صبح میشه این شب


77699

گاهی به همین سادگی میمیریم

میشه مُرد!!نه؟اصلا چه اهمیتی داره که چه جوری میشه مُرد...!فقط میشه دیگه زندگی نکرد...میشه هرروز صبح ،منتظر (صبح بخیر)هایش نبودیا هرشب ....میشه دیگه اسمشو صدا نکرد!!که نگه بسه دیگه اه ....میشه دیگه قربون صدقش نرفت ..میشه دیگه به این فکر نکنی که با چی خوشحال میشد......میشه زندگی نکرد نه؟؟؟اصلا سخت نیس!!میشه مُرد.....میشه پایان داد به قصه ای که فکر میکردی پایانش خیلی قشنگتر از این حرفاس.....میشه قربون صدقش بری ولی دیگه صداتو نشنوه...میشه هی نگاهش کنی ولی نفهمه...میشه کنارش باشی ولی غر نزنی بهش ،میشه!!!فقط کافیه دیگه زندگی نکنی...!میشه مُرد به همین سادگی....ای روح مرا تا به کجا میبریم !منبع: http://songhoor. /
12802

لطفا ٥ میلی گرم اٌمید

این مقدار از امید این مقدار از دلخوشی این مقدار ذوق برای ادامه ی زندگی خیلی کمه خیلی میشه گفت ناچیزه ، میشه گفت به پوچی رسیدیم میشه گفت سلام تباهی میشه گفت تا اینجا اومدیم باقیش چی؟ باقیش مث این باشه بریم بمیریم ...منبع: http://3kamhabs. /
38547

معلم

زندگی مث یه معلم ه که بین دانش اموزاش فرق میزاره،من تو تو یه کلاسیم،ولی از بس با هم حرف زدیم ، معلم به زور منو برد ته کلاس تو ردیفه جلویی اره ، ولی یروز مدرسه تعطیل میشه ، معلم ه سال بعد عوض میشه، درست میشه شایدمنبع: http://3kamhabs. /
12799

امشب

همینجور که نشسته بود جلوم داشت سیگارش رو دود میکرد،همینجور که داشتم سیگارمو دود می ،نگاش گفتم ببینم اصلا میشه ادم وقتی سر خونه زندگیش وقتی که رفت ازدواج کرد هیمنجور که زنش کنارشه،به اون که قبلا دوسش داشته فک کنه ؟ مکث کرد،کام گرفت ، داد بیرون ، گفت اره میشه ، خیلی میشه ، اون بیشتر بلد بود،اون ازدواج کرده بود یبار ، نگاش فقط نگاش منبع: http://3kamhabs. /
22818

عشق شیرین من:)

عَشَقِه اسم یه گیاه عه .میپیچه ،بالا میره، سبز میشه ،ریشه میدونه.... به نظر من که عشق از مغزت شروع میشه انقد ریشه میده انقد سبز میشه تا میرسه به قلبت وقتی رسید به قلبت هر چقدرم که بزنیش،هرسش کنی بازم یه تیکه ازش همیشه تو وجودت هست. +روزگارتون بی عشق نباشه +بعضی وختا سخته،اذیتت میکنه،ناراحتت میکنه ولی اون شیرینی ای که ازش میره زیر دندونت هیچ وقت نمیتونی بیخیالش بشی. +خدا کمکمون میکنه میدونم:))منبع: http://mimznevis. /
71309

دلم برات تنگ میشه ..على عبدوالمالکى

وقتی هوا ابری وقتی هوا صاف وقتی چشام داره رویات و میبافه دلم برات تنگ میشه وقتی دلم تنگه وقتی دلم گیره وقتی یکی داره از زندگیم میره دلم برات تنگ میشه برگا میریزه بارون که میباره وقتی یکی میگه خیلی دوسم داره دلم برات تنگ میشه روزای بارونی وقتی هوا سرده وقتی یکی میگه میره که برگرده دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه وقتی یکی رو من چشماش میبنده وقتی یکی داره مثل تو میخنده دلم برات تنگ میشه هر موقع میبینم جات خالیه پیشم هر موقع با گریه از خواب پا میشم بغضم که میگیره حالم چه بد میشه هر کی از این کوچه با خنده رد میشه دلم برات تنگ میشه برگا میریزه بارون که میباره وقتی یکی میگه خیلی دوسم داره دلم برات تنگ میشه روزای بارونی وقتی هوا سرده وقتی یکی میگه میره که برگرده دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشهمنبع: http://mohammadsheytoonak. /
84309

بررسی نقد هیچکاک

با یک توضیح کلی و موضع کلی در مورد وارد میشه. با این عنوان که به نظرش هنری ترین هیچکاک و کمتر سرگرمی. و همینطور بهترین دنیاست. صحبت راجب تیتراژ، و توضیح تک تک نماها و متوجه ما به موسیقی. و بعد از سکانس اول شروع میکنه. همراه با سکانس های مختلف داستان رو هم شرح میده. از اینکه در نماهای مختلف چطور به فرم میرسه. و چه تنکنیک ها و عناصری برای این قضیه تو به کار گرفته شده. مثل تکنیک دوربین که زوم میشه و همزمان به عقب میره در سکانس اول که سرگیجه ایجاد میکنه. و یا مدل موهای زنی که استولوا قرار تعقیبش کنه دایره شکل و ادم رو یاد سرگیجه میندازه. همزمان با داستان و سکانس ها، راجب مفاهیمی که قرار منتقل شه و تک تک نماها صحبت میشه. مثل وقتی که اولین بار با سکانسی که زن بعد از عبور از یه دخمه ای وارد یه گل فروشی زیبا میشه ، ما آمیخته شدن واقعیت با رویا رو میفهمیم. یا وقتی که مرد میره به هتل زنی که قرار تعقیب کنه و از پشت پنجره زن رو میبینه اما وقتی وارد أناقش میشه میفهمه ک اونجا نیست. یا تع ری که در با سکانس های مختلف ایجاد میشه. مثل ارتباط کل مفهوم سرگیجه و معلق بودن مرد بین هوا و زمین با سکانس اول که اویزون از سقف و سکانس ا و تماس پایان. به علاوه گاهی به چیزهای ریزی مثل سفید بودن لباس درد در سکانس اول هم اشاره میشه ک احتمال وقت مجبور میکنه ک ادم به گل درشت ترین و أساسی ترین های بپردازه.و وقتی برای جزئیات بیشتر نباشهمنبع: http://fekr-m. /
40305

غر دوم

نمی دونم چم شده فقط می دونم کل روز رو می تونم بخوابم ! گاهی بیدار میشم و فکر می کنم کجام؟ یا چه روزیه؟ یا من کی هستم؟ البته سریع رفع میشه ولی تعداد دفعات تکرارش داره بیشتر میشه... امروز رفتم تو اشپزخونه داشتم فکر می قرار بود یک کاری کنم؛خیلی طول کشید تا بفهمم قرار بوده یک چیزی رو خاموش کنم ولی یادم نمیومد اون گاز بوده یا چراغ اشپزخونه!! بالا ه یادم افتاد اجاق گاز رو باید خاموش کنم... اینها باعث میشه بترسم؛از اینکه بخوام برم تو اجتماع یا سرکار بترسم... نیاز دارم تو یک محیط امن باشم؛یک خونه ای که بدونم قرار نیست جابجا شم؛یک جایی که امنیت رو حس کنم تا به خودم بیام؛ منبع: http://littlesecrets. /
1551

دوست حوزوی من ! :)

دوست عزیز تر از جانم ، صدی خانم دیروز بعد از مدت ها به من پیام داد. خیلی خوشحال شدم و اشک در چشمانم حلقه زد. امسال با دوست سال اول و دومم رفتن حوزه . دلم برای همتون تنگ شده. به من میگی جرقه رفتن به حوزه رو تو در دل من زدی و من ذوق زده میشم. بهم گفت بعد کنکور هماهنگ میکنه که باهم دیگه بریم بیرون. عزیز دلمی من که خیلی خوشحال میشم. مگه میشه خاطرات شیرینی که از کلاس قران ها و نمایشگاه های کتاب و کلاس های راهنمایی و دبیرستانی که با تو داشتم رو فراموش کنم؟ مگه میشه اون روزی که با سُخنه رفتیم کنار دریا و کافه رو یادم بره؟ مگه میشه روزی که برای اولین بار اومدم خونه تون رو یادم بره؟ مگه میشه خنده هامون و اون لهجه قُمی قشنگت یادم بره؟ اون روزی که گونه ام رو در کلاس (راهنمایی) بوسیدی و من خج زده شدم!...صدی جانم ... تو برای من نه تنها یک دوست که خواهری مهربان و دوست داشتنی هستی. از بودنت خوشحالم. :) ❤️منبع: http://my-dear-diary. /
9084

دارى با ریشه هات چیکار میکنى؟

دلم نمیخاد اینجا تعریف کنم که چقد بد بود حالم از مسئول اسکل خوابگا و...اصن حوصله کلاسو نداشتم انگار همش بخاطر ندیدنش بود شاید اگه بود هرررچیزیو میتونستم تحمل کنم تا یهو...زدم بیرون پاتوق همیشگیم تو بالکنه که کل اون اب شده زی اته صداش...قشنگ ترین و مردونه ترین صداى دنیا هى اسممو صدا میکرد همه اینطورى اسممو صدا میکنن؟نه بابا بهم میگف که خوشال م براش چقد مهمه صداشو ضبط صد بار گوش دادم ولى ١٠٠ تا یه دقیقه میشه ١٠٠ دقیقه بقیش چى؟بقیه روز چى؟ریش گذاشته بعد ازون ته سیگاراى رژ لبى که همشو جمع رفتم...بهش میاد ٣روز اول هفته عجیبه ٤روز بعدى عجیب تر کى تموم میشه این تقلا ها؟نه میکشتم نه برم میگردونه تو آب حالم خوب نیس بعضی شبا مثِ شبای دیگه نیست، آدم دلش نمیاد بخوابه، دوس داره این حسّ عجیبش تا همیشه بمونه، ولی حیف که شب تموم میشه، صبح میشه و همه ی اون "حسّ عجیب" رو با خودش می بره. این واسه من یکی از بزرگ ترین تضادای انسان و طبیعته، یه مسابقه بین ما و زمان، که همیشه زمان برنده شه... منبع: http://daryasampadi12. /
44149

خدا....

خدایا سرده این پایین از اون بالا تماشا کن... اگه میشه فقط گاهی خودت قلب منو"ها"کن خدایا سرده این پایین ببین دستامو می لرزه دیگه حتی همه دنیا به این دوری نمی ارزه تو اون بالا من این پایین دوتایی مون چرا تنها ؟ اگه لیلا دلش گیره بگو مجنون چرا تنها؟!! بگو گاهی که دلتنگم ازاون بالا تو می بینی بگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینی خدایا...من دلم قرصه!! ی غیر از تو با من نیست خی از زمین راحت که حتی روز،،،روشن نیست ی اینجا حواسش نیست که دنیا زیر چشماته یه عمره یادمون رفته زمین دار مکافاته!!! فراموشم میشه گاهی که این پایین چه ها که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم خدایا...وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن شنیدم گرمه آغوشت اگه میشه منم جاکنمنبع: http://ehsanjoooooon. /
21998

دیگه آ اشه....

تو هر شهر دنیا که بارون بیاد ، خیابونی گم میشه تو بغض و درد تو بارون مگه میشه عاشق نشد ؟ تو بارون مگه میشه گریه نکرد؟ مگه میشه بارون بباره ولی ، دل هیشکی واسه ی تنگ نشه؟ چه زخم عمیقی توی کوچه هاست ، که بارون یه شهرو به خون میکشه تو هرجای دنیا یه عاشق داره ، با گریه تو بارون قدم میزنه خیابونا این قصه رو میدونن ، رسیدن سرآغاز دل کندنه هنوز تنهایی سهم هر عاشقه ، چه قانون تلخی داره زندگی با یه باغی که عاشق غنچه هاست ، چجوری میخوای از زمستون بگی؟ یه وقتا یه در تو دنیا هست ، که آدم رو از ریشه میسوزونه هر عشقی تموم میشه و میگذره ، ولی خاطرش تا ابد میمونه گاهی وقتا یک جوری بارون میاد ، که روح از تن دنیا بیرون میره یکی چتر شا و وا میکنه ، یکی پشت یک پنجره میمیره...منبع: http://heartbroken67. /
17971

ازهرچی بدت میادسرت میاد

شش مهرهزاروسیصدونودوپنج لوکیشن:کلاس بچه ترکه بودم باخودم عهدبسته بودم که هیچ وقت یه کاری نکنم که ازگذشته ام پشیمون بشم دیروزکه توماشین که به گذشته ام نگاه می دیدم سرتاسرش پشیمونی بوده ازالی گرفته تاانتخاب رشته ای که همش مایه عذابه برام...بهم میگه اگه ازگذشته ات پشیمون هستی حداقل یه کاری نکن که پشیمون تربشی هنوزامروزوفرداوپس فرداهم هستن ایناروحداقل دیگه اب نکن گه میشه بیمارستان باشه وتوتوش نباشی مگه میشه به شخص دیگه ای فکرکنی ویه دفعه یادالی نیوفتی ...مگه میشه!!!مگه میشه...!!!کاش می شد!!!امروزتوی اتوبوس مثل دیوانه هادنبال یه نفررفتم فقط به خاطراین که دانشجوی پزشکی بود...توی اتوبوس که نشستم دلم میخواست زجه بزنم ازگریه ...حساب ترمای باقی مونده تافارغ حصیلی منوبی قرارمیکنه...این ترم خودموباواحدای زیادخفه ومجبورم بیشترروزای هفته روبرم ...کاش وقتی زن عموم ازم پرسیدمیخوای چیکاره بشی هیچ وقت نمی گفتم میخوام بشم...دارم داغون میشم...منبع: http://rozneveshtehayedr. /
64769

روی میزت رو خالی کن

امروز میخوام نامه های اتوماسیون رو سر و سامان بدم گاهی میشه یک روزه کار چند روز رو انجام داد و بایگانی کرد و گاهی میشه یک سال نامه روی کارتابل شخصی بمونه. همه چیز بستگی به نگرش ما دارد. من معتقدم نزدیک به 70 درصد نامه ها و مکاتبات اداری غیرضروری و اتلاف وقت و انرژی هستند بهشون بها نمیدم من باید اونها رو مدیریت کنم نه اونها من رو. نامه ها و فایلهای غیرضروری و اضافی پیش به سوی recycle binمنبع: http://iamjavadrashid. /
39517

با وجود تمام ناعد ى،پزشک سالارى، یس سر نو سر گفتن ها،نا سزا شنیدن از همراهى،با همه اینا

همین ایناست که باعث میشه نصف شبى برگردم به مادر تخت روبرویى نگاه کنم بعد هردومون به بچه اش نگاه کنیم بعدشم یه لبخند عمیق واقعى بهم بزنیم بدون اینکه نیاز باشه حرفى زده باشیم و همین ایناست که باعث میشه در اوج خستگى و دو شیفت کارى پشت سر هم، یه جور حس شادى قلقلکم بده متوجهى چى میگم؟ پ.ن: این پست به علت عدم حوصله جهت تکمیل، سانسور شده است. منبع: http://nursebetty. /
149084

میشه ؟

میشه باشی ؟ میشه بشینی به پایه حرفام ؟من نیاز شدید به تایید دارم، میشه تاییدم کنی ؟ میشه بهم ب که درست میشه ؟ میشه سینم رو باز کنی رن رن ارو بیاری بیرون ؟ میشه باهاشون نقاشی بکشی ؟ جدا ؟! میشه بهم ب چی میخوای بکشی ؟ هر از گاهی از یه گوشش رو بهم نشون میدی ؟ میشه برام آهنگ کنی ؟ میشه بیای بیرون از سرم ؟ میشه بیای ببینمت ؟ میشه....میشه وجود داشته باشی ؟منبع: http://crescendo. /
4613

متن شعر آهنگ دلتنگی آبتین روحبخش

بنام آنکه هستی شیدای اوست ((شعر دلتنگی)) وقتی دلم می شه تنگ نفس برام می شه سنگ جلوم یه قاب پنجره بغض بزرگ تو حنجره خیره به نور خونه ها چشمای مات به دوردورا میخوای بری به اونجاها بدون من بدون ما وقتی دلم می شه تنگ نفس برام می شه سنگ وقتی دلم می شه تنگ نفس برام می شه سنگ بریدی پاهای منو نخواستی تو بودنمو نذاشتی راهی واسه من گذاشتی پا رو دل و تن منم برات کم ترین منم برات تلخ و همین با اینکه غمخوار بودم نخواستی قلب کبودم منم برات کم ترین منم برات تلخ و همین با اینکه غمخوار بودم نخواستی قلب کبودم می خوای بری باشه برو دوست نداری ما رو که تو دلم چقدر میشه تنگ نفس نگو میشه سنگ دلم برات می شه تنگ دلم برات می شه تنگ دلم چقدر میشه تنگ نفس نگو می شه سنگ دلم برات می شه تنگ دلم برات می شه تنگ ((سروده شده توسط آبتین روحبخش)) برای شنیدن این آهنگ به لینک پست پایین رجوع کنیدمنبع: http://taslimeoo2. /
3103

میشه بگی چرا

چرا باهام این کارو کردی میشه بگی چرا ش دیم میشه بگی چرا وقتی اونو فراموش کردی منم فراموش کردی میشه بگی چرا گفتی دوسم داری ولی بعدش رفتی میشه بگی چرا یهو عوض شدی میشه بگی چرا یهو اخلاق و حرف زدنت عوض شد میشه بگی چرا یهو سرد شدی میشه بگی چرا یهو بداخلاق شدی میشه بگی چرا دلمو خوش کردی میشه بگی چرا نزدیگ تولدم ولم کردی میشه بگی چرا تو پاییز و فصل دلتنگی ولم کردیمنبع: http://javad-takotanha. /
9911

٠٠:١١

میدونی چقد لذت بخشه که بتونی یه آدم دیگه رو خوشحال کنی؟؟؟ مثلا هم اتاقیات بگن ما اصلا نمیتونستیم این خوابگاهو تحمل کنیم تا با ندا آشنا شدیم. یا اینکه دوستت بگه گور بابای حرف بقیه من واسهرچی دوست خوبی مث تو رو از دست بدم؟ یا اینکه یکی دیگه بگه ببین تو اینقد در حق من خوبی کردی که من روزی هزار بار واسه اینکه تو دیگه ح خوبه خدا رو شکر میکنم. و لذت بخش تر از همه اینه که تو میدونی این حرفا واقعا از ته دلشون زده میشه و هیچ ریایی توش نیست. همه ی ایناست که باعث میشه تو خوبتر از روز قبلت باشی، که دیگه آدمایی که نباید مهم باشن واست واقعا دیگه از زندگیت بریزیشون بیرون و از همه ی این لحظه هات لذت ببری.خدایا شکرت بابت همه ی این حسا و وجود آدمای به این خوبی تو زندگیم
76059

دل گیر یا ذلگیر

ننمیدونم چه مرگمه.....نمیدونم فقط غصه دارم...نزدیکتر از همیشه به تو و دورتر از همیشه مگه میشه اینجور عاشق باشی وهیچی.... اینهمه دوست داشتن رو میشه تو دلت نگه داری و زبونت قاصر باشه از گفتنش؟ نمیدونم...نمیفهمم...فقط دیوونه ام..بی منطق تر از همیشه نمیفهممت...واقعا نمیفهمم با هر چیز ساده ای میشکنم...یا هر تلنگر کوچیکی میبارمو میبارم...به پهنای صورت وقتی به عکاس پشت دوربین فکر میکنم و لبخندی که از من دریغ میشه و برای اون.... سخت ترین روزهامه...خیلی سخت دیگه آهنگها و حرفها هم ارومم نمیکنه که هیچ...بدتر میشم...بدتر و داغونتر عمریه که بی تو موندم و حالا...نزدیکترین دوری رو تجربه میکنم نمیدونم چیو باور کنم...کدوم حستو درک کنم...عاشق ترین حساتو میگیرم و یهو... مث خوردن به دیواره نمیدونی جنس دیوار چیه...از نرم ترین پنبه هاست یا از سخت ترین بتونها و بدتر از همه اینه که وقتی با خیال پنبه ای بودن دیوار به بتون میخوری...چه دردی داره راستی ...دلم برات تنگ شده...خیلی...خیلی ببخش اگه دلتنگیام رو بروز دادم....... زندگی هم دیگه لبخند رو ازم گرفته...کارم از گریه هم گذشته اما لبخند؟؟؟؟؟؟ همای سعادتم انگار تو قفس کر ا گیر افتاده...طفلی من...طفلی تو.... عاشقی...بیقراری...دلم یه لحظه اروم نداره...جنون فک کنم همینه؟ چقدر اخلاقامون دور از همه...چقدر نامفهومیم برا هم چقدر عقایدمون با هم فرق داره...میشه بنظرت اینهمه دور؟؟؟؟؟؟ با اینهمه عشق؟ اما اینهمه عدم تفاهم؟ کارم ازین حرفا گذشته... درش ت شیشه دل احتیاج سنگ نیست...این شقایق با نگاهی سرد پ ر میشود به نگاهت که مال من نیست حسودیم میشه به اتاق خواب شونه هات که برای من نیست حسودیم میشه به عکاس پشت دوربین...به اونی که کنارت تو ماشینه...به اونی که بهش میخندی به اونی که تو بهش بله گفتی به اون کوچه ای که تو توش قدم میزنی به اتاقی که نفسهای تو و اون به هم میخوره به همه اون چیزایی که شاید تو هم بهش حسودی میکنی و به پیر شدن خودم که هر روز تو آینه یه مرد با چهره ش ته تر از روزای قبل رو میبینه به موهایی که حالا علاوه بر سفید شدن داره کم پشت میشه به روزهایی که معلوم نیست بیان یا نه به عشقی که سوخت و ندارمش و به همه نیازهایی که به تو دارم اما ندارمت....منبع: http://mylovemaryam2. /
9790

مهربون، خداحافظ

و باز امروز به مس گى و فانى بودن زندگى رسیدمو چقدر حالم بد شدو چقدر دلم برات تنگ میشه اى که آبجى بودی براى همه طایفهنمونه ای از سادگى و محبت تمام عیارچى بگم که همه خاطراتم ازت اون لبخندها و خنده هاى گرمت بود که لابلاشون فقط قربون صدقه مون میرفتىالهى بگردمبه هرکى میرسیدى حال هفت جد و آبادشو میپرسیدىتک به تک دونه به دونهخیلى غصه میخورم که با گذشت روزها خاطراتم ازت کمرنگ و کمرنگ تر میشه ولی مهم نیست مهم اینه که همیشه تو قلب مونی غمت همیشه ى همیشه ها از تلخ ترین غصه هاستخیلى دوست داشتمو دارماز ته ته ته ته دلم روحت شاده شادعزیز مهربونممنبع: http://hactambarayehamishe. /
52759

ینی میشه؟!

ینی میشه سال دیگه همه چیزایی که تو ذهنمه اتفاق افتاده باشه!؟ ینی میشه من داروساز شده باشم!؟ ینی میشه برم زبانمو پنج ترمی که مونده رو تموم کنم؟؟ ینی میشه برم سنتور یاد بگیرم؟! ینی میشه برم باشگاه تا وزنمو از پنجاهو هشت دوباره برسونم به پنجاهو دو؟؟؟ ینی میشه زبان کره ای مو دوباره برم ادامه بدم؟؛ ینی میشه من همه اهن برترجهانو بگوشم؟؟ ینی میشه همه اهن ال اندرو حفظ کنم؟؟ ینی میشه کل البومای کوهن گوش کنم؟! ینی میشه یاد بگیرم غذا درست کنم؟! ینی میشه برم خطمو درست کنم؟خخخخ ینی میشه همه به عنوان یه ادم موفق از من یاد کنن؟؟ ینی میشه بهترین ای جهان تموم کنم؟؟ ینی میشه کل شهرای ایرانو بگردم؟؟ ینی میشه شاهنامرو بخونم؟؟ ینی میشه همه چی خووب شده باشه؟؟؟! ینی میشه همه چی حل شده باشه؟؟؟ ینی میشه دیگه صدای این گزبه تو حیاط نیاد!؟ ینی میشه من دیگه از گربه نترسم؟! ینی میشه من سربلند بشم؟؟؟؟؟ ینی میشه برم کربلا؟! ینی میشه برم مشهد؟! سنی میشه یه روز برم کره؟! ینی میشه سال دیگه کل کتابهای شریعتیو ویکتورهوگو و مطهریو خونده باشم؟؟ ینی میشه سال دیگه صد کتاب برجهانخونده باشم؟! ینی میشه یه بار قرانو معنیاشو بخونم؟؟ ینی میشه یه بار کل خطبه های نهج البلاغه رو بخونم؟؟ ینی میشه هرازمونی که میدم از قبل امیدوار تر بشم؟؟ ینی میشه برم تنیس یادبگیرم؟ ینی میشه برم اون مغازه سنتیه همه دستبند انگشتر ساعت گردنبند سنتیاشو ب م؟؟ ینی میشه یه بار کل کافی شاپ ای شهرو امتحان کنم؟؟(البته اینو فک نکنم اخه همیشه به جلبک منو مایده چسبیدیم به یکیشون
83910

سرما

سرما و گرما باهم بوجود اومدن ، همیشه مکمل هم بودن و همیشه جایی که باید خودشون باشن نقش مهمی دارن . اما یک وقتایی بر اثر ی اتفاقایی گرما مرخصی میگیره و میره تا سرما جاش بیاد سر پست ! اونوقته که ی ری مشکلات بوجود میاد ، مثلا... مثلا چایی که سرد میشه خوب نیست ! یا غذایی که سرد میشه جذاب نیست ! مثلا کانون خونواده که سرد میشه خوب نیست ! مثلا وقتی عرق سردی روی پیشونیت میشنه خوب نیست ! مثلا وقتی تو باهام سرد میشی خوب نیست ! این آ ی ...این آ ی خیلی سخته حتی وقتی گرما برگرده سرجاش این کاری که سرما با ما کرده درست بشو نیست که نیست ! مثلا نوشابرو ببین ! گرمش کن ! گرمش کن !! سردش کن ! مزش چطوره ؟ مدتیه که سرما سر جای خودش اومده و حس همه جارو زیر چتر خودش برده ، اما تو این سرما یک گرمای دلنشینی میتونست باشه ، گرمای دست تو ، گرمای آغوش تو ، اما...اما...گرما این روزا نیست ...نیست...نیست ! دقیقا تموم انقلاب و کشاورز و ولیعصر گشتم اما گرمای دستی رو نداشتم ! خو گرفتم به سرما و منزوی شدم ! میگن وقتی گربه ها توی سرما یجا ثابت میشن یخ میزنن ، باید دنبالشون کنی تا راه برن و گرم بشن ! ولی من اینقدر دنبال گرمای تو ، تو خیابونا راه رفتم که از سرما یخ زدم عشق من منبع: http://mrkahrobaee. /
51071

♥سال ها گذشت...♥

♥سال ها گذشت...♥ ✘فهمیدم همیشه اونى که میخواى نمیشه!✘ ✖فهمیدم هر ى که باهاته ا اماً "دوستت" نیست!✖ فهمیدم ى که تو نگاه اول ازش بدت میاد یه روزى میشه صمیمى ترین دوستت و بلع !✔ ↩فهمیدم که بى تفاوتى بزرگ ترین انتقامه...↪ ∞∞تنفر یه نوع عشقه، دلخورى و ناراحتى از میزان اهمیته!∞∞ ☜غرور بزرگ ترین دشمنه،☞ ▼▼خدا بهترین دوسته و خانواده بزرگ ترین شانسه!▼▼ ★★عشقی که دلت رو گرم کنه بالاترین ثروتهاما این دوره زمونه همه فقیرن...★★ ⇦آسایش بهترین نعمته...!⇛ فهمیدم "رفتن" همیشه از روى نفرت نیست...ⅱⅱⅱ ◀هرکى زبونش نرمه دلش گرم نیست!▶ ↕هرکى اخلاقش تنده، جنسش سخت نیست!↕ ↗هرکى میخنده، بدون درد و غم نیست!↖ ↘ظاهر دلیلى بر باطن نیست...↘ فهمیدم ى موظف به اروم ت نیست...∷∷∷ فهمیدم جنگ با خیلیا اشتباهه محضه...✖✖✖ فهمیدم خیلى موقع ها خواسته هات، حتى باگریه و ماس، انجام شدنى نیست... فهمیدم گاهى اوقات تو اوج شلوغى تنهاترینى! گاهى اوقات دلت تنگه اون آدماى دوست داشتنى سابق میشه... گاهی اوقات صمیمی ترین ت میشه غریبه ترین آدم! گاهی اوقات با همه وجودت یو دوس داریو اون نمیبینتت... گاهی اوقات باید رفت، باید دل کند، باید گذشت، ...منبع: http://tarrahiman. /
85657

آینه.....

بعضی چیزا خیلی مهمتر از اینن که بتونی بگی بعدا !!!بعضی چیزها خیلی درناک تر از اینن که بتونی بگی بع شاری که بعضی ادمها وارد میشه خیلی مهمتر از اینه که بتونی بگی بعداحتی بعضی قول ها خیلی مهمتر از اینن که بتونی بگی بعدا !!!! وقتی مثل همیشه واسش لطف میشه وظیفه و وظیفه میشه حق و حق میشه طلب وقتی اگه ماهم واسش از اسمون بیاری ، باز وظیفه ت بوده ، وقتی از همه ی ناراحتی و وجودت بگذری واسه رابطه و این وظیفه ت باشه !!! و اونی که هیچوقت انجام نمیده ، " اشتباه " کافی ش باشه ... وقتی دلسردی تو همه ی وجودت موج میزنه وقتی فرار از اشتباه و خودخواهی الفبای رفتارشهوقتی ا شب باز شنیدن طلبکاری ، ش ، نفهمیدنش ، هیییییچ شدن همه ی تلاش روزت ، تو رو به مرز سکته ببره ، وقتی تماس بگیری یه غمی رو شریک بشی و بهت بی احترامی بشه که چرا تماس گرفتی وقتی پشت بندش حال بدت ، بدتر وبدتر شه ، جلوی مهمونا ابرو داری کنی ، بعدش بری تا بیهوشیپدرت دست تنها بترسه ، بری و .... وقتی ح بهم بخوره که باهاش درد و غمی رو شریک شی که خودش باعثشه وقتی حتی نمیفهمه تو بیمارستان چه حالی بودی و چجوری بردنت !و واسه پیام ندادن بخواد بااااااز هم تلخی بسازهوقتی خودخواهی و همیشه نفهمیدنشحتی به همون سر سوزن حس نگرانی ش بچربه که با یه پیام ه بی خود و پر از فاز اول صبحت و مثل همیشه اب کنه و نرسه به جایی که : یه عاشق حال عشق رو میپرسهیه مرد نگران حال زنش میشه وقتی نتیجه ی خونه زنده موندن کافیه.... وقتی هیچ وقت ، روی یه ادمی ،نه رو حضورش و نه رو حرفش و نه رو درکشنشه حساب کرد ، وقتی دروغ هزار تاا توجیه داشته باشه ، وقتی راجع به هیچ چیز نشه باهاش حرف زد وقتی تو خودت ریختن ه همه ی حرفا و لبخند ردن بشه تنها راه آرامش ظاهری رابطه ی ... انگشتات و بذار جلوی اینه ببینم میتونی بیچارگی ت و بشمری؟؟؟منبع: http://suicide04. /
73986

شرمنده ایم..... ✘

سرشماری:سلام مادرجانمیشه لطفا بیای دم در؟سلام پسرم...بفرما؟از سرشماری مزاحمت میشم.مادر تو این خونه چند نفرید؟اگه میشه برو شناسنامه هاتونو بیار که بنویسمشون...مادر آهسته و آروم لایِ در رو بیشتر باز کرد...سر و ته کوچه رو یه نگاهی انداخت...چشماش پراشک شد و گفت:پسرم، قربونت برم، میشه مارو فردا بنویسی...!!!؟؟؟مأمور سرشماری، پوزخندی زد و گفت:مادر چرا فردا؟مگه فردا میخواید بیشتر بشید؟برو لطفاً شناسنامت رو بیار وقت ندارم.آخه...!!!پسرم 31 سالِ پیش رفته جبهه...هنوز برنگشته...شاید فردا برگرده...!!!بشیم دو نفر...!!!میشه فردا بیای؟؟؟توروخدا...!!!مأمور سرشماری سرش رو انداخت پایین و رفت...مغازه دار میگفت:الان 29 ساله هر وقت از خونه میره بیرون،کلیدِ خونش رو میده به من و میگه:آقا مرتضی...!!!اگه پسرم اومد، کلیدرو بده بهش بره تو...چایی هم سرِ سماور حاضره...آخه خستس باید استراحت کنه... شرمنده ایم..... ✘شادی روح همه اونایی که از جان خودشون گذشتند و رفتند تا ما باشیم رجز خوانی بشیم نوچه دیگران ...درود بر ی وطن ...شرمنده ایم...منبع: http://6-9-80. /
46008

٢٠١

^__^ بازم این وبُ مرور :( وقتی هی مرور میکنم بیشتر بِ عمق فاجعه پی میبرم ... اینکه چقد دردناکن روزام :) اینکـه من دختر نازپرورده یِ بابایی دختر لوس ِ فامیل ، چی شد ک انقد صبور شدم ؟؟ وقتی دلنوشته هامُ میخوونم یاد ِ اون روزا برام تازه تر میشه ُ میبینم نَ هنوز این زخم برام کهنه. تشده هنوز تازس... چرا هر روز بیشتر از دیروز میخامش ؟ چرا هرچی بیشتر ک میگذره بیشتر میفهمم چی ب سرم اومده ؟ برام سخت تر میشه؟؟ خدایا ! با خوشبختیش جوابِ صبوریامُ میدی مگه ن؟ چ با من چ بی من... حالش خوب باشع .. فقط همین * حالم بده :)منبع: http://fatemenicee. /
94620

٢٠١

^__^ بازم این وبُ مرور :( وقتی هی مرور میکنم بیشتر بِ عمق فاجعه پی میبرم ... اینکه چقد دردناکن روزام :) اینکـه من دختر نازپرورده یِ بابایی دختر لوس ِ فامیل ، چی شد ک انقد صبور شدم ؟؟ وقتی دلنوشته هامُ میخوونم یاد ِ اون روزا برام تازه تر میشه ُ میبینم نَ هنوز این زخم برام کهنه. تشده هنوز تازس... چرا هر روز بیشتر از دیروز میخامش ؟ چرا هرچی بیشتر ک میگذره بیشتر میفهمم چی ب سرم اومده ؟ برام سخت تر میشه؟؟ خدایا ! با خوشبختیش جوابِ صبوریامُ میدی مگه ن؟ چ با من چ بی من... حالش خوب باشع .. فقط همین * حالم بده :)منبع: http://fatemenicee. /
309344

دلم برای ...

دلم برای تمام روزهایی که صبح لاک میزدم و ظهر پاک می تنگ میشه .دلم برای اون سبزم که وسیله های خیاطی م رو توش میریختم و میرفتم کلاس تنگ میشه .دلم برای زیر بارون تنهایی قدم زدن و آرزو های خوب تنگ میشه .دلم برای این توهم که بعضی شب ها بریم بیرون و قدم بزنیم و حرف بزنیم تنگ میشه .دلم برای گل ها و کادو هایی که نگرفتم تنگ میشه .دلم برای اون آدم شاد و سرحال و خوش خنده ای که بودم تنگ میشه ، من دلم برای خودم تنگ میشه !
2285487

سخن کوتاه

داریم به سمتی میریم که بی حیایی میشه مد بی ابرویی میشه کلاس دود میشه تفریح رابطه با نامحرم روشنفکری گرگ بودن رمز موفقیت بی فرهنگی میشه فرهنگ خوردن حق دیگران میشه زرنگی بالا ه ما به کدام سمت میرویم خداوندا
1510905

آرزو...

میشه روزامون رنگ بهار بشه.... میشه ارزوی محالمون حالمون بشه.... میشه صبحا توی باغ گل بیدار بشیم... میشه؟
252243

دلش ته

چیزی مثل برق تو قلبت جمع میشه بعد میاد از تو دستات رد میشه و میره بیرون. یه بار. دو بار. سه بار تکرار میشه. با نفس کشیدنات نبض میگیره و نفستو تنگ میکنه. رفت و آمدش تموم که میشه پشت پلکت آب جمع میشه. زیاده و اگه خیلی جلوشو بگیری هم چشمات نمدار میشه. آدم در این وضعیت نه حرفش میاد نه کارش نه اشتهاش. آدم در مظلوم ترین وضعیت ممکن قرار میگیره. خیره به پایین، بغض کرده و... دلش ته!
81022

بیمزه ها

علی کوچولو از خواب پا میشه میبینه مامانش نشسته رو شیکم باباش و داره تند تند بالا پایین میپره یهو میگه: مامان داری چیکار میکنی؟ مامانش هول میشه میگه: هیچی عزیزم. شکم بابات گنده شده بود دارم بادش رو خالی می کنم. علی میگه: مامان جون این کارا فایده نداره چون فردا که بری سر کار دوباره پایینی میاد خونمون با دهنش تو شکم بابا فوت میکنه یارو رفت مهمونی . به بچه گفت: بابات کجاست؟ بچه گفت: . مامانت کجاست؟ گفت: یارو: چیکار میکنند؟ بچه: بستنی میخورن یارو: ازکجا فهمیدی؟ بچه: آخه بابام به مامانم گفت تا شل نشده بزار دهنت خانوم معلم پدر شاگرد رو میخواد و میگه : بچه تون تو دفترش نوشته : من ک و ن را دوست دارم پدر میگه : بچه س دیگه... *س ندیده منبع: http://paani9393aa. /
1356055

عطسه...

هم آزمایشگاهیم الرژی داره و ان چنان عطسه میکنه که حس میکنم تمام میزش خیس میشه... دستاش خیس میشه....جزوه هاش خیس میشه...همه در و دیوار خیس میشه.... :(
222060

میشه لطفا...؟

میشه ریا کنید؟ میشه لطفا کارهای خوبتون رو توی بوق و کرنا کنید؟ میشه اصلا برای ریا هم که شده بیشتر کار خوب کنید؟ میشه انقدر خوبی هاتونو داد بزنید که خوبی ها وظیفه و عادت بشن، نه لطف و از خودگذشتگی؟ میشه انقد از خوبی هاتون بگید تا دنیا زیباتری داشته باشیم؟ تا ما چشممون به دیدن خوبی ها عادت کنه؟ تا از دیدن اینهمه خوبی انرژی برا حرکت، برا زندگی بگیریم؟ میشه ریا کنید تا ما هم خوب بودنو کار خوبو یاد بگیریم؟ تا از دیدن خوبی هاتون لذت ببریم و دنیا رو زیباتر از همیشه ببینیم؟ میشه مخفی خوبی ها رو خوب ندونید؟ میشه خوبی هاتونو داد بزنید؟ میشه ریا کنید؟ میشه ؟ از سری تز های لیلی :) پ.ن: روزنوشت
193283

today

این روزا میشکنم ....میلرزم.....له میشم....غرورم جریحه دار میشه....بغض خفم میکنه...اما نمیدونم چرا نمیتونم حرف بزنم ...لال میشم...اشکام نمیاد...ی روز میگفتم خدایا عشقو میشه ب منم نشون بدی ...میشه حسش کنم میشه لمسش کنم....ی روز فکر می .. اگه دلم بلرزه ینی عاشق شدم اما این روزا عجیب داره بهم ثابت میشه دلت بلرزه ینی تمومی....
178414

خدایا میشه باهام حرف بزنی؟

خدایا من خسته ام میشه باهام حرف بزنی؟؟نمی خوام من بگم... می خوام تو بگینمی خوام عربی بگی... می خوام فارسی بگیمیشه من گریه کنم تو نازم کنی؟؟میشه امشب خواب .. انی رو که دلم براشون تنگ شده رو ببینم؟پس چرا .. تی ... چرا هیچی نمی گی؟؟خدایا چرا هر کی که دوسش دارم یا میمیره یا میره و میگه...برا همیشه خداحافظ؟؟؟ خدایا تو بهم بگو چجوری میشه که دلم تنگ ... میشه قلبم کوچیک میشه ... راه نفسم بسته میشه ؟؟؟خدایا خواهش میکنم باهام حرف بزن فقط فارسی یه چیزی که من بفهمم آروم بشم #اکرم_دودانگه_خدایا_میشه_باهام_حرف_بزنیمنبع: http://a-dodange. .. /
1810520

حسود آسوده

حسودیم میشهحسودیم میشهحسودیم میشهدوست دارم داد بزنمحسودیم میشهدر آن واحد هم حرصم گرفته حسودیم میشههم خندم گرفتهاز ع العمل بچه گانمهه هه هه: ))))))
32936

یاد

_ مأمور سرشماری : سلام مادرجان ٬میشه لطفا بیاین دم در؟ + سلام پسرم... بفرما ؟ » از سرشماری مزاحمتون میشم. مادر توی این خونه چند نفرید؟ لطف کنید شناسنامه هاتون رو بیارید که بنویسمشون. _ مادر آهسته و آرام لایِ در را بیشتر باز کرد ٬ سر و ته کوچه را نگاهی انداخت ٬ چشمانش پر از اشک شد و گفت: پسرم، قربونت برم، میشه مارو فردا بنویسی!؟ _مأمور سرشماری، خنده ای کرد و گفت: مادر چرا فردا ؟مگه فردا میخواید بیشتر بشید!؟ برو لطفاً شناسنامت رو بیار وقت ندارم. مادر به مأمور گفت : آخه...!!! پسرم 31 سالِ پیش رفته جبهه ٬ هنوز برنگشته ٬ گفتم شاید فردا برگرده ٬ بشیم دو نفر. میشه فردا بیای؟؟؟ تو رو خدا...!!! _مأمور سرشماری سرش را پایین انداخت و رفت. _ مغازه دار می گفت: الان 29 ساله هر وقت از خونه میره بیرون، کلیدِ خونش رو میده به من و میگه: آقا مرتضی...!! اگه پسرم اومد، کلید رو بده بهش بره تو ٬ چایی هم سرِ سماور حاضره ٬ آخه خسته س باید استراحت کنه... ......................................................................... ما و شما ٬ هوای مادران و خانواده های را داریم ؟ روح دلیرمردان سرزمینمان شاد .....منبع: http://gazeborkhar3000. /
108182

دلم برات تنگ میشه ..على عبدوالمالکى

وقتی هوا ابری وقتی هوا صاف وقتی چشام داره رویات و میبافه دلم برات تنگ میشه وقتی دلم تنگه وقتی دلم ره وقتی یکی داره از زند م میره دلم برات تنگ میشه برگا میریزه بارون که میباره وقتی یکی میگه خیلی دوسم داره دلم برات تنگ میشه روزای بارونی وقتی هوا سرده وقتی یکی میگه میره که برگرده دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه وقتی یکی رو من چشماش میبنده وقتی یکی داره مثل تو میخنده دلم برات تنگ میشه هر موقع میبینم جات خالیه پیشم هر موقع با گریه از خواب پا میشم بغضم که می ره حالم چه بد میشه هر کی از این کوچه با خنده رد میشه دلم برات تنگ میشه برگا میریزه بارون که میباره وقتی یکی میگه خیلی دوسم داره دلم برات تنگ میشه روزای بارونی وقتی هوا سرده وقتی یکی میگه میره که برگرده دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشه دلم برات تنگ میشهمنبع: http://mohammadsheytoonak. /
1132249

ماه رمضان از کی شروع میشه؟

ماه رمضان از کی شروع میشه؟ ماه رمضان از کی شروع میشه؟ ماه رمضان از کی شروع میشه؟ ماه رمضان از کی شروع میشه؟ ماه رمضان از کی شروع میشه؟ ادامه مطلب
1973262

اسفند

اسفند با بارون و هوای بهتر شروع شدمیشه لطفا حال و هوای دل مارو هم خوب کنی؟ میشه برامون اتفاقای خوب بیفته؟ خونه برامون پیدا شه ؟ میشه به دلمون آرامش برسه و کمتر استرس داشته باشیم؟ میشه پاندا کمتر مسکن بخوره؟ من کمتر کاغذ خط خطی کنم؟ میشه کار پاندا درست شه و همه دغدغه ها تموم بشن؟میشه اسفند برامون یه ماه خاطره انگیز بشی؟
1343613

غرق شدم..

شبا نباید تنها باشى. تاریک که میشه، انگار تنهایى هم زورش بیشتر میشه. روزا چون نور هست، تنهایى قایم میشه، زیر تخت، توى کمد، یا حتى لاى کتابا... اما شب که میشه، میاد رو به روت میشینه. توى چشمات زُل میزنه،اصلنم خج نمیکشه... سعى کن تو توى چشماش خیره نشى وگرنه غرقت میکنه.
1304617

رادیو

ینی میشه من رادیو رو پاس شم؟با ی نمره ی معقول؟ینی میشه؟+فردا امتحانمو بدم دیگ فقط یکی میمونه ک عملی رایانس و فک میکنم راحته...+چرا امتحانهای همه ی ا تموم شده فقط ما موندیم؟نمیدونم چ مدلشه ک زودتر از همه کلاسامون شروع میشه دیر تر از همه تموم میشه...
56530

چرخه ی سرطان زندگی

سرطان جزئى از زندگیه! تشعشات رادیوایزوتوپ ها در وهله ى اول به بافت هایى بیشتر آسیب میرسونن که سریعتر تقسیم سلولى میکنن. مثل مغز استخوان، ارگان هاى جنسى یا جنین در شکم یک خانم باردار. وقتى این اتفاق بیافته ریسک ابتلا به سرطان زیاد میشه. سلول هاى سرطانى از سلول هاى معمولى سریعتر تقسیم میشن. برای درمان سرطان باز باید بهشون پرتو ت ده بشه تا نابود بشن. (چون سلول های معمولی آهسته تر تقسیم میشن، بعضا سرطان درمان میشه.)منبع: http://taraaj. /
120918

دلتن

یه دلتن ایی هست... که فکر میکنی با شنیدن صداش تموم میشه... که فکر میکنی با دیدن ع اش تموم میشه... که فکر میکنی با مرور خاطراتش تموم میشه... ... که فکر میکنی با دیدن خوابش تموم میشه... ... اما نمیشه... فقط بیشتر میشه... فقط به دلتن بی قراری هم اضافه میشه... یکم که بگذره... بغض دیگه دست از سرت برنمیداره... این دلتن ... فقط با دیدن چشماش... فقط با گرفتن دستش... فقط با در آغوش کشیدنش... فقط با... بوسیدنش... تموم میشه... اونم فقط برای چند ساعت یا چند روز... ... فقط دلتنگم... همین! منبع: http://royaye-mahtabii. /
57484

کودک درون من کجاست؟

بردیا میگه مامان با من فوتبال بازی می کنی؟ - آره مامان، بذار اول کارهامو انجام بدم( تمیز آشپزخونه، درست غذا...) با خودم فکر می کنم از کی اینقدر بزرگ شدم که بازی برام اولویتش را از دست داد، چه اهمیتی داره ظرفها یه شب توی ماشین گذاشته نشه، آشپزخونه تمیز نشه و غذا هم تخم مرغ بخوریم.. کودک درونم کجاست؟؟!! چی میشه که توی مهمونی با همسن و سالها حرفهای تکراری زدن، جذاب تر از بازی با بچه ها میشه... یادم میاد کلاس دوم یا سوم دبستان بودم، دختر و دختر که ٥ سال از من بزرگتر بودن برنامه کودک نگاه نمی و با هم حرف می زدن، با خودم می گفتم چه جوری ممکنه ی برنامه کودک براش اولىیت نداشته باشه و حالا سالیان سال هست که بزرگ شدم... بردیا را کلاس شنا میارم و من غرق در افکلر و موبایلم هستم، دیدن بازیهای ک نه بردیا من را توی ک نه هاش شریک می کنه. باید شهد شیطنتهاشون را با با جان نوشید ... فوتبال بازی کردیم ، عالی بود... منبع: http://koochehayezehn. /
1117648

چی میشه خدا؟

خدا چی میشه بگی یه آرزو کن من بگم ی ساعت بغلش کنم بعد بمیرم تا آمین گفتم برآورده بشه چی میشه خدا ؟
3824

شعله ورم کن....

مگه میشه تو رو ببینم و جون نگیرم مگه میشه از تعریف و تمجیدات سیر شم مگه میشه ذووق نکنم وقتی بهم لبخند میزنی مگه میشه وقتی داری برنامه هاتو باهام هماهنگ میکنی و برام از کارات میگی کیف نکنم مگه اصلا میشه لاشی و من عاشقت نباشم دستم و بگیر خدایا ممنونم ازت منبع: http://mitoonamman. /
1061081

اوتیسم

میگن نوزادی یه تا یک ماه اول یه جور اوتیسم داری بعدش ح خوب میشه چرا واقعا؟ چرا واقعا تا حالا راجع به این فرایند تحقیق نشده چه هورمون هایی در بدن ترشح میشه چه اتفاقی میافته که اوتیسم عوض میشه و حالش خوب میشه
70191

پول برق را باید بدهیم پول آب را جدا

تابستون میشه آب قطع میشه برق قطع میشه و فلان. زمستون میشه گاز قطع میشه و فلان. پول چی و می گیرن دقیقا؟ خب مسلمه هوا سرد میشه مصرف گاز میره بالا دیگه . یعنی واقعا خبر ندارن؟ خودم و اینجارو عرض نمی کنم . عزیزان شمالی رو میگم . که بی گازن یه عده شون .منبع: http://jamaandeh. /
230999

من و دل گر فدا شدیم چه باک...

یعنی میشه یه روز ع اتو ببینم قلبم مچاله نشه؟میشه ع اتو ببینم بی تفاوت رد شم؟ میشه یعنی لست سینتو چک نکنم؟ میشه یه روز اینستای تو و آدمای مربوط به تو رو در جستجوی ع تو و فهمیدن حال و هوای این روزات چک نکنم؟ خدایا، تو شروعش کردی، من نخواستم، خودت استارت این داستانو زدی، میشه خودت تمومش کنی؟ --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- +هزار بار اومدم تبریک بگم تولدتو، اما لحظه آ جلو خودمو گرفتم!
2354860

میشه؟

میشه جوابمو بدی؟ میشه جوابمو بدی بدون اینکه نقش بازی کنی؟ میشه یه بار، به آدمای دور و برت، اون نگاهی رو نکنی که توی محیط کارت میکنی؟ میشه بهم به چشم آدمایی که واسه پول شویی میان پیشت نگاه نکنی؟ الاغ! میدونم داری میخونی اینجا رو! امیدوارم چوب تو ت بره که اینقدر لوس میکنی خودتو. با دست پس میزنه با پا پیش میکشه! امیدوارم امروز اشتباهی رو چوب بیفتی و چوب تو ت بره. بخندیم بت :)
15424

یه روزی میرسه

یه روزی میرسه از اتاقم میاد بیرون همه یه دفعه از جاشون پامیشن ! اما دیگه متاسفم ! نتونستم نجاتش بدم همه وأج وأج میمونن چی شد ؟! یه دفعه مامانم میزنه زیر گریه بقیه ارومش میکنن گریه نکن یادته چقدر دعوام میکردی یادته نمیزاشتی ازاد باشم میبینی ؟! امیدم به بزرگ شدنم بود ! دیدی رفتم !؟ به بزرگی نرسیدم ؟! آره وأی بابا چرا ناراحتی ؟!گریه نکن ! مرد که گریه نمیکنه یادته میگفتی حواست به درست باشه ؟! یادته میگفتی چقدر سرت تو مبایلته !؟ خــــب ببین دیگه رفتم ! دختربابایی رفت ! همون روز میشه که غسلم میدین ! یکی میاد زمینو میکنه هی میکنه ! میارنم میزارنم زیر زمین چه خوبه اینجا چه ارامشی داره بدنم سرده اخیش خاک ریختن روم یه زره گرم شدم همون روز میشه که ع مو قاب میکنین یه ربان سیاه میره اون گوشه برام ما درست میکنین حلوا هم هست همون روز همه فامیلا میان چه شلوغ شد ... ولی ... من دیگه نیستما !!!منبع: http://javad-takotanha. /
358490

عنوان رفته گل بچینه :دی

یک روز که داشتم در سواحل مدیترانه ای بیان وب گردی می متوجه کلمات عجیب و غریبی در وبلاگهای دخترا شدم که پس از مطالعات فراوان تونستم ترجمه اشان کنم :دی و تصمیم گرفتم که دیکشنری ای بنویسم تا متوجه بشوند مردمانی که میشنوند این کلمات عجیب و غریب را :دی وفی الحال توجه شمارا به چند تن از این کلمات جلب مینماییم :دی هیشی : ترجمش میشه هیچی ددابظ / اودابظ :ترجمش میشه خداحافظ بولو لو لو : ترجمش میشه تولدت مبارک دلام دلام : ترجمش میشه سلام عسد : ترجمش میشه است داداچ :ترجمش میشه داداش پنشتن : ترجمش میشه پنج تن و....
1915913

میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا میشه بهش بگی تمومش کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بسمهمیشه بهش بگی باهام روراست باشه؟؟؟؟؟هیچی ازش نمیخواممن فقط میخواستم تنها نباشه وارومش کنماما نخواستبه قول رفیقم ما اندازه ی 50 سال عذاب کشیدیم خدا جونمبسه بسه بسه..........................................

صبح میشه این شب