفیسیل , آنسفالوپاتی کبدی , درمان اسهال مسافرتی ناشی از گونه های غیر مهاجم ای کلای در افراد بالای 12 سال , درمان اپیزودهای آنسفالوپاتی کبدی در کنار لاکتولوزدرمان سندروم روده تحریک پذیر بدون یبوست (یا همراه اسهال) کاهش ریسک عود آنسفالوپاتی کبدی عفونت راجعه ناشی از کلستریدیوم دیفیسیل مقدار مصرف اسهال مسافرتی ناشی از گونه های غیر مهاجم ای کلای در افراد بالای 12 سال:یک قرص 200 میلی گرمی سه بار در روز به مدت 3 روزکاهش ریسک عود آنسفالوپاتی کبدی:یک قرص 550 میلی گرمی دو بار در روزدرمان آنسفالوپاتی کبدی: 400 میلی گرم 3 بار در روز برای 5 تا 10 روزسندرم روده تحریک پذیر با اسهال:یک قرص 550 میلی گرمی سه بار در روز به مدت 14 روز   عوارض جانبیتب3 , سردرد , تهوع , یبوست , گیجی , استفراغ , ادم محیطی , نفخ , خستگی , درد شکمی , آسیت (آب آوردن شکم) , احساس کاذب نیاز به دفع تداخلات داروییریفا یمین ریسک تداخلات دارویی اندکی دارد زیرا این دارو به مقدار خیلی کمی جذب سیستمیک به داخل جریان خون داشته و آنزیم های کبدی که باعث متابولیسم اکثر داروها می شوند را به طور بارزی تحت تاثیر قرار نمی دهد.موارد منع مصرفازدیادحساسیت به این دارو و ترکیبات آنواکنش های افزایش حساسیت شامل درماتیت پوسته ریزی دهنده، ادم آنژیو نوراتیک و آنافیلا ی می باشد.مصرف در بارداریc
2095992

«ناصر یمین مردوخی» درگذشت

«ناصر یمین مردوخی» خبرنگار پیش وت عرصه مطبوعات ساعاتی قبل دار فانی را وداع گفت.
2233868

به یادمرحوم ناصر یمین مردوخی مرد عرصه خبر

ناصر یمین مردوخی ، شاعر و رو مه نگار و پیش وت والا و شجاع و شمند در عرصه رسانه و مطبوعات بود که 7 دادماه ۱۳۹۷ دار فانی را وداع کرد .
2116952

مجموعه آرامگاه ابن یمین فرومدی به نام میراث فرهنگی سند خورد

مسئول نمایندگی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان میامی گفت: پس از 14 سال، سند مجموعه آرامگاه ابن یمین فرومدی به نام اداره میراث فرهنگی استان زده شد
321020

آغاز مرمت و احیاء محوطه و فضای سبز آرامگاه ابن یمین فرومدی در میامی

س رست نمایندگی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان میامی گفت: مرمت و احیاء محوطه و فضای سبز آرامگاه ابن یمین فرومدی در روستای تاریخی فرومد در شهرستان میامی آغاز شد.
690546

نادانی

گروس عبدالمالکیان در کتاب شعری به نام «پذیرفتن» این جمله زیبا را گفته است: به نظرم نادانی و نفهمی اول زیاد درد خاصی ندارد و مصداق این بیت شعر از ابن یمین است: آن که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند جهل و نادانی که از آن بی خبر باشیم درد و رنج خاصی هم به همراه ندارد. ولی نادانی و نفهمی دوم به نظرم درد دارد. اینکه پی به نادانی خود می بریم و عمق نفهمی های خود را می فهمیم. در این شرایط طبق نظر ابن یمین بالا ه می توان امیدوار بود که به سرمنزل مقصود رسید: آن که نداند و بداند که نداند لنگان ک خویش به منزل برساند
723092

نادانی

گروس عبدالمالکیان در کتاب شعری به نام «پذیرفتن» این جمله زیبا را گفته است: به نظرم نادانی و نفهمی اول زیاد درد خاصی ندارد و مصداق این بیت شعر از ابن یمین است: آن که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند جهل و نادانی که از آن بی خبر باشیم درد و رنج خاصی هم به همراه ندارد. ولی نادانی و نفهمی دوم به نظرم درد دارد. اینکه پی به نادانی خود می بریم و عمق نفهمی های خود را می فهمیم. در این شرایط طبق نظر ابن یمین بالا ه می توان امیدوار بود که به سرمنزل مقصود رسید: آن که نداند و بداند که نداند لنگان ک خویش به منزل برساند
2099662

وداع ابدی با خبرنگار پیش وت

مراسم تشییع پیکر زنده یاد ناصر یمین مردوخی کردستانی صبح امروز برگزار شد.
2125804

صد فسوسا که رفت ماه صیام

مرحوم زنده یاد ناصر یمین مردوخی شاعر اهل بیت (ع) و رو مه نگار پیش وت شعری در وداع با ماه مبارک رمضان سروده است که در زیر می بینید.
553984

تحقیقی در مدح یمین ال ه سلطان محمود بن ناصرالدین سبکتگین غزنوی

اختصاصی از فایل هلپ تحقیقی در مدح یمین ال ه سلطان محمود بن ناصرالدین سبکتگین غزنوی با و پر سرعت .          بخشی از متن اصلی : برآمد پیلگون ابری زروی نیلگون دریا                         چو رای عاشقان گردان چوطبع بیدلان شیدا تشبیه چو گردان گشته سیل میان آب آسوده             چو گردان گردباد تندگردی تیره اندروا تشبیه تو گفتی گرد زنگارست بر آیینة چینی                           توگفتی موی سنجابست بر پیروزه گون دیبا مجاز بسان مرغزار سبزرنگ اندر شده گردش                        به یک ساعت ملون کرده روی گنبد خضرا کنایه تو گفتی آسمان دریاست از سبزی و بر رویش                 به پرواز اندر آورده ست ناگه بچگان عنقا تشبیه بسان چندن سوهان زده بر لوح پیروزه                          بکردار عبیر بیخته بر صفحة مینا تشبیه مرکب هوای روشن ازرنگش مغبر گشت و شد تیره                   چو جان کافر کشته زتیغ خسرو والا حُسن تخلص یمین ت و ت بدو آراسته گیتی                            امین ملت و ملت بدو پیراسته دنیا سجع متوازی شهنشاهی که شاهان را زدیده خواب برباید                      زبیم نُه منی گرزش به جابلقا و جابلسا کنایه این فایل به همراه چکیده ، فهرست مطالب ، متن اصلی و منابع تحقیق با فرمتword  در اختیار شما قرار می گیرد تعداد صفحات :  89یونی شاپ            با تحقیقی در مدح یمین ال ه سلطان محمود بن ناصرالدین سبکتگین غزنوی
2102106

تصاویر | چهره های در مراسم ترحیم زنده یاد مردوخی

مراسم ترحیم خبرنگار پیش وت ناصر یمین مردوخی کردستانی پیش از ظهر امروز در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد.
2097596

پیکر مرحوم «مردوخی» فردا تشییع می شود/ جزییات تدفین و مجلس ترحیم

پیکر زنده یاد «ناصر یمین مردوخی کردستانی» شاعر و رو مه نگار پیش وت، فردا در تهران تشییع می شود.
838388

«شبگیر و ایوار» منتشر شد

آلبوم موسیقی «شبگیر و ایوار» اثری بی کلام از یمین توسط کانون نشر موسیقی پژواک نیزوا منتشر شد.
2096816

پیکر مرحوم «مردوخی» فردا تشییع می شود/ تدفین در قطعه نام آوران

پیکر مرحوم «ناصر یمین مردوخی» از رو مه نگاران پیش وت فردا از مقابل منزلش تشییع می شود.
133538

شکوفایی همه جانبه انسان در پرتو توجه به همه ان

کاظم از پدران و اجدادشان از المومنین علی علیه السلام و ایشان از اکرم صلی الله علیه وآله نقل کرده اند که فرمودند: راه اقبال خدا به انسان واین که از او اعراض نکند راه آن توجه به ولایت المومنین علیه السلام (شاهراه سلوک) است. راه ملاقات خداوند درحال رضایت خداوند توجه به ساحت مقدس حسن علیه السلام است. راه ملاقا ت با خداوند در حالی که خوف نباشد (لا خوف علیهم و لا یحزنون) توجه به حسین علیه السلام است. برای محو گناهان از صحیفه جان ، توجه به مقام سجاد علیه ال است.(سیماهم فی اثارهم اثر من سجود:سجده اقرب حالات است برای سبک شدن پشت انسان) تولی یک معنایی دارد و گویا یک توجه رفتاری هم لازم دارد. اگر می خواهد چشمنانش روشن شود(نافذ شدن بصیرت:قره العین):توجه به منزلت باقر علیه السلام اعطای نامه به دست راست /اصحاب یمین شدن :توجه به مناقب و منزلت صادق علیه السلام است. /گویا عرق شمالی او غالب است /چون مومن کلتا الیدین او یمین است /غالب شدن عرق یمین بر شمال. ی که می خواهد تطهیر قلب داشته باشد به معنویت موسی بن جعفر علیه السلام متوسل شود یعنی باعث تطهیر دیگران هم بشود. ی که می خواهد در حال ضحک و بسط قلب قرار ب رد باید توجه به رضا علیه السلام کند. (قبض مقدم از بسط است ولی بعد از گذشتن از مرحله ایی بسط می خواهد و نوعی ارتقا است ) لذا میگویند د رمسافرت هم توسل به ایشان سفارش شده است موجب سرعت سیر میشود. بالا رفتن درجه و تبدیل سیئه توجه به ساحت جواد علیه السلام است. برای آسان شدن حساب که بعد از 40 سال اسان می شود به هادی علیه السلام متوسل شود(چه بسا کوری ما موجب شود که بسیار خطاها ) اگر می خواهیم برسیم به مقاصد عالیه توجه و توسل به حسن عسکری علیه السلام رالازم دارد. کمال ایمان وحُسن توسل و توجه به ساحت مقدس ووجود زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.منبع: http://mohamadsalari. /
13938

شکوفایی همه جانبه انسان در پرتو توجه به همه ان

کاظم از پدران و اجدادشان از المومنین علی علیه السلام و ایشان از اکرم صلی الله علیه وآله نقل کرده اند که فرمودند: راه اقبال خدا به انسان واین که از او اعراض نکند راه آن توجه به ولایت المومنین علیه السلام (شاهراه سلوک) است. راه ملاقات خداوند درحال رضایت خداوند توجه به ساحت مقدس حسن علیه السلام است. راه ملاقا ت با خداوند در حالی که خوف نباشد (لا خوف علیهم و لا یحزنون) توجه به حسین علیه السلام است. برای محو گناهان از صحیفه جان ، توجه به مقام سجاد علیه ال است.(سیماهم فی اثارهم اثر من سجود:سجده اقرب حالات است برای سبک شدن پشت انسان) تولی یک معنایی دارد و گویا یک توجه رفتاری هم لازم دارد. اگر می خواهد چشمنانش روشن شود(نافذ شدن بصیرت:قره العین):توجه به منزلت باقر علیه السلام اعطای نامه به دست راست /اصحاب یمین شدن :توجه به مناقب و منزلت صادق علیه السلام است. /گویا عرق شمالی او غالب است /چون مومن کلتا الیدین او یمین است /غالب شدن عرق یمین بر شمال. ی که می خواهد تطهیر قلب داشته باشد به معنویت موسی بن جعفر علیه السلام متوسل شود یعنی باعث تطهیر دیگران هم بشود. ی که می خواهد در حال ضحک و بسط قلب قرار بگیرد باید توجه به رضا علیه السلام کند. (قبض مقدم از بسط است ولی بعد از گذشتن از مرحله ایی بسط می خواهد و نوعی ارتقا است ) لذا میگویند د رمسافرت هم توسل به ایشان سفارش شده است موجب سرعت سیر میشود. بالا رفتن درجه و تبدیل سیئه توجه به ساحت جواد علیه السلام است. برای آسان شدن حساب که بعد از 40 سالگی اسان می شود به هادی علیه السلام متوسل شود(چه بسا کوری ما موجب شود که بسیار خطاها ) اگر می خواهیم برسیم به مقاصد عالیه توجه و توسل به حسن عسکری علیه السلام رالازم دارد. کمال ایمان وحُسن توسل و توجه به ساحت مقدس ووجود زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.منبع: http://mohamadsalari. /
2097602

پیام تسلیت رئیس مجلس شورای ی در پی درگذشت ناصر مردوخی

رییس مجلس شورای ی در پیامی درگذشت ناصر یمین مردوخی را تسلیت گفت.
2184260

جواب بازی ج انه (2) 816

بشارت:نوید ه چسبنده:کنهسرچشمه:منبعسوگند:یمینترک خفیف استخوان:موزهره:ونوسذوق:وجدادب:نزاکتحمیت:غیرتنشانه بیماری:تب [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
1619046

نقطه چین انداختند

زود بر انگشتر صحرا نگین انداختند چون عقیق سرخ خود را بر زمین انداختند مثل بارانی که مشتاق است خاک تشنه را از فراز ناقه ها خود را چنین انداختند پس به یاد اکبر و عباس روی قبرها خویشتن را از یسار و از یمین انداختند روی قبر کوچک عباس جای مادرش خویش را با ذکر یا ام البنین انداختند خاک را بر سر زدند و سر به خاک آنقدر که روی پیشانی دشت تشنه چین انداختند اربعین شد که پس از نام رقیّه در کتب اکثر مقتل نویسان نقطه چین انداختند مجید تال
187794

دورە سلطان محمود غزنوی (دون سلطان صحاک و بابایادگار)

طبق آثار منتشرە ابوالقاسم محمود بن سبکتکین (۳۶۰ ه .ق.-۴۲۱ ه .ق.)، ملقب به سیف ال .. ه، یمین ال .. ه، امین المله، غازی و مشهور به سلطان محمود غزنوی پادشاه سلسله غزنویان بود.سلطان محمود که اولین پادشاه مستقل و بزرگترین فرد خاندان غزنوی است به دلیری و بی باکی و کثرت فتوحات و شکوه دربار ، مخصوصاً غزوات او در هند و غنایمی که از آنجا آورده مشهور است . وی اولین فرمانروا است که به خود عنوان «سلطان» داد تا استقلال خود را از دستگاه خلافت نشان دهد. منبع: http://aiinyarsan. .. /
1128208

✅ بى ترمز!

خیال به گونه ایست که اگر در را ببندید، از پنجره می آید. اگر پنجره، بسته باشد، از دیوار می آید، از فوق می آید، از ذیل می آید، از یمین و از یسار . قلمرو خیال، یک گستره ی غیرمتناهی است که شه ی آدمی را نشان می دهد. انسان می تواند با خیال، پروازهای زیادی داشته باشد. شاید اگر خیال نبود، انسان، متوقف می شد. شاید اگر خیال نبود، عقل، چندان پیشرفت نمی کرد. نمی خواهم بگویم عقل، خیال است. عقل، خیال نیست ولی گاه می تواند بر مرکب خیال، سوار شود و تا حدی پیش برود و متوقف شود. عقل، ترمز دارد ولی خیال، ترمز ندارد و بسیار تندروست . سرشت و سرنوشت / ص 130 غلامحسین ابراهیمى دینانى ⬅️#حکمت
145006

روز سیدالایام وروز زمان است.

شها غیبت از رخ فکن تو ماه دل آرامی یابن الحسن بیا از پی بسط عدل ووداد به دیوار کعبه شها تکیه زن جهان از وجودت گلستان شود سراسرگل ولاله نسترن سخن چون تو گوئی ایاشهریار درشاهوار آید ازآن دهن اغلامان درگاه تو دوصدبوذر وهم اویس قرن کلام درربارت ای مه لقا کلام حق قادر ذوالمنن قدم نه به چشم محبان بیا که فرش رهت پیکروجسم وتن اگر چشمه میخواهی اندررهت قدم نه ا به چشمان من امان قدم نه ایا حجتا به ایران وروم وحجازو یمن به شرق وبه غرب و یمین ویسار که روشن شوددیده مردوزن مزین جهان کن زنوررخت واز بوی بهتر زمشک ختن ا امانا بس است انتظار درآور لباس غیاب از بدن کریما زعیما بس است اختفا نمایان بشو تا رود اهرمن شها گل به پایت نشسته به گل فدای قدومت رز و یاسمن به محمود بنگر که وردش مدام جعلت فداک است ای موتمن مدرک دیوان اشعار اینجانب منبع: http://shafiee-sayedmahmod. /
1330228

طلب

به نام خدا آدمی زاد اگر طالب چیزی باشد، برای رسیدن به آن هرکاری می کند.مثلا اگر شیفته یک مدل گوشی خاص باشد، تمام سایت های مربوطه را جستجو می کند. مشخصاتش را در می آورد. قیمت و راه ها یدش را بررسی می کند. اگر نتواند نقد ب د، دنبال ید قسطی می رود، اگر نشود وام می گیرد و.... خلاصه به یمین و یسار می زند تا مطلوبش را به دست آورد.آدمی زاد است و رسیدن به خواسته هایش، بی برو برگرد.غم انگیز است نتیجه بگیرم که ما طالب ولی خدا نیستیم.هیچ توضیح اضافه ای هم نیاز نیست! 
1421754

نفس با استغفار

هر انسانی در گروی اعمال خودش است. بنابراین، اعمال آدمی همانند وزر، وبال گردن اوست. خداوند می فرماید: کُلُّ امْرِئٍ بِما کَسَبَ رَهینٌ؛ هر ی در گِرو و رهن ب خودش است.(طور، آیه 21) رهن در لغت به معنای چیز ثابتی است که انسان به عنوان گرو می گذارد تا چیزی را به عنوان قرض و وام بگیرد. پس انسان مرهون و گِرو و گیر کارهای خودش است. حالا این اعمال خوب باشد به نفع او خواهد بود و اگر بد باشد به ضررش می شود. البته خداوند در جایی دیگر می فرماید: کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ إِلاَّ أَصْحابَ الْیَمینِ؛ هر نفسی در گرو و رهن ب خودش است مگر اصحاب یمین.(مدثر، آیات 38 و 39) از این آیه به دست می آید که رهن یک امر منفی است؛ از این روست که اصحاب یمین و اهل بهشت را استثنا کرده است. پس مراد از مکتسبات همان دستاوردها و کارهای منفی است که آدمی را گرو می گذارد و در قید برده و ثابت در جایی به بند می کشد؛ زیرا اگر ی کاری بد کرده باشد رهین و مرهون می شود، نه وقتی که کار خوب کرده است. از این روست باید هر ی تلاش کند از این قید و بند دستاوردهای بدش رهایی یابد و خود را آزاد کند. اما راه چیست؟ و به تعبیر دیگر «فک رقبه» گنا ار خودش از این رهان ثابت چیست؟ رضا(ع) از مومنان علی(ع) از (ص) نقل می کند که در خطبه ای می فرماید: إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَفُکُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ؛ نفوس شما در گروی اعمال شماست؛ پس نفوس خودتان را با استغفار آزاد و رها کنید. (عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج 2، ص 266) پس برای رهایی نفس خویش از تبعات گناه که آدمی را رهین و مرهون می کند، باید استغفار کرد تا تحت اسم غفار و غفور مورد آمرزش قرار گیریم و از رهن اعمال بد خود رهایی ی م.
624068

برده داریِ مدرن در عصرِ مدرنیته!

اینجا در اعماقِ لایه های زیرینِ پونزِ استثمار ناله هایی به گوش میرسد ناله هایی که فریادِ بردگی در بندِ دیکتاتوریِ دوست داشتنی را سر میدهند زنجیرِ ابریشمی حلقه خورده بر گردنمان بدجوری نوازشمان میکند هر سمت را که مینگری نوایی سو ک داغانت میکند یسار را مینگری پنجره داد میزند که کثیف و لکه ای شده ام بیا و مرا برهان از این حجمِ سیاهی و چرک یمین را زُل میزنی دیوار ناله سر میدهد که ای شِفت! بیا و این گرد و غبارِ لامصب را از من بِروب و این عنکبوتِ بی صاحاب را خانه اب کنای دقت که مینمایی ص خفه گون میشنوی! نه یسار است و نه یمین صدا از زیرِ پاهایت است که نایِ دل سر داده کفِ زمین شاکی از دستت که ای دراز! آن دستمالِ خیس را به دست گیر و حالی به ما آده! این ها را خفه مینمایی و میروی در گوشه ای میکِزی که جان بگیری، هنوز ریه ی چپت از ا یژن پر نشده، یخچال و زیر تلویزیونی عربده میکشند که ای سِ بی فکر! حدودِ 365 روز است در این مکان سکنا گزیده و در مرزِ کپک زدگی به سر میبریم! وقتش رسیده تغییری بدهی سکنا گاهمان را! آ لامصب های داغان مسلک! شماها بد دسسسسستتتتیینن! بد دست!! بد دست بودنتان در فرقِ سرِ شکارچیِ س های گریزلی! وزنِ سنگینتان را کجای پانکراسم جای نهم؟! تمامِ این فلاکت ها را که به اتمام میرسانی و میروی چایِ لمه ای برای خودت میریزی که از شدتِ استثمار و بردگی نپوکی و تصعید نشوی، هنوز آخخخخخخییییششششِ تهِ کارت از مِری ات نگذشته، نوایی جان گداز از حیاط به گوشت میرسد و لایه لایه ات را به پوچی میگرایاند: تِدددددددد! پسسسسرررررِ قششششننگگگگم! بیا و این فرش ها را کمک کن بشوریم و بندازیم رو دیوار خشک شه! در پایان فقط یک چیز اینجا حرف، حرفِ یکیست هرچه او بگوید یک رئیسِ به تمام معنا یک دیکتاتورِ دوست داشتنی که عاشقِ دستوراتش میشویم خانه تکانی که هیچ جان هم بخواهد فدایِ خنده هایش میکنم و او مادر است... دوست داشتنی ترین دیکاتورِ عالم که ی از زیرِ سلطه اش بودن، ناراضی نیست...
510738

تحقیق علی شریعتی

اختصاصی از فایلکو تحقیق علی شریعتی با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 31 سال شمار زندگی شریعتی :۱۳۱۲: تولد ۳ آذر ماه۱۳۱۹: ورود به دبستان «ابن یمین»۱۳۲۵: ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد»۱۳۲۷: عضویت در کانون نشر حقایق ی۱۳۲۹: ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد۱۳۳۱: اشتغال در اداره ی فرهنگ به عنوان آموزگار. شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام السلطنه و دستگیری کوتاه. اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری انجمن ی دانش آموزان.۱۳۳۲: عضویت در نهضت مقاومت ملی۱۳۳۳: گرفتن دیپلم کامل ادبی۱۳۳۵: ورود به دانشکده ادبیات مشهد و ترجمه کتاب ابوذر ۱۳۳۶: دستگیری به همراه ۱۶ نفر از اعضاء نهضت مقاومت۱۳۳۷: فارق حصیلی از دانشکده ادبیات با رتبه اول۱۳۳۸: اعزام به فرانسه با بورس تی ۱۳۴۰: همکاری با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نشریه ایران آزاد۱۳۴۲: اتمام تحصیلات و اخذ مدرک ا در رشته تاریخ و گذراندن کلاس های جامعه شناسی۱۳۴۳: بازگشت به ایران و دستگیری در مرز۱۳۴۵: یاری تاریخ در مشهد۱۳۴۷: آغاز سخنرانی ها در حسینیه ارشاد۱۳۵۱: تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی۱۳۵۲: دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی ۱۳۵۴: خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد۱۳۵۶: هجرت به اروپا و شهادتسال های کودکی و نوجوانی: در کا متولد شد. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. سال های کودکی را در کا گذراند. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مکتب دار ده کا ). در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابن یمین در مشهد، ثبت نام کرد اما به دلیل اوضاع و تبعید رضا خان و کشور توسط متفقین، (پدر )، خانواده را بار دیگر به کا فرستاد. پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن یمین بر می گردد. در اوا دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت های کم می شود. در این دوران تمام سرگرمی مطالعه و گذراندن اوقات خود در کتاب خانه پدر بود. در ۱۶ سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد.در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی که به تدریج از او روشنفکری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.آغاز کار آموزی : با تحقیق علی شریعتی
2395310

* حقیقت مزاج انسانی *

بسمک یا عدل *********** شیخ در آ نمط دوم اشارات فرمود: إعلَم أنّ إن ار تضاد الکیفیّات این کیفیات با هم تضاد دارند. آتش خالص، آب خالص، حرارت، برودت هوا، اینها با هم تضاد دارند؛ اما وقتی با هم جمع شدند، فعل و انفعال می شود ک صورت وحدتشان ش ته می شود و امتزاج می یابند. امتزاج ک یافتند، این یکی حر را می دهد ب آن یکی، آن منفعل می شود از حر ؛ آن یکی برودتش را می دهد ب این، این منفعل می شود از برودتش و ذا. هوای خالص نیست؛ آب خالص نیست؛ آتش خالص نیست؛ خاک خالص نیست. سبحان الله ک چنین انفعالی شده. پدر چه خبر دارد؟ هیچ مادر چه خبر دارد؟ چه می داند؟ { هوَ الّذی یُصَوِّرُکُم فی الأرحام کیف یشاء } کار در دست دیگری است؛ پدر و مادر چه خبر دارند؟ تا آگاه بشوند ک اینها کارخانه ی صنع الهی هستند؛ دیگری دارد کارش را انجام می دهد. این تضادشان ش ته می شود؛ فعل و انفعال می شود ک امتزاج، مزاج می آورد. این مزاج از چی ساخته شد؟ حالا هر چه این مزاج ب اعتدال نزدیکتر باشد، تعلق ب ماورای طبیعت، تعلق روح ب او شدیدتر و لطیفتر است؛ بهتر فکر می کند. هرچه این دقیق تر باشد، لذا آن نقطه ی اعتدال در نظام کیانی مرکز است و بواقی همه « ألأعدل فالأعدل»؛ گرد او دور می زنند. ک جمادات، قبله شان نباتات اند. نباتات، قبله شان حیوانات اند. حیوانات، قبله شان انسان نوعی است. انسان نوعی، قبله اش انسان شخصی کامل است ک حجة الله است؛ مظهر اسم « الله » است؛ همه دارند گرد او طواف می کنند و انسانهای کامل هم در قرآن کریم فرمود که: { یطوفُ علیهم وِلدانٌ مخلّدون } همه گرد او طواف می کنند و اونی ک مطوف است، اصل است. آنی ک طائف است، تابع است. جناب خواجه چه خوش فرمود در آغاز و انجام، ک فرمود: بهشت، کمال اصحاب یمین است؛ اما مقربین، کمال بهشت اند. این حرفی است ک بهشت، کمال اصحاب یمین است، اما مقربین کمال بهشت هستند. ******************************** پیاده شده از فایل صوتی دروس شرح مصباح الانس حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه
89578

پؤلؤرو

پؤلؤرو آی پؤلؤرو، تو گل ئاگیر مره خو همرا ببور مره وأکش خشچال ˇ خانی أجی، ایمه جیرگئن میج أجی، دیو ˇ دتور پؤلؤرو آی پؤلؤرو، ایلاهی دتاوه خور کوهانی توکال ˇ سر، آو ئابوم مو پرسالی ورفان ˇ جور دل ئاشوم یلاقی جو یؤ خانیکان ور ئادئم سورخ ˇ تله ' تن ئاگیرم، دکئه خون اشکور ˇ چاککان ؤ باغانی جان می یه پأره ببو واش، وأچرن می سرسر ' تاشانی شا، بورز ˇ بزاکو، خؤجیر آرنگ ˇ کلان یه انی بچرن زأجه مالان، بزابون ؤ نفتˇچاک، زرو لات ؤ مئنˇکو، ماسراش ˇ سری وشور شیر دکئه اوشانی ' ، کره ؤ پندیران ' گالش بفرشه، خؤر بؤخؤره دوو یؤ لور ایمه جیرهأم پؤلؤرو، پؤلؤرو آی پؤلؤرو مره خو همرا ببور یه انی بیه جیرتر ببو بور که بچینه کوچ ˇ لاکو بولوش ' نبدا میوه یه ناجه ' ببوره خو همرا گور پؤلؤرو آی پؤلؤرو یه همباره تر تۋل ئانبی لات ˇ دل سنگان ˇ سر، مائارئه خو تر وچه ئک ' کول ئاگیتئه چاشؤو اجی فو ه تی جان ˇ آو ' تاس اجی کوتونه تلیک ؤ قالی ' شورواشور پؤلؤرو آی پؤلؤرو دکوشأن پلنگ ˇ تئیش ' دکئه وی گازان ' زور بدأر ئی نامرد ˇ خوکان ˇ گؤلی ' گاز د ه، اوشانی خون ' زمی سر فو ه ببو کمتر وکئه فوندوق باغ ˇ سر خلک ˇ عذاب، خوکان ˇ سور پؤلؤرو آی پؤلؤرو تو گل ئاگیر مره خو همرا ببور بشیم برسیم سئپورد ˇور، سلم ˇ تله، بکشیم شول، تله ' خؤندش دپیچه، تو بکش غییه پؤلؤرو تو بگور نبدا وأکی بؤ مو دئه نشوم، ورزگر بیجار ˇ دل آوبره ' میزان بؤگودئه، بگیتئه پور، پؤلؤرو بیه بشیم مشت ئا یم آو ' سونور پؤلؤرو آی پؤلؤرو بیه همباره ترئه تیته بؤ لمان ˇ دل سألی زن ریفا هیسئه تی تیته ره وا ه تور تا ببو چی اونی قسمت، ج ؤ سیفید مایی یا انی کپور پؤلؤرو آی پؤلؤرو فکئه ایشلله تی دوشمندانی نام، اوشانی که فبرن تی رؤگه وأزیک ' مؤدام قانونی تی رؤگه یه چال ئاگودئن، لات ˇ گل کند ' همه ' وال ئاگودئن تی خؤنه خون ˇ ره انی نقشه کشن خأن فودوشن کاسپی دریا ' ، بؤ ن آوان ' شور کؤؤل ئابو برسی دریا پؤلؤرو موشت ئاگئن، تو ببو روشن ؤ تور تؤ پؤلؤرویی پؤلؤرو تو بکش غییه، پؤلؤرو تو بگور
2206630

شعری در رسای حضرت معصومه سلام الله علیها

السلام ای دختر صبر و رضا السلام ای بانوی حجب و حیا بر زمین و بر زمانی قایمه هم شبیه زینبی هم فاطمه تو که هستی چشمه سار عصمتی در حقیقت اعتبار عفتی تو که هستی از تبار حیدری همچو زهرا از همه زنها سری تو که هستی بانویی مظلومه ای فاش میگویم که تو معصومه ای بانویی و آسمان را کوکبی در بلاغت مثل زینبی نام تو همنام با زهرا شده خاک پایت قبله ی دلها شده در زمین قم تو ماوا کرده ای آن زمین را عرش اعلا کرده ای شهر قم از فیض تو جنت شده با حضورت چشمه ی رحمت شده آمدی در قم ولی با افتخار قم گرفت از مقدم تو اعتبار امدی در قم تو با عز و مقام در کمال اعتبار و احترام آمدی و عده ای دنبال تو عده ای هم گرم استقبال تو تا نهادی پا تو در ان سرزمین ریختند گل از یسار و از یمین لیک روزی در میان شهر شام داده اند دشنام بر دخت هر دو مهان و حبیبان خدا لیک اما این کجا و آن کجا زینب آنجا روی خوش یکجا ندید در همان وادی قد زینب خمید مهدی محمدزاده
22488

دیگر نگران نباشید

باسخنان دیروز ی و نامه به ایشان برهمگان مسلم شد که انتخابات 96 درآسایش و آرامش ت فعلی برگزارخواهدشد. ت فعلی که از ابتدای خود بنارا به ت یب ت نهم و دهم گذاشته بود و این روزها بیشتر از همیشه دلواپس انتخابات 96 و حامیان بیشمار بود امروز آزادورها می تواند به 5 سال آینده ایران بی شد. امروز واپس داده های ارزش های انقلاب می توانند با خیال راحت به دلواپسی خود در بی شند. مردم و علی الخصوص حامیان انقلاب از امروز محکم ترواستوارتر حق خودرااز تی طلب می کنند که به لطف یمین و یسار چهارسال دیگر هم مهمان گوش ها و چشم های مردم شد. آقای و تیم ایشان باید بدانند بزرگترین ارزوی ما موفقیت آنان و در نهایت موفقیت ملت ایران است. اینکه ما از امروز بیشتروبیشتر نقدشان می کنیم معنای آن خوشحالی از زمین خوردن آنان نیست. امروز روزی است که باید بساط دروغ و فتنه و تهمت از کشور برای همیشه جمع شود. باید انی که هشت سال شعارویران شد سردادند حداقل ذره ای عمل به ابادانی هم کنند، انی که را آوردند باید جام موفقیتش راهم نشان مردم دهند، انی که به همه تهمت دروغ بستند باید راستگویی شان را اثبات کنند،باید شعار فساد فساد این جماعت به حرکت ضد فساد و تبعیض تبدیل شود. این نبرد نباید مایه ترس حاکمان نشسته برکرسی ت شود. باید از تهدیدها فرصت ساخت، باید نشان داد تفاوت ت هارا.ما منتظریم تا تی که باحمایت همه ارکان نظام 8 ساله شد آثارش را نشان دهد. والعاقبة للمتقین منبع: http://qoba. /
660458

هدف این است که "مجبورتان کنند وارد بازی آنها بشوید."

مهدی محمدیتفصیل این موضوع را خواهم نوشت اما اجمالا بگویم حجم قشون کشی که برای بقای شده حقیقتا شگفت انگیز است. از یمین و یسار، با ادعاها و در پوشش های مختلف، به میدان آمده اند که مبادا کابوس اولین ت تک دوره ای ایران محقق شود. ارزش برای کارگردانان پس صحنه تا بدان جاست که حتی برخی پوشش های بسیار گرانقیمت را سوزانده و ژنرال ها را به میدان فرستاده اند تا نقش سرباز پیاده را ایفا کنند. هدف، در یک جمله، این است که "مجبورتان کنند وارد بازی آنها بشوید." تردید ندارم آقای رییس بسیار بیش از این درشتی خواهد کرد. نمایش های دیگر هم تازه آغاز شده و نسخه های پیشرفته تر آن، عن قریب از راه خواهد رسید. با آشکار شدن بهره مندی انقل ون از یک تشکیلات کشوری و بالا رفتن احتمال اجماع روی یک ک دا، این تلاش ها به طرز فوق العاده ای تشدید شده است. انقل ون اکنون تکلیفی کاملا روشن دارند: به راه خویش بروند و در کوره راه ساخته شده به دست این و آن نیفتند؛ نتیجه ان شا الله تضمین شده است.
80890

وعده جهانی عاری از خشونت در قرآن

در قرآن کریم کلمه صلح با واژه «سلام» بیان شده است. ـ وعده صلح در شب قدر یا شب نزول قرآن: سوره قدر از نزول فرشتگان و روح القدس در شب نزول قرآن صحبت می کند «سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ: [آن شب] تا دم صبح صلح و سلام است، پایان یافته و وعده صلح را تا سپیده صبح می دهد»(سوره مبارکه قدر/آیه ۵). واژه صلح در زبان های سامی مانند عبری و عربی نه تنها به معنای نبود مشاجره درک می شود، بلکه مفهوم مثبتی از رفاه است. همچنین آیه پایانی سوره قدر در مورد ارمغان صلح و آرامش درونی برای مؤمنان سخن می گوید. ـ بهشت با پوششی از صلح به تصویر کشیده شده است: قرآن می گوید محمد[ص] به عنوان شاهد برای امت خویش و عالمین فرستاده شد: «وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِکَ شَهِیدًا عَلَى هَؤُلَاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ: به خاطر بیاورید روزی را که از هر امتی، گواهی از میان خودشان بر آن ها مبعوث می گردانیم و تو را ـ ای محمد ـ گواه آن ها قرار دادیم و همانا این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است و عامل هدایت و مایه رحمت و بشارت برای مسلمانان است»(سوره نحل/ آیه ۸۹). در این آیه عنوان شده که روز قیامت به عنوان شاهد اعمال مردم دنیا خواهد آمد و موؤنان یا اصحاب یمین وارد بهشت خواهند شد. بهشت مخزن آرزوهای انسان است که در قرآن با پوششی از صلح به تصویر کشیده شده است: «ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ: (به آن ها می گویند) به سلامت و صلح وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانی است»(سوره مبارکه قاف/آیه ۳۴). این آیه استقبال فرشتگان از بهشتیان را با سلام و صلح وعده داده است. در بهشت جز سلام نمی شنوند: تصویر بهشت در قرآن با نهرهای جاری و باغ های زیبا و وفور شادی و صلح همراه است، جایی که اهل آن جز سلام و درود نمی شنوند: «لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمً، إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا: در آن باغهای بهشت نه لغو و بیهوده‏ ای می‏شنوند نه سخنان گناه آلود، تنها چیزی که می شنوند «سلام» است «سلام»(سوره مبارکه واقعه/ آیات ۲۵ و ۲۶). سلام بهشتیان به هم: «وَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ فَسَلَامٌ لَکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ: و اما اگر از اصحاب یمین باشد، به او گفته می‏ شود: سلام بر تو از سوی دوستانت که از اصحاب الیمین هستند»(سوره مبارکه واقعه/آیات ۹۰ و ۹۱) سلام خدا به بهشتیان: إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ. هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِکِ مُتَّکِئُونَ. لَهُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ وَلَهُمْ مَا یَدَّعُونَ. سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ: در این روز اهل بهشت کار و بارى خوش در پیش دارند. آن ها با همسرانشان در زیر سایه ‏ها بر تخت ها تکیه مى‏ زنند. در آنجا براى آن ها [هر گونه] میوه است و هر چه دلشان بخواهد از جانب پروردگار مهربان [به آنان] سلام گفته مى شود»(سوره مبارکه یاسین/آیات ۵۵ الی ۵۸). به نظر می رسد این آیات مراحل پیشرفت بهشتیان را در صلح و آرامش به تصویر می کشد و از رفاه در بهشت با نهرهای جاری و باغ های پر از میوه و ه نان شایسته که جز سلام نمی گویند، شروع می شود و به بالاترین سطح بهشت می رسد که در آن خداوند خود به بهشتیان سلام می گوید و خواهان سلامتی و آسایش آنان می شود. صلح و سلام از اسماء الهی است: کلمه «سلام یا صلح» از خود پروردگار می آید، زیرا در دیدگاه قرآن این کلمه جوهره خدا را که صلح و سلام است، بیان می کند و آیه ۲۳ سوره مبارکه آشکارا می گوید که صلح یکی از اسماء خداوند است: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ: اوست‏ خدایى که جز او معبودى نیست همان فرمانرواى پاک سلامت[بخش و] مؤمن [به حقیقت‏ حقه خود که] نگهبان عزیز جبار [و] متکبر [است] منبع: http://valkazemin. /
1973232

آنچه در محل کار بر من می گذرد!

آقا من باورم نمیشه ی سودوکو رو اینجوری حل کنه!!! داشت مجله ی ج حل می کرد، منم شریک شدم. ج کلمات متقاطع بود، تموم شد. من گفتم بیاین سودوکو حل کنیم. خودش شروع کرد از یه کنار عدد نوشتن!!! دقیقا از یه کنار، بالا سمت چپ! هر خونه ای خالی بود توش عدد می نوشت، از یک شروع می کرد می رفت بالا، اگه تو اون ردیف نبود می نوشتش! کاری هم نداشت که توی اون ستون یا تو اون مربع تکراریه یا نیست! از شدت تعجب نمی دونستم چی بگم! می گفت همیشه همینجوری حل می کنم، خیلی هم راحته! من m می پوشم، همکارم xl یا xxl. چند وقت پیش همکارم یه پ و یده بود، پوشید، اون یکی همکارم گفت "برات یه کم تنگه" خیلی محسوس نبود البته. بعد داد من پوشیدم، مسلمه که به تنم زار میزد. بعد اون یکی همکارم گفت "هاا! واسه این خوبه!!! شاید البته یه کم گشاد باشه!" و من بدون زدن هیچ حرفی به افق خیره شدم! :|| یکی دیگه از همکاران، بعد از مدت ها که با هم همکاریم، م و خندان اومد اتاقم و بدون مقدمه شروع کرد گرم صحبت :) فهمیدم منظور داره. از یمین و یسار سؤال، و در نهایت "خانم فلانی مال کجایی؟" "افغانستان" "o_o" و سکووووت و بعد اهه اهه خنده و بعد بای بای رفت بیرون! البته نمی دونم چرا انقد شوکه شد، ولی یه کم بعد رفتارش به ح عادی برگشت :) نکته ی جالب تو این ماجرا این بود که خیلی ها تو درمانگاه می دونستن من مال کجام ولی به نظرشون چیز خاصی نیومده که بخوان به همه اعلامش کنن، برخلاف اون یکی درمانگاه! پرسنل کاردرست به این میگن :)
218326

دست دندان فقط 80 تومان! توروخدا بیاید

تورو خدا اگ ی ب دندان نیاز داره بیارید دانشکده ما :( الان دومین هفته ی این بخشم هس و هیچ مریضی نیس! امروز از صبح دویدم دنبال دوتا مریض یکیش ک انقدر تحلیل داشت ک کار من نبود... یکی هم ک با صد تا بدبختی خودم رفتم معاینه ش و ع گرفته و زنگ زدم هی آ ش محترم فرمود برو یک ماه دیگه بیا:| ای خدا من الان دقیقا باید چ گلی بمالم.... دوهفته دیگه بخش پروتز تموم میشه و من هنوز ول معطلم:( خدایا برام مریض بفرست! +فک کنم ا ش مجبور شم شمارمو بزنم دم ی ها و اطلاعیه بزنم.... + قدیما:(ابن یمین) آن که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند آن که بداند و نداند که بداند بیدار کنیدش که بسی ه نماند آن که نداند و بداند که نداند لنگان ک خویش به منزل برساند آن که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند جدیدا: آن که بداند و بداند که بداند باید برود غاز به کنجی بچراند آن که بداند و نداند که بداند بهتر برود خویش به گوری بتپاند آن که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول خویش براند آن که نداند و نداند که نداند بر پست ریاست ابدالدهر بماند
185148

شاه جنگل

شاه جنگل شاه جنگل شیر روزی رفت شکار غافل از روباه پیر نابکار داشت چند توله درون لانه اش روبهی اندر جوار خانه اش گشت غافل ساعتی از لانه شیر بی خبر از مکر آن روباه پیر روب .. تا پی به این غفلت بِبُرد حمله کرد و بچه شیران را بخورد شیر آمد خانه آهوئی به چنگ لاشه آهو را نهاد بر روی سنگ دید جا خیس است ولیکن بچه نیست روب .. را دید و گفت این کار کیست ؟ گفت روباه یک الاغی هست جری .. ندیده تا کنون همچون .. ی خورد هر چیزی که او در لانه جُست دارد اذعان گر بپرسی کار توست شیر گفت او را بیاور نزد من گر قوی باشد و یا که پیل تن پوست او را هر که باشد می کنم تا بگویم شاه این جنگل منم رفت روباه در میان ریغ و راغ تا بیابد ساده لوحی چون الاغ دید روبه یک الاغی را به راه گفت خواهی تا شوی سلطان و شاه ؟ شاه جنگل گشته در حال نزار پای او رفته لب گور و مزار من .. م ، کرده با من گفتگو تا بیابم جانشینی بهر او نیست لایق تر به جایش از تو .. پر دلی پر جرأتی چون شیر نر سوی او باید شوی اینک روان تا بگیرد از تو یک سر امتحان لیک خواهی بر همه گردی مُطاع دل قوی دار و تهم باش و شجاع نعره گر بر سر کشید از او مترس تا بگیرند جمله شیران از تو درس با غضب پرسید اگر کار تو هست نعره زن از دل بگو کار من است گر ببیند این شجاعت از تو او یونجه و کاهت دهد همراه جو بعد از آن اهدا نماید قُبه اش بر سرت تاج و به دوش ات جُبه اش الغرض کرد آنچه روبه گفته بود کی .. ی از ساده لوحی برده سود دید چون شیر این جسارت از حمار حمله کرد از .. درآورد او دمار گرد و خاکی شد به پا در آن زمان پوست .. را کند آن شیر دمان از پس گُوشش کشید تا به دُمش پوست آویزان بشد تا به سُمش می جهید .. بر یسار و بر یمین می کشید چون جُبه پوستش بر زمین داد ترجیح او فرار را بر قرار سلطنت را وا نهاد و الفرار از پی اش می گفت آن ام الفساد جبۀ شاهی مبارک بر تو باد پس تو رزاقی بگیر زین قصه پند کار کذّاب است فریب آزمندمنبع: http://hejibaghsangar. .. /
2309236

نوحه می رسد از علقمه

نوحه می رسد از علقمه می رسد از علقمه در میان همهمه غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه از یسار و از یمین در حصار آن دل غمین لیک دارد دشمن از آن پور حیدر واهمه غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه اشک ریزان چشم مشک، بارش باران اشک بر سرش شمشیر و تیر و خنجر و طعن قمه غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه ک ن چشم انتظار تشنه با حال نزار ساقی دشت بلا شرم دارد بی شمار گویی دارد آرزو عمرش پذیرد خاتمه "موجی" در بحر الم، در میان موج غم اشکریزان بر زبانش نوحه دارد غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه شعر از محمود موجی با نوای عباس محمدی باغملایی
2419230

این روزها

نمی دانم چند وقت است و از کی روزهایم اینگونه شد. چگونه؟ پر از استرس و بدو بدو و رساندن کار و تحویل دادنش به کارفرما و عملی ِ برنامه ریزی های کارِ جدید خودِ خودمان که کارفرمایش هم خودمان باشیم و شب بیداری ها و صبح زود پاشدن ها و قهوه ها و کارم به قرص و کشیدن... چند کار مختلف را همزمان دارم جلو می برم؛ کارهایی که از هم متفاوت هستند. یکی شان از یمین سر بیرون دارد و دیگری از یسار اما همه شان در من جمع هستند و معنادار. اما این همه بدو بدو که چه؟ به از پا افتادن های گاهی به گاهی ام می ارزد؟ بله! می ارزد... می دانم آ این همه بدو بدو قرار است به چه برسم. می دانم و تمام آن لحظۀ رسیدن برایم ارزشمند است. آنقدر ارزشمند که برایش کم خو بکشم، دوستان و خانواده ام را کم تر ببینم، سفر نروم، یدهایم را فاکتور بگیرم و... از این روزهایم با تمام خستگی ها و استرس هایش لذت می برم؟ بله! لذت می برم. لذت می برم چون همه چیز برایم معنادار است. لذت می برم چون هم مسیر را دوست دارم و هم مقصد را. دیروز یاء می گفت: «یادته سه ماه پیش که داشتی می رفتی سفر گفتم این چند روز دیگه به کار فکر نکن و خوش بگذرون؟ یادته چی گفتی؟ گفتی، نمی تونم فکر نکنم و از فکر به کارمون خسته نمی شم چون کارمون و فکر به ش رو خیلی دوست دارم.» تک تک آن کارها را با تمام استرس هایشان دوست دارم و از انجام شان لذت می برم. اصلا همین استرس ها را هم دوست دارم. این استرس ها نشانه اند. مدت ها پیش را به یاد دارم که به خاطر هیچ کاری نداشتن در حال نزدیک شدن به افسردگی بودم و پر از استرس. جنس استرس های این روزها با استرس های دیگر متفاوت است. استرس های این روزها نشانه اند! نشانه زندگی و پویایی... از رخوت و افسردگی ناشی نمی شوند. من این روزهایم را دوست دارم با تمام خستگی ها و کم خو ها و ضعیف شدن های جسمی ام چون برایم معنادار هستند و برایشان هدف دارم.
579002

تحقیق و بررسی در مورد زندگی شریعتی

اختصاصی از حامی فایل تحقیق و بررسی در مورد زندگی شریعتی با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 20 زندگی شریعتینگاهی به زندگی علی شریعتی با بازخوانی کتاب «طرحی از یک زندگی» نوشته پوران شریعت رضوی قبرستان کنار زینبیه - دمشق(مدفن شهید)در فاصله سال های تدریسش، سخنرانی هایی در ای دیگر ایراد می کرد، از قبیل آریا مهر (صنعتی شریف)، دانش سرای عالی ، پلی تکنیک تهران و دانشکده نفت آبادان. مجموعه این فعالیت ها سبب شد که مسئولین درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع کنند و به کلاس های وی که در واقع به جلسات -فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند.سال شمار زندگی :۱۳۱۲: تولد ۳ آذر ماه۱۳۱۹: ورود به دبستان «ابن یمین»۱۳۲۵: ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد»۱۳۲۷: عضویت در کانون نشر حقایق ی۱۳۲۹: ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد۱۳۳۱: اشتغال در اداره ی فرهنگ به عنوان آموزگار. شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام السلطنه و دستگیری کوتاه. اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری انجمن ی دانش آموزان.۱۳۳۲: عضویت در نهضت مقاومت ملی۱۳۳۳: گرفتن دیپلم کامل ادبی۱۳۳۵: ورود به دانشکده ادبیات مشهد و ترجمه کتاب ابوذر ۱۳۳۶: دستگیری به همراه ۱۶ نفر از اعضاء نهضت مقاومت۱۳۳۷: فارق حصیلی از دانشکده ادبیات با رتبه اول۱۳۳۸: اعزام به فرانسه با بورس تی ۱۳۴۰: همکاری با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نشریه ایران آزاد۱۳۴۲: اتمام تحصیلات و اخذ مدرک ا در رشته تاریخ و گذراندن کلاس های جامعه شناسی۱۳۴۳: بازگشت به ایران و دستگیری در مرز۱۳۴۵: یاری تاریخ در مشهد۱۳۴۷: آغاز سخنرانی ها در حسینیه ارشاد۱۳۵۱: تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی۱۳۵۲: دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی ۱۳۵۴: خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد۱۳۵۶: هجرت به اروپا و شهادت.سال های کودکی و نوجوانی: در کا متولد شد. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. سال های کودکی را در کا گذراند. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مکتب دار ده کا ). در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابن یمین در مشهد، ثبت نام کرد اما به دلیل اوضاع و تبعید رضا خان و کشور توسط متفقین، (پدر )، خانواده را بار دیگر به کا فرستاد. پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن یمین بر می گردد. در اوا دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت های کم می شود. در این دوران تمام سرگرمی مطالعه و گذراندن اوقات خود در کتاب خانه پدر بود. در ۱۶ سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد.در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی که به تدریج از او روشنفکری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.آغاز کار آموزی:با گرفتن دیپلم از دانش سرای مقدماتی، در اداره ی فرهنگ استخدام شد. ضمن کار، در دبستان کاتب پور در کلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم کامل ادبی گرفت. در همان ایام در کنکور حقوق نیز شرکت کرد. به تحصیل در رشته فیزیک هم ابراز علاقه می کرد، اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت. در این مدت به نوشتن چهار جلد کتاب دوره ابت پرداخت. این کتاب ها در سال ۳۵، توسط انتشارات و کتاب فروشی باستان مشهد منتشر و چند بار تجدید چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابت آن زمان تدریس شد. در سال ۳۴، با باز شدن علوم و ادبیات انسانی در مشهد، و چند نفر از دوستانشان برای ثبت نام در این اقدام د. ولی به دلیل شاغل بودن و کمبود جا تقاضای آنان رد شد. و دوستانشان همچنان به شرکت در این کلاس ها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آ با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آ ترم شرکت کنند. در این دوران به جز تدریس در طبع شعر نوی خود را می آزمود. هفته ای یک بار نیز در رادیو برنامه ادبی داشت و گه گاه مقالاتی نیز با تحقیق و بررسی در مورد زندگی شریعتی
342500

نداند که نداند

آن که بداند و بداند که بدانداسب د از گنبد گردون بجهاند آن که بداند و نداند که بداندآگاه نمایید که بس ه نماند آن که نداند و بداند که نداندلنگان ک خویش به منزل برساند آن که نداند و نداند که ندانددر جهل مرکب ابدالدهر بماند ابن یمین
897512

فرخی

اختصاصی از فایلکو فرخی با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 87 در مدح یمین ال ه سلطان محمود بن ناصرالدین سبکتگین غزنویبرآمد پیلگون ابری زروی نیلگون دریا چو رای عاشقان گردان چوطبع بیدلان شیداتشبیهچو گردان گشته سیل میان آب آسوده چو گردان گردباد تندگردی تیره اندرواتشبیهتو گفتی گرد زنگارست بر آیینة چینی توگفتی موی سنجابست بر پیروزه گون دیبامجازبسان مرغزار سبزرنگ اندر شده گردش به یک ساعت ملون کرده روی گنبد خضراکنایهتو گفتی آسمان دریاست از سبزی و بر رویش به پرواز اندر آورده ست ناگه بچگان عنقاتشبیهبسان چندن سوهان زده بر لوح پیروزه بکردار عبیر بیخته بر صفحة میناتشبیه مرکبهوای روشن ازرنگش مغبر گشت و شد تیره چو جان کافر کشته زتیغ خسرو والاحُسن تخلصیمین ت و ت بدو آراسته گیتی امین ملت و ملت بدو پیراسته دنیاسجع متوازیشهنشاهی که شاهان را زدیده خواب برباید زبیم نُه منی گرزش به جابلقا و جابل نایهگر اسکندر چنو بودی به ملک و لشکر و بازو نگشتی عاصی اندر امر او دارای بن داراتلمیحچومدحش خواند نتوانی چه گویا و چه ناگویا چو رویش دید نتوانی چه بینا و چه ن ناتضادنه آتش را بود گرمی، نه آهن را بود قوت نه دریا را بود رادی، نه گردون را بود بالااغراقزخشمش تلخ تر چیزی نباشد در جهان هرگز زتلخی خشم او نشگفت اگر الوا شد حلواسجع متوازیهمی تا در شب تاری ستاره تابد از گردون چو بر دیبای فیروزه فشانده لؤلؤ لالاشروع ات تأیید و شریعه قصیدهگهی چون آینة چینی نماید ماه دو هفته گهی چون مهرة سیمین نماید زهرة زهراشروع ات تأیید و شریعه قصیدهعدیل شادکامی باش و جفت ملکت باقی قرین کامگاری باش و یار ت برناتأییددیوان، صص 1و 2و 3*******مدح خواجه عمید ابومنصور سیداسعد گویدنیلگون برکشید هوا باغ بنوشت مفرش دیبااستعارهآبدان گشت نیلگون رخسار وآسمان گشت سیمگون سیمااستعارهچون بلور ش ته، بسته شود گر براندازی آب را بهواتفسیر ظاهربینوا گشت باغ مینا رنگ تا درو زاغ برگرفت نواتضاد- جناس تام- ردوالعجز علی الصدرمطرب بینوا نوا نزند اندر آن مجلسی که نیست نواتضاد- جناس تامگرنه عاشق شدست برگ درخت از چه رخ زرد گشت و پشت دوتاتشخیص- جان بخشیباد را کیمیای سوده که داد که ازو زر ساوگشت گیاتشبیه- حُسن تعلیلگرگیا زردگشت باک مدار بس بود سرخ روی خواجة ماتخلصتا بدریا رسید باد سخاش درش تست زایش دریاتشبیه تفضیلهر که خالی شد از عنایت او عالم او را دهد عنان عناجناس زائدزایرانرا سرای او حرمست مسند او منا و صدر صفاتناسباو کند فرق نیک را از بد او شناسد صواب را زخطاتضاداو سزاوار تر بمدح و ثناست جهد کن تا رسد سزا بسزاجناس زائدای ستوده خوی ستوده سخن ای بلند اختر بلند عطاتنسیق صفات با فرخی
146058

ثبت شرکت در اروپا - ثبت شرکت در انگلیستان | ثبت شرکت در انگلیس

ثبت شرکت در انگلستان و ثبت شرکت بین المللی:انگلستان یکی از مهد های بزرگ اقتصادی دنیا یکی از مناسبترین کشور ها برای عبور از تحریم های اقتصادی به شمار میرود. گسترش سرمایه گذاری روز افزون شرکت های بزرگ دنیا در انگلیس به حدی است که کمتر شرکتی است که دست کم یک شعبه در انگلستان نداشته باشد. امروزه شرکتهای متوسط و نوپا، با را ارهای نوین، سهم بیشتری از بازار را هدف قرار دادند. بسیاری از شرکتهای ایرانی برای ادامه و پیشبرد اه خود و ارتقاء آنها، به یک ماهیت حقوقی در اروپا نیاز دارند. از این رو ثبت شرکت بین المللی و همچنین اجاره ی دفاتر مجازی در اروپا هر دو دروازه ی ب این ماهیت حقوقی به شمار می روند. از این رو مجموعه ی رایان نت در نظر دارد تا با در اختیار گذاشتن تجربیات خود در این زمینه، این مسیر را برای شرکت های ایرانی در انگلیس هموار کند. منبع : ثبت شرکت در اروپا - ثبت شرکت در انگلیستان | ثبت شرکت در انگلیس تهران - اقدسیه – ضلع شمالی بزرگراه – پلاک 113تهران-خ سهروردی شمالی- خ ابن یمین-خ سروش-پلاک 2002128428202128429090منبع: http://businessregistration. /
1719976

فضائل حسین علیهم السلام

بسم الله الرحمن الرحیم فضائل حسین علیه السلام شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» از حسین علیه السلام نقل کرده است که فرمود : خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم رسیدم و نزد آن حضرت ابىّ بن کعب بود ، رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم به من فرمود : مرحباً بک یا أبا عبداللَّه، یا زین السماوات والأرضین . خوش آمدى اى ابا عبداللَّه ! اى زینت بخش آسمانها و زمین . ابىّ بن کعب عرض کرد : اى رسول خدا ! چگونه ممکن است ى غیر از شما زینت ‏بخش آسمانها و زمین باشد ؟ فرمود : یا اُبیّ، والّذی بعثنی بالحقّ نبیّاً إنّ الحسین بن علیّ‏علیهما السلام فی السماء أکبر منه فی الأرض، وإنّه لمکتوبٌ عن یمین عرش اللَّه: «حسین مصباح هدى و سفینة نجاة» . اى اُبى ! سوگند به آن ى که مرا به رس برانگیخت ، حسین بن على علیهما السلام در آسمان جلوه بیشترى دارد و از عظمت والاترى برخوردار است ، و اهل آسمان او را بهتر از اهل زمین مى‏ شناسند و احترام مى‏ گذارند ، و در طرف راست عرش الهى نوشته شده است : «حسین علیه السلام چراغ هدایت و کشتى نجات است» .(16) منابع : عیون اخبار الرضاعلیه السلام: 59/1 ح 29، بحار الأنوار : 184/94 ح1، وج : 204/36 ح 8 به نقل از کمال الدین: 264/1 ح 11، اعلام الورى: 400، مدینة المعاجز: 51/4 ح 133، منتخب: 197 و در آن عبارت آ حدیث اینگونه است : «إنّ الحسین مصباح الهدى وسفینة النجاة».
749370

زندگی علی شریعتی

اختصاصی از سورنا فایل زندگی علی شریعتی با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 42   علی شریعتی زندگی شریعتی در دوم آذرماه سال ۱۳۱۲ در مزینان متولد شد. شریعتی در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته ای جامعه شناسی به فرانسه رفت. شریعتی در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت و ابتدا به عنوان دبیر دبیرستان و سپس به عنوان یار مشهد شروع به فعالیت کرد. شریعتی در سال ۱۳۴۸ به حسینیه ارشاد در تهران دعوت شد و از آن زمان با سلسله سخنرانیهای معروف خود به مبارزه ضد حکومت شاه پرداخت. از شریعتی دهها جلد کتاب و مقاله تحقیقی و متون سخنرانی برجای مانده است. علی شریعتی روز ۲۹ داد سال ۱۳۵۶ درگذشت. آرامگاه وی در است. بیو گرافی و شرح حال علی شریعتی نگاهی به زندگی علی شریعتی با بازخوانی کتاب «طرحی از یک زندگی» نوشته پوران شریعت رضوی(همسر ) در فاصله سال های تدریسش، سخنرانی هایی در ای دیگر ایراد می کرد، از قبیل آریامهر (صنعتی شریف)، دانش سرای عالی ، پلی تکنیک تهران و دانشکده نفت آبادان. مجموعه این فعالیت ها سبب شد که مسئولین درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع کنند و به کلاس های وی که در واقع به جلسات -فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند.سال شمار زندگی  : ۱۳۱۲: تولد ۲ آذر ماه ۱۳۱۹: ورود به دبستان «ابن یمین» ۱۳۲۵: ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد» ۱۳۲۷: عضویت در کانون نشر حقایق ی ۱۳۲۹: ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد ۱۳۳۱: اشتغال در ادارهٔ فرهنگ به عنوان آموزگار. شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام السلطنه و دستگیری کوتاه. اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری انجمن ی دانش آموزان. ۱۳۳۲: عضویت در نهضت مقاومت ملی ۱۳۳۳: گرفتن دیپلم کامل ادبی ۱۳۳۵: ورود به دانشکده ادبیات مشهد و ترجمه کتاب ابوذر ۱۳۳۶: دستگیری به همراه ۱۶ نفر از اعضاء نهضت مقاومت ۱۳۳۷: فارق حصیلی از دانشکده ادبیات با رتبه اول ۱۳۳۸: اعزام به فرانسه با بورس تی ۱۳۴۰: همکاری با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نشریه ایران آزاد ۱۳۴۲: اتمام تحصیلات و اخذ مدرک ا در رشته تاریخ و گذراندن کلاس های جامعه شناسی ۱۳۴۳: بازگشت به ایران و دستگیری در مرز ۱۳۴۵: یاری تاریخ در مشهد ۱۳۴۷: آغاز سخنرانی ها در حسینیه ارشاد ۱۳۵۱: تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی ۱۳۵۲: دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی ۱۳۵۴: خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد ۱۳۵۶: هجرت به اروپا و شهادت. سال های کودکی و نوجوانی در کا متولد شد. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. سال های کودکی را در کا گذراند. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مکتب دار ده کا ). در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابن یمین در مشهد، ثبت نام کرد اما به دلیل اوضاع و تبعید رضاخان و کشور توسط متفقین، (پدر )، خانواده را بار دیگر به کا فرستاد. پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن یمین برمی گردد. در اوا دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت های کم می شود. در این دوران تمام سرگرمی مطالعه و گذراندن اوقات خود در کتاب خانه پدر بود. در ۱۶ سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد. در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی که به تدریج از او روشنفکری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت. آغاز کار آموزی با گرفتن دیپلم از دانش سرای مقدماتی، در ادارهٔ فرهنگ استخدام شد. ضمن کار، در دبستان کاتب پور در کلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم کامل ادبی گرفت. در همان ایام در کنکور حقوق نیز شرکت کرد. به تحصیل در رشته فیزیک هم ابراز علاقه می کرد، اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت. در این مدت به نوشتن چهار جلد کتاب دوره ابت پرداخت. این کتاب ها در سال ۳۵، توسط انتشارات و کتاب فروشی باستان مشهد منتشر و چند بار تجدید چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابت آن زمان تدریس شد. در سال ۳۴، با باز شدن علوم و ادبیات انسانی در مشهد، و چند نفر از دوستانشان برای ثبت نام در این اقدام د. ولی به دلیل شاغل بودن و کمبود جا تقاضای آنان رد شد. و دوستانشان همچنان به شرکت در این کلاس ها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آ با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آ ترم شرکت کنند. در این دوران با زندگی علی شریعتی
567618

مقاله کامل درباره فرخی 90 ص

اختصاصی از حامی فایل مقاله کامل درباره فرخی 90 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 87 در مدح یمین ال ه سلطان محمود بن ناصرالدین سبکتگین غزنویبرآمد پیلگون ابری زروی نیلگون دریا چو رای عاشقان گردان چوطبع بیدلان شیداتشبیهچو گردان گشته سیل میان آب آسوده چو گردان گردباد تندگردی تیره اندرواتشبیهتو گفتی گرد زنگارست بر آیینة چینی توگفتی موی سنجابست بر پیروزه گون دیبامجازبسان مرغزار سبزرنگ اندر شده گردش به یک ساعت ملون کرده روی گنبد خضراکنایهتو گفتی آسمان دریاست از سبزی و بر رویش به پرواز اندر آورده ست ناگه بچگان عنقاتشبیهبسان چندن سوهان زده بر لوح پیروزه بکردار عبیر بیخته بر صفحة میناتشبیه مرکبهوای روشن ازرنگش مغبر گشت و شد تیره چو جان کافر کشته زتیغ خسرو والاحُسن تخلصیمین ت و ت بدو آراسته گیتی امین ملت و ملت بدو پیراسته دنیاسجع متوازیشهنشاهی که شاهان را زدیده خواب برباید زبیم نُه منی گرزش به جابلقا و جابل نایهگر اسکندر چنو بودی به ملک و لشکر و بازو نگشتی عاصی اندر امر او دارای بن داراتلمیحچومدحش خواند نتوانی چه گویا و چه ناگویا چو رویش دید نتوانی چه بینا و چه ن ناتضادنه آتش را بود گرمی، نه آهن را بود قوت نه دریا را بود رادی، نه گردون را بود بالااغراقزخشمش تلخ تر چیزی نباشد در جهان هرگز زتلخی خشم او نشگفت اگر الوا شد حلواسجع متوازیهمی تا در شب تاری ستاره تابد از گردون چو بر دیبای فیروزه فشانده لؤلؤ لالاشروع ات تأیید و شریعه قصیدهگهی چون آینة چینی نماید ماه دو هفته گهی چون مهرة سیمین نماید زهرة زهراشروع ات تأیید و شریعه قصیدهعدیل شادکامی باش و جفت ملکت باقی قرین کامگاری باش و یار ت برناتأییددیوان، صص 1و 2و 3*******مدح خواجه عمید ابومنصور سیداسعد گویدنیلگون برکشید هوا باغ بنوشت مفرش دیبااستعارهآبدان گشت نیلگون رخسار وآسمان گشت سیمگون سیمااستعارهچون بلور ش ته، بسته شود گر براندازی آب را بهواتفسیر ظاهربینوا گشت باغ مینا رنگ تا درو زاغ برگرفت نواتضاد- جناس تام- ردوالعجز علی الصدرمطرب بینوا نوا نزند اندر آن مجلسی که نیست نواتضاد- جناس تامگرنه عاشق شدست برگ درخت از چه رخ زرد گشت و پشت دوتاتشخیص- جان بخشیباد را کیمیای سوده که داد که ازو زر ساوگشت گیاتشبیه- حُسن تعلیلگرگیا زردگشت باک مدار بس بود سرخ روی خواجة ماتخلصتا بدریا رسید باد سخاش درش تست زایش دریاتشبیه تفضیلهر که خالی شد از عنایت او عالم او را دهد عنان عناجناس زائدزایرانرا سرای او حرمست مسند او منا و صدر صفاتناسباو کند فرق نیک را از بد او شناسد صواب را زخطاتضاداو سزاوار تر بمدح و ثناست جهد کن تا رسد سزا بسزاجناس زائدای ستوده خوی ستوده سخن ای بلند اختر بلند عطاتنسیق صفات با مقاله کامل درباره فرخی 90 ص
1702192

اسامی شعرا و نویسندگان ایران

اصحاب قلم ایران زمین الف ابن یمین فریومدی (قرن هشتم هجری) ابو سعید ابو الخیر (قرن چهارم هجری) ازرقی هروی (قرن پنجم هجری) انوری (قرن ششم هجری) اوحدی مراغه ای (قرن هفتم هجری) ب بابا افضل کاشانی (قرن هفتم هجری) بابا طاهر (قرن پنجم هجری) بابا فغانی (قرن نهم هجری) ج جامی (قرن نهم هجری) جمال الدین اصفهانی (قرن ششم هجری) نیمای جندقی (قرن سیزدهم هجری) ح حافظ (قرن هشتم هجری) خ خاقانی (قرن ششم هجری) خواجوی کرمانی (قرن هشتم هجری) خیام (قرن پنجم هجری) ر رابعه بنت کعب (قرن چهارم هجری) رودکی (قرن چهرم هجری) س سهراب سپهری (معاصر) سعدی (قرن هفتم هجری) سنایی (قرن پنجم هجری) ش شهید بلخی (قرن چهارم هجری) ص صائب تبریزی (قرن یازدهم هجری) ط طالب آملی (قرن یازدهم هجری) ظ ظهیر فاری (قرن ششم هجری) ع عبد الواسع جبلی (قرن ششم هجری) عبید زاکانی (قرن هشتم هجری) عراقی (قرن هفتم هجری) مریم عرفانیان (معاصر) عرفی (قرن دهم هجری) عطار نیشابوری (قرن ششم هجری) ف فرخی سیستانی (قرن پنجم هجری) فردوسی (قرن چهارم هجری) فروغ فرخ زاد (معاصر) فروغی بسطامی (قرن سیزدهم هجری) فرین لاهیجی (قرن دوازدهم هجری) ق قاآنی (قرن سیزدهم هجری) قطران تبریزی (قرن پنجم هجری) قوامی رازی (قرن پنجم هجری) ک ایی مروزی (قرن چهارم هجری) کلیم کاشانی (قرن یازدهم هجری) م محتشم کاشانی (قرن دهم هجری) مسعود سعد سلمان (قرن پنجم هجری) منوچهری دامغانی (قرن پنجم هجری) مولوی (قرن هفتم هجری) ن ناصر خسرو قبادیانی (قرن پنجم هجری) نظامی گنجوی (قرن ششم هجری) و وحشی بافقی (قرن دهم هجری) ه هاتف اصفهانی (قرن دوازدهم هجری)  
1719946

ان الحسین علیه السلام مصباح الهدی و سفینة النجاة

بسم الله الرحمن الرحیم ان الحسین علیه السلام مصباح الهدی و سفینة النجاة شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» از حسین علیه السلام نقل کرده است که فرمود : خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم رسیدم و نزد آن حضرت ابىّ بن کعب بود ، رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم به من فرمود : مرحباً بک یا أبا عبداللَّه، یا زین السماوات والأرضین . خوش آمدى اى ابا عبداللَّه ! اى زینت بخش آسمانها و زمین . ابىّ بن کعب عرض کرد : اى رسول خدا ! چگونه ممکن است ى غیر از شما زینت ‏بخش آسمانها و زمین باشد ؟ فرمود : یا اُبیّ، والّذی بعثنی بالحقّ نبیّاً إنّ الحسین بن علیّ‏علیهما السلام فی السماء أکبر منه فی الأرض، وإنّه لمکتوبٌ عن یمین عرش اللَّه: «حسین مصباح هدى و سفینة نجاة» . اى اُبى ! سوگند به آن ى که مرا به رس برانگیخت ، حسین بن على علیهما السلام در آسمان جلوه بیشترى دارد و از عظمت والاترى برخوردار است ، و اهل آسمان او را بهتر از اهل زمین مى‏ شناسند و احترام مى‏ گذارند ، و در طرف راست عرش الهى نوشته شده است : «حسین علیه السلام چراغ هدایت و کشتى نجات است» . منابع : عیون اخبار الرضاعلیه السلام: 59/1 ح 29، بحار الأنوار : 184/94 ح1، وج : 204/36 ح 8 به نقل از کمال الدین: 264/1 ح 11، اعلام الورى: 400، مدینة المعاجز: 51/4 ح 133، منتخب: 197 و در آن عبارت آ حدیث اینگونه است : «إنّ الحسین مصباح الهدى وسفینة النجاة».
1700318

رستگاری

در مسیر عشق ای خوش آن که داشتن رهنما و ی همچون پیمبر(ص) داشتنرستگاری چیست؟ یاری از خدا در کارهامقتدا و یاوری مانند حیدر(ع) داشتن با توسل بر رسول الله(ص) و بر آل رسول(ص)از برای روز رستاخیز یاور داشتن رستگاری چیست؟ سرتا پا پر از نور یقیندین و تقوا داشتن، ایمان و باور داشتنرستگار است آن که باشد جزو اصحاب یمینچارده شافع برای روز م داشتن بر لب انهار و در جنات زیبای بهشتاز لب حور بهشتی جام و ساغر داشتن کوزه ای پر از ناب مخصوص بهشتسایه ی آل محمد(ص)، حوض کوثر داشتن  دم به دم با حمد و تسبیح و سلام و تهنیت مونسی همچون علی(ع) کامی معطر داشتنرستگاری نیست غیر از خواندن آیات نور خانه ی دل را ز نور حق منور داشتن کشتی حق را فقط آل محمد(ص) لنگرند نیست از طوفان هراسی وقت لنگر داشتنای خوشا روزی که با آل محمد(ص) در بهشتنغمه سر دادن به لب الله و اکبر داشتن
1496878

تنها بمانستم،باران دمسته...نوشو!

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false"> نوشو (نرو )...اپرا...گیلکی....شعر،آواز،موسیقی : فهیمه یمین اسفندیاری نوشو نوشو ... (نرو نرو)ایپچه بیس ....رنجه نکن جانا ... (کمی بمون...عذابم نده جانا)نوشو نوشو .... (نرو نرو)زندگی بی تو تاسیانه... (زندگی بدون تو دلگیر و تلخه) +کلمه ی فارسی ای برای توصیف "تاسیان"نمیشناسم،تاسیان یعنی نهایت غم و دلتنگی از جای خالی ی که روزی بوده pic:carl holsoe
1909682

عیدانه...

بامدادان    که    تفاوت    نکند      لیل  و    نهارخوش   بود   دامن    صحرا  و     تماشای  بهارصبح   امروز    نبندید     اگر       بار     سفرمیهمان   می رسد   از  راه  نه  یک  بلکه چهارموسم   عید   چو    بیرون    نروید   از   تهراندوده    باید   که   ببلعید  به    همراه        غبارگر   ندارید    چو من   خودرو  شخصی  برویدبه   سفر   با   اتوبوس  ارکه  نباشد  به    قطارگر   بمانید   همانا   که    ز   عیدی   و  حقوقنیست   کافی  که  بگیرید   دو من سیب و خیارهمه   از    دست    گرانی    متواری  شده اندچه کنم؟  بسته    طلبکار   مرا     راه    فرارآب   در   خوابگه    مورچگان      افتاده ستکه   گریزند    جماعت  ز  یمین و  ز    یسارمخور  اندوه   که    پنچر  شدی   از بی پولیکه  در  این   ره  موتور   مغز من افتاده زکارای  که    ویراژ   دهی   ی ره  با  «پاجیرو»پشت   سر   هست   ژیانی که   مرا کرده سواربوق   پشت  سر   هم    می زنی  و   می رانیغافل  از  آن که به خانه ست  ی   را   بیمارکاشکی   عیدی   و    پاداش   مرا   ت  وقتلطف  فرموده   و  می داد در این   ماه     دلارعذر  من   خواسته   امسال      چو صاحبخانهآشیان   ساخته ام   مرغ   صفت  روی  چنارخواهدم   سال   دگر    راهی  گورستان  کردچربی   خون  من  و   قند  به  همراه     فشارای   طلبکار   که  از  حال   دلم     بی   خبریغوطه خواهم زدن از  دست تو در دیگ بخارزارم   آنگونه    که   پولم   نرسد     تا  ب مدوسه سر   عائله ی   کور و کچل  را   شلوارهمچو  من   آدم   آسیب پذیری      گر    بودگو  که  از خانه  -گرت هست- برون پا مگذارسوی   بازار   مرو     تا   نشوی  سر کیسهمن  یکی   تجربه     که    شدستم  بیزارز غم و رنج   شکار است  یکی  همچون منشادمان است فلان شخص که شد فصل شکارمادر  همسر  من    نامه    فرستاد    از  د ه   به   دیدار   شتابان  شده  با  ایل و تبارمن   عزادارم   و    آقا پسرم     می خواندهمره    خواهرش   آهنگ   «مبارک ای یار»سکته      شب  عیدی  و  به  بالین آورداشتباها   زن  من    جای  پزشکم      بیطارباز  هم   قند و  برنج  و   شکر  و روغن رفتبه   تقاضای    دل    محتکران   در    انبارگشت کمبود و گرانی چو مضاعف شب عیدهاتفم    گفت    بود    زیر    سر    استکبار!نزنی   «شاطر» اگر مشت   گرانش به دهانرس  تو   می کشد این دیو دو سر   دیگر بارزر   و   سیم  ار که  نداری   بدهی    عیدانههی  مگو   پشت سر هم که  بهار است   بهارتو   که   هستی   که   مدارای   تو را  بنمایندتوی    تاریخ   نداریم    که    دارا   به   ندارنگه  از  لطف  و  محبت   کند     الا    وقتیکه  دو دستی  به زمینش زده باشد     ادبار.
1007632

غزنویان

اختصاصی از هایدی غزنویان با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 5 غزنویان ت غزنوی معروف به ت آل ناصر یا ت آل ناصرالدین، یک ت فارسی زبان نظامی ی بود. این ت خاستگاه نژادی و پایگاه ملی خواست نداشت، اما در مدت اعتلاء – از اواسط قرن چهارم تا اواسط قرن پنجم هجری – غالبا به عنوان مروج و ناشر مورد توجه وتایید خلافت بغداد بود. بنیانگذار این ت ناصر الدین سبکتکین بن قرابجکم، داماد و مملوک البتکین حاجب، معروف به سپهسالار، بود که خود او نیز از غلامان ترک سابق سامانیان محسوب می شد. البته، بعدها نسب نامه ای ظاهرا" مجعول، تبار وی را به پیروز پسریزد گرد سوم ساسانی رساند. رتسخیر غزنه (غزنین ، غزنی) و استخلاص آن از دست امرای محلی به وسیله او انجام شد. بدین گونه، این منطقه اسما به قلمرو سامانیان الحاق یافت. اما، به دنبال رویدادهایی که البتکین را از دربار بخارا و ارتباط با سامانیان دور ساخت، غزنه مرکز حکومت مستقل البتکین واقع شد و ارتباط آن با مرکز حکومت و دیوان سامانیان قطع گشت . سالها بعد، وقتی این تختگاه کوچک تحت فرمانروایی ناصر الدین سبکتکین – داماد البتکین – در آمد، زمانی به عنوان یک مرکز جهاد ی، پایگاه " غزوات " سبکتکین و اولاد او در اراضی سند و هند گشت. با این عنوان، فرمانروایان غزنه یا لااقل تعدادی از آنان که در دوره اعتلای ت آل ناصر در نشر فتوحات ی در نواحی شرقی آن ولایت توفیق بیشتری به دست آوردند، و بدین سبب، بسط و توسعه قلمرو آنان در هر دو جانب شرق و غرب، امکان و سرعت بیشتر یافت. این ت در حاشیه جنوب شرقی قلمرو سامانیان و در نواحی کوهستانی شرق افغانستان کنونی، در اثر مساعی سبکتکین، به تدریج به صورت یک حکومت مستقل و موروثی و پایدار درآمدر(حدود سال 367 ه.ق). این حکومت در اندک زمان و به خصوص در دوران امارت پسر او – محمد بن سبکتکین – وارث تمام بخش ماوراء النهر (در جانب چپ جیحون) از قلمرو سامانیان شد، هم تمام بخش ماوراء النهر (در جانب راست جیحون) به ایلک خانیان تر تان رسید، با این حال این ت، در مجموع بیش از پنچاه سال یا قدری بیشتر ( 432- 382 ه.ق. ) در حوادث تاریخ ایران منشاء تاثیر مرئی و بلا واسطه باقی نماند. در پایان این مدت که منجر به ظهور سلا ه و انتزاع بخش عمده اسان از غزنویان گردید، فرمانروایی آل ناصر در غزنه در دوره دوم خودر(432 – 552 ه.ق.) تقریبا به افغانستان کنونی و قسمتی از نواحی سند و پنجاب منحصر ماند. از این تاریخ (432 ه.ق.) تا زمانی که فرمانروایی این سلسله در غزنه ( 552 ه.ق. ) رسید، ارتباط آنان با تاریخ ایران تقریبا به نقش ایشان در ترویج شعر و ادب فارسی در قلمرو خویش و در نشر و نقل فرهنگ و رسوم ایرانی ی در آن نواحی محدود شد. ردر دوره بالنسبه کوتاه اعتلای این سلسله که در واقع شامل فرمانروایی محمود بن سبکتکین ملقب به یمین ال ه و مسعود بن محمود ملقب به شهاب ال ه ( 421 تا 432 ه.ق.) می شد، غیر از افغانستان کنونی، قلمرو آنان در ایران شامل اسان، سیستان، گرگان، قومس و حتی ری و نواحی مجاور تا حدود اصفهان و در خارج از ایران و افغانستان کنونی، شامل خوارزم (خیوه، ترکمنستان)، چغانیان (در بخش علیای جیحون) جوزجانان، مرو، بلخ، مروالرود و هرات، و همچنین دره سند و قسمتی از نواحی شرق و شمال شرقی هند ( پنجاب و مولتان ) می شد. ربا آنکه تمام آنچه در طول زمان، طی جنگها مکرر محمود و پسرش مسعود و پدر محمود، سبکتکین ، در سرزمین هند عاید این فرمانروایان گشت، این سرزمین به قلمرو آنان ملحق نشد. ذکر نام تعدادی از نواحی مفتوحه آنان در ماوراء سند، وسعت حوزه، فعالیت نظامی و جهادی آنان را قابل ملاحظه نشان می دهد، که از آن جمله لاهور ( پنجاب)، قنوج ( جنوب غربی دهلی)، ویهند (ساحل چب سند)، ماتوره (شمال غربی اگره) ، هانسی (شمال غربی هند)، بهاطیه (سند سفلی) ، کالنجر (جنوب غربی الله آباد)، گوالیار (جنوب اگره) ، نهرواله ( گجرات)، سومنات (در گجرات)، باری (ساحل شرقی گنگ)، ناردین (در مغرب رود جیلم) و تانسیر (در شمال دهلی) را می توان یادکرد. از این میان، لااقل فتح پنجاب یک تختگاه تازه در لاهور به آنان داد که چندی، به خصوص در غلبه غوریان بر غزنه، آ ین تختگاه فرمانروایی ایشان گشت. در داخل ایران و افغانستان کنونی هم ذکر تعدادی از ای که با حوادث دوران فرمانروایی آنان مربوط می شد، تصوری از حدود قلمرو ایشان را در مدت اعتلای آنان به دست می دهد. از آن جمله است: غزنه، گردیز، پروان، کابل، بست، قصدار، غور، زمین داور، پوشنگ، هرات، گنج رستاق، بلخ، ترمذ، مروالرود، مرو، طوس، نیشابور، بیهق، سرخس، باورد، نسا، استوار ( قوچان) ، دهستان، گرگان، طبرستان، ری و اصفهان. رچنانکه در تاریخ بیهقی از زبان حره ختلی – خواهر محمود – و از زبان مسعود پسر وی نقل شده است، پادشاهان این سلسله از تمام این گستره واقع در داخل و خارج ایران و افغانستان کنونی، " غزنه " را اصل بلاد و دیگر نواحی را فرع می شمردند. سبب اینکه آنان را غزنویان خوانده اند نیز، تا حدی از همین روست. به هر حال، این مساله ارتباط قلبی آنان را با این پایتخت دیرین خود نشان می دهد.در بین انی از این سلسله که در دوره دوم فرمانروایی قوم ، در تاریخ ایران به سبب تشویق یا ارتباط با اهل ادب شهرت یافته اند، نام ظهیر ال ه ابراهیم ( 492 –450 ه.ق. )، علاءال ه مسعود سوم ( 508 – 492 ه.ق. ) و یمین ال ه بهرامشاه (547 – 512 ه.ق.) در خور ذکر است. شاعران و نویسندگانی هم، مانند مسعود سعد سلمان ر(فات 515ه.ق.) ، ابوالفرج رونی( وفات 525 ه.ق.) و ابوالمعالی نصراله ( وفات 555 ه.ق.) نام آنان را در آثار خود مخلد ساخته اند. رعنوان سلطان که در مورد یمین ال ه محمود مشهور به خلف بن احمد صفاری و از روی تملق در حق وی به کار رفت و جنبه رسمی نداشت، بعد از وی به پسرش شهاب ال ه مسعود اول نیز رسید. از پادشاهان دوره دوم این سلسله که قسمت عمده قلمرو گذشته از آنان انتزاع شده بود، غالبا ظهیر ال ه ابراهیم و یمین ال ه بهرامشاه در استعمال این عنوان اصرار بیشتر داشته اند. رغزنویان قدرت و حیثیت خود را در دوره اعتلاء ، مدیون سرعت تعرض در جنگهای نظامی و قدرت تحرک فوق العاده خویش بودند. غنایمی هم که از این جنگها عاید سلطان و انش می شد، مایه اصلی حیات این بودند از این رو ، به مجرد آنکه این جنگها متوقف شد، متز ل، و ت دچار انحطاط گشت . البته ، این جنگها که سلطان را به عنوان " غازی " مورد تقدیر خلیفه بغداد می ساخت، تقریبا هرگز در قلمرو خود وی موجب بسط رفاه و آسایش خلق نمی شد. استمرار این جنگها را – که تنها در عهد سلطان محمود بیش از هفده بار لشکر کشی به دیار هند انجام شد – مایه نا سندی عامه و ضعف بنیه مالی ت می ساخت. از جمله تحمیل مالیاتهای سنگین و بی هنگام که برای تجهیز در با غزنویان
308154

مشاهیر ایران در سایت بیوگرافی

آغاسی، آندره (١٩٧٠-م﴾ تنیسور ایرانی‌تبار یی آگیمن، فریما (مدل و بازیگر ایرانی‌تبار﴾ احمدی‌نژاد، محمود [ ] (١٩۵۶-م﴾ شهردار تهران، ٢٠٠٣-٢٠٠۵ و ۶مین رئیس جمهور ایران، ٢٠٠۵-٢٠١٣ م امان‌‌پور، کریستین ﴿١٩۵٨-م﴾ خبرنگار و گوینده خبر ایرانی‌تبار انگلیسی سی‌ان‌ان امیدیار، پی‌یر (١٩۶٧-م﴾ تاجر و سرمایه‌دار ایرانی‌تبار یی؛ بنیانگذار و رئیس سایت حراج ئی‌بی پهلوی، محمدرضاشاه (شاهنشاه آریامهر﴾ (١٩١٩-١٩٨٠ م﴾ ولیعهد رضاشاه، ١٩٢۶-١٩۴١ و آ ین شاه ایران، ١٩۴١-١٩٧٩ م خاتمی، سید محمد [حجت‌ال ] (١٩۴٣-م﴾ س رست مؤسسه کیهان، ١٩٨٠- م؛ دوره ١ مجلس شورای ی؛ ارشاد، ١٩٨٢-١٩٩٢ م؛ رئیس کتابخانه ملی، ١٩٩٢-١٩٩٧ م؛ ۵مین رئیس جمهور ایران، ١٩٩٧-٢٠٠۵ م؛ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ، سید روح‌الله [آیت‌الله] ( ﴾ (١٩٠٢-١٩٨٩ م﴾ ایران، ١٩٧٩-١٩٨٩ م ، حسن [ ] (١٩۴٨-م﴾ تهران در دوره ٢ مجلس شورای ی؛ ٧مین رئیس جمهور ایران، ٢٠١٣ م عبادی، شیرین ﴿١٩۴٧-م﴾ حقوق‌دان و فعال ی ایرانی برنده جایزه صلح نوبل کوهن، ساشا بارون ﴿بازیگر﴾ گوگوش ﴿فائقه آتشین﴾ ﴿١٩۵٠-م﴾ بازیگر و خواننده ایرانی محمود غزنوی، سلطان (یمین‌‌ال ه و امین‌‌المله﴾ (٩٧١-١٠٣٠ م﴾ سلطان غزنوی، ٩٩٨-١٠٣٠ م ، میرحسین [ ] (١٩۴٢-م﴾ عضو حزب ؛ سردبیر رو مه ؛ خارجه، ١٩٨١ م؛ ٧٩مین و آ ین نخست‌ ایران، ١٩٨١-١٩٨٩ م؛ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، ١٩٨٩- م؛ رئیس فرهنگستان هنر، ١٩٩٧-٢٠٠٩ م هاشمی رفسنجانی، ‌‌علی‌اکبر [آیت‌‌‌الله] (١٩٣۴-٢٠١٧ م﴾ عضو شورای انقلاب؛ ‌ موقت تهران؛ کشور، ١٩٧٩-١٩٨٠ م؛ تهران در دوره‌های ١، ٢ و ٣ مجلس شورای ی؛ رئیس مجلس شورای ی، ١٩٨٠-١٩٨٩ م؛ جانشین فرماندهی کل قوا، ١٩٨٨- م؛ ۴مین رئیس جمهور ایران، ١٩٨٩-١٩٩٧ م؛ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، ١٩٨٩-٢٠١٧ م؛ رئیس مجلس خبرگان ی، ٢٠٠٧-٢٠١١ م   نشانی سایت: www.biog hy.com 
2268762

صاحبان دل

باسمه تعالی برداشتهایی از اشعار مولانا ات : ۱۶۰۳ تا ۱۶۰۸ صاحب دلان صاحب دل را ندارد آن زیان گر خورد او زهر قاتل را عیان زانک صحت یافت و از پرهیز رست طالب مسکین میان تب درست گفت پیغامبر که ای مرد جری هان مکن با هیچ مطلوبی مری در تو نمرودیست آتش در مرو رفت خواهی اول ابراهیم شو چون نه ای سباح و نه دریایی در میفکن خویش از خودراییی مولانا می گوید به اهل معرفت و صاحبان دل ، زیانی متوجه آنها نمی شود، حتی اگر از طرف دشمنشان زهری خورانده شود.زیرا اهل دل انسانهایی پاک و سالم هستند، لذا ضرورتی ندارد که نگران خوبی یا بدی افراد به خود باشند.در مقابل افرادی که در سیر و سلوک الی الله نیستند، همانند بیماری می مانند که در دمای بالا می سوزد.لذا آنها باید از خوردن همه چیز پرهیز کنند. بنابراین این استدلال که افراد صاحب دل باهمه مردم ه نی می کنند، لذا ما نیز می توانیم هر دوست و ه نی را انتخاب کنیم،برداشت نادرستی می باشد.زیرا آنان همانند انسان سالم و ما همانند انسان بیمار هستیم که باید پرهیز داشته باشیم. گرامی به انی که طالب معرفت الهی هستند ، می گوید اگر می خواهید جیره معرفتی شماقطع نگردد، با اولیای الهی ستیزه نکنید.مولانا می گوید، اگر می خواهید آتش به گلستان تبدیل شود، ابتدا باید ابراهیم گونه شوید و سپس داخل آتش بشوید.مراقب باشید که نمرودی در دل ماست و پرهیز از آتش برای ما لازم است ولی آتش در ابراهیم تاثیری ندارد. مولانا می خواهد بگوید که این دنیا همانند آتش می ماند.تا زمانی که تهذیب نفس نداریم نباید به طرف آنها وارد شویم.زیرا آن همانند آتش ما را می سوزاند.اما اگر همانند ابراهیم شدیم، دیگر جاذبه های دنیا یی ما را فریب نمی دهد.ما که نه دریا نوردیم و نه شناگر، لذا نباید خود را بی جهت به دریا بیندازیم. زیرا غرق می شویم و به هلاکت می رسیم.دریا نمی تواند غواصان را به هلاکت برساند، بلکه آنها به قعر دریا می روند و گوهر از دریا است اج می کنند. به اولیای الهی دنیا لطمه ای نمی زند، بلکه دنیا نردبان ترقی آنها می باشد. گفت پیغمبر به دینداران چنین گر بخواهی علم و ایمان و یقین از جدل پرهیز کن با اهل دل موجب رشدند اصحاب یمین علی رجالی @alirejali
637382

شریعتی وتاریخ 35 ص

اختصاصی از حامی فایل شریعتی وتاریخ 35 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 39 آموزشگاه سماء مشهدزیر نظر :سرکارخانم حسینیتهیه وتنظیم :مجتبی فخارزادهموضوع مقاله :شریعتی وتاریخ آموزشگاه :سماء مشهدورودی84 علی شریعتی در تاریخ 2/9/1382 در روستای کا چشم به جهان گشود . پدر او نخستین سازندة ابعاد روحش بود و از همان کودکی او را با کتابهایش و دوستانش آشنا کرده بود. علی در سال 1319 وقتی هفت ساله بود در دبستان «ابن یمین» مشهد ثبت نام کرد.او در سن سیزده سالگی وارد دبیرستان فردوسی شد و مغزش در آن زمان با فلسفه رشد می کرد و دلش با عرفان داغ می شد. و در شانزده سالگی وارد دانشسرای مقدماتی شد، او در سال اول دانشسرا بصورت جدی در فعالیتهای حضور نداشت، اما در سال دوم همه چیز عوض شد. و در سال 1339 انجمن ی دانشجویان را تأسیس کرد. او بعد از فارغ حصیل شدن از دانشسرا در روز بیستم مهر 1331 در ادارة فرهنگ آموزش و پرورش استخدام گردید. در مهر ماه سال 1336 بخاطر فعالیتهای و اجتماعی خود و پدرش به همراه شانزده نفر دیگر دستگیر و به زندان قزل قلعه برده شدند. شریعتی در اردیبهشت 1338 برای انجام کارهای اداری به خارج اعزام گردید و در آنجا تحقیق درباره حلاج، سلمان و فاطمه (س) را انجام داد.فهرست مطالبعنوان صفحهمقدمه 1سال شمار زندگی 2زندگی نامه 4مجموعه آثار 28خلاصه مقاله 30منابع ومأخذ 31 با شریعتی وتاریخ 35 ص
652168

تحقیق درمورد شریعتی وتاریخ 35 ص

اختصاصی از رزفایل تحقیق درمورد شریعتی وتاریخ 35 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 35 آموزشگاه سماء مشهدزیر نظر :سرکارخانم حسینیتهیه وتنظیم :مجتبی فخارزادهموضوع مقاله :شریعتی وتاریخ آموزشگاه :سماء مشهدورودی84 علی شریعتی در تاریخ 2/9/1382 در روستای کا چشم به جهان گشود . پدر او نخستین سازندة ابعاد روحش بود و از همان کودکی او را با کتابهایش و دوستانش آشنا کرده بود. علی در سال 1319 وقتی هفت ساله بود در دبستان «ابن یمین» مشهد ثبت نام کرد.او در سن سیزده سالگی وارد دبیرستان فردوسی شد و مغزش در آن زمان با فلسفه رشد می کرد و دلش با عرفان داغ می شد. و در شانزده سالگی وارد دانشسرای مقدماتی شد، او در سال اول دانشسرا بصورت جدی در فعالیتهای حضور نداشت، اما در سال دوم همه چیز عوض شد. و در سال 1339 انجمن ی دانشجویان را تأسیس کرد. او بعد از فارغ حصیل شدن از دانشسرا در روز بیستم مهر 1331 در ادارة فرهنگ آموزش و پرورش استخدام گردید. در مهر ماه سال 1336 بخاطر فعالیتهای و اجتماعی خود و پدرش به همراه شانزده نفر دیگر دستگیر و به زندان قزل قلعه برده شدند. شریعتی در اردیبهشت 1338 برای انجام کارهای اداری به خارج اعزام گردید و در آنجا تحقیق درباره حلاج، سلمان و فاطمه (س) را انجام داد.فهرست مطالبعنوان صفحهمقدمه 1سال شمار زندگی 2زندگی نامه 4مجموعه آثار 28خلاصه مقاله 30منابع ومأخذ 31 با تحقیق درمورد شریعتی وتاریخ 35 ص
984676

اسوه حسنه

محمد(ص) رحمه للعالمین استمحمد(ص) پیشوای راستین است تمام اهل ایمان رستگارندمحمد(ص) مقتدای مومنین است صفای ملک دین باشد محمد(ص)محمد(ص) آفرینش را نگین است به نازش هر دو عالم آف دکه او مصداق آیات مبین است در این عالم ی بهتر از او نیستمیان بهترین ها بهترین است همه پیغمبران را سرور است اومحمد(ص) کیست؟ خیرالمرسلین است محمد کیست؟ او معنای وحی استضحی و کوثر و رحمن و تین است از او هرگز ندیدم راستگوتر که او صادق ترین صادقین است تمام محسنین از خادمانشمحمد(ص) تاج ف محسنین است شکیبایی است معنای محمد(ص)که او صابرترین صابرین است به یمن مبعث خیرالنبیین(ص)سرور شادی از اهل زمین است همه ان عشاق اویندبه لبهاشان هزاران آفرین است همه عالم فدای نام نیکشکه در دل ها از او نور یقین است ی که از رهروان راه او شد به فردا هم از اصحاب یمین است
600098

علی شریعتی 15 ص

اختصاصی از فایل هلپ علی شریعتی 15 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 17 موضوع تحقیقزندگی نامه علی شریعتی فهرست مطالب:عنوانصفحهسال های کودکی و نوجوانی2آغاز کار آموزی2ازدواج3دوران اروپا3تحصیلات و اساتید4از بازگشت تا 5دوران تدریس5حسینیه ارشاد6آ ین زندان8مجموعه آثار10سال شمار زندگی 12منابع15سال های کودکی و نوجوانی: در کا متولد شد. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. سال های کودکی را در کا گذراند. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مکتب دار ده کا ). در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابن یمین در مشهد، ثبت نام کرد اما به دلیل اوضاع و تبعید رضا خان و کشور توسط متفقین، (پدر )، خانواده را بار دیگر به کا فرستاد. پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن یمین بر می گردد. در اوا دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت های کم می شود. در این دوران تمام سرگرمی مطالعه و گذراندن اوقات خود در کتاب خانه پدر بود. در ۱۶ سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد.در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی که به تدریج از او روشنفکری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.آغاز کار آموزی:با گرفتن دیپلم از دانش سرای مقدماتی، در اداره ی فرهنگ استخدام شد. ضمن کار، در دبستان کاتب پور در کلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم کامل ادبی گرفت. در همان ایام در کنکور حقوق نیز شرکت کرد. به تحصیل در رشته فیزیک هم ابراز علاقه می کرد، اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت. در این مدت به نوشتن چهار جلد کتاب دوره ابت پرداخت. این کتاب ها در سال ۳۵، توسط انتشارات و کتاب فروشی باستان مشهد منتشر و چند بار تجدید چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابت آن زمان تدریس شد. در سال ۳۴، با باز شدن علوم و ادبیات انسانی در مشهد، و چند نفر از دوستانشان برای ثبت نام در این اقدام د. ولی به دلیل شاغل بودن و کمبود جا تقاضای آنان رد شد. و دوستانشان همچنان به شرکت در این کلاس ها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آ با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آ ترم شرکت کنند. در این دوران به جز تدریس در طبع شعر نوی خود را می آزمود. هفته ای یک بار نیز در رادیو برنامه ادبی داشت و گه گاه مقالاتی نیز در رو مه اسان چاپ می کرد. در این دوران فعالیت های او همچنان در نهضت مقاومت ادامه داشت ولی شکل ایدئولوژیک به خود نگرفته بود.ازدواج :در تاریخ ۲۴ تیرماه سال ۴۷ با پوران شریعت رضوی، یکی از همکلاسی هایش ازداوج کرد. در این دوران روزها تدریس می کرد و شب ها را روی پایان نامه اش کار می کرد. زیرا می بایست سریع تر آن را به دانشکده تحویل می داد. موضوع تز او، ترجمه کتاب «در نقد و ادب» نوشته مندور (نویسنده مصری) بود. به هر حال سر موقع رساله اش را تحویل داد و در موعد مقرر از آن دفاع کرد و مورد تایید اساتید دانشکده قرار گرفت. بعد از مدتی به او اطلاع داده شد بورس تی شامل حال او شده است. پس به دلیل شناخت نسبی با زبان فرانسه و توصیه اساتید به فرانسه برای ادامه تحصیل مهاجرت کرد.دوران اروپا :عطش به دانستن و ضرورت های تردید ناپذیری که وی برای هر یک از شاخه های علوم انسانی قائل بود، وی را در انتخاب رشته مردد می کرد. ورود به فرانسه نه تنها این عطش را کم نکرد، بلکه بر آن افزود. ولی قبل از هر کاری باید جایی برای س ت می یافت و زبان را به طور کامل می آموخت. به این ترتیب بعد از جست و جوی بسیار توانست اتاقی اجاره کند و در موسسه آموزش زبان فرانسه به خارجیان (آلیس) ثبت نام کند. پس روزها در آلیس زبان می خواند و شب ها در اتاقش مطالعه می کرد و از دیدار با فارسی زبانان نیز خودداری می نمود. با این وجود تحصیل او در آلیس دیری نپایید. زیرا وی نمی توانست خود را در چارچوب خاصی مقید کند، پس با یک کتاب فرانسه و یک دیکشنری فرانسه به فارسی به کنج اتاقش پناه می برد. وی کتاب «نیایش» نوشته ال یس کارل را ترجمه می کرد.فرانسه در آن سال ها کشور پرآشوبی بود. بحران الجزائر از سال ها قبل آغاز شده بود. ت خواهان تسلط بر الجزائر بود و روشنفکران خواهان پایان بخشیدن به آن. این بحران به دیگر کشور ها نیز نفوذ کرده بود.تحصیلات و اساتید : در آغاز تحصیلات، یعنی سال ۳۸، در سربن، بخش ادبیات و علوم انسانی ثبت نام کرد. وی با علی شریعتی 15 ص
879926

علی شریعتی 15 ص

اختصاصی از حامی فایل علی شریعتی 15 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 17 موضوع تحقیقزندگی نامه علی شریعتی فهرست مطالب:عنوانصفحهسال های کودکی و نوجوانی2آغاز کار آموزی2ازدواج3دوران اروپا3تحصیلات و اساتید4از بازگشت تا 5دوران تدریس5حسینیه ارشاد6آ ین زندان8مجموعه آثار10سال شمار زندگی 12منابع15سال های کودکی و نوجوانی: در کا متولد شد. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. سال های کودکی را در کا گذراند. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مکتب دار ده کا ). در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابن یمین در مشهد، ثبت نام کرد اما به دلیل اوضاع و تبعید رضا خان و کشور توسط متفقین، (پدر )، خانواده را بار دیگر به کا فرستاد. پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن یمین بر می گردد. در اوا دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت های کم می شود. در این دوران تمام سرگرمی مطالعه و گذراندن اوقات خود در کتاب خانه پدر بود. در ۱۶ سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد.در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی که به تدریج از او روشنفکری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.آغاز کار آموزی:با گرفتن دیپلم از دانش سرای مقدماتی، در اداره ی فرهنگ استخدام شد. ضمن کار، در دبستان کاتب پور در کلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم کامل ادبی گرفت. در همان ایام در کنکور حقوق نیز شرکت کرد. به تحصیل در رشته فیزیک هم ابراز علاقه می کرد، اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت. در این مدت به نوشتن چهار جلد کتاب دوره ابت پرداخت. این کتاب ها در سال ۳۵، توسط انتشارات و کتاب فروشی باستان مشهد منتشر و چند بار تجدید چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابت آن زمان تدریس شد. در سال ۳۴، با باز شدن علوم و ادبیات انسانی در مشهد، و چند نفر از دوستانشان برای ثبت نام در این اقدام د. ولی به دلیل شاغل بودن و کمبود جا تقاضای آنان رد شد. و دوستانشان همچنان به شرکت در این کلاس ها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آ با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آ ترم شرکت کنند. در این دوران به جز تدریس در طبع شعر نوی خود را می آزمود. هفته ای یک بار نیز در رادیو برنامه ادبی داشت و گه گاه مقالاتی نیز در رو مه اسان چاپ می کرد. در این دوران فعالیت های او همچنان در نهضت مقاومت ادامه داشت ولی شکل ایدئولوژیک به خود نگرفته بود.ازدواج :در تاریخ ۲۴ تیرماه سال ۴۷ با پوران شریعت رضوی، یکی از همکلاسی هایش ازداوج کرد. در این دوران روزها تدریس می کرد و شب ها را روی پایان نامه اش کار می کرد. زیرا می بایست سریع تر آن را به دانشکده تحویل می داد. موضوع تز او، ترجمه کتاب «در نقد و ادب» نوشته مندور (نویسنده مصری) بود. به هر حال سر موقع رساله اش را تحویل داد و در موعد مقرر از آن دفاع کرد و مورد تایید اساتید دانشکده قرار گرفت. بعد از مدتی به او اطلاع داده شد بورس تی شامل حال او شده است. پس به دلیل شناخت نسبی با زبان فرانسه و توصیه اساتید به فرانسه برای ادامه تحصیل مهاجرت کرد.دوران اروپا :عطش به دانستن و ضرورت های تردید ناپذیری که وی برای هر یک از شاخه های علوم انسانی قائل بود، وی را در انتخاب رشته مردد می کرد. ورود به فرانسه نه تنها این عطش را کم نکرد، بلکه بر آن افزود. ولی قبل از هر کاری باید جایی برای س ت می یافت و زبان را به طور کامل می آموخت. به این ترتیب بعد از جست و جوی بسیار توانست اتاقی اجاره کند و در موسسه آموزش زبان فرانسه به خارجیان (آلیس) ثبت نام کند. پس روزها در آلیس زبان می خواند و شب ها در اتاقش مطالعه می کرد و از دیدار با فارسی زبانان نیز خودداری می نمود. با این وجود تحصیل او در آلیس دیری نپایید. زیرا وی نمی توانست خود را در چارچوب خاصی مقید کند، پس با یک کتاب فرانسه و یک دیکشنری فرانسه به فارسی به کنج اتاقش پناه می برد. وی کتاب «نیایش» نوشته ال یس کارل را ترجمه می کرد.فرانسه در آن سال ها کشور پرآشوبی بود. بحران الجزائر از سال ها قبل آغاز شده بود. ت خواهان تسلط بر الجزائر بود و روشنفکران خواهان پایان بخشیدن به آن. این بحران به دیگر کشور ها نیز نفوذ کرده بود.تحصیلات و اساتید : در آغاز تحصیلات، یعنی سال ۳۸، در سربن، بخش ادبیات و علوم انسانی ثبت نام کرد. وی با علی شریعتی 15 ص
817480

شریعتی وتاریخ 35 ص

اختصاصی از سورنا فایل شریعتی وتاریخ 35 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 35 آموزشگاه سماء مشهدزیر نظر :سرکارخانم حسینیتهیه وتنظیم :مجتبی فخارزادهموضوع مقاله :شریعتی وتاریخ آموزشگاه :سماء مشهدورودی84 علی شریعتی در تاریخ 2/9/1382 در روستای کا چشم به جهان گشود . پدر او نخستین سازندة ابعاد روحش بود و از همان کودکی او را با کتابهایش و دوستانش آشنا کرده بود. علی در سال 1319 وقتی هفت ساله بود در دبستان «ابن یمین» مشهد ثبت نام کرد.او در سن سیزده سالگی وارد دبیرستان فردوسی شد و مغزش در آن زمان با فلسفه رشد می کرد و دلش با عرفان داغ می شد. و در شانزده سالگی وارد دانشسرای مقدماتی شد، او در سال اول دانشسرا بصورت جدی در فعالیتهای حضور نداشت، اما در سال دوم همه چیز عوض شد. و در سال 1339 انجمن ی دانشجویان را تأسیس کرد. او بعد از فارغ حصیل شدن از دانشسرا در روز بیستم مهر 1331 در ادارة فرهنگ آموزش و پرورش استخدام گردید. در مهر ماه سال 1336 بخاطر فعالیتهای و اجتماعی خود و پدرش به همراه شانزده نفر دیگر دستگیر و به زندان قزل قلعه برده شدند. شریعتی در اردیبهشت 1338 برای انجام کارهای اداری به خارج اعزام گردید و در آنجا تحقیق درباره حلاج، سلمان و فاطمه (س) را انجام داد.فهرست مطالبعنوان صفحهمقدمه 1سال شمار زندگی 2زندگی نامه 4مجموعه آثار 28خلاصه مقاله 30منابع ومأخذ 31 با شریعتی وتاریخ 35 ص
829774

شریعتی وتاریخ 35 ص

اختصاصی از هایدی شریعتی وتاریخ 35 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 35   آموزشگاه سماء مشهد زیر نظر : سرکارخانم حسینی تهیه وتنظیم : مجتبی فخارزاده موضوع مقاله : شریعتی وتاریخ آموزشگاه : سماء مشهد ورودی84 علی شریعتی در تاریخ 2/9/1382 در روستای کا چشم به جهان گشود . پدر او نخستین سازندة ابعاد روحش بود و از همان کودکی او را با کتابهایش و دوستانش آشنا کرده بود. علی در سال 1319 وقتی هفت ساله بود در دبستان «ابن یمین» مشهد ثبت نام کرد. او در سن سیزده سالگی وارد دبیرستان فردوسی شد و مغزش در آن زمان با فلسفه رشد می کرد و دلش با عرفان داغ می شد. و در شانزده سالگی وارد دانشسرای مقدماتی شد، او در سال اول دانشسرا بصورت جدی در فعالیتهای حضور نداشت، اما در سال دوم همه چیز عوض شد. و در سال 1339 انجمن ی دانشجویان را تأسیس کرد. او بعد از فارغ حصیل شدن از دانشسرا در روز بیستم مهر 1331 در ادارة فرهنگ آموزش و پرورش استخدام گردید. در مهر ماه سال 1336 بخاطر فعالیتهای و اجتماعی خود و پدرش به همراه شانزده نفر دیگر دستگیر و به زندان قزل قلعه برده شدند. شریعتی در اردیبهشت 1338 برای انجام کارهای اداری به خارج اعزام گردید و در آنجا تحقیق درباره حلاج، سلمان و فاطمه (س) را انجام داد. فهرست مطالب عنوان صفحه مقدمه 1 سال شمار زندگی 2 زندگی نامه 4 مجموعه آثار 28 خلاصه مقاله 30 منابع ومأخذ 31 با شریعتی وتاریخ 35 ص
131574

وعده جهانی عاری از خشونت در قرآن

در قرآن کریم کلمه صلح با واژه «سلام» بیان شده است. ـ وعده صلح در شب قدر یا شب نزول قرآن: سوره قدر از نزول فرشتگان و روح القدس در شب نزول قرآن صحبت می کند «سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ: [آن شب] تا دم صبح صلح و سلام است، پایان یافته و وعده صلح را تا سپیده صبح می دهد»(سوره مبارکه قدر/آیه ۵). واژه صلح در زبان های سامی مانند عبری و عربی نه تنها به معنای نبود مشاجره درک می شود، بلکه مفهوم مثبتی از رفاه است. همچنین آیه پایانی سوره قدر در مورد ارمغان صلح و آرامش درونی برای مؤمنان سخن می گوید. ـ بهشت با پوششی از صلح به تصویر کشیده شده است: قرآن می گوید محمد[ص] به عنوان شاهد برای امت خویش و عالمین فرستاده شد: «وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِکَ شَهِیدًا عَلَى هَؤُلَاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ: به خاطر بیاورید روزی را که از هر امتی، گواهی از میان خودشان بر آن ها مبعوث می گردانیم و تو را ـ ای محمد ـ گواه آن ها قرار دادیم و همانا این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است و عامل هدایت و مایه رحمت و بشارت برای مسلمانان است»(سوره نحل/ آیه ۸۹). در این آیه عنوان شده که روز قیامت به عنوان شاهد اعمال مردم دنیا خواهد آمد و موؤنان یا اصحاب یمین وارد بهشت خواهند شد. بهشت مخزن آرزوهای انسان است که در قرآن با پوششی از صلح به تصویر کشیده شده است: «ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ: (به آن ها می گویند) به سلامت و صلح وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانی است»(سوره مبارکه قاف/آیه ۳۴). این آیه استقبال فرشتگان از بهشتیان را با سلام و صلح وعده داده است. در بهشت جز سلام نمی شنوند: تصویر بهشت در قرآن با نهرهای جاری و باغ های زیبا و وفور شادی و صلح همراه است، جایی که اهل آن جز سلام و درود نمی شنوند: «لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمً، إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا: در آن باغهای بهشت نه لغو و بیهوده‏ ای می‏شنوند نه سخنان گناه آلود، تنها چیزی که می شنوند «سلام» است «سلام»(سوره مبارکه واقعه/ آیات ۲۵ و ۲۶). سلام بهشتیان به هم: «وَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ فَسَلَامٌ لَکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ: و اما اگر از اصحاب یمین باشد، به او گفته می‏ شود: سلام بر تو از سوی دوستانت که از اصحاب الیمین هستند»(سوره مبارکه واقعه/آیات ۹۰ و ۹۱) سلام خدا به بهشتیان: إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ. هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِکِ مُتَّکِئُونَ. لَهُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ وَلَهُمْ مَا یَدَّعُونَ. سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ: در این روز اهل بهشت کار و بارى خوش در پیش دارند. آن ها با همسرانشان در زیر سایه ‏ها بر تخت ها تکیه مى‏ زنند. در آنجا براى آن ها [هر گونه] میوه است و هر چه دلشان بخواهد از جانب پروردگار مهربان [به آنان] سلام گفته مى شود»(سوره مبارکه یاسین/آیات ۵۵ الی ۵۸). به نظر می رسد این آیات مراحل پیشرفت بهشتیان را در صلح و آرامش به تصویر می کشد و از رفاه در بهشت با نهرهای جاری و باغ های پر از میوه و ه نان شایسته که جز سلام نمی گویند، شروع می شود و به بالاترین سطح بهشت می رسد که در آن خداوند خود به بهشتیان سلام می گوید و خواهان سلامتی و آسایش آنان می شود. صلح و سلام از اسماء الهی است: کلمه «سلام یا صلح» از خود پروردگار می آید، زیرا در دیدگاه قرآن این کلمه جوهره خدا را که صلح و سلام است، بیان می کند و آیه ۲۳ سوره مبارکه آشکارا می گوید که صلح یکی از اسماء خداوند است: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ: اوست‏ خدایى که جز او معبودى نیست همان فرمانرواى پاک سلامت[بخش و] مؤمن [به حقیقت‏ حقه خود که] نگهبان عزیز جبار [و] متکبر [است] منبع: http://valkazemin. /

ریفا یمین