ما دوتا


227094

اهنگ به منو دورو بریام دوتا بال داده حسین ابلیس

آهنگ دم دنیا گرم آهنگ دوتا بال داده اهنگ حصین به نام به منو دورو بریام دوتا بال دادهحسین ابلیس دوتا بال دادهاهنگ دم دنیا گرم آهنگ حصین ابلیس دوتا بال داده آهنگ دم دنیا گرم که تاحالاش حال دادهدم دنیا گرم که تا حالاش ادامه مطلب
424204

گیم پلی دوتا ۲ dota

پاریس کوچولو گیم پلی دوتا ۲ dota دوتا ۲ , dota 2 , 2017 , پاریس کوچولولینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p |
736

رفاقت نخی

بسم الله الرحمن الرحیمسیگاری ها وقتی به هم میرسند و آتیش به هم قرض میدهند یک طوری برخورد میکنند که انگار ده سال است همدیگر را میشناسنددوتا آدم سیگاری وقتی میروند یک گوشه خلوت و با هم سیگار میکشند را دیده اید؟عجب دنیایی دارند مثل دوتا رفیق فابریک رفاقت های نخیرفاقتی که با یک نخ سیگار بر قرار است این یک نخ سیگار چنان این دوتا آدم را به هم پیوند میدهد که شاید هیچ چیز دیگر نتواند دوتا آدم را به این زودی به هم نزدیک کندگاهی به سیگاری ها حسودی ام میشود ، وقتی به سیگار پک میزنند انگار تمام غمها را دود میکنند و از شان میفرستند بیرون. سیگاری ها برای خودشان خ دارند که ما غیر سیگاری ها ممکن است نداشته باشیم ..نکته دان.منبع: http://noktedan. /
102062

این خست ناگذرا ..

بعد ی روز مض ف چیزی ب جز ی موسیقی بیکلام خوب یا ی آرامشبخش واس آروم شدن نمیشناسم ، یعنی میشناسم ها ولی فقط همین دوتا رو دم دست دارم .. ، اکثرا اینطوره .. ؛ اگه گزینه های دیگه ای هم باشن همیشه این دوتا جز بهتریناشون میمونن ..منبع: http://hoze-mahi. /
114570

دوگره....

دو تا گره خیلی بزرگ تو زند م ایجاد شد به دست خودم اما این دوتا گره بزرگ، منو بزرگ کرد منو صیقل داد منو ساخت این دوتا گره که همچنان باهامه، هرروز حواسمو به زند جمع تر میکنه یادم میاره که چقدر باید مسوولیت پذیر تر از این که هستم باشم که کاری نکنم که بعدش بگم از ماست که برماست اما باوجود همه اینا نمیدونم بگم اگه برگردم عقب، اجازه میدم این دوتا گره دوباره تو زند م ایجاد بشه یا نه؟ چون اگر این دوتا گره تو زند م ایجاد نمیشدن من خیلی بچه تر ازین حرفا بودم و شاید چند جا دیگه اشتباه می اشتباهات خطرناک و کلا مسیر زند م اینی نبود که الان هست کلا یک مهتاب دیگه میشدم در یک مسیر دیگه ازطرفی هم اگه این گره نبود خب خیلی اروم تر بودم خیلی شادتر ازین که هستم بودم اما یک شادی پوچ من شادیمو دادم تا بزرگ بشم ازین دوتا گره هییییییییچ جز خودمو خدا خبر نداره منبع: http://shatalap. /
48222

این خستگی ناگذرا ..

بعد ی روز مض ف چیزی ب جز ی موسیقی بیکلام خوب یا ی آرامشبخش واس آروم شدن نمیشناسم ، یعنی میشناسم ها ولی فقط همین دوتا رو دم دست دارم .. ، اکثرا اینطوره .. ؛ اگه گزینه های دیگه ای هم باشن همیشه این دوتا جز بهتریناشون میمونن ..منبع: http://hoze-mahi. /
470496

هذیان های تب کرده ی بی سرو پا

-دیوانه هنوز براش گریه میکند -رنج ز میکنم! -مثل ندارد. -خاطرات صددرصد واقعی یک دلتنگ وقت..! -ویفر -گل ها فسرده بود -توی کاشی هاش نوشته بود علی -امروز مستیم ای پدر -من و دلتنگ و این شیشه ی خیس - تک تیر انداز پلیس شهروند -پس کی؟کجا؟چگونه؟ -درود بر تو! -مردی اگرت هست..!!! -لوکیشن! -حواسم نبود که.. -سوت بلبلی -دوتا خسته،دوتا تنها،دوتا عابر توی شب ها -چک چک -نیمه اسفند -اتل و متل بهار بیرونه مرغ تو باغش میخونه -فوبیا -صحرای شنی. شن صحرایی. جیب صحرایی. صحرای جیبی. شن -بابا باری باری بارا بابا -لریان -بحران بی مدیریت -مردم! -اونو! -فقط یک شات لنتی!!! -تو -تو -تو -تو
368672

یک شب سرد

یک کیسه من خوراکی یدم یک کیسه او...کار همیشه مان هست....ولمان کنند فقط سبد برمیداریمو در قفسه ها دنبال خوشمزه ها...یادمان رفت قاشق بستنی برداریم...رفت بیاورد که چهارتا آورد...گفتم دوتایش را ببر سر جایش حرام است...خندید که بابا دوتا قاشق پلاستیکی است خودش گفت هرچقدر میخواهی بردار....گفتم خب می خواهی بیاوری بیاور اما من استفاده نمیکنم...گفت خب من ببرم زشت است که...گرفتم گفتم بده من... همان طور که راه میرفتم غر هم میزدم که دوتا مشما خوراکی یدیم لنگ دوتا قاشقیم؟ ...بردم گفتم ببخشید اضافه برداشته بودیم...فروشنده اش خندید...آمدم...گفت چه گفت؟ گفتم هیچی خندید...گفت الان میگوید آن یکی دغل بود!
396418

هدف آرزو

برای منی که هنوز نمیدونم هدف چیه ؟ آرزو چیه ؟ همیشه این دوتا قاطی میشه حس میکنم رابطه این دوتا مثل تخم مرغ عسلی میمونه آیا  این آرزو که هدف میسازه یا هدف که آرزو رو میسازه اول مرغ بود یا تخم مرغ
36506

دوگره....

دو تا گره خیلی بزرگ تو زندگیم ایجاد شد به دست خودم اما این دوتا گره بزرگ، منو بزرگ کرد منو صیقل داد منو ساخت این دوتا گره که همچنان باهامه، هرروز حواسمو به زندگی جمع تر میکنه یادم میاره که چقدر باید مسوولیت پذیر تر از این که هستم باشم که کاری نکنم که بعدش بگم از ماست که برماست اما باوجود همه اینا نمیدونم بگم اگه برگردم عقب، اجازه میدم این دوتا گره دوباره تو زندگیم ایجاد بشه یا نه؟ چون اگر این دوتا گره تو زندگیم ایجاد نمیشدن من خیلی بچه تر ازین حرفا بودم و شاید چند جا دیگه اشتباه می اشتباهات خطرناک و کلا مسیر زندگیم اینی نبود که الان هست کلا یک مهتاب دیگه میشدم در یک مسیر دیگه ازطرفی هم اگه این گره نبود خب خیلی اروم تر بودم خیلی شادتر ازین که هستم بودم اما یک شادی پوچ من شادیمو دادم تا بزرگ بشم ازین دوتا گره هییییییییچ جز خودمو خدا خبر نداره منبع: http://shatalap. /
228844

الفاتحه

فردا آ ین امتحان میان تر ! البتـــه بماند که دوتا از ا میان ترما رو دو قسمت و دوتا امتحان دیگه هم بعدا باید بدم باز! و ضمن اینکه 14ام هم درس بسیاااار زیبای اخلاق ی رو باید امتحان بدم! -__- و البته تکلیف الگوریتم، که تا شب وقت داره -__- برای رسیدن به موفقیت باید سختی کشید..!
2062758

یا للعجب

واقعیت های تلخ اطرافمون ، خیلی متنوع شدن !طرف بخاطر خوشایند ش عمل زیبایی کرده ، بعد مساله اینجاست که شوهرش راضی نبوده و دوماه خودشو شرحه شرحه کرده تا راضی بشه !گریه حضارخیلی دلم میخاد این خانوم رو از نزدیک ببینم ! ما تو راضی نگه داشتن ی همسر موندیم ، اینا چجوری دوتا دوتا ؟
1378046

لحظات آ ...

راننده ای که با تصادف کرد سالمه و شکر خدا حالش خوبه ، ولی ناراحته ... این راننده میگه که ما و ایشون رو با یه آمبولانس روانه ی بیمارستان ، که تو راه ازش میپرسه بچه داری ؟؟؟ اونم میگه آره ... چند تا ؟؟؟ دوتا ... و راننده از میپرسه تو چی ؟؟؟ میگه منم دوتا ولی دیگه فک نکنم ببینمشون ... و بعدش میگه کاش یه بار دیگه نازی کوچولوهه رو ببوسم ولی حیف که اینجا نیس ... خدایا روحش رو شاد و خانوادش رو عاقبت به خیر کن ...
102718

باز با لبخند

بیا دوباره بگو "سیب" باز با لبخند /به قول حضرت عکاس: بچه ها لبخند / به جای معرفی عشق با دوتا سیگار/چقدر عشق قشنگ است با دوتا لبخند/ لبان سرخ تو مثل غروب خورشیدند/طلوع کن فقط این بار ،بی وفا لبخند/ در این زمانه فقط اخم کار آدم هاست /نگرد؛ آنهمه گشتیم ، کو؟ کجا؟ لبخند؟ / دوباره وقت اذان با غزل یکی شده است/قنوت من فقط این است : ای خدا لبخند / برای اینکه نفهمند عاشقت شده ام /بدون چشمک و بی ناز و بی صدا لبخند / علی رفیعی وردنجانیمنبع: http://mahdaviat12. /
2445411

هوش openai هم اکنون قادر به ش ت تیم های نیمه حرفه ای دوتا 2 است

شرکت openai به‌تازگی یک سیستم هوش توسعه داده که قادر به انجام بازی‌ پیچیده dota 2 و ش ت حریفان انسانی است.
1723140

معرفی کتاب

سلام   شب و روزتون  بخیر و خوشی و سلامتی  دوستای عزیز  امیدوارم خوب باشه ح ون     دوتا از دوستا  زحمت کشیدن  این اوا دوتا کتاب بهم معرفی  که  مشغول به خوندنش هستم  و  به نظرم خوبه که همه بخونن ضمن تشکر  از  دوتا  دوست عزیز و محترم  اسم کتابا رو بهتون میگم که اگه خواستین؛ کنید و بخونیدش     1- شکر گزاری در 28 روز  این کتاب خوندنش واقعا بهم ارامش میده ....  عالیه .. عالی... توووپ     2- چهار میثاق این کتاب  هم  آگاهی میده . هم  قدرت و عزت نفس. اینم عالیه    (تازه  شروع ش)    سعی کنید ک حتما مطالعه کنید  
114082

بعد از سه روز

بعد سه روز اولین باره میام نت چون به یه نفر قول دادم اولین باره همچین قولی دادم..سخته اما میدوم خسته ام..خیلی خسته ام..جسمی و استرس دارم دلم میخواد باهاش حرف بزنم زنگ بزنم یا پیامک بدم.بگم استرس دارم ببینم چی میگه ولی میترسم فکر کنه منم مثل همونام ک میگفت.. بیخیال چیکار کنم؟؟ ای دونت نو بیشتر از هروقتی آرومم و در متن جنجال ها حقیقت اینه که من یه یار میخوام تو راهم ولی هیچ و ندارم حتی تو درس خوندنم ی رو ندارم ی نمیخواد باهام همراه بشه منم نمیتونم ی رو وادار کنم مگه خدا نمیگه بلند شید در راه من،دوتا دوتا یا تک تک؟ من ی رو ندارم باهاش دوتا بشم پس باید تک بلند شم و از هر ی که دستمو پس زده بهتر باشم پناه میبرم.. شدیدا احساس نیاز میکنم به منبع آرامشممنبع: http://baran-banoo77. /
323928

زندگی دو دوتا چهار تا نیست - افسانه پاکرو

زندگی دو دوتا چهار تا نیست - افسانه پاکرو : زندگی دو دوتا چهار تا نیست برخی از افراد می در پیج اینستاگرام من که در بالا هم برای شما آدرس قرار دارد می آیند و می گویند کار شما خوبه و عاشق هنر و بازیگری اند ولی میگن پارتی باید داشته باشی ادامه مطلب
1113296

فیش حج تمتع سال دیگر دوتا نیاز دارم

فیش حج تمتع سال دیگر دوتا نیاز دارمدوتا امتیاز رفتن به حج تمتع سال دیگه را می م09197180239 ید فیش حجفیش حج تمتع ید میخوام ید فیش حج واجب سال دیگه ید فیش حج تمتع سال دیگه ید و فروش فیش حج ید فیش حجفروش فیش حجفروش فیش حج تمتع برای آگهی دادن فروش فیش حج خود و ید فیش حج به سایت ایران حج برویدآدرس سایت : www.iran-haj.comکلیک کنید و بصورت رایگان آگهی بزنید
1483056

من روانی نیستم

چرا وقتی میگم بادمجان بیست و چهار تکه آنالیز میشود...همچین فکری میکنی...من اشتباهات قبلمو دوباره و دوباره و دوباره و دوباره و دوباره تکرار میکنم...شایدم باید جور دیگه ای نوشتشولی تصمیم خاصی نگرفتمفقط ادامه میدمدرواقع خیلی هم خوبه...البته برای ی ک واقعا دوستش داشته باشی...=========================================ادامه نداشت اون فقط کنارم دراز کشید...سردمون بود و مثل دوتا بچه شاید بچه های دوتا خواهرکنارهم خو دیم تا نه صبح==========================================ما مدل همدیگه نیستیم ولی اشکال نداره من فقط میتونم ادامه بدمlike ever
2005286

مگس

تا ساعت یک و نیم دستم بند بودنرسیدم به للی زنگ بزنمخواهرا هم هردو زنگ زدن و نتونستم جواب بدمکارم که تمام شد ، گفتم سریع دفتر را جمع و جور کنم و در ببندم برای ناهار...لیست تماسهام هم زیاد بود و باید یکی یکی زنگ میزدم کادوهای للی هم همینطوری نگه داشته بودم که کادو پیچ کنمدر را که بستم صدای ماشین بازیافتی را شنیدمنگاهی به کارتن بازیافت انداختم و دیدیم خیلی پرهست... لباس پوشیدم و سریع در را باز و بازیافتی ها را تحویل دادمدر را بستم که برم برای ناهارچشمتون روز بد نبینه دوتا مگس بزرگ اومده بودن داخل دفتر... محال بود من با این دوتا بتونم داخل دفتر دوام بیارمدوباره لباس پوشیدم و در را باز و با جارو سعی این دوتا را بیرون کنمهرکاری نشد که نشدتازه داداش و زن داداش هم داشتن بهم زنگ میزدندر همین بین للی زنگ زد و گفت داره میاد سمت منبیخیال مگس شدم و سریع رفتم دنبال کادو ... بعدم دیدم بهتره م را بخونم که نیفته به آ وقتللی رسید در را باز گذاشتیم بلکه این مگس بره بیرونتازه شدن دوتا....پ ن 1: کادوی و کارت پستال للی را دادم... خوشش اومدپ ن 2: للی روز تولدش بود و ش بدقولی کرد و حس حالش گرفته شدپ ن 3: خدا کنه اون خبری که منتظرشم برسهپ ن 4: با تمام تلاش من و للی... هیچکدومشون بیرون نرفتنو همچنان هم همین جا هستند
191376

یازده ماهگی

.یازده ماهگی سلنای خوشگلم دوتا دندون های بالاش دراومد که مثل دوتا دندون پایین همراه با تب خفیف و بیقراری و عطسه و ابریزش بینی یعنی شبیه علایم سرما خوردگی بود که خداروشکر با قطره استامینوفن و ژل دندونی حل شد. که بلافاصله بعدش دندون های بعدی بالاش دراومدن یعنی چهار دندان بالا و دو دندان پایین تا پایان یک سالگیمنبع: http://selenaparham. .. /
1536768

#سطح_دغدغه*

انقدر این دوتا اهنگ ترکی تکرار شدن از صبح که تا ا هفته به ترکی استانبولی مسلط میشم!... به یه سری دلایل، الان تو دوتا گروه تلگرامی عضوم که یکیش مال فیتنسِ که حقیقتا نمیدونم کی عضوم کرده! بالای ۱۰۰ عضو داره که هشتاد درصدشون دنبال ای صاحب پیج میگردن، باقیشونم دو خط درمیون کمبود ویتامینای بدنشونو به باقی اعضا اعلام میکنن و نمیدونم دقیقا منتظرن چه اتفاقی بیفته! یه خانومم که خودشو یکی ازین ا معرفی کرده، در حد مدیر برنامه سلبریتیا گروهو مدیریت میکنه و کلا من اگه جاش بودم این ع فعلیمو برمیداشتم!!!! اون یکی گروهم شامل ۲۹ تا پسر میشه و دوتا دختر که یکیش منم و همشونم همدیگه رو برادر و اخوی صدا میزنن و اون یکی خانومم دو سه روز پیش اومد پرسید ایا حضور من در این گروه به لحاظ شرعی مشکل دارد؟ و سپس کلا دیگه ت شد! همه م در حد حسینیه جماران اکتیون و اگه پا میداد طبل و سنجم میزدن، وسط میزگرداشون البته. کلا منتظرم تلگرام بشه. میدونین! *پ.ن: دلم واسه این هشتگه تنگ شده بود!
1991026

دوتا مطلب(خواسته)

سلام از بچگی یه خصوصیتی داشتم،هر حدیث یا ذکر میدیدم،بهش عمل می ،حالااون ها هم که انجام نمیدادم،دلیل داشت که بماند. حالا به دوتا عمل ن ،یعنی جدی نگرفتم. مضمون حدیث ها،سرزنش ن د،دیگران بود. یکی هرچی که می بینید نخواهید. یعنی هر دوی این احادیث رو تجربه ،اساسی خدایا به کرمت ومهربانیت ببخشش. دوستان حلال کنید.
1796816

[بدون عنوان]

یک جفت کلاغ نشسته ان روی شاخه های نخل حیاط همسایه، یکی با صدای زیرتر و یکی با ص بم تر، قدِ دوتا قار قار این و دوتا قار قار اون، نوبتی و بدون وقفه پشت سر هم، آواز میخونن، احتمالا عاشقانه... و خوب نبودن صداشون، نشون از عاشقانه نبودن آوازشون، و دلیلی برای پنهون عشقون، نیست. 
303534

شبای امتحان ترم یک:-l

ایام امتحانا مض ف ترین دوران ممکنه همه اعصابشون خورده بعد یه عده خیلی راحت میان سره بقیه خالی میکنن این عصبانیت رو! الان دوتا از هم اتاقیام دیوونه مون بسکه بداخلاق و عنق و مض ف شدن ... باورم نمیشه یه روزی چقدر باهم خوب بودیم ... حجم درسا زیاده ، سالن مطالعه شلوغه ، همه هم کلاسیات بغل گوش خودت دارن درس میخونن و یه عده کارشون فقط استرس دادنه ... چند ساعت دیگه سه تا امتحان سخت دارم ، یه تئوری دوتا عملی .. خدایا ؟ لطفا خوب باشه :-( خیلی تحت فشارم ،، زودتر تموم شه امتحانا خب پستو بعد ز امتحان کامل میکنم ؛-)))
1283520

شب نشینی

سلام دوستای عزیزم.اگر وب نمیام یا نمیرسم برای پست های قشنگتون نظر بذارم واقعا ببخشید عزیزانی که مطلع هستند یه چیزی حدوده 6ماه هستش مشغول تکمیل کتاب های جدیدم هستیم.. درست شنیدید کتاب های جدید.من چون پاییزی هستم و تولدم در پاییز هستش تصمیم گرفتم پاییز امسال دوتا کتاب بدم یکی روز تولدم و دیگری بعدش اما توی پاییز....دوتا کتاب کاملا عاشقانه و امروزی و روان و مطمعنم با خوندش شما هم خاطراتتون مرور میشه چون پاییز یه حس دیگه داره. اما اگر مایل بودید قبل از اینکه اون کتاب ها بیاد که میره واسه پاییز قبلش تو همین تابستون یه کتاب دلنوشته ؛داستانک تقدیم کنم همچنین کت دارم حالا اگر موافق بودید بگید که آمادش کنیم اگر نه که بریم یه راست پاییز با دوتا کتاب ترانه از جنس متولدین پاییز. سوالات خودتون رو می تونید بصورت خصوصی زیر همین پست بپرسید. دوستون دارم زیاد.منتظر نظرات و سوالاتتون هستم.
1947154

خدایا !شفای همه اشون.

۱-اقای ر ،دلم میخواد بمیرم برات ،برای اون دوتا بچه ات که پارسال مامانشونو از دست دادن برای سرطان روده و امسال خودت سرطان خون گرفتی ،دلم میخواست تمام پولای عالم دستم بود وقتی میگفتی به ص که میشه داروی ارزون تر برات بنویسه ؟جور پولش سخت بود. اقای ر ،میخوام تا ا ش خوب شی ،میخوام مثل الان که بیست تا دونه نوتروفیل داری ،هربار میام ویزیتت کنم بگی عالی ،میدونی اقای ر ؟به خاطر همه ی ما که دوستت داریم ،بع خاطر شاگردات ،به خاطر اون دوتا بچه ،همینجور عالی بمون.
2497204

aging

ترسناک ترین قسمت پیر شدن اینه که همه چی شوخی شوخی و با خنده پیش میره. یکی یکی و یواش یواش. اولش یکی دوتا از موهات سفید می شه و با خنده و لبخند نشون این و اون میدی و به شوخی میگی «هی، پیر شدیم رفت». بعد کم کم به پشتبانه ی همین دو سه تا موی سفید، جملات این مدلی بیشتر و بیشتر می شه، و این روند چند سال و همش هم با خنده و شوخی پیش میره. «پیر شدیم ی بهمون نگفت بابا»، «ما عرصه رو واسه جوونا باز گذاشتیم»، «الآن دور دور این جووناست»، «بابام هم سن من بود دوتا بچّه داشت»، «مامانم هم سن من بود که بچّه دار شد»، «جدّی پیر شدیما»، «فلانی، باورت می شه فلان ماجرا ۶ سال پیش بود؟» و شوخی شوخی جدّی می شه.
1202396

خیلی داره بهم فشار میاد;(

اصلا یک وضعیتی شده خونه ما...جاتون خالی نباشه:))))مامان دوتا جعبه میبندن، بینش میان ختم قرآنشون سه تا سوره میخونن بعد باز میرن دوتا جعبه میبندن، میخوابن، جعبه، قرآن، خواب، تلگرام بازی، جعبه...بابا میرن تو اتاقشون سه فصل درس میخونن بعد میرن تو انباری دوتا جعبه میبندن، میان ظهرو میخونن دوباره انباری دوباره درس دوباره عصر دوباره درس... درس، جعبه،درس،انباری....آهو میره پشت لپتاپش دوتا پروژه مینویسه بعد میره تو اتاقش سه تا جعبه میبنده دوباره پروژه باز جعبه، پروژه، جعبه و الی آ !گیسو سه درس فیزیک میخونه، بعد میره یواشکی تو آشپزخونه روزه خواری میکنه:))))دوباره سه درس فیزیک، یدونه جعبه، روزه خواری،فیزیک، جعبه ، روزه خواری و ...و اما من:دیچها نج ساعت میخوابم، بعد اخبار گوش میدم، در میان جعبه ها و جنب و جوش اهل خانه میشینم پای لپتاپ سیمز!!!! بازی میکنم، میرم حیاط گلهای کاملا شکفته ی رزو میچینم میام میذارم تو گلدون، نصف جزء میخونم، دوفصل رمان میخونم، باز لم رو تخت، یکم خواب، یکم رمان، یکم وبگردی، خواب، رمان، وبگردی، بازی، باغچه، خو اب،لم دادن و الی آ +من پس از افطار حس اسباب کشیم میاد خب :دی+درکل شرایط سختیو دارم تجربه میکنم، خدا نخواد براتون :پی
2369352

چون ی

با دوتا گوشِ دراز، خا تری.
2446627

آ ین روز آبان

امروز 30 آبان بود.و فردا 1 آذره...حالا که برای میان ترما،از اول جزوه میخونم و چشمم به تاریخی که بالای صفحه زدم میخوره...97,06,24 یا 97,06,25 ،به نظرم میاد انگار که همین دیروز بوده....نه دو مااااه پیش... هفته آینده ،دوتا امتحان میان ترم دارم.برخلاف میلم شد و تموم تلاشمو که عوضش کنم ولی نشد...چون فقط منم تو دانشکده که هم زمان این دوتا درسو دارم...اونم چه روزی، ،که همینجوریش خیلی شلوغم و کلاس پشت کلاس،ولی خوبی که دارم اینه که یکشنبه تعطیله .حالا این تاریخ های میان ترما هم داستانی داره که انشاءالله سر فرصت تعریف میکنم.آ ین روز آبان ۹۷ را چگونه گذر د؟؟
1745564

با تک تک سلولهام غمگینم

ببین چجوری یه کنسل شدن پرواز رییییده تو برنامه های زندگی منقشنگ هزاااارتا کار نیمه تموم دارم و نمیدونم چه گهی بخورمدوتا از کادوهای تولد نوترون قراره برسه خوابگاه که گفتم یکی تحویلشون بگیره که من بعد برم از اون بگیرمشون. حالا آیا اون تایم دختره خوابگاه باشه یا نه اللهُ اعلم!!دوتا دیگشون قراره برسن دم در خونه که موندم چجوری به مامانم توضیحشون بدم اگه بو برد.یدونه دیگه و مهمترینشو گذاشتم تو خوابگاه که خاک بر سرم جدی که حواسم نبود در اتاقو قفل میکنیم و کلیدو میدیم پایین. حالا موندم چطور برم اونو بردارم!!از همه هم ی تر تایم رفتنمه که نمیدونم کی و با چی میخوام برم. ای گه سگ تو پروازای این شهر.
221956

چرا کشورها باشگاه داری میکنند؟

علت این هزینه های زیاد برای باشگاههای کشور چیست؟برای چی داریم پول ج میکنیم برای اینکه یک عده طرفدار سرکار بزاریم یا اقتصاد رونق بدیم یا تبلیغات کنیم هیچ کشوری این اه از هدف اصلی خود نمیدانند این بازیها و بازی دادنها برای پیشرفت تیم ملی در هر کشور در ایران دوتا خارجی رکب نازی زدن به انیکه مفتشان گرانه دوتا خارجی دعوا میکنند بعد بهانه میشود برای عدم موفقیت تیم ملی ایران اقایانیکه مفت گرانید هم پولمان رفت هم بهانه ایجاد شد انقدر ضعیفن که من باید بجای اینکه به مسائل مهم تر بپردازم بیام این موارد بگوییم واقعا مفت گرانید
1990380

بیشعوری !

مسئولیت پذیری اصولا خوبه ، خیلی خوبه و من خوشحالم که همسر مسئولیت پذیری دارم . اما اینکه فکر کنی باید دوتا آدم ۳۵ ساله رو از جنوب ببری تا شرقی ترین نقطه تهران و برگردی غرب تهران ، احمقانه اس و ربطی ب تو نداره که اونا ماشین ندارن ! بیل هم به کمرشون نخورده که با آژانس برن خونشون . اما ؛ لج درآرتر از کار سهیل ، اینکه اون دوتا هم شعور ندارن بگن نه خودمون میریم ! انگار سهیل وظیفشه ببرتون خونتون ! شعور داشته باشین از صبح زود تا ۱۱ شب س ا بوده ، شماها که هیچ غلطی نمیکنین و همه کارها با سهیله ، انگار تنها نوه اون خونواده سهیله ! اونوخ ۱۱ شب شما دوتا تن لش رو ببره برسونه ؟ روتون میشه واقعا ؟ از چشمم افتادن این دوتا ! احمقا !در اولین فرصت ب سهیل میگم ، این رسم بدیه که سهیل خودشو واسه همه میکشه ، خوشم نمیاد ازین رفتار ، هرچیزی حدی داره . بچه کوچیک که نیستن ، ب ما چه که اونا ماشین ندارن . جاهایی که مسیر میخورد و سر راه بودن اوکیه ، ولی اینکه ۲ ساعت ، خداشاهده ۲ ساعت مسیرمون اضافه تر طول کشید بخاطر اینکه دوتا گنده بک رو برسونیم خونه ، نه ! من نمیزارم این روند ادامه پیدا کنه .خ بهم فشار اومده ، خ هیچ عقل سلیمی قبول نمیکنه و به من حق میده !ب بقیه مسائل شون کاری ندارم چون به من ربطی نداره . اینکه توی تمام این مراسمات و قضایا ، همه نوه هاشون مثل مهمون سر نهار میرسیدن و سهیل از ۷-۸ صبح پا به پای مامانش پای کار بود ، همشم که باید خودشون غذا بپزن . پدر سهیل درومد این مدت ، به من ربطی نداره خودش میدونه . ولی اینکه بخوایم مث آژانس به بقیه سرویس بدیم رو کورخونده ، عمرا بزارم ی ازمون سواستفاده کنه !واقعاً از چشمم افتادن جفتشون ، بیشعورا !
1875872

حرص الکی

واسه دوتا بچه هام دوتا تخت تک نفره سفارش دادیم.واسه خودمون هم یک عسلی  که به تختخواب مون بخوره. یه کم دست و پام باز میشه برای چیدمان وسایل اتاق خوابم.سه الی ۴ سال پیش قبل از اینکه بیام توی این خونه ی جدید، کل سرویس چوبی های ج ه ام رو دادم بیرون.حتی کل سرویس سیسمونی دخترم رو هم ، دادم بیرون. و البته همون سال اول ، تختخواب و دو دست مبل جدید و می هارخوری یدیم برای این خونه.منتهی اون موقع نشد برای بچه ها تخت ب یم. تختخواب خودمون هم فاقد عسلی بود.خداروشکر امشب ترتیب سفارش و ید اینها هم داده شد.انشالله تخت برسه، بعدش بریم دنبال ید دوتا خوشخواب و دوتا روتختی واسه تخت بچه ها.موقعی که داشتیم داخل مغازه می ت دیم که طرح های مختلف ش رو ببینیم، همسر یواش گفت اینک ببین اینو!گفتم چی رو ببینم؟با دستش اشاره کرد به یه مدل سرویس خواب دونفره. گفت قشنگه؟ سرویس خواب من و زهرا این مدلیه!!گفتم مبارک باشه. ولی اگه من بودم،انتخابش نمی . به نظر تخت راحتی نمی رسه.گفت آره. سطح تختش خیلی بالاست. با تخت خواب خودمون راحت تریم.دیگه چیزی نگفتم بهش. ولی همون وقت ت شدم. ل شدم. چرا باید همسر اینو به من بگه؟ اصلا چه ومی داشت من بدونم تختخوابشون چه مدلیه؟اعصابم د شد از رفتارش.اونم حس کرد یهویی دمغ شده ام. نوع مدل و تختش واقعا برام مهم نبود اصلا. چیزی که باعث شد ناراحت بشم، به زبون آوردن و نشون دادن ش از زبان مدیر بود. واقعا معنی این رفتارش چیه؟ چی رو می خواد به من ثابت کنه؟؟
381396

بی پروا...

دل من با دوتا چشمات، همیشه در تماسه...
79194

اندکی درنگ

اندکی درنگ "فقر چیست"؟ —فقر یعنی : *دوتا النگو تو دستت باشه در حالیکه دوتا دندون اب تو دهنت هست !!!
1703896

تیزر not today از bts

یا نمیده یا دوتا دوتا میده:| گذاشتمون تو کف با این تیزر :دی بیگ هیت دقیقا چی تو فکرته! ادامه مطلب
2029986

ارث بری در جاوا چیست؟

دو نوع شیء متفاوت غالباً دارای ی ری مشترکاتی با هم هستند. برای نمونه دوچرخه های کوهستان، دوچرخه های جاده و دوچرخه های پشت سرهم همه دارای ی ری از مشخه های دوچرخه (سرعت کنونی، آهنگ پدال زدن کنونی و دنده کنونی) هستند. همچنین دارای ویژگی های دیگری هستند که باعث تفاوت آنها می شود. دوچرخه های پشت سرهم دوتا صندلی و دوتا فرمان دارند، دوچرخه های جاده فرمان افتاده دارند و بعضی از دوچرخه های کوهستان زنجیر چرخ اضافی دارند که نسبت دنده پایین را فراهم می کند. ادامه مطلب
2382370

برای بعد های خودم

خواهرم قرعه کشی خونگی گذاشته بود،مبلغم پایین نبود،قرار شد هر دوتا (یعنی مثلا 100تومن ماهیانه بشه 200تومن ماهیانه )بنویسه، اگه یک بار اسمش دربیاد اون یکی که نوشته هم،ماه بعد بهش تحویل داده بشه(یعنی دیگه ماه بعد قرعه کشی نشه)، یه جور جایزه مثلا. اکثرا دوتا نوشته بودن،ولی من یکی، خواهر کوچیک ِگفت :معصومه یکیشم شریکی باهم بنویسیم،منم قبول .در واقع شدم یکی و نصف. خواهر بزرگه که فهمید گفت:خب دوتا شدی الان،یکیش دربیاد ماه بعدم دوباره به خودت تعلق میگیره .گفتم نه،این کامل واسه من نیست ،دوتا حسابش نکن،فکر کن همون یکی رو دارم،پشت هم درنظر نگیر(که اگه پشت هم میوفتاد چون نصفشو من میدادم ماه بعدشم باز مبلغ بین منو خواهر کوچیکه نصف میشد) خلاصه اونم میدونست اخلاقمو اصرار نکرد.تهدیدم که کلا اینجوری ی رو درنظر نگیریا!ناحقیِ.گذشت ازاون ماجرا،بعداز چندماه،خواهرم تصمیم گرفت لیست رو کلا قرعه کنه و اسامی رو تا آ ش دربیاره.همه موافقت . چندشب پیش،لیست اسامی که قرعه شد رو فرستاد برای من، خواهر کوچیکه هم خونه ما بود،تا لیستو دیدم زدم زیر خنده. خواهرم پرسید چیه! گفتم میبینی!اسم تو دقیقا پشت اسم من دراومد!بین این اسامی تو پشت سر من افتادی!انگار که من دوتا نوشته باشم.اونم شروع کرد به لبخند زدن، خواهر بزرگه هم از تعجب پیام داده بود که مصی! دیدی چی شد! چقدر عجیب! هروقت رضایت خدا رو در نظر گرفتم،اتفاقای خوبی برام افتاده. ( دارم زندگی نامه یکی از رو میخونم و ازاینکه همه کارای خوبش تو خلوت ِ ، اونوقت من هی میام تو وبم از خودم می نویسم!حالا هدفم هرچی باشه حتی خیر،حس بدی پیدا میکنم نسبت به خودم!کلا این وبو ببندم خلاص میشم!:( اه به خودم )
72904

چهارشنبه..

ساعت ۱۰:۲۸ شب هست، شام خوردم اومدم که اتفاقای امروزمو بنویسم صبح ک بیدار شدم دیدم پیام دارم، ازم خواسته بود باهاش برم تا کاراشو انجام بده.. عاشق قهر امونم عین دوتا دیوونه می مونیم واقعا تو دنیا مثل ما دوتا نیست! تو راه خیلی شوخی کردیمو خندیدیم ا سرم قرار گذاشتیم ساعت ۶عصر هر دو با هم بهم پیام بدیم که نامردی کردو یادش رفت البته حق میدم سره کاره و مشغله هاش زیادن.. اشکال نداره مهم اینه که الان اشتی کردیمو فهمیدم وقتایی که نیست انگار یه چیزیم کمه! خیییییلی دوسش دارم.. مرسی خدا جونم منبع: http://delneveshtehaaaam. /
1437456

قهوه مبادا !

با یکی از دوستانم وارد قهوه خانه ای کوچک شدیم و سفارش دادیم... بسمت میزمان می رفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوه خانه شدند... و سفارش دادند: پنج تا قهوه لطفا... دوتا برای ما و سه تا هم قهوه مبادا... سفارش شان را حساب د، و دوتا قهوه شان را برداشتند و رفتند... از دوستم پرسیدم: ماجرای این قهوه های مبادا چی بود؟ دوستم گفت: اگه کمی صبر کنی بزودی تا چند لحظه دیگه حقیقت رو می فهمی... آدم های دیگری وارد کافه شدند... دو تا دختر آمدند، نفری یک قهوه سفارش دادند، پرداخت د و رفتند... ادامه مطلب
10914

فاز مثبت بهم میده گور باب هر ی ک میخواد حال خوبمو داغون کنه....دنیا ما ماست

دنیامون آرومه چشمات روبرومه کی چشماش مثل تو اینقدر معصومه وقتایی که دلگیرم دوتا دستاتو میگیرم , من زندم چون واسه چشمات میمیرم واسه چشمام میخونی , طب عشقو به اسونی دردامو از همه بهتر میدونی فقط با تو میخام بارونی شه هوای چشمام , تویی تنها نقطه روشن این روزام حال خوبیه دیوونگی با تو چرا دوست دارم دیوونگی هاتو حال ما دوتا همینه همیشه هیشکی مثل ما دیوونه نمیشه آره زندگی کنار تو خوبه خوبه حال ما دلمو میکوبه باید آسمون همیشه بباره آره عاشقی دیوونگی داره دوست دارم دارم دلو به دلتو میسپارم تنها بودم تنها حال تورو تو دلم دارم دوتا عاشق مثل هم دوتا دیوونه ی بی آزار حالشون خوبه بی دلیل دوتا دیوونه دوتا بیمار حال خوبیه دیوونگی با تو چرا دوست دارم دیوونگی هاتو حال ما دوتا همینه همیشه هیشکی مثل ما دیوونه نمیشه گور بابای هر ی ک میخواد حال خوبمو داغون کنه حالللللللللللللللللللل خوبییییییهههههه منبع: http://best1376. /
703072

ما دو رنگ تلگرام داریم !

یه تلگرام سیاه یه تلگرام سفید که بیشتر به درد افرادی میخوره که دوتا خط دارن و میخوان دوتا تلگرام متفاوت داشته باشن ! یک خط رو با تلگرام سیاه وارد میشن ، یکیو با تلگرام سفید اغلب همه تلگرام سفید داریم به نظرم ؛ برای تنوع هم خوبه یه مدت ازش استفاده کنم ...هر چند من یک خط بیشتر ندارم -_-
1033714

تولد هی جانم

خب دیروز من برای هی یه تولد خصوصی دو نفره گرفتم، هی جانم شمعای 28 سالگی رو فوت کرد و 28 تموم شد....دوتایی رفتیم پارک ملت و تواد ور در دل طبیعات برگزار  کردیم و کیک خوردیم و کادو باز کردیم و ج حل کردیم و فریزبی بازی کردیم...امسال تولد هی با پارسال فرقش اینه که حالا بازم مثل همیشه سالم کنارمه و نگرانی پارسال و روزای عملش رو ندارم...اردیبهش ماه فوق العاده ایه برام و دوسش دارم چون تو این ماه عشق بدنیا اومده و خدا بازم تو این ماه دوباره سلامت عشق رو بهم برگردوند و اینکه ما تو این ماه باهم اشنا شدیماوه دوتا مدرک مهمم اومده و من الان دوتا مدرک فنی حرفه ای دارم  که خیلی برام گرفتنشون مهم بود.
1493448

من روانی نیستم

چرا وقتی میگم بادمجان بیست و چهار تکه آنالیز میشود...همچین فکری میکنی...من اشتباهات قبلمو دوباره و دوباره و دوباره و دوباره و دوباره تکرار میکنم...شایدم باید جور دیگه ای نوشتشولی تصمیم خاصی نگرفتمفقط ادامه میدمدرواقع خیلی هم خوبه...البته برای ی ک واقعا دوستش داشته باشی...=========================================ادامه نداشت اون فقط کنارم دراز کشید...سردمون بود و مثل دوتا بچه شاید بچه های دوتا خواهرکنارهم خو دیم تا نه صبح==========================================ما مدل همدیگه نیستیم ولی اشکال نداره من فقط میتونم ادامه بدمlike everو این پایان نیست هنوز ب بحران هم نرسیدیم...البته اگه بحران داشته باشهفکر نکنمانگار انگشتمو بسمتش میگیرم و ناگهان ملکه نه، خدا میشمو زمان رو متوقف میکنمتوهنوز تموم نشدی
391824

یعنی بحث نکن باهام

هیشکی خونه نبود ننه رو بردم دستشویی وقتی اومد گفت خدا ایشالا یکی کاکل به سر بهت بده گفتم دوتا گفت نه یکی
1247914

این شب ها به یاد همدیگه باشیم و قبل از خودمون به یاد هر که تن و روحش در بستر بیماریه.

نه اهل قضاوت ام و نه مقایسه، من خودمم، با تمام بدیهام، با همه خوبی هام. با همه شوخی ها و با همه جدی بودن ها. با تمام گفته ها و با دنیایی پر از نگفته ها. مومن ام اندازه خودم نه بیشتر نه کمتر. دل دارم، عقل دارم، انتخاب دارم. همه اشون کنار هم جمع میشن و با دوتا دست و دوتا پا و یک جفت چشم میشن من، منی که میتونم خطا کنم ناخواسته، منی که میتونم مهربان باشم از ته دل، منی که میتونم دل بشکنم مطمئنا بخاطر خودخواهی نه و شایدم به جبر آره، منی که باید به باید هاش برسه. امشب شب همه مونه، من، تو، دختری که سرخیابون گل میفروشه، پیرزنی که صبح با عصا از کنارت رد شد، آقا پسری که تو این ماه آدامس به دهن سر خیابون قدم رو سربازی تمرین میکرد، شب همه مونه، نه من بدترین ام، نه او بهترین و نه تو مقرب ترین. آغوش خدا برا همه بازه، مثل همیشه.
2427142

دردل

از وقتی که دخترم ازبیمارستان مرخص شده و تو خونه داره استراحت می کنه، هر شب براش مهمون اومده. ظاهرا گلایه های دامادم به خواهرشوهر بزرگه موثر واقع شده. ایشون هم به بقیه اطلاع داده و خلاصه دوتا دوتا رفتند دیدنش.اما این وسط من بی خبر می موندم. چون دخترم به من نمی گفت.نمی دونم چی فکر کرده پیش خودش!به نظرم  بهتر بود زودتر بهم خبر می داد تا من واسه پذیرایی از مهمونا اونجا باشم نه مادرشوهرش!همین بی دقتی های ریز به ریز هست که مدام رخ میده و به مرور باعث میشه هی ما از همدیگه دورتر بشیم.فعلا که هر روز دارم به همراه مادرم بهش سر می زنم. اما هربار گریان بر می گردم. چرا نمی فهمه که با رفتارهاش و با حرفاش د میشم؟چرا نمی فهمه مادرشم؟ چرا این همه بهم تکه می اندازه و باز هم توقع داره برم دیدنش؟آخه چطوری برم دیگه؟پی نوشت: لیلی جان... زشته بیام وبلاگت و پشت درب بسته بمونم. یه فکری به حال من خب !
525196

سردم نیست، نمی شود، یا تو هستی یا من فصل ها را دوتا یکی رفته ام

برف میبارددستهایم را بالای سرم میگیرمحس شان نمی کنم دیگرانگار می کنم تو بوده ای کنارم که خیس نشده ام
195892

چشم چشم دوتا چشم

چشم ، چشم ، دوتا چشم خمار و نافذ و مست مو، مو، یه .. من قشنگ ومشکی یکدست خط خط دو ابرو مِشکیی و کمونی خال ، خال ، دو گونه گونه ای استخونی لب ، لب ، دو تا لب همینجوری می خنده قربون برم ماشاءالله بابام چه قد بلنده دندوناشو ببینین عینهو مرواریده بابا به این خشگلی هیچ جا .. ی ندیده دست ، دست ، دوتا دست چه مشکلها که حل کرد میگن که وقت رفتن مادرمو بغل کرد بابام مَنم بغل کرد دست بابام چه گرمه حُسن ، حُسن ، محاسن ریش بابام چه نرمه ادامه شعر در ادامه مطلبمنبع: http://islam-1380. .. /
375336

فقر چیست ؟

ﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ :دوتا ﺍﻟﻨﻮ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﺖ.ﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ:استفاده لوازم آرایشی برای یک دختر از نخ دندانش زودتر تمام بشهﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ :ﻣﺎﺟﺮﺍ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭ ﺯﻥ ﺻﻐﻪ ﺍ ﺴﺮ ﻭﺳﻄﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﺦ ﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧ.ﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ :ﺗﻮ ﺧﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﺰ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﺰ ﺧﺎﺑﻮﻧﻬﺎ ﺍﺭﻭﺎ ﺗﻌﺮﻒ ﻨ.ﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ :ﻣﺎﺷﻦ ﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﻠﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﺖ ﻧﻨ.ﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ :ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﺮﺍﺳ ﺑﺰﻧ ﻭﻟ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﻪ ﻪ ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﺷﺴﺘﻪ”..ﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ :ﻭﺭﺯﺵ ﻧﻨ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺟﺮﺍﺣ ﺯﺒﺎ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﻤﺑﺮ.ﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ :ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺮﺑ ﻫﺎ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧ.ﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ :ﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﻮﺘﺮ ﺍﺯ ﺨﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.ﻓﻘﺮ ﺍﻨﻪ ﻪ :ﺑﻪ ﺟﺎ ﻤ ﺑﻪ ﻪ ﺁﺩﻣ ﻪ ﻧﺎﺯﻣﻨﺪ ﻤﻪ، ﻣﻮﺑﺎﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﻠﻢ ﻭ ﻋﺲ ﺑﺮ.
2483184

خیلی عصبانیم

یه دوستی داشتم که گفتم باهاش رفتیم شمال و پول ویلا رو ما دادیم...هی اصرار میکرد بیاید خونمون و مدام دعوتمون میکرد...منم پیش خودم فکر می لابد میخواد هزینه ویلا را یه جوری جبران کرده باشه.از طرفی با دوتا بچه واقعا برام سخت بود برم ، کاف هم که اصلا اهل رفت و امد نیست، واسه همین هی عقب مینداختم...تا اینکه هفته پیش بالا ه دعوتشو قبول و گفتم هفته آینده میایم...گفت باشه ولی ما تا هشت شب خونه نیستیم لطفا بعدش بیایدما هم لنگون لنگون با دوتا بچه با کلی اصرار به کاف که دلمون پوسید با ی رفت و امد نداشتیم پاشدیم رفتیم خونشونچشمتون روز بد نبینه... دوتا سیب کوری و پرتقال اندازه گردو و ذرت بو داده و تخم بزه کل پذیرایی بود که از ما شد...حیف اون جعبه شیرینی که بردیم...انتظار داشتم واسه شام نگهمون دارند که خبری نبودخلاصه خیلی خیلی بهم برخورد نحوه پذیراییشون...اون همه اصرار که بیاید خونمون واسه چهارتا تخمه پوک بود؟تا الان از حرص خوابم نبرده...چرا این کارو با ما د؟؟؟دستشون هم تنگ نیست که بگیم ندارند ...خیلی تحقیر شدم...صدبار براش نوشتم که این چه رفتار زشتی بود با ما داشتید و پاک ...دلم میخواد به روش بیارم...هعییی من و کاف از چی شانس داشتیم که از دوست و رفت و امد با دوست شانس داشته باشیم؟؟؟اما دلم میخواد بهش بگم چقدرررر بهم برخورد...چه کار کنم؟به نظر شما بهش پیام بدم بگم خیلی بهم برخورده؟
1915832

قضا و قدر

دوتا قابلمه داد دستم گفت هر چی دوست داشتی بگیر ، فقط کوچیکه واسه حلیم بادمجونه، بزرگه برای اش سبزی.
341188

#کپی کنید:|

یه نفر برداشته اون ع بالای قالب من که میز و چایی و دوتا دست ه رو کپی کرده!!!:||||||||||| ع ا شخصی اَن ها دوست عزیز!!!!! :| دست دامادای خونواده س ها!!! :| این چه حرکتیه اخه!!!!
147430

نائب ا یاره هستم.....

قصد امسالم مثه هر سال پیاده برم حرم..... البته امسال دوتا فرق بزرگ داره رفتنمون اولیش اینکه بابابزرگم فوت و دومیشم ک مصدوم بودنه زانوم.هر چند انچنان تاثیری توو قصدی ک من نداره ولی باز هم بی اثر نیس مخصوصا مورده دوم...شاید یکم بینه راه اذیتم کنه ولی اینم مهم نیستو خوده رضا کمک میکنن.دلم گرفته و شاید بهترین درمان حرم باشه توو این شبه بزرگ.اقایی هم شاید بیاد حرم و اونجا همو ببینیم فقط امیدوارم باعثه خواس پرتیه من از زیارتم نشه...۶ساعتی پیاده راهه.ساعت۹/۵حرکت میکنم با دوتا از دوستام.هرکدوم از خانواده دارن از یجایی میرن.مسیرا کلا مخالفه همه... ه صبح به امیده خدا میرسیم حرمو تا ۷صبح برمیگردیم خونه.خلاصه نائب ا یاره همه هستم مخصوصا دوستایه وبلا م.منبع: http://ybs. /
438620

او رفته است

همه میگن خاک سرده و با گذشت زمان آدم عادت میکنه به نبود عزیزش، ولی با گذشت زمان فقط دل آدم بیشتر تنگ میشه همین.+تمام گلهاش خشک شده بود ولی بقیه وسایل جوری بودن که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده، دمپایی های جفت شده کنار تختش، تار موی سفید رو بالشت، کلاه آویزون پشت در، بوی ادکلنش ، ساعتش، عینکش ..+دوتا از کتابهایی که خودش خیلی دوست داشت رو برای یادگاری برداشتم. کتابها مال سال 41 هستنو نیاز به صحافی دارن. توی کتابا دوتا ع پیدا یکی از خودش یکی پدرش. یه برگ تبلیغاتی که مال همون سالهاست و لیست حضور و غیاب دانشجوهاش که مال سال 69 هست و پشتش با دست خط خودش چند بیت شعر نوشته ...خیلی سخته آدم دلش رو به این چیزا خوش کنه..
67094

دوتا...

دو تا درگیرِ خاموش از نگاه هم که مبهوت هوایی سخت دلگیرن دوتا مغرور از یک زندگی بی هم که دارن تو قفس از غصه می میرن... دو تا لبریز از احساس توخالی میخونن از نگاه هم که حالا چی؟ چه جوری میشه رد شد از نبایدها از این بن بست می پرسن که فردا چی؟... تمام گفت و گوها مال همدیگه ست سلام و رد شدن از لحظه بدرود چی میخوان از تمام این نگفتن ها که بودن یا نبودن، مساله این بود؟؟؟... چه احساس قشنگی میده این مفهوم یکی رو دوست داری اما تقدیرت نمیشناسه اونو چون که یکی دیگه تو قاب چشمشه هر لحظه تصویرت... همون بهتر که درگیر خودت باشی تموم دلخوشی هاتو تحمل کن تموم آرزوها رو ببر خونه همونجا رو با عشقت دسته گل کن... منبع: http://taranekhan. /
1076496

ترس

من دوتا کار نمیتونم میکی اینکه داد بزنمیکی این که حتما بگیرم  

ما دوتا