زندگی در دنیای امن برای ک ن


47582

دلم عجیب دوستانم را می خواهد!

دلت عجیب دوستانت را می خواهد !!! دل است دیگر اگه بهانه نمی آورد که اسمش دل نبود ، مثلا مغز بود ، گوش بود . به قول شازده کوچولو دنیای آدم بزرگ ها خیلی عجیب است . حالا تو و دوستانت وارد دنیای آدم بزرگ ها شده اید . حتی وقتی بعد از مدت ها کنار هم می نشینید ، مدام از دنیای آدم بزرگ ها صحبت می کنید از آینده از کار از ازدواج... دلت تنگ است برای خنده هایتان ، برای پیاده روی هایتان ، برای کلاس نرفتن هایتان حتی برای غیبت هایتان پشت سر اساتید و حتی برای نشستن های بی خی ان روی نیمکت های حیاط و نظر دادن راجه به همه .... چه زود وارد دنیای آدم بزرگ ها شدید...منبع: http://othername. /
88206

معرفی کتاب "برای زندگی خود به پا خیزید"

برای زندگی خود به پاخیزید،نوشته شریل ریچاردسون ،ترجمه بهنام ،نسل نو ش ،1384 برنامه عملی گام به گام برای ساختن اعتماد به نفس و قدرت شخصی؛ با این کتاب شما می آموزید که : چه ی هستید:از این پس انتخاب هایتان را طبق خواسته های خود انجام می دهید نه انتظار دیگران و از این بابت نیز احساس خودخواهی نخواهید نمود. ارزش هایتان را مشخص می کنید: ارزش های خود را شناخته و روش هایی را فرا می گیرید که به کمک آنها خود و زندگی تان را متحول نمایید. خوب را با عالی جایگزین می کنید: با پی بردن به استانداردهای معنوی خود انتخاب های عالی تری انجام خواهید داد و دیگر به خوب قانع نمی شوید.منبع: http://r-imamalilibrary. /
76468

این زندگی من است

دلم تو را می خواهد. دلم زندگی روشن و پاک با تو را می خواهد. در سکوت و در فاصله. شبیه آفتاب پاییز که تند نیست و داغ نیست. حالا می بینم امید شبیه انتظار یک روز تعطیل هنوز ته دلم را گرم می کند. انگار خیال کنم بعد از این لجنزار، بعد از این تعفن قرار است اتفاقی بیفتد. یک باشد، پس این دوری. تابستان که برسد، هوا که گرم شود، اگر زنده باشم برای زندگی خودم تصمیمی خواهم گرفت. احساس می کنم هفده سال کافی بود برای این که روابط دور و کج وکوله ی تخیلی داشته باشم. حالا چیزی بیش از این می خواهم. واقعا از این تاریکی خسته ام. دیگر نمی خواهم. دیگر چیزی را نیم بند نمی خواهم. دیگر نمی خواهم خودم را گول بزنم. کلمات برای من کافی نیستند. نامه ها و داستان ها و شعرها و تصاویر و نقاشی ها و گلدان ها و گیاهان برای من کافی نیستند. دلم کمی واقعیت هم می خواهد. از خیال خسته ام. دوست ندارم زندگی ام شبیه زندگی دختر کبریت فروش باشد. روز چه زود می گذرد. دارد تمام می شود، هنوز شروع نشده. مادرم می گفت روز خیلی طولانی است و لحظات کش دار می گذرند و تمام نمی شود. برای من اما این طور نیست. شاید چون هنوز جوانم. شاید هنوز امیدی باشد. شاید کاتیا هنوز در من نفس بکشد. لاغر و کم رنگ و با قدم های به شماره افتاده.منبع: http://gheiby. /
51992

احساس گونه

ب رو با خوابهای پراکنده سر ، انتظار و دیر گذشتن زمان تو خوابم واقعی بود ، خواب دوستی رو دیدم که زمانی عاشقش بودم و دیگه نخواست با من صخبت کنه و من پس از دوره سوگواری برای عشق به رندگی برگشتم و ادامه دادم ، این بار تو خوابم گویا به من توجه داشت و البته افراد دیگه ای هم تو رویاها ی ب من بودند که به جهت ماهیت رویا یادم نیست اما احساسشون هنوز تو بیداری با من همراست ، خواب خونه ی کودکیم رو می دیدم و عجیب است بعد از ماهها باز به سطحی از اضطراب رسیدم که ضمیر ناخوداگام رویاها و کابوس های زندگیم رو به تصویر می کشد دنیای غریبی هست و تنهایی من غریب ترش کرده ، تو مشکلاتی که باهاش دست و پنجه نرم می کنم نه همراه دارم و نه حتی ی که میزان دغدغه هام و نوع ان رو درک کند دغدغه های من از جنس روتین مردم نیست . میشه گفت علاوه بر دغدغه های روتین دیگران دغدغه هاییست که افراد کمی و شاید من بیشتر به ان مبتلا هستم خدایا تمام مخلوقاتت رو در پناه خودت بگیر و ازشون مراقبت کن ، یقینن اومدن به دنیای بهترت اتفاق خوبیست اما حالا که فرصت اینجا زندگی رو یافتم و یافته ایم کمکمون کن بمونیم و دوام بیلریم و به وقتش به دنیای بهترت بریم -پیشی کوچولوی نازنین دلم پیشت جا مونده ، طاقت نیوردم که بیشتر نگات کنم سالم بودی اما کوچولو , امیدوارم غذا گیرن بیاد و جای مناسب برای خوابت پیدا کنی که گرم باشه ،کاری که می تونم برات م اینه که شبها بیام جایی که دیدمت برات خوردنی بزارم چون مطمئنن جای دوری نمیری و همون منطقه قلمرو پاهای کوچیک و نازنینت خواهد بود مراقب همسایه های نازنین کوچولوتون باشید و براشون غذا بزارید، ایمان دارم برکت و فراوانی روزی تو زندگی هاتون جاری می شه .منبع: http://fourleafclover. /
66640

topic 208

نور ،،، نور چیست ؟ پرتوهایی که به هر سو منتشر و باعث میشود چشم قادر به درک اجسام گردد. نور حقیقت اشیا را آشکار می کند. نور زیبایی و زشتی را تمیز میدهد . نور نباشد تاریکی و ظلمت بهانه می شود برای گمراهی و جهل می دانی جان من ... تو نور زندگی ام بودی ، پرتوهای وجودت هرجا که بودی دلیل درک زندگی میشد. تو حقیقت زندگی را معنا می کنی. معیار زیبایی بودی تا زیبایی معنا پیدا کند. نور من ، نبودی ، نبودی ، نبودی تا من با جهل خویش تنها بمانم. و همان چند ساعت در نبود نور زندگی ام سخن به گمراهی برانم ، فقط سخن آه ،،، نور ،،، نور توییمنبع: http://soonaeid. /
96240

topic 208

نور ،،، نور چیست ؟ پرتوهایی که به هر سو منتشر و باعث میشود چشم قادر به درک اجسام گردد. نور حقیقت اشیا را آشکار می کند. نور زیبایی و زشتی را تمیز میدهد . نور نباشد تاریکی و ظلمت بهانه می شود برای گمراهی و جهل می دانی جان من ... تو نور زندگی ام بودی ، پرتوهای وجودت هرجا که بودی دلیل درک زندگی میشد. تو حقیقت زندگی را معنا می کنی. معیار زیبایی بودی تا زیبایی معنا پیدا کند. نور من ، نبودی ، نبودی ، نبودی تا من با جهل خویش تنها بمانم. و همان چند ساعت در نبود نور زندگی ام سخن به گمراهی برانم ، فقط سخن آه ،،، نور ،،، نور توییمنبع: http://soonaeid. /
99764

بی حیایی

نوشته: لطیف رضوی امروز دلم برای امروز گرفت امروز دلم برای دیروز گرفت امروز دلم برای حیای ی گرفت امروز دلم برای حیا دلتنگی کرد و برای بی حیایی انزجار. بی حیایی که دور و برمان را احاطه کرده و ی را یارای مقابله با آن نمی بینم. امروز زندگی، پر شده است از بی حیایی، بی آبرویی و پرداختن به رفتارهایی که زمانی هنجار جامعه نبود. امروز دلتنگ هنجارهای دیروزم. امروز زندگی را با هنجارهایی می گذرانم که زمانی هنجار جامعه نبودند. و من اکنون گیج و مبهوت مانده و هیچ نمی دانم که زندگی ماست که بی حیایی در آن بی داد می کند یا... می شنویم و بسیار می شنویم که " زندگی کن" می زنند و بر عاریه های نامیمون مهر تایید می زنند. امروز بسیار می شنویم که می گویند " دیجیتالی زندگی حق شهروند است" امروز برای ک ن ما "زندگی باید کرد"جمله ی آشنایی است. یادم هست که زمانی زندگی برای ما بود و ما برای زندگی شادکامی داشتیم و لذت هایی که به واسطه ی آن از زندگی خوشمان می آمد. خوبی، خوشی، می و شاد در ما موج می زد و ما ک نی بیش نبودیم که بزرگترها ما را دغدغه نمی دانستند. نمی دانم چرا اکنون ک ن دغدغه بزرگترهایشان هستند. شاید دلیل آن را بدانم اما یک دلیل؟ دو دلیل؟ سه دلیل؟ دلیل ها وجود دارند که ک ن دغدغه بزرگترهایشان هستند و نمی توان دلایل آن را برشمرد. گاه موجه هستند و گاه توجیه ندارند. می گویند زندگی به سبک گذشته اکنون توجیه پذیر نیست و زندگی دیجیتالی باید جایگزین آن شود. به رغم گروهی سبک زندگی با سیاق جدید دلیل منطقی دارد و گروهی نیز آن را رد می کنند و سبک زندگی جدید را از مخاطرات روزگار می دانند. گروهی نیز هستند که سبک جدید را کاری پسندیده می دانند و در عین حال از سبک گذشته روی گردان نیستند. یک نظر بر سبک جدید ایراد می گیرند و بی حیایی را نتیجه آن می شمرند و من می توانم حدس بزنم که بی حیایی دوربرومان را گرفته است و این بی حیایی است که زندگی نمی شناسد نه زندگی ما که می توان در دوره هایی آن را از هرگونه ورود ففضای ناسالم دور نگه داشت. امروز ک ن ما می خورند، حرف می زنند، می شند، می نویسند، می خوابند و می توان به صراحت گفت که خواب آنها، بیداری آنها و شه های آنها متفاوت با شه های گذشته ی جامعه ی انسانی است. ک نی که می توان آنها را " نسل امروز" خواند با رویکرد جدید و نگرش تازه پا به عرصه ی وجود می گذارند و دنیای اکنون را با جهان بینی خود می سنجند و برای خود قواعدی خاص تعیین می کنند و در مواقعی نیز قواعد تحمیل شده ای را برتر تشخیص داده و در انجام آن سبقت نیز می گیرند. به هر حال می توانم بگویم که خواب ما و سکنات ما همانند ک ن امروزمان نیست. ک ن ما به طریق دیگری می شند و ما به طریق دیگر می شیدیم. ما می خوردیم و می خو دیم و درباره ی هر موضوع اجتماعی می کوشیدیم تا نتیجه ی دلخواه مان بزرگترهایمان را نیازارد. امروز واقعیت ها چیزی دیگری است و حقایق را نباید کتمان کرد. وجود دلایل حقیقت است و بدون آن واقعیتی صورت نمی گیرد. بنابراین واقعیت ها را باید دید و به آن دقیق شد. تا شاید واقعیتی در جهان صورت نگیرد که ناخوشایندی ها در پی داشته باشد. در یک نظر می توانم بگویم که بی حیایی واژه ای است که اکنون تنها ک ن ما را درگیر خود ساخته است و بزرگترها نیز با با آن مانوس هستند با این تفاوت که اغلب می توان به این نکته اشاره کرد که ک ن بی حیایی را یاد می گیرند و بزرگترها با آن گلاویز می شوند. (رضوی، لطیف)منبع: http://chalesheno. /
47478

بی حیایی

نوشته: لطیف رضوی امروز دلم برای امروز گرفت امروز دلم برای دیروز گرفت امروز دلم برای حیای ی گرفت امروز دلم برای حیا دلتنگی کرد و برای بی حیایی انزجار. بی حیایی که دور و برمان را احاطه کرده و ی را یارای مقابله با آن نمی بینم. امروز زندگی، پر شده است از بی حیایی، بی آبرویی و پرداختن به رفتارهایی که زمانی هنجار جامعه نبود. امروز دلتنگ هنجارهای دیروزم. امروز زندگی را با هنجارهایی می گذرانم که زمانی هنجار جامعه نبودند. و من اکنون گیج و مبهوت مانده و هیچ نمی دانم که زندگی ماست که بی حیایی در آن بی داد می کند یا... می شنویم و بسیار می شنویم که " زندگی کن" می زنند و بر عاریه های نامیمون مهر تایید می زنند. امروز بسیار می شنویم که می گویند " دیجیتالی زندگی حق شهروند است" امروز برای ک ن ما "زندگی باید کرد"جمله ی آشنایی است. یادم هست که زمانی زندگی برای ما بود و ما برای زندگی شادکامی داشتیم و لذت هایی که به واسطه ی آن از زندگی خوشمان می آمد. خوبی، خوشی، می و شاد در ما موج می زد و ما ک نی بیش نبودیم که بزرگترها ما را دغدغه نمی دانستند. نمی دانم چرا اکنون ک ن دغدغه بزرگترهایشان هستند. شاید دلیل آن را بدانم اما یک دلیل؟ دو دلیل؟ سه دلیل؟ دلیل ها وجود دارند که ک ن دغدغه بزرگترهایشان هستند و نمی توان دلایل آن را برشمرد. گاه موجه هستند و گاه توجیه ندارند. می گویند زندگی به سبک گذشته اکنون توجیه پذیر نیست و زندگی دیجیتالی باید جایگزین آن شود. به رغم گروهی سبک زندگی با سیاق جدید دلیل منطقی دارد و گروهی نیز آن را رد می کنند و سبک زندگی جدید را از مخاطرات روزگار می دانند. گروهی نیز هستند که سبک جدید را کاری پسندیده می دانند و در عین حال از سبک گذشته روی گردان نیستند. یک نظر بر سبک جدید ایراد می گیرند و بی حیایی را نتیجه آن می شمرند و من می توانم حدس بزنم که بی حیایی دوربرومان را گرفته است و این بی حیایی است که زندگی نمی شناسد نه زندگی ما که می توان در دوره هایی آن را از هرگونه ورود ففضای ناسالم دور نگه داشت. امروز ک ن ما می خورند، حرف می زنند، می شند، می نویسند، می خوابند و می توان به صراحت گفت که خواب آنها، بیداری آنها و شه های آنها متفاوت با شه های گذشته ی جامعه ی انسانی است. ک نی که می توان آنها را " نسل امروز" خواند با رویکرد جدید و نگرش تازه پا به عرصه ی وجود می گذارند و دنیای اکنون را با جهان بینی خود می سنجند و برای خود قواعدی خاص تعیین می کنند و در مواقعی نیز قواعد تحمیل شده ای را برتر تشخیص داده و در انجام آن سبقت نیز می گیرند. به هر حال می توانم بگویم که خواب ما و سکنات ما همانند ک ن امروزمان نیست. ک ن ما به طریق دیگری می شند و ما به طریق دیگر می شیدیم. ما می خوردیم و می خو دیم و درباره ی هر موضوع اجتماعی می کوشیدیم تا نتیجه ی دلخواه مان بزرگترهایمان را نیازارد. امروز واقعیت ها چیزی دیگری است و حقایق را نباید کتمان کرد. وجود دلایل حقیقت است و بدون آن واقعیتی صورت نمی گیرد. بنابراین واقعیت ها را باید دید و به آن دقیق شد. تا شاید واقعیتی در جهان صورت نگیرد که ناخوشایندی ها در پی داشته باشد. در یک نظر می توانم بگویم که بی حیایی واژه ای است که اکنون تنها ک ن ما را درگیر خود ساخته است و بزرگترها نیز با با آن مانوس هستند با این تفاوت که اغلب می توان به این نکته اشاره کرد که ک ن بی حیایی را یاد می گیرند و بزرگترها با آن گلاویز می شوند. (رضوی، لطیف)منبع: http://chalesheno. /
37304

این متن را برای دخترم، نفسم، عشقم، زندگی ام می نویسم ........

برای حذف ادم های سمی از زندگی ات هیچ گاه احساس گناه نکن...فرقی نمیکند،از بستگانت باشد یا عشقت یا یک اشنای تازه...مجبور نیستی برای ی که باعث رنج و احساس حقارت در تومیشود جایی باز کنی...ج ها تلخند و ازار دهنده!اما از دست دادن ی که قدر تو را نمیداند و به تو احترام نمیگذارد در حقیقت منفعت است نه خسارت...هرگز سعی نکن ی را متوجه ارزشت کنی...اگر فردی قدر تو را نمیداند این یعنی لیاقت تو را نداردبه خودت احترام بگذار و با انی باش که واقعا برای تو ارزش قائلند...منبع: http://blackflower. /
99510

دخترم هستی...

دخترم،هستی زمان انقدر فراتر از تصورم گذشت که امروز که تو را در اغوش می گیرم باور نمی کنم بیش از ١٦ بهار گذشته و تو دیگر هستی کوچولوی دیروزهای من نیستی، تو دیگر یک دختر جوان و زیبا شده ای که حرفهایت رنگ عروسک و شکلات نیست،حرفهایت دارد کم کم بوی و عاشقی و اماده شدن برای رفتن به میدان زندگی را می دهد. دخترم،هستی زندگی به همان اندازه که زیباست،بی رحم هم میشود ،اماده بی رحمی ها باش اما تا توان داری،انطور که دلت شاد میشود،زندگی کن و فرصتهایت را برای شاد بودن و چشیدن طعم خوشبختی از دست نده. دخترم عاشق شو! و بدان عاشقی به همان اندازه که دلت را گرم می کند،می تواند قامتت را هم خم کند،دلت را بشکند و غرورت را جریحه دار کند ،اما دخترم،باهمه دردهای راه عشق،عاشق بمان و با درد عشق،قد بکش.که تنها راه رشد انسان،عشق است .دردانه ى من ،عشقت را محدود نکن و یقین بدان اگر عاشقی مرامت شود،دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل خواهی کرد هم برای خودت و هم برای دیگران. همه ئ هستی من، ایمان دارم تو قوی ترین و زیباترین دختر میدان این زندگی خواهی بود فقط بدان،هر وقت از مبارزه های شخصی زندگیت خسته شدی،هر وقت دلت ش ت و دنبال پناهی برای اشکهایت بودی ، هر وقت تنهایی و بی وفایی ادم ها قلبت را فشار داد با تمام وجودم منتظرت ایستاده ام تا مثل کودکی هایت ارامت کنم،برایت لالایی بخوانم در اغوشم ببویمت و زخمهایت را مرهم بگذارم و تکیه گاه خستگی هایت باشم.دخترم،همه هستی من،بدان با تک تک سلول های وجودم مادرانه،دوستت دارم. مادرت الههمنبع: http://shapary. /
43102

مشغله دنیای ما

زمانی اگر ی می گفت مشغله ام زیاد است و نمی رسم واقعا تعجب می و با خود می گفتم مگر می شود ی انقدر سرش شلوغ باشد که نتواند برای نوشتن وبلاگ یا کارهای مشابه وقت بگذارد. اما اکنون شاید به جرات در کنار انجام کار بیرون و ادامه تحصیل واقعا دنبال زمانی هستم که حداقل برای استراحت اختصاص دهم.منبع: http://zarenemati. /
28574

زندگی و دستهای خدا

زندگی، دویدن بر روی میدان مین است که در پس و پیشِ جاری شدن سیل و بوی تند گوگرد از آتشفشانی نیمه فعال قرار گرفته و آرامش، خیال و تصور ساحلی امن و دامنه ای سر سبز است ، شادی زندگی تنها احساس دستانی است که شانه های ما را هُل می دهد به سمت رسیدن و لقاء ، پای رفتن و دویدن و فرار را اگر قوّت دستان او نباشد ، انفجار هر حادثه ای ممکن است آنان را به زانو درآورد. شادی؛ حکم دستان اوست بر احساس شانه های ما شانه های خسته، که گاهی بار گناه، ترس و ندانستن ما را به دوش می کشند شانه هایی که گاهی از شدت گریه های شرمگین و مخفیانه از نگاه غیر تکان می خورند و گویا همه بار زندگی می خواهد از روی آن به زمین بیفتد و اگر احساس دستان هدایتگر او نباشد مین ها منطقی جز انفجار و قطع پا از بدن ندارند ، آنها برای رساندن شانه ها به خاک در خاک نشسته اند به کمین خدایا ! دستانت را شکر؛ ما را از ظاهر پدیده ها به معرفت حقیقت درون زندگی رهنمون باش که آرامش و شادی در آن است ... علیرضا منبع: http://alirezatabatabai47. /
10922

در عجبم از زندگی

خواهرم معتقده هر ادمی باید حداقل یک کتاب بنویسه و تفکرات و بینش و برداشت خودش رو ثبت کنه ، البته من می خوام ایده ش رو کامل تر کنم به این شکل که از اونجا که نمیدونیم اینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد باید هرساله چکیده ای بنویسیم و سالهای بعد کاملترش کنیم.در عجبم که روزهای سخت گذشت و من به زندگی عادی برگشتم و در بیداری زندگی می کنم در عجبم از ترک زانا و زندگی بدون این ماده !دخترم برای کارهاش تهران رفته ، من و پسری هستیم و از اینکه هنوز پیشمه خوشحالم ، هر کدومشون و هر تعداد روزی که کنارم هستند خوشبختی هست این روزها معده ی من مثل خندق شده و سیری ناپذیر و برای منی که همیشه از خوردن فراری بودم عجیبه !امروز پشت پنجره های حیاط رو بامبو نصب کردیم صبحا افتاب می ت د و پسرم از این وضعیت ناراحت بود امروز صبح به قصد کاموا یدن بیرون رفتم اول بنزین زدم اما بعد منصرف شدم ترجیح دادم اگر قراره احساسی ید کنم گشت و گذار بین میوه های رنگارنگ پاییزی باشه تا کامواهای رنگیگریپ فروت هم یدم که از زمان دبیرستان نخورده بودم و خوشم اومد ! خوشمزه و ابدار بود . ایده ی یدش رو از خونه خواهرم گرفتم دیدم معمولن شوهرش می ه .بی ارزو زندگی می کنم و خیلی هم بد نیست ارزوهام بعضیاشون خاطره شدن و بعضیاشونم مردن !منبع: http://fourleafclover. /
35444

سینوهه

قسمتی از کتاب سینوهه: دیگر کاملا ناامید بودم من هرآنچه داشتم و حتی قبری که برای پدر و مادرم یده بودم را فروختم و به نفرنفرنفر دادم تا خود را از او سیراب کنم من مادر و پدرم را در دنیای مردگان بی خانه و مکان گذاشته بودم در آن لحظه فقط آرزو می بمیرم ولی واقعیت زندگی این است که آدمی وقتی مشتاق مرگ است مرگ هرگز به سراغ او نمی آید و زمانی که انتظار مرگ را ندارد مرگ او را در آغوش میگیرد در ترجمه ی این قسمت زبیح الله منصوری مترجم کتاب به گریه افتاده است چرا که میبیند سینوهه از روی سادگی و بخاطر عشقی که به یک زن بوالهوس داشته همه چیزش را از دست میدهد و در ناامیدی فرو میرودمنبع: http://sedayesokoot94. /
53438

این زندگی من است

باید به خودم کمک کنم. باید چراغ بردارم و بروم درون خودم و فرو بروم و پایین بروم و به سرچشمه های آب های سرد و منبع قندیل های تیز و بلورهای شفاف و غارهای تاریک برسم. می خواهم احساسم را بگیرم دستم و خوب نگاهش کنم. توی نور بچرخانمش و همه ی شیارها و ش ت ها و برش هایش را نگاه کنم تا بدانم کیستم، چه می خواهم باشم، چه می توانم باشم. موضوع و موضع تنها دوست داشتن او نیست. دوست داشتن تنها یک حس نیست، یک غریزه نیست که با هورمون بالا و پایین بشود، یک پدیده است که همه ی زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد. دوست داشتن او، تاثیر مستقیم بر کار و بارم دارد، چرا که شغل من جوری است که از احساساتم تغذیه می کند و اگر من نتوانم احساسم را زنده و جوان نگه دارم، اگر چهره ی احساسم برای خودم محو و نامشخص باشد، دیگر نمی توانم آن را ج کنم، چون نمی دانم دستم را که توی کیسه می کنم، چی بیرون می آورم. روح برای من، مثل جسم است برای ورزشکار حرفه ای که همیشه باید ورزیده و سالم باشد. منبع: http://gheiby. /
73732

بیمه در دنیای امروز

بیمه در دنیای امروز . امروز دیگر تصوراین که گونه ای از فعالیت انسان بدون وجود بیمه شکل پذیردمشکل است . به ویژه آن که در قرن بیستم تحولات تکنولوژی ، حمل و نقل وارتباطات با سرعت و وسعت شگفت آوری انجام پذیرفته است . برجسته ترین نمونه این موضوع پیشرفت موتور اتوموبیل است که متعاقب آن بیمه اتوموبیل به یکی ازمهم ترین بخش های صنعت بیمه تبدیل شده است . توسعه مهم دیگر، افزایش تعداد ریسک های یگانه خیلی بزرگ است .نفتکش های غول پیکر و هواپیماهای بسیار بزرگ نمونه هایی هستند که نشان می دهند سرمایه تحت پوشش بیمه ممکن است صدها میلیون تومان ارزش داشته باشد. مشکلات مربوط به پوشش چنین سرمایه های عظیمی باعث شده است که بیمه گران به پشتیبانی یکدیگر، یک خطر بزرگ را در سطح داخلی و بین المللی به صورت بیمه اتکایی مجدد بین خود توزیع کنند و از عهده جبران خسارت های هنگفت برآیند. همراه با ارتقا و پیچیدگی بیشتر زندگی انسان امروز، بیمه ها نیز از زوایای مختلف و با شتاب توسعه یافته اند. زیان هایی که ممکن است به طور ناخواسته در جریان فعالیت و زندگی عادی هر فردی به دیگران وارد آید و در قبال آن ها مسؤول واقع شود ب مه مسؤولیت تحت پوشش قرار میگیرند.در این خصوص ، می توان به بیمه مسؤولیت پزشکان و بیمه مسؤولیت تولید کنندگان اشاره کرد. نمونه های جدیدتر، بیمه افترا برای رو مه نگاران و ایستگاه های رادیو و تلویزیون و بیمه آلودگی ناشی از نشت نفت از تانکرهاست . بیمه های سیل ، ز له و کامپیوترنیز بر همین منوال ظهور کرده اند. بیمه های زندگی نیز پیشرفت های شگرفی یافته و مجموعه متنوعی از انواع این نوع بیمه را ارائه کرده است در این زمینه انواع بیمه های مستمری و عمر و پس انداز به طور چشم گیری افزایش یافته است در ادامه ، بیمه گران رشته زندگی مجبور شده اندکه با مشکلات جدیدی نظیر بیماری ایدز مواجه شوند و درباره پیشرفت علم ژنتیک بین ند مشاور و بیمه عمر وتامین آتیه پاسارگاد علی ابوالقاسمی کد : 65407 تلفن تماس و مشاوره : 09128986857 کانال تلگرام ما [email protected] منبع: http://bimehpasargad1392. /
33604

سبک زندگی ایرانی - ی برای همه چیز نسخه دارد

سبک زندگی یکی از گسترده ترین مفاهیمی است که با تمام اجزای زندگی ما گره خورده و تمام ارزش ها، رفتار ها و گفتار ما را در بر می گیرد. آموزه های دین مبین و همچنین فرهنگ غنی ایرانی ما الگوهای تمام عیاری برای سبک زندگی ارائه می کند. با وجود این اما به دنبال ای کم کاری های داخلی و هجمه های خارجی سبک زندگی در کشورمان در برخی از نقاط آسیب دیده است؛ امری که معظم انقلاب هم در دیدار با جوانان اسان شمالی در سال 91 بر آن تأکید داشتند و اصلاح انحراف از سبک زندگی ایرانی - ی را مطالبه فرمودند. تفکر اما در طول سال های پس از انقلاب اثبات کرد ظرفیت بالایی برای اجرا و ترویج سبک زندگی اصیل ایرانی - ی دارد و با عنایت به عضویت ده ها میلیون ایرانی در این بزرگترین نهاد مردم نهاد در کشورمان بسیج و تفکر قابلیت آن را دارد تا سبک زندگی اصیل ایرانی - ی را به طور تمام و کمال در کشور به اجرا در آورد. به مناسبت هفته بسیج در میزگردی با مینو اصلانی، رئیس سازمان بسیج جامعه ن و فریبا تدریس، رئیس سازمان بسیج ن تهران به موضوع سبک زندگی و تفکر پرداخته ایم. سبک زندگی بخش عمده فرهنگ یا به عبارتی تمام فرهنگ است. پس بحث مهمی به شمار می رود به گونه ای که ی می فرمایند: «فرهنگ به مثابه هوایی است که تنفس می کنیم» و این نشان می هد که ما چقدر به فرهنگ تعریف شده و در مسیر تعالی انسان نیاز داریم تا بتوانیم در فضای سبک زندگی ایرانی - ی که یکی از پایه های مباحث فرهنگی است یک جامعه روبه رشد و متعالی را رقم بزنیم. رئیس بسیج جامعه ن با اشاره به تعریف سبک زندگی افزود: مردم ما اعتقادات قوی نسبت به قرآن کریم و سیره اهل بیت دارند که این همان تعریف ما از سبک زندگی به شمار می آید اما این سبک زندگی بنابر هجمه های فرهنگی دشمن که به شبیخون و ناتوی فرهنگی تبدیل شد آسیب دیده است و همچنین در مسیر تمدن ی بخشی از موضوعات هم مسکوت مانده است و بهره برداری مناسبی از متون ی در حوزه نظر صورت نگرفته است تا بعد به حوزه رفتار و عمل در جامعه تسری یابد. منبع: http://padafandweb. /
34368

هفته کتاب

دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمیده که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود، پریشان شد. آشفته و عصبانی نزد فرشته مرگ رفت تا روزهای بیش تری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت!(فرشته سکوت کرد) آسمان و زمین را به هم ریخت!(فرشته سکوت کرد) جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت!(فرشته سکوت کرد) به پرو پای فرشته پیچید!(فرشته سکوت کرد) کفر گفت و سجاده دور انداخت!(باز هم فرشته سکوت کرد) دلش گرفت و گریست به سجاده افتاد! این بار فرشته سکوتش را ش ت و گفت: بدان که یک روز دیگر را هم از دست دادی! تنها یک روز دیگر باقی است. بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن! لابلای هق هقش گفت: اما با یک روز... با یک روز چه کاری می توان کرد...؟ فرشته گفت: آن که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی که هزار سال زیسته است و آن که امروزش را درنیابد، هزار سال هم به کارش نمی آید و آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی کن! او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می درخشید. اما می ترسید حرکت کند! می ترسید راه برود! نکند قطره ای از زندگی از لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد، بعد با خود گفت: وقتی فر ندارم، نگاه داشتن این زندگی جه فایده ای دارد؟ بگذار این یک مشت زندگی را ج کنم. آن وقت شروع به دویدن کرد. زندگی را به سرو رویش پاشید، زندگی را نوشید و بویید و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا بدود، می تواند پا روی خورشید بگذارد و می تواند... او در آن روز آسمان اشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما... اما در همان یک روز روی چمن ها خو د، کفش دوزکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آن هایی که نمی شناختنش سلام کرد و برای آن ها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد. او همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد و لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد! او همان یک روز زندگی کرد، اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند: او درگذشت، ی که هزار سال زیسته بود... عرفان نظر آهاری... این یه کتاب خوب رو به عنوان این که هفته کتابه بهتون معرفی میکنم.... خیلی کتاب خوبیه... حس خوبی داره... تونستید حتما بخونیدش
11890

گفتن یا نگفتن

یک اعتراف بزرگ دیروز نه پریروز برای اولین بار در زندگیم با حیله و ترفند شماره گرفتم حالا چطورش بماند اما برای اولین بار در بیست و هشت سال زندگی برای اولین بار این گونه شماره گرفتم هیچ وقت جسارت شماره دادن و شماره گرفتن را نداشته ام یا یعنی هیچ وقت با یک فلسفه به سراغ دختر مورد نظر نمی رفتم اصولا فلسفه داشتن مساوی ش ت است فرق انج و پپ و خوزه .انج همیشه برا اساس تیم حریف ترکیب می چیند فرست کلاس و موفق اما پپ همیشه ٤-٣-٣و خوزه همیشه ٤-٢-٣-١برای همین همیشه برنده نیستند خلاصه که برای اولین بار در زندگی پر فروغم این کار را همیشه نزدیک می شدم تا شماره را خود شخص شماره را می داد یا بازهم این قدر نزدیک می شدم که شماره را می گرفتم هیچ وقت اینگونه با ترفند لحظه ای شماره نگرفته بودم به شخصه بشخص نگارنده حق می دهم وقتی همدم تنهایت گلدان حسن یوسف افت زده باشد و حوصلع ادم های جدید را نداشته باشی باید هم وقتی ی را می بینی که فک می کنی می توانی ایده باشد چون خودت بهتر می دانی همیشه در رابطه هایت ایده الیست ترین بوده ای شک نمی کنی ،اما حالا به یک مشکل بزرگتر برمی خوری که چه جوری سر بحث را باز کنی یک قدم جسارت کرده ام حالا باید شهامت حرف زدنم را دوباره باز ی کنم نمی دانم چه خواهد شد اما شاید لینک این پست بتواند مقدمه ی خوبی باشید برای این رابطه .منبع: http://oofside. /
34012

روزت مبارک کودکم

شونزده مهر روز جهانی کودکه و برای من تنها تصویری که با این کلمه جلوی چشم میاد، صورت ماه تو با لبخند دوست داشتنی و چشمای سیاه و دوست داشتنیته. بیشتر از هرچیزی توی این دنیای بزرگ دوستت دارم.روزت مبارک عشق مامان
86890

شهرداری شهر من

زندگی برای هیچ آسان نیست. اما که چه؟ باید پشتکار و از همه مهمتر اعتماد به نفس داشته باشیم. باید باور کنیم که هر یک برای انجام کاری استعداد داریم و آن کار باید انجام شود.((ماری کوری))منبع: http://behzadm. /
52808

انتخاب زندگی شاهانه یا مرگ شاهانه!

نثر باستانی پاریزی،از جمله نثرهایی سلیس، روان و شیرینی ست که از خواندنش لذت می برم در کتاب نان جو و ... از قول مرحوم عصار آورده است: یکه زن دارد مثل سگ زندگی میکند و مثل شاه می میرد، و آن ی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد!منبع: http:// jkavi. /
936

تولد

15 مهر زا روز سهراب مبارک زندگی رسم خوشایندی است زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه عشق زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد برود زندگی جذبه دستی است که می چیند زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است زندگی بعد درخت است به چشم ه زندگی تجربه شب پره در تاریکی است زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست خبر رفتن موشک به فضا لمس تنهایی ماه فکر بوییدن گل در کره ای دیگر زندگی شستن یک بشقاب است زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است زندگی مجذور آینه است زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما زندگی هندسه ساده و ی ان نفسهاست... زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی در حوضچه اکنون است رخت ها را آب در یک قدمی است... سهراب سپهریمنبع: http://babaey95. /
30844

تغییر را دوست ندارم...

هیچ از آینده خبر ندارد ، مردی که امروز با عجله توی مترو از تو ساعت پرسید شاید یک ماه بعد به نام کوچکش او را صدا بزنی ، شاید دختری که امروز با او قدم میزنی و بستنی می خوری ، چند سال بعد خسته و کالسکه به دست از رو به رو سمتت بیاید و تو سرت توی کیفت باشد و با تنه از کنارش رد شوی ، شاید او برگردد تو هم برگردی یک ثانیه به هم خیره شوید و یک سال خاطره زنده شود ، اصلا شاید هم او از خستگی برنگردد و به پسرش توی کالسکه خیره شود و اطمینان پیدا کند که بیدار نشده باشد ، تو هم همچنان دنبال کاغذ حساب های شرکت توی کیف ات باشی ، امروز شاید علاقه ی عجیب و شدیدی به موهای داشته باشی و چند سال بعد موهای مشکی ات را با دست از جلوی صورتت کنار بزنی و ظرفی که آب کشیدی را توی آبچکان بگذاری ، هیچ از آینده خبر ندارد شاید امروز از این که دیگر نیست ، از این که رفته است توی تاریکی هق هق کنی و دو سال بعد روی نیمکت های پارک ملت به آمدن اش از دور با لبخند نگاه کنی ، نزدیک که شد با خنده بگویی : باز که دیر کردی ، شاید هم همچنان توی اتاقت باشی و فکر کنی حست چقدر شبیه دو سال پیش همین موقع است ، فهمیدی می خواهم چی بگویم ؟ نه ، نمی خواهم بگویم همه دردها فراموش می شود ، نمی خواهم بگویم حتما زمان ی که امروز دوست داری را از یادت می برد ، نمی خواهم بگویم ی که امروز کنار توست دو سال بعد می رود ، خواستم بگویم تغییر شاید نام دیگر زندگی باشد ، خواستم بگویم : بس کن ، دست بردار از این که فکر کنی همه چیز را باید تو درست کنی ، دست بردار از این که فکر کنی همیشه تو مدیر زندگی ات هستی ، آنقدر برای فردا ، برای یک سال بعد ، برای آینده با فلانی ، برنامه نریز و نخواه که همه چیز همان طوری پیش برود که می خواهی ، خواستم بگویم خیلی چیزها دست تو نیست و این اصلا چیز بدی نیست ، اینطوری می توانی با خیال راحت تری چای ات را کنار پنجره بنوشی و مطمئن باشی زندگی هم انقدرها دست و پا چلفتی نیست ، تو را می برد آنجایی که باید باشی پیش آن ی که باید باشی ، خواستم بگویم آنقدر مطمئن نباش به حس و حال امروزت که همیشگی خواهد ماند ، خواستم بگویم شاید تغییر نام دیگر زندگی است پس ، بهترین آهنگ و بهترین لباست را برای همین ثانیه از زندگی ات آماده کن چون هیچ از آینده خبر ندارد.منبع: http://royayebito1374. /
58492

هشدار هاوکینگ: مهلت ۱۰۰۰ ساله بشر برای ترک زمین!

ایسنا/ پرفسور استفن هاوکینگ طی یک سخنرانی در مجمع آ فورد هشدار داد که بشریت تنها ۱۰۰۰سال زمان دارد تا مکان زندگی جدیدی در فضا برای خود بیابد.این فیزیکدان مشهور انگلیسی معتقد است که انسان ها در هزاره بعدی دوام نخواهند آورد و برای بقا باید جای دیگری را برای زندگی پیدا کنند.خطر انقراض جمعی با اقامت طولانی تر انسان ها روی زمین در حال افزایش است. هاوکینگ طی سخنرانی یک ساعته خود، انسان ها را تشویق کرد تا به فضا بروند زیرا خود بشریت با اقامت بیش از حد و استفاده سریع از منابع زمینی به مرگ سیاره دامن می زند.وی اظهار کرد: اگرچه احتمال وقوع فاجعه در زمین در یک سال مشخص ممکن است بسیار کم باشد اما با گذشت زمان این احتمال قوی تر شده و در 1000 یا 10 هزار سال آینده به قطعیت نزدیک خواهد شد. تا آن زمان ما باید به فضا و سایر ستارگان سفر کرده باشیم تا وقوع یک فاجعه در زمین باعث پایان نوع بشر نشود.این دانشمند انگلیسی افزود: ناسا مدتهاست که در حال بررسی سیارات فراخورشیدی قابل حیات است که تا 20 سال پیش تنها یک داستان علمی تخیلی محسوب می شد اما فضانوردان با اکتشافات کنونی و آتی به دنبال شناسایی چیزی هستند که بشر برای هزاران سال درباره آن رویاپردازی کرده است.البته وی می گوید که پیش از سفر به یک سیاره دیگر باید با فناوری مبارزه کرد. به گفته هاوکینگ، اگرچه فناوری می تواند راههای زیادی برای بقای انسان ارائه کند، اما هوش همچنین می تواند بشریت را از بین ببرد.وی در سخنرانی دیگری در ماه مه گفته بود که روبات ها در آینده به سرعت تکثیر شده و انسان را با محدودیت های تکاملی زیستی اش کنار خواهد زد.منبع: http://mosalaselm. /
40278

رییس اداره تبلیغات ی نور:

کتاب، همچون خورشید، فضای زندگی را روشن می کند رییس اداره تبلیغات ی شهرستان نور بمناسبت هفته کتاب و کتابخوانی در نشست خبری گفت: کتاب، همچون خورشید، فضای زندگی را روشن می کند به گزارش روابط عمومی اداره تبلیغات ی نور، حجت ال جواد رییس این اداره در روز 24 آبان ماه جاری بمناسبت هفته کتاب و کتابخوانی گفت: کتاب، همچون خورشید، فضای زندگی را روشن می کند و به همگان نور، شور و گرما می بخشد. کتاب، مثل باران بر سرزمین دل ها می بارد و شه ها و کردارها را رونق، زیبایی و طراوت می دهد. وی در ادامه افزود: کتاب، نقشی به مانند پرندگان به آدمی دارد که او را برای اوج و بال کشیدن و پرواز آماده می سازد. در پرتو کتاب است که شکوفایی، سرسبزی و بالندگی فرهنگ دینی ما به اوج می رسد. کتاب، والاترین جایگاه را در گستره های فردی و اجتماعی داراست که بر شه ها و دل ها می درخشد و پیوسته بر زندگانی نورافشانی خواهد کرد. رییس اداره تبلیغات ی شهرستان نور به تحولات زندگی بشر در امر کتاب و کتابخوانی اشاره کرد و بیان داشت: در روزگار پیشرفت های چشم گیر بشر در عرصه های دانش و نوآوری و فرهنگ کتاب نه تنها اهمیت خود را از دست نداده، که گسترده تر و تازه تر شده و جلوه هایی پایدارتر یافته است. بی گمان آنان که گام های بلندی در پیشرفت های گوناگون برداشته اند، هرگز با کتاب و کتاب خوانی بیگانه نبوده اند. آنها مطالعه را به عنوان عنصری اصلی و ضروری در زندگی خود دانسته و آن را برای بازتاب نور، جلوه و جمال فرهنگ بر دل های همه جهانیان برای تحولی اساسی مناسب دانسته اند. منبع: http://adaretablegat. /
25450

سبک زندگی متأثر از فرهنگ جامعه است

گفتگو با حجت ال محمدسعید مهدوی واژه ی (سبک زندگی) به اندازه کافی ساده به نظر می رسد که هر بتواند مفهوم کلی آنرا دریابد اما باید توجه کرد که این اصطلاح از فرهنگ خارجی وارد زبان و فرهنگ ما شده است و نیاز به بازتعریف دارد. اگرچه تعریف کلی سبک زندگی به عنوان نحوه روش زندگی عام و قابل تعمیم...منبع: http://lifeiranian-eslam. /
83154

شکار پرندگان وحشی

این روزها شکار و کشتار پرندگان در شهرستان فریمان برای سرگرمی و فروش رونق گرفته به نحوی که با کاهش چشم گیر پرندگان وحشی در سطح شهرستان فریمان و یا مهاجرت این پرندگان از شهر رو به افزایش است که باید با برنامه ریزی کامل و آماده سازی محل زندگی بازگشت این پرندگان را به شهر فراهم کنیم و با آموزش مردم برای نگهداری این پرندگان ،که به نحوی جلوگیری بشود از افزایش حیوانات موذی ، ات وحفظ سیستم محیط زیستی این شهرستان، باشد که با همیاری تمامی مردم قدمی برداشته شود برای این حرکت خیره خواهانه وحفظ چرخه زیست محیطی شهرستان فریمان ... حمید تعقیبیمنبع: http://mzf89. /
1129222

تاثیرات دنیای مجازی بر زندگی واقعی

سوالی که با ورود دنیای مجازی به زندگی بشر برای برخی فلاسفه، جامعه شناسان و صاحب نظران حوزه ارتباطات پیش می آید، این است که دنیای مجازی به وجودآورنده تغییرات سریع دنیای امروز است یا ابزار تسریع بخشیدن به آن.
91060

برای یک سیبیلو

میدانی؛ من از ان دست ادمهایی هستم که عاشق صدای ادم ها میشوم! و تو؛ اولین ی بودی که تن صدایت مرا عاشق کرد! من شاید نه با تو که با صدایت مدتها زندگی حتی بعد از ان وقفه طولانی این باز صدایت بود کن مرا شیفته کرد حتی حال که مدتهاس از تو بی خبرم... گرمای صدایت ست که ارامم می کند.
51796

هرمنوتیک و تفسیر دینی از جهان در گفت وگو با مجتهد شبستری

□ چطور شد به طرح مباحث هرمنوتیک پرداختید؟■ دو سال بیشتر از پیروزی انقلاب نگذشته بود که فهمیدم چهارچوب تفکر فقهی سنتی برای انی که با حسن نیت اداره کشور را در دست گرفته اند اسباب زحمت شده و مانع حرکت به سوی یک زندگی متناسب با عصر حاضر و دنیای امروز می گردد. می دیدم مثلاً اینها می خواهند از ایده هایی که در دمکراسی هست و از افکاری که در کلام و فقه شیعه هست تلفیقی به وجود بیاورند، اما در این کار موفق نمی شوند و همیشه تفکر فقهی سنگینی می کند و مشکل به وجود می آورد. مثلاً جای این پرسش بود که چرا این تلفیق در قانون اساسی آن چنان مبهم و عاری از تعبیرات شفاف که لازمه نوشتن یک قانون اساسی است، انجام شد؟ چرا همان مقدار هم که در قانون اساسی نوشته بودند و می توانست یک تفسیر نسبتاً دمکراتیک داشته باشد، در مقام عمل تفسیری کاملاً فقهی پیدا کرد. ومنبع: http://dopram. /
63006

زندگی زیباست اگر...

نمک زندگی.. مرد و زن نشسته اند دور سفره،مرد قاشقش را زودتر فرو می برد توی کاسه سوپ وزودتر می چشد طعم غذا را و زودتر می فهمد دست پخت همسرش بی نمک است.اما زن چشم دوخته به او تا مهر تایید آشپزی اش را از چشمهای مردش بخواند و مرد که این قاعده را خوب بلد است،لبخندی می زند و می گوید :"چقدر تشنه ام" زن بی معطلی بلند می شود و برای رساندن لیوانی آب به آشپزخانه می رود.سوراخ های نمکدان سر سفره بسته است وبه زحمت باز می شود وتا رسیدن آب فقط به اندازه پاشیدن نمک توی کاسه زن فرصت هست برای مرد. زن با لیوانی آب و لبخندی روی صورت بر می گردد و می نشیند.مرد تشکر می کند،صدایش را صاف می کند و می گوید: "می دونستی کتابای آشپزی روباید از روی دستای تو بنویسن؟" وسوپ بی نمکش را می خورد ب یت. وزن سوپ با نمکش را می خورد با لبخند. آن مرد ی نیست بجز کبیر! جهت شادی روح اسمانی اش صلوات..........منبع: http://afsaran7114. /
86040

"باید مدتها پیش دیوانه شده باشم"

باید مدت ها پیش دیوانه شده باشم باید تنم را داده باشم برای دراز کشیدنی ابدی یا که هنوز همان جا روی همان نیمکت مشغول زار زدن باشم نگاه کن من دارم می خندم و می نویسم و کار می کنم و هنوز در پیاده روها می دوم تا به اتوبوس برسم نگران نباش من روی کاغذها ... آدم ها و آسف خیابان گریه ات نمی کنم من تورا می خندم هنوز چون آدم دیوانه ای که تنش بعد ضربات پی در پی بی حس شده باشد من دارم زندگی ام را می کنم همان قدر که هنوز دارم روی آن نیمکت زار میزنم اوه عزیزم نگران نباش من توی تابوت کوچکم دراز کشیده ام و زندگی ام را می کنم منبع: http://differentfictions. /
72022

کرامات شیخ رجب علی خیات

زندگی نامه و کرامات شیخ حاج رجبعلی خیاط شیخ مکتب نرفته ما،باهمان صفای باطن و صمیمت دوست داشتنی خود به چنان باور و ایمانی رسید که تادم مرگ ،دمی از دعا و مناجات به درگاه الهی غافل نبود . داستان واپسین لحظات زندگی او از زبان یکی از یاران او همچون لحظه لحظه زندگانی اوخواندنی و آموزنده است . سر انجام ،پس از هفتاد ونه سال بندگی و عبادت خدا وند در این دنیای گذرا ،در روز دهم شهریور 1340 هجری شمسی ،مرغ وجود از قفس تن پر می کشدو شیخ به خاطره ها می پیوندد. گزارش وفات شیخ در بیان یکی از ه نان اواز این قرار است: و باز هم از کرامات شیخ بزرگ برای کلیک کنیدمنبع: http://tee14. /
53420

عــزیزیم گشته گئتدی

عــزیزیم گشته گئتدی خنجر گوموشده گئتدی آرخـام امیدیم واریدی اودا دیــوشده گئتدی ای کاش موضوعی بنام منافع زودگذر شخصی پا به عرصه وجود نمی گذاشت ، ای کاش گلهای زیبای عشق و معرفت و شناخت عمیق ازواقعیت های زندگی جایگزین خصومتها و کینه ها و جدالهای سخت و نفس گیر می شد ، ای کاش پدید آورندگان جنگ ها و درگیری ها اندکی به نتیجه آن فکرمی د و ازاریکه خودخواهی و زیاده طلبی فرود می آمدند و ازغفلت و بی خبری بیدارمی شدند و نتایج بار اع ان را بخوبی ارزی می د که مباداروزی خودشان گرفتار آن گردند ، هراتفاقی که درعالم هستی رخ می دهد درروند زندگی کل پدیده های عالم موثرند ، بوجود آورندگان رویدادهای منفی و زیانباراز این قاعده مستثنی نیستند ، چرا وجدانهای ه بیدارنمی گردند چرا صجه ها و ناله های مادران و یا فرزندان همسر و پدر ازدست داده درقلوب سخت جانیان تاثیری ندارد ، آنجائی که منافع مادی درمیان باشد سختی ها و گرفتاریهای دیگران فراموش می گردد ، مادیات نامشروع قلب انسان را مکدرمی سازد ، درقلب تاریک عطوفت و مهربانی و رعایت حقوق حقه مردم بی معنی است ، انسان منحرف ، انسان ثروت طلب ، انسان مقام پرست دنیارا به خاک و خون می کشد ، بی عد ی و تبعیض را سرلوحه زندگی خود قرارمی دهد و همه چیز را برای خود می طلبد و خودرا والاتر از همه می داند و تصور می کند که بدون او کاری انجام نمی شود و مشکلی حل نمی گردد ، افسوس که اینگون انسانهای بی رحم و غارتگر ضربات جبران ناپذیری برقافله انسانیت وارد می سازند ، ات فوق حکایت از درگذشت انسانهای وارسته ای می باشد که درزیر چرخهای ستمگران به ابدیت اعلی پیوسته اند و دوستداران عشق و را داغدارنموده اند ، بایاتی های آذربایجان مملو از سرگذشت مبارزین راه عشق و معرفت و است دنیای واقعی آنها درقالب بایاتی برای مردم و حق طلبان معرفی شده است .منبع: http://mamshoug. /
43374

تحلیل بی انگیزگی

داشتم کتاب سلیگمن را می خواندم. مثالهای زیبایی از انسانهای قانع و کمالگرا داشت. انسانهای قانع، استانداری برای سطح مالی، درآمد، عواطف و… دارند که اگر به آنها برسند، خوشنود هستند. اما افراد کمالگرا، دارای استانداردی نامحدود در زندگی خود هستند و این استاندارد، انتهایی ندارد. به طور مثال اگر افراد قانع تعیین کرده باشند که ماهیانه 2 میلیون درآمد داشته باشند و به آن برسند، رضایت لازم را دارند و از آن لذت میبرند، در حالیکه افراد کمالگرا، با رقابت ذهنی که برای خود بوجود می آورند، دائما در حال تعیین استاندارد جدید و دستاوردی عظیم هستند تا از این طریق احساس آرامش کنند. در این بین اگر خواسته های آنان( گروه کمالگرا) برآورده شود، نه تنها خوشحال نمیشوند، بلکه برای فتح قله ای دیگر دورخیز می کنند. این رفتار در سطح ناخودآگاه، مربوط به شرایطی میشود که فرد از جوابگویی به مسائل درونی ذهن طفره میرود و تلاش دارد در بیرون از ذهن آنرا جستجو کند. در ح دوم، اگر به خواسته های خود نرسند هم دچار” بی انگیزگی “میشوند. اما از آنجایی که خود را با دیگران مقایسه می کنند و در مسابقه ای بی پایان به سر میبرند، به تلاش بی دریغ ادامه میدهند تا روزنه ای از امید را بیابند. بی انگیزگی نیز انواع مختلفی دارد که ما عادت کرده ایم این واژه را با رفتاری منفعلانه بشناسیم. واقعیت اینست که گاهی تمام تلاش خود را می کنیم ولی این رفتار بدلیل شوق رسیدن به هدف نیست، بلکه تلاشی ناامیدانه برای فرار از حس پوچی است. اگر بخواهیم دقیق تر بررسی کنیم، دو نوع بی انگیزگی وجود دارد. بی انگیزگی سیاه که فرد را بی رمق و افسرده میکند و رفتارهای منفعلانه ای بروز میدهد که به برای دیگران هم ملموس است. در این ح ، فرد از دنیای واقعی فاصله میگیرد و ترجیح میدهد جریان آب او را به جلو ببرد. اما دسته دیگری از افراد، دارای بی انگیزگی سفید هستند و از آنجایی که در پی معنای زندگی و دنیا، نتوانسته اند به پاسخ سئوال خود برسند، آنرا با کار زیاد، کم خو و کلاس های آموزشی جبران می کنند. در این ح ، فرد ناامیدانه به هر روشی متوسل میشود تا گوشه از ن یتی درونی را کاهش دهد و دست به تجربیات عجیب میزند. در این وضعیت، فرد به نداشته های خود توجه دارد و دائما از عقب ماندن خود در مسابقه زندگی هراس دارد. شاید افرادی که بدنبال کمیت هایی مثل بزرگ متراژ خانه، عوض هر ساله خودرو و… هستند نیز در واقعیت به چنین نگرشی دچار باشند و اسم آنرا تلاش و داشتن هدف بگذارند. در نهایت بازهم یادآور میشوم، زمانی میتوان فهمید که در چنین شرایطی هستم یا نه که به روحیه و حال خود توجه کنیم. اگر حین تلاش و کار زیاد بازهم حال خوبی داریم و از دستاوردهای آن لذت میبریم، شاید دچار بی انگیزگی سفید نباشیم. در غیر اینصورت باید در رفتار خود بازنگری کنیم و به دنبال دلیل بی انگیزگی باشیم. ادامه مطالب در سایت خانه ان ال پی ایرانمنبع: http://nlp1. /
1720

از دنیای رها بیشتر بدانیم

دنیای تکنولوژی هر لحظه در حال پیشرفت است و با پیدایش یک صنعت یا علم جدید بلافاصله محصولی علیه آن عرضه می شود. با پیشرفت دنیای کامپیوترها و آغاز نسل اول ارتباط های شبکه ای کم کم نفوذ و شکل گرفت. امروز در تک نیوز قصد داریم تا نگاهی به و تاریخچه آن بیندازیم. در ادامه با ما همراه باشید. منبع: http://tech. /
21992

بعضیا مث زگیل میمونن

تا حالا چیزی راجب زگیل شنیدید؟ یه سری از موجودات هستند توی زندگیت که حکم زگیل رو دارن های دورو برت، توی وجودت که رخنه کنه، زگیل توی بدنت رشد میکنه اگه زگیل رو بخوای ببری و بندازی دور، درد داره، جاشم برای همیشه رو بدن باقی میمونه اگه بخواد بمونه، توی بدن ریشه میدوونه و زمین گیرت میکنه تنها راهش اینه که با یه چی محکم ببن تا خودش خشک شه و بیوفته زگیلای زندگیتونو محکم با تنفر و بی توجهیتون ببندید، یه روزی خودشون خشک میشن و میوفتن با زندگی خودتون خوش باشید، با خانوادتون، رفقای قدیمی و خاصتون، با دلخوشی های روزای نابتون.... برا خودتون زندگی کنید، زگیلا خوشون خشک میشن و از زندگیتون حذف میشن...منبع: http://heartbroken67. /
42296

لوکاچ و کافکا

لوکاچ از ستایش گران کار فرانتس کافکا نبود، زیرا او را یک ایده آلیست و نمونه ی بدی از زیبایی شناسی انحطاطی مدرنیسم می دانست. لوکاچ م ع نوعی واقع گرایی زیباشناختی بود که دنیای اضطراب و ازخودبیگانگی کافکایی را مردود می شمرد؛ دنیایی که در آن افراد منزوی برای جرائم نامشخص دستگیر می شدند، در معرض محکمه های بیهوده قرار می گرفتند و بی دلیل محکوم می شدند.پس از ورود تانک های شوروی به بوداپست برای درهم ش تن قیام مجارها، رئیس جمهور ایمره ناگی شد و لوکاچ که فرهنگ بود در نیمه های شب دستگیر و همراه با سایر مقامات تی به یک واگن نظامی برده شد. این واگن در تیرگی فضای روستایی ناپدید شد تا با سرنوشت نامعلوم اما احتمالاً ناخوشایند خود روبرو شود.لوکاچ به یک قلعه ی بزرگ در ترانسیلوانیا برده شد و به او گفته نشد که قرار است آزاد شود یا برای همیشه در بند بماند. در ادامه ی این روایت آمده است که لوکاچ خطاب به یکی دیگر از ان زندانی گفت، " پس کافکا در نهایت واقع گرا بوده است".منبع: http://greenlight. /
7566

رنگ و نور در سیمای شهر های ی – ایرانی

سهیلا عسگری زاده اردستانی 1- کلیات طرح تحقیق 1-1 طرح مساله ما در دنیای رنگ ها زندگی می کنیم و تا حد بسیار زیادی به رنگ ها خو گرفته ایم. رنگی بودن جهان یکی از بزرگترین موهبت های الهی است که باعث شادی و نشاط انسانها شده و موجب رسیدن به امید و آرامش در آنان می شود... رنگ یکی از جنبه های مهم زندگی شهری است. رنگ از جمله خصوصیاتی است که در کنار شکل ، ابعاد ، ت و بافت هر شیء، حجم یا فضای آن را به ما می شناساند. در محیط شهری رنگ را همه جا می توان دید؛ در بدنه و نمای ساختمان ها، پوشش بام ، کف سازی ها، مبلمان شهری، فضا ی سبز، خودروها و حتی آسمان شهر و نیز رنگ آمیزی لباس افراد که همگی نقش مهمی در تعیین چهره رنگی شهر دارند. رنگ ها علاوه بر زیبایی بخشی تاثیرات عاطفی، روانی قوی بر اشخاص دارند رنگ ها فضا را متنوع و سرزنده می کند و هم چنین با رنگ می توان به فضا یکپارچگی و وحدت بخشید. نور، رنگ، آب، سه عنصر زیبایی شناسی معماری ی اند. نور عمده ترین مشخصه معماری ایران است و نمادی از عقل الهی است . رنگ در انقطاب نور حاصل می آید و آب تصویر طبیعت ، در معماری ی است.منبع: http://sonami1390. /
32448

آینده

هیچ از آینده خبر ندارد، مردی که امروز با عجله توی مترو از تو ساعت پرسید، شاید یک ماه بعد به نام کوچک صدا بزنی. شاید دختری که امروز با او قدم میزنی و بستنی میخوری، چند سال بعد خسته و کالسکه به دست از روبه رو به سمتت بیاید و تو سرت توی کیفت باشد و با تنه از کنارش رد شوی. شاید او برگردد تو هم برگردی یک ثانیه به هم خیره شوید و یک سال خاطره زنده شود، اصلا شاید هم او از خستگی برنگردد و به پسرش توی کالسکه خیره شود و اطمینان پیدا کند که بیدار نشده باشد، تو هم همچنان دنبال کاغذ حساب های شرکت توی کیف ات باشی، امروز شاید علاقه عجیب و شدیدی به موهای داشته باشی و چند سال بعد موهای مشکی ات را با دست از جلوی صورتت کنار بزنی و ظرفی که آب کشیدی را توی ابچکان بگذاری. هیچ از آینده خبر ندارد [شاید امروز از این که دیگر نیست، از این که رفته است توی تاریکی هق هق کنی و دو سال بعد روی نیمکت های پارک ملت به آمدنش از دور با لبخند نگاه کنی، نزدیک که شد با خنده بگویی : باز که دیر کردی]، شاید هم همچنان توی اتاقت باشی و فکر کنی حست چقدر شبیه دو سال پیش همین موقع است. فهمیدی می خواهم چه بگویم؟ نمی خواهم بگویم همه دردها فراموش می شود، نمی خواهم بگویم حتما زمان ی که امروز دوست داری را از یادت می برد، نمی خواهم بگویم ی که امروز کنار توست دو سال بعد می رود، خواستم بگویم تغییر شاید نام دیگر زندگی باشد، خواستم بگویم : بس کن! دست بردار از این که فکر کنی همه چیز را باید تو درست کنی، دست بردار از این که فکر کنی همیشه تو مدیر زندگی ات هستی ، انقدر برای فردا، برای یک سال بعد، برای آینده با فلانی، برنامه نریز و نخواه که همه چیز همان طوری پیش برود که می خواهی، خواستم بگویم خیلی چیزها دست تو نیست و این اصلا چیز بدی نیست، اینطوری می توانی با خیال راحت تری چای ات را کنار پنجره بنوشی و مطمئن باشی زندگی هم انقدرها دست و پا چلفتی نیست، تو را می برد آنجایی که باید!منبع: http://delgirams. /
10836

گفتمان دینی با موضوع مهارت های زندگی در قائم شهر برگزار شد

گفتمان دینی با موضوع مهارت های زندگی با حضور دنش آموزان در دبیرستان حضرت معصومه (س) شهرستان قائم شهر برگزار شد . به گزارش روابط عمومی اداره تبلیغات ی شهرستان قائم شهر ، فاطمه قدوسی نژاد در این گفتمان که روز چهارشنبه 28 مهر ماه 95 برگزار شد ، گفت : مهارت های زندگی توانایی هایی هستند که به ما کمک می کنند در موقعیت های گوناگون ، عاقلانه و درست رفتار کنیم ؛ به طوری که با خود و دیگران سازگارانه ارتباط برقرار کرده و بدون استفاده از خشونت بتوانیم مسائل پیش آمده را حل کنیم و ضمن به دست آوردن موفقیت در زندگی ، احساس شادمانی داشته باشیم . مبلغه برجسته اداره تبلیغات ی شهرستان قائم شهر تقویت اعتماد به نفس ، تقویت روحیه مشارکت و همکاری ، رشد ، تقویت عواطف انسانی و مهارت حل مسأله را از اه مهارت های زندگی برشمرد و افزود : ما هر روزه با مسائل فراوانی روبه رو هستیم که برخی ساده و برخی پیچیده اند . وی یاد آور شد : مهارت حل مسأله ، این توانایی را به ما می دهد که با توجه به تجربه های عملی و توانمندی های ذهنی خود بتوانیم در جهت حل مسأله یا مشکل قدم برداشته و به نتیجه دلخواه دست ی م. قدوسی نژاد خاطر نشان ساخت : نداشتن و دانستن مهارت های زندگی انسان را در برابر ملایمات و ناملایمات زندگی ، آدمی را مانند کوه مستحکم و استوارمی کند و اگر انسان نسبت به زندگی شناخت کافی و لازم را نداشته باشد شخص موفقی نخواهد بود . وی به ویژگی های یک شخص موفق اشاره کرد و بیان داشت : برای موفقیت در کارها ابتدا توکل به خدا ، سپس ایمان و تقویت بنیه مذهبی ، پشتکار ، برنامه ریزی و نظم در امور از مهم ترین کارها است . منبع: http://gbfghaemshahr. /
15938

روز شمار هفته کودک و نوجوان

پنج شنبه 15/7/95 خانواده مهربانی وزندگی کودک امروز 16/7/95 باورهای دینی ومسئولیت اجتماعی در زندگی کودک امروز شنبه 17/7/95 میراث فرهنگی ودوستی با طبیعت در زندگی کودک امروز یکشنبه 18/7/95 امنیت وسلامت در زندگی کودک امروز دوشنبه 19/7/95 دانش ،آگاهی وفضای مجازی در زندگی کودک امروز 20/7/95 گذشت وفداکاری در زندگی کودک امروز چهارشنبه 21/7/95 شجاعت وسخاوت در زندگی کودک امروز منبع: http://sahebazzamanpahnaye. /
40304

غر سوم

خیلی ناامیدم قرار بود زندگیم شکل بگیره با اون آدم خوب ازدواج کنم؛ اونم اونقدر بدبختى سرش ریخت که نشد. همه زندگیم رو چوب حراج زدم؛وسایلم کوچیک و شخصى رو تو کارتن که برن تو انباری ای برای نمی دونم چند سال؛تمام وسایل بزرگ و یک عمر زندگى رو روی خونه مفت گذاشتم که فقط فروش بره و براى برادر بتونیم خونه ب یم تهران... بعد کلى خستگی و استرس و گشتن یک خونه کوچیک یدیم؛که برن سر زندگیشون؛ حرف امشب مادر خانمش که با این پول میشد جای بهتر ید و نگاههای پر از انتقادش به خونه ای که هیچ ایرادى نداره بدجور دلم رو ش ت؛طفلک برادر من اول زندگی چی داره مگه؟یک خونه ٧٠ متری تو یک محله متوسط و یک ماشین خوب برای شروع زندگیش... خیلی داغونم و مثل همیشه خفه خون می گیریم که ی ناراحت نشهمنبع: http://littlesecrets. /
41730

مذهبی : خصوصیت هر یک از معصومین علیهم السّلام در بر آمدن حوائج :

خصوصیت هر یک از معصومین علیهم السّلام در بر آمدن حوائج :1-چنان که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و دختر گرامی او علیها السّلام و دو سبط ارجمند اوعلیهما السّلام را خصوصیتی در حوائج متعلّقه به تحصیل طاعت و رضوان خدای جلّ جلاله 2- و برای المؤمنین علیه السّلام اختصاص در انتقام از دشمنان و کفایت شرّ ستمکاران3- و برای سجّاد علیه السّلام در جور پادشاهان و وسوسه ی شیاطین4- و برای باقر و{ } صادق علیهما السّلام در فریاد رسی بر امر آ ت5- و برای کاظم علیه السّلام در ترس از ناخوشی ها و بیماری ها و دردها6- و برای رضا علیه السّلام در نجات از هول و بیم سفرهای دریاها و صحراها و بیابان ها7- و برای جواد علیه السّلام در وسعت زندگی و بی نیازی از مردم8- و برای هادی علیه السّلام در قضاء مستحبّات و نیکی به برادران و کامل شدن طاعات9- و برای عسکری علیه السّلام در اعانت بر امر آ ت و توسل جهت رفع حوایج ا وی10- و برای عصر ما و پناه ما و دادرس ما، و اَمَد و عصمت ما و روشنی چشم ما و باعث زندگی ما مهدی علیه السّلام در تمامی حاجات و نیازمندی ها و غیر آنها هر آنچه نام حاجت بر آن اطلاق شود، اختصاص و خصوصیتی می باشد. منبع : المراقبات . ص90 کتاب شریف (( المراقبات )) تألیف عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله می باشد. منبع: http://hasaniyeh14. /
4496

اولین نذری زندگی مشترک!!

پارسال محرم بود درگیره زنک بازیه جاریو برادرشوهر بودیم...تموم برنامه هامون رویاهامون درگیر شده بود چون اول راه بودیم...شب عاشورا بود..شام غریبان...با مسود رفتیم یجا شمع روشن کنیم جفتمون پراز حس مثبت بودیم..باهم نذر کردیم امسال اگر خونه خودمون بودیم به بچه های کار و نیازمندا غذا عدس پلو بدیم...صفره صفر بودیم اما به لطف خدا شفاعت حسین خونه رو یدیم درسته داخلش نیستیم اما خوب یه سقفی داریم...دیروز با مامان رفتیم ید برای ١٤ تا ظرف یکیار مصرف و سهم ماماینا و ننه اینا و به خالینا... انقد با برکت بود خالینا یه مقدار گوشت اضافه و مامان برنج داد کلن شد ٥٣ تومن..بیشتره کاراشو خودم اما موقع کشیدن مامان گفت برای کوچیکه ام برمیداری؟گفتم نه خوشم نمیاد ازشون...خلاصه گذشت احساس یه بشقاب برنج نیس گفتم برای اون برداشتی؟گفت نه با ح جبهه و عصبانی...خوب من بدم میاد ازش وقتی اون برای من ارزش قایل نیس چرا من باشم؟؟خلاصه مامان ناراحت شد منم ناراحت شدم با مسود خواستیم بریم ١٤ تارو پخش کنیم از مامان معذرت خواهی ولی خوب...خلاصه تو خیابون رفتیم آدمای نشون شده از طرف حسینو پیدا کردیم بهشون دادیم...چقد حس خوبیه کمک از خدا خواستم فقط خدا هیچ مردیو شرمنده خونواده اش نکنه زمان زودتر ظهور کنه این دنیای مادی ازبین بره..جامعه ای که طبقاتش انقد باهم فاصله داره...بگذریمممم داشتم به مسود میگفتم اون حس خوبه که پارسال داشتیم همون حسو نسبت به آذر داریم...امیدوارم بشه..بهش که فک میکنم باورم نمیشه تا کمتر از ٣ ماه دیگه خونه خودمونیم...خدایا اگه صلاحه جورش کنه ما روزیمونو همیشه از خودت خواستیم واسطه هارو بفرست سمتون..دوست داریم پ .ن١:روی قاشقارو ربان سبز پیچیدم که یه نشون ناشناس باشه از طرف منو عاقا مسود پ .ن٢:دلم میخواست روز علی اصغر نذرمو پخش کنم فک می امروزه ولی ظهر فهمیدم امروز روزه حضرت رقیه اس...دلم لرزید جفتشون بچه ان ولی یادمه اون سالا بخاطر دستم چقد با حضرت رقیه حرف میزدم اینا همش نشونه اس صدامو همشون میشنونمنبع: http://pariomasoot. /
76696

امنیت وسلامت در زندگی کودک امروز

امنیت وسلامت در زندگی کودک امروز امروز در بازدید 80 نفر از دانش آموزان پایه سوم از مرکز در هفته ملی کودک در کنار فعالیت های اجرا شده توسط مربیان فرهنگی و ادبی از کارشناسان مرکز بهداشت استان دعوت شده بود تا برای ک ن با توجه به شعار امروز امنیت وسلامت درنشستی با این ک ن آنها را بیشتر با سلامت و بهداشت آشنا د . منبع: http://kanoonbaharan. /
96238

post 213

نه ،،، خودم میدونم ، دلیلش اینا نیسحس انفجار لعنتیقفسه م تنگ می شه ، کوچیک می شه ، قبر میشه برای کودکی هفت ساله ، قلبم دردش میگیره !اغت ، شورش ، تشویش ، اضطراب ، هیجان ، غصه ، حس مرگیدن !نمیتونم شرح بدم وقتی با این آهنگ لعنتی ( مون آمور - ریچارد آنتونی ) تورو مرور میکنم و کنارت زندگی ،،،منبع: http://soonaeid. /
75698

منابع دوره های غیر حضوری مرداد1395

برای دریافت فایل نظارت بربودجه اینجا کلیک کنید برای دریافت فایل قوانین ومقررات اموال تی اینجا کلیک کنید برای دریافت فایل قانون تنظیم بخشی ازمقررات مالی ت اینجا کلیک کنید برای دریافت فایل قانون تجارت اینجا کلیک کنید برای دریافت فایل قانون کار وتامین اجتماعی اینجا کلیک کنید برای دریافت فایل مدیریت جلسات اداری اینجا کلیک کنید برای دریافت فایل مبانی مدیریت اسناد اینجا کلیک کنید برای دریافت فایل سبک زندگی برمبنای آموزه های دینی اینجا کلیک کنید برای دریافت فایل جمعیت شناسی اینجا کلیک کنیدمنبع: http://amoozeshpazhoohesh. /
43218

عاشورا

یکی از ماندگارترین پیام های عاشورا که برای تمام بشریت در طول تاریخ،چه مسلمان و چه غیرمسلمان،آموزنده و زندگی سازاست،این جمله (ع) است که فرمودند: «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.» (ع) در این جمله به این نکته اشاره می کند که انسانیت یک ملاک بسیار ارزشمند است که جدای از هر دین و مسلک که انسان ها از آن پیروی می کنند و مؤمن به خداوند که یا کافر هستند، یک گوهر درونی در وجود تمام آنهاست که به نام انسانیت که اگر هر فرد به آن مراجعه کند، می تواند راه درست و حقیقت را پیدا کند و حق و ناحق را به واسطه همین گوهر درونی تا حدود زیادی تشخیص دهد. در جای دیگرایشان فرمودند: «دین لغلغه دهان شما نباشد.» یعنی به مسایل دین به صورت ظاهری نگاه نکنید بلکه تلاش کنید تا آن را در زندگی خود متبلور و متجلی کنید. نمود حضور دین در زندگی ایشان،بزرگی روح، عزت و کرامت انسانی، به اسارت نگرفتن روح انسان در دام خواهش ها و وسوسه ها و تسلیم نشدن در برابر آنچه انسانیت و روح انسانی را ذلیل می کند، خواهد بود. به همین دلیل است که (ع) می فرماید: «مرگ در مسیر عزت،حیات جاودان است.»منبع: http://defai15. /
3216

کمی صبر کن باران ببارد

کمی صبر کن وقتی باران آمد، هر چه دل ت خواست سؤال کن! ناودان حرفهای صریح و تندی به تو خواهد گفت ،اما اگر در میان بند کِشی موزائیکی کف حیاط گُم شدی و به جواب نرسیدی ، نا امید نباش برگرد به سمتِ پیچکِ با حیایی که روی شانه های دنیای آجری خود نشسته، او پاسخ ت را چکه چکه خواهد داد ، کلمات آرام و جاری از برگ های پیچک، همان واژه های جاری تند ناودان است ؛ اما این تویی که دوست داری جواب سؤال ت را به گونه ای بشنوی که دل ِ بی قرار و بی تاب ات نم نم خیس شود مبادا آبگینه ی خیال از کنج نگاهت بشکند ، ولی باران با قطره قطره ی لطف اش بر شیشه ی پنجره اتاق ت سالها قبل نوشته بود ، تو بارها از دو وجب زیستگاه خویش نالیده ای اما هنوز برای شنیدن جواب نمی خواهی یا نمی توانی پای از این محدوده بیرون بگذاری ،هر سؤال را جو است و هر جواب ، نیرویی برای بر داشتن ِ دوقدم به آنسوی اکنون است ، بخدا که اینروزها ترس از شنیدن جواب آسان تر از آب خوردن است باران بهانه ای بیش نیست ، ... علیرضامنبع: http://alirezatabatabai47. /
21410

نوشته محمد رضا شعبانعلی

بعضی روزها، شیرینند. زود می گذرند. می ماند خاطره ای برای مرور در آینده دور و نزدیک. مثل یک گردش یک روزه در اطراف شهر بادوستان قدیمی .بعضی روزها، مهم اند. زود می گذرند. اما اثر آنها تا ماهها و سالها باقی می ماند. شاید آن روز مهم را دیگر به خاطر نیاوریم. اما تأثیر آن تاآ ین روزهای زندگی با ما می ماند. مثل روزی که عاشق می شویم .بعضی روزها تلخ اند. اما بازهم زود می گذرند. فراموش می کنیمشان. می ماند خاطره ای دوردست در پس ذهن. مثل روزی که یکی ازنزدیکانمان را از دست می دهیم .بعضی روزها متفاوتند. زود می گذرند. اما بارها و بارها آن ها را در ذهن خود تکرار می کنیم. و بارها با آن روزها زندگی می کنیم. می میریم وزنده می شویم. مثل روزی که با عزیزترین مان می گذرانیم .بعضی روزها سردند. بعضی روزها گرم اند. بعضی روزها، کوتاهند. بعضی روزها طولانی اند .و بعضی روزها، هستند. فقط هستند. می آیند. می مانند. و نمی گذرند. مثل امروز منمنبع: http://albertazad. /
12802

لطفا ٥ میلی گرم اٌمید

این مقدار از امید این مقدار از دلخوشی این مقدار ذوق برای ادامه ی زندگی خیلی کمه خیلی میشه گفت ناچیزه ، میشه گفت به پوچی رسیدیم میشه گفت سلام تباهی میشه گفت تا اینجا اومدیم باقیش چی؟ باقیش مث این باشه بریم بمیریم ...منبع: http://3kamhabs. /
53432

این زندگی من است

از نوشتن دست می کشم، سرم را می اندازم پایین و به ناخن های قرمزم نگاه می کنم. او کم مانده دیوانه بشود. عجب شیر تو شیری است. دیروز به او هم گفتم. گفتم گویا همه دارند ترتیب هم را می دهند. نفهمید چی گفتم. انگار با زبان دیگری با او حرف می زنم و او شیفته ی همین نفهمیدن شده. گفت این کتاب ها همه مال توست؟ شبیه شیری پیر با پشت خمیده و لنگ های دراز بود. واقعاً نمی توانم فکرش را م. یک لحظه در من هست که خیلی خوب می شناسمش. لحظه ای که دیگر همه چیز تمام می َشود. حتا اگر اندک اکی از آن چیز، آن احساس در من باشد یا تازه پا گرفته باشد یا کهنه باشد، فرقی ندارد، ناگهان بوم، ناپدید می شود و همه چیز نه که برگردد به روز اولش، که برمی گردد به لحظه ی پیش از بیگ بنگ. یعنی ح میان من و آن آدم حتا عادی هم نمی شود یا طبیعی، مثلا بشود شکل رابطه ام قبل از پیش روی، بلکه می روم یک نقطه ی خیلی دور و مثل زن حامله حتا از دیدن سایه ی طرف هم تهوع می گیرم. نه که متنفر بشوم از آن آدم، منتها تمام جذ ت هایش ناگهان، واقعا ناگهان در ثانیه ای غیب می شود از نظرم. و آن آدم تبدیل می شود به هیچی. البته که مال یک لحظه نیست. پیوندها و گسست ها شبیه نمی که دیوار به خودش می گیرد و ذره ذره نفود می کند و بعد آن لحظه ی فرو ریختن است که یک دم و آن است. در من هم همین طور می شکند و بسته به عمق رابطه لحظه ی گسست آهسته تر و با کشمکش بیش تری است. حالا که چی؟ انگار من که باشم که این طور تحلیل احساساتم مهم باشد. حالا، این لحظه حتا برای خودم هم مهم نیستم. کمی مایوسم و می بینم تنها ناجی ام نه آدمی، مردی یا عشق و احساسی، که تنها و تنها نوشتن است، مثل همیشه و بیش از همیشه. آن قدر که فکر می کنم نوشتن حتا زورش به مرگ هم بچربد و من را جاودانه و ن ا کند. نوشتن و خواندن و یاد گرفتن و یاد دادن. گویا این چهار کار را بیش از هر چیزی در زندگی ام دوست داشته باشم. دیر فهمیدم و برای همین دوست دارم بیش تر زنده بمانم تا بیش تر لذت ببرم، حتا اگر جاهای دیگر زندگی دردناک باشد. منبع: http://gheiby. /
3468

کتاب فضای مجازی از نقطه نظر ی

به نام الله به گزارش خبرنگار دنیای ارتباطات گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ کتاب "فضای مجازی از نگاه معظم انقلاب" در باره نحوه عملکرد در این فضا در حوزه جنگ نرم ، روش های مبارزه در جبهه مجازی براساس نقطه نظرات ایشان تبیین شده است . همچنین را ارهای ارائه شده توسط معظم له برای استفاده صحیح و لطفاً به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.منبع: http://hrn89. /
47866

دنیای درون

هیچ میدونستین دنیای آدما از دو قسمت تشکیل شده؟ دنیای درون و دنیای بیرون. و آدم همواره در حال گذر از این دنیا به اون دنیاست. وقتی آدم تو دنیای درونشه محرک های بیرونی اگه خیلی قوی باشن آدم رو متوجه دنیای خارج می کنند.گاهی هم محرک های بیرونی اونقدر تکراری یا خسته کنندن که آدم رو به دنیای درونش میبرن. آدم ها باید در حال زندگی کنند با داشتن حال گذشته و آینده ی انسان آباد میشه چرا که این حال به گذشته بدل میشه و همین حال آینده رو میسازه. دنیای درون متشکل از خاطرات، آموخته ها اتفاقات رخ نداده و قرار گرفتن در موقعیت های ذهن ساخته است. دنیای بیرون شامل آدم ها و اتفاقات واقعی است. خارج شدن ناخواسته از هر کدوم از این دنیاها ناخوشاینده. دنیای درون از دنیای بیرون در دسترس تر، آسون تر و پرطرفدار تره. اما این تعامل و توازن این دو دنیاست که میتونه زندگی رو برای ما بسازه.منبع: http://brig inded. /
1563400

رکورد درآمد ۱۲ میلیون تومانی رانندگان اسنپ

مشاغل دنیای مجازی، خودشان را به دنیای واقعی تحمیل کرده و غیرقابل حذف شده اند؛ آن قدر که دیگر برای خیلی ها زندگی بدون امکانات دنیای صفر و یک محال شده است.
52842

تو هوشیار باش شاید اندکی کمتر

جامعه ای که تصمیم ندارد خودش را بسازید همه باید درد بکشند میگویند هر چیزی را میتوان ید به شرط آنکه هزینه آن را بپردازید برای ی ، شرافت را برای بی اعتباری ، بدقولی را و برای مقام به معنای گمشده ، شایستگی را برای رسیدن ، پای رفتن برای رونق ، ب اعتبار راست میگویند هر چیزی را میتوان ید به شرط آنکه هزینه آن را بپردازید و حرف امروز من بعد از تلخی نوشته هایی که پاک شد و پاک شد این است آدم های کوچک یدهای گران نخواهند داشت منبع: http://geranmaye. /
91904

صدای مرا بشنو !!!

اعتراض چیست و به چه رفتاری تعلق دارد؟ هر روز در خانه، مدرسه ، و محل کارمان شاهد رفتارهایی از سمت دوستان ،همکاران ، اساتید و خانواده یمان هستیم. گاهی اوقات شاهدیم زمانی که ک ن حرف پدر و مادر را گوش نمی دهند، آنها برای اعتراض به رفتار کودکشان بر سر آنها فریاد می زنند . مواظب باش !!! چرا به من گوش نمی دهی؟! مرا بشنو !! زمانی کودک برای اینکه ناراحنی خود را بیان کند،هنگام خوردن غذا هم از اتاقش بیرون نمی آید و خانواده سرآسیمه می شوند و به سخنان کودک توجه می کنند. بزرگتر که میشویم، برای اعتراض به معلم و امتحانات سخت، برگه ی سفید می دهیم .یا اینکه در کلاس ها شرکت نمی کنیم و تحصن می کنیم. یا شعری پر محتوا در مورد معلم و رفتارش به رشته ی تحریر در می آوریم. همه ی اینها رفتارهایی هستند که اعتراض ما را در محیط زندگی خویش به نمایش می گذارند. اما سوال مهم این است که منشاء رفتارهای اعتراضی در جامعه چیست؟ و آیا برخی از رفتارها نشانگر اعتراض است؟ شدن، سوزاندن پرچم، ش تن ظروف و نامه و ... می تواند جزء رفتارهای اعتراضی باشد ؟ چرا؟ بیایید با هم فکر کنیم. پیشنهاد : می توانیم با بررسی ادبیات ایران پیرامون" شیوه های اعتراض در متون ادبی" تحقیق نماییم.

زندگی در دنیای امن برای ک ن