وقتی آن که دوستش داریم بیمار میشود


2318848

دوست داشتن دو طرفه

خانه فیروزه ای > نامش را از کودکی شنیده ایم و دوستش داریم. داستان شجاعت و از خود گذشتگی هایش را شنیده ایم و دوستش داریم. خود را به جای تمام ک ن و نوجوانانش گذاشته ایم و دوستش داریم.
760044

سخت میشود

گاهی سخت می شود … دوستش داری و نمی داند دوستش داری و نمی خواهد دوستش داری و نمی آید دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است رویایی در سرزمین خی دوستش داری و سهم تو از این همه ، تنهایی است ....
237010

مجنون لیلی

به انبوده کاغذ هایی که روی میزمه نگاه می کنم .گوشیم رو چک می کنم و به این فکر میکنم که این برنامه ، ننوشتنی است و به ناسزا میگم. دو ثانیه بعد می فهمم کجا اشتباه و حرفم رو پس می گیرم. دوباره به کاغذای روی میز خیره میشم و فکر می کنم : دوستش دارم. همه اتفاق های بد احتمالی همون لحظه به ذهنم هجوم میارن. دوستش دارم. اگه ...؟ دوستش دارم. یادت نیست اون دفعه چی شد؟ میگم دوستش دارم. ...؟ دوستش دارم.
1456664

منوچهری: به کریمی نشان می دهیم که چقدر دوستش داریم

مهاجم تیم نفت طلاییه گفت: همه علی کریمی را دوست داریم و امیدوارم که بتوانیم در زمین خودمان را به او ثابت کنیم که چقدر دوستش داریم.
1205624

۳۶۷. جوونا چجوری باید از خدمات پزشکی تشکر کنن؟؟ :دی

ب خونه دوست آقای پدر بودیم. آقای پدر با یه لبخند عجیبی هی به دوستش میگفت: آخ کاش منم شده بودماااا دوستش: کوتاه بیا آقای پدر!!! خانم دوستش: جریان چیه؟!! دوستش: یه پیرزنه... آقای پدر: یه خااااانمه! دوستش: ای بابا! پیر هم خانمن خب!! ... اذان ... دوستش: پاشین پاشین افطار کنین تا بحث عوض بشه!! :)) آقای پدر رفت وضو بگیره. دوستش حول حولکی رو به خانمش: بذار من خودم زود بهت بگم تا شر نشده! یه پیرزنی رو دو سال پیش عمل ، عملشم خیلی خطرناک بود و احتمال مرگش زیاد بود. حالا هر بار میاد منو میبوسه!!!! :| خانمش: هاااا همون که بهت میگه "بَبِه ی جونی"*؟!!! اون عیب نداره! :))) +پیر رووووو!!!! :))) * یه چیزی تو مایه های "عزیز دلم" .... معمولا ا اینو به بچه ها یا نوه هاشون میگن.
878034

دوست داشتن

گاهی اوقات مجبوریم از چیزایی که دوستشون داریم دست بکشیم... چیزی که تو دوستش داری،دیگران هم دوستش خواهند داشت...
1456652

به کریمی نشان می دهیم که چقدر دوستش داریم/ منوچهری: ف الدینی زرنگ بازی درآورد!

مهاجم نفتی ها می گوید همه علی آقا را دوست داریم چرا که همه با بازی های او خاطره داریم و به همین دلیل همه تلاش مان را می کنیم تا بتوانیم در زمین و در بازی های بعدی به او ثابت کنیم که چقدر دوستش داریم.
290944

کلوپ: این فوتبالی که ما دوستش داریم، نیازی به تغییر ندارد

مربی قرمز های مرسی ساید در واکنش به سخنان فان باستن در مورد برداشتن قانون آفساید تصریح کرد: این فوتبالی که ما دوستش داریم، نیاز به هیچ تغییری ندارد.
629626

دور...

ی که تو دوستش نداری..هیچ دیگه هم دوستش نداره... ی که تو توی دنیاش نیستی...دنیای غریبش پر از رهگذره...بی هیچ بومی.... ی که تو دوستش نداری...خیلی مضطره...خیلی...
182552

معرفی

نمیدونم برای شما هم سخته یا نه !!! وقتی یکی شما و یک نفر دیگر رو بهم معرفی میکنه شما به فرد جدید چه می گویید!!! دیروز بعد از مدت ها با آرا قرار گذاشتیم همو ببینیم! وقتی به سمت آرا داشتم میرفتم از دور دیدم با یکی داره صحبت میکنه که خب طبیعتا دوستش بود!! وقتی رسیدم پیش آرا، بعد از سلام به آرا به دوستش سلام .. و دوستش هم با روی گشاده سلام داد و آرا ما رو بهم معرفی کرد! بعد هم من گفتم خوشبختم( ولی واقعا نمیدونستم اون لحظه باید چی بگم!!!) خلاصه دیگه بعدش دوستش گفت من میرم و خداحافظی کرد و رفت:) پ.ن: بعد که دقت .. دیدم من هر دفعه آرا رو دیدم یکی از دوستانش هم پیشش بوده!! تقربیا من تمام دوستای آرا رو میشناسم دیگه:))) و از این به بعد هم باید آمادگی دیدن دوستای جدید و طرز برخورد کاملا صحیح با آنها رو داشته باشم:)!منبع: http://kameliya. .. /
945774

دوستت دارم!!!

  قهرمی‌کنیم تابفهمانیم دوستش داریمگریه می‌کنیم تابگوییم دوستش داریممی‌رویم تابفهمد دوستش داریم خیلی‌ها عاشقند اماشاید مترجمان خوبی نباشندکاش! دوستت دارم همان دوستت دارم ساده بود!
2328146

غرغر های بعد از اعلام نتایج کنکور

بعضی وقتها هست که یکی که دوستش داریم، به چیزی میرسد که دوستش دارد و خوشحال است. ولی ما برای او ناراحتیم چون میدانیم لیاقتش خیلی خیلی خیلی بیشتر از این حرفهاست.
378140

«آرمان» 12 میلیون برای می خواهد

به هواخواهی دوستش رفته بود. تنها ١٦ سال داشت و در اوج نوجوانی بود. حتی به فکرش هم نمی رسید حمایت از دوستش باعث مرگ انسانی شود. دوستش هم برای دفاع از نامزدش رفته بود اما تنها ی که گرفتار شد آرمان بود.
1537650

رفیق کشی به خاطر پایپ!

پسر جوانی که در یک درگیری دوستش را به قتل رساند پای میز محاکمه ایستاد و از قتل دوستش ابراز پشیمانی کرد.
2206752

راه رفتن سگ روی آب

شکارچی پرنده سگ جدیدی یده بود، سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ میتوانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغ در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.او و دوستش شکار را شروع د و چند مرغ شکار د. بعد به سگش دستور داد که مرغ های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغ ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟دوستش پاسخ داد: آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی تیم های کاری متمرکز نشوید. با توجه به جنبه های مثبت و نقاط قوت، در کارکنان و تیم های کاری ایجاد انگیزه کنید.نظر بدید
1802346

گفت و شنود/ درد

طرف به دوستش نصیحت می کرد و می گفت؛ هیچ وقت به نگو کجایت درد می کند! دوستش با تعجب پرسید چرا؟ و طرف گفت؛ خب برای اینکه دستش را همانجایی که درد می کند می گذارد و فشار می دهد!!
617920

اگر دوستش دارید

❌ اگر دوستش دارید به زبان بیاورید، پانتومیم که بازی نمیکنید از ترسِ باختن با اشاره میخواهید بفهمانید، شما واقعا دوستش دارید و به زبان نمی آورید و یکی از راه میرسد که بی هیچ عشقی تکیه کلامش "دوستت دارم" است، می آید ،میگوید، میبرد دلش را، و شما و میمانید و "دوستت دارم " هایی که در عطرِ پیراهنش جا مانده است...
1078014

زنی که به دوستش حسادت می کرد، ع های او را برای همسرش فرستاد

رئیس پلیس فتا تهران از شناسایی و دستگیری فردی که با تغییر چهره از دوستش اخاذی کرده بود خبر داد.
1084500

زنی که به دوستش حسادت می کرد، ع های او را برای همسرش فرستاد

رئیس پلیس فتای تهران از شناسایی و دستگیری فردی که با تغییر چهره از دوستش اخاذی کرده بود خبر داد.
1209822

انتقام مرگبار پسر 14 ساله از دوستش

پسر نوجوانی که برای کشتن دوستش، دو سال نقشه کشیده و سرانجام او را از پا درآورده بود، درحالی با حکم قضات دادگاه کیفری از قصاص گریخته بود که دیوانعالی کشور این حکم را نقض کرد.
1581790

کارگر ناشنوا قاتل دوستش شد

تسنیم نوشت: کارگر جوان کر و لالی به خاطر عصبانیت لحظه ای، دوستش را به پایین پله ها هل داد و منجر به قتل وی شد.
8260

دوستش دارم

میان تمام نداشتن ها دوستش دارم شانس دیدنش را هر روز ندارم ولی دوستش دارم وقتی دلم هوایش را می کند حق شنیدن صدایش را ندارم ولی دوستش دارم وقتهایی که روحم دردداردشانه هایش رابرای گریستن ندارم ولی دوستش دارم وقت دلتنگی هایم آغوشش را برای آرام شدن ندارم ولی دوستش دارم آری همه وجودمه ولی هیچ جای زندگیم ندارمش در میان نداشتن ها بازهم با تمام وجودم دوستش دارممنبع: http://tobeman. /
1184332

داستان؛ امتحان

وقتی به مدرسه رسید، دانش آموزان سر جلسه امتحان بودند. بدو بدو پله های ساختمان را بالا رفت، برگه اش را گرفت و روی صندلی نشست. به دوستش که در صندلی پشتی نشسته بود، گفت: خوندی؟ دوستش جواب داد: کلا 5 فصل خوندم. یک آن جا خورد. گفت: مگه کلش 4 فصل نیست؟ دوستش خندید و گفت: چی می گی؟ کلش 8 فصله. انگار روزه خیلی روت اثر گذاشته. دنیا دور سرش چرخید. پرسید امروز چه امتحانی داریم؟ گفت: فیزیک دیگه! *برای امروز هندسه خوانده بود* :| /خبر آنلاین
1623546

.: آتی :.

به نام خدا دوستش دارم. چه کار کنم؟ با وجودی که هر وقت بهش نیاز داشتم پیشم نبود. دلم نمی خواد وقتی که بهم نیاز داره تنهاش بگذارم. خب چه کار کنم دوستش دارم! پی نوشت: فکر کنم، معنی درست دوست داشتن این باشه. حرفی از جبران نیست. که همه همه همه ش عشقه. بی چشم داشت.
1145412

داستان زیبای راه رفتن سگ روی آب به روایت پرستویی

  پرویز پرستویی   در صفحه اینستاگرام خود داستانی آموزنده در خصوص راه رفتن سگ روی آب را منتشر کرد.  پرویز پرستویی در صفحه اینستا گرام خود نوشت: "شکارچی پرنده سگ جدیدی یده بود این سگ میتوانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغ در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.او و دوستش شکار را شروع د و چند مرغ شکار د. بعد به سگش دستور داد که مرغ های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغ ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟ دوستش پاسخ داد: آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.! یعنی هرکاری که کنی بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند و برای دیدن تواناییهای دیگران کور و کر هستند."
95862

یک زن را دوست بدارید...

یک زن را دوس بدارید، با موهای وز شده اش دوستش بدارید، با لباس های ش ه اش دوستش بدارید با تیپ های تکراریش دوستش بدارید،با ابروهای در آمده، اصلا با صورت اصلاح نشده و یا حتی صورت نشسته اش و یا با ناخون های جویده و رنگ و رو رفته اش، با اعصاب ابش، با 7 روز در ماه پاچه گرفتنش و بیخودی گیر دادنش، دوستش بدارید چیزی که از شما کم نمی شود، می شود؟؟؟یک زن وقتی جلو آینه می رود میداند این ماه پوستش تیره تر شده و یا گودی زیر چشمانش را متوجه میشود، خدای نکرده کور که نیست، چند تار موی سفید لابه لای موهایش هم دیده است پس لازم نیست تو این وظیفه را به عهده بگیری، لازم نیست پوست تیره شده اش یا تار موی سفیده اش یا گودی زیر چشمش را یادآور شوی...یادآوری برای ن دردناک است، بگذارید خودشان جلو آینه و درون خودشان زجر بکشند...زن ها را دوست بدارید با گودی زیر چشمانشان دوستشان بدارید...به پسرانتان یاد بدهید زن ها همیشه شیک و مرتب و آرایش کرده نبینند به آنها از زن بودن خودتان بگویید، به آنها یادآور شوید زمانه که سخت بگیرد مردها سیگار میکشند و در خیابان های خلوت قدم میزنند، زن ها ش ه میشوند و مو کوتاه میکنند و ناخن ها را میجوند،هیچ خیابانی سهم هیچ زنی نیست که بجای ش در آن قدم بزند و سیگار بکشد...منبع: http://leti13. /
1868848

800- should-be-known facts

فکت می گم بهتون برین حالشو ببرین: اگه تونستین به زبان مادریتون نسبت به ی ابراز احساسات کنین (حتی پیش خودتون!) خیلی بیشتر از زمانی دوستش دارین که فقط به زبان های بیگانه بتونین دوستش داشته باشین.
36190

آدمهای خیالباف

آدم های خیالباف همیشه حالشان خوب است.با ی که دوستش دارند، به میهمانی می روند،چای می نوشند و می ند.شادِ شادند. ی را که دوستش دارند همیشه هست.نه می رود، نه می میرد،و نه خیانت بلد است.آدم های خیالباف خوشبخت ترینند.آنقدر فکر می کنند تا باورشان شود؛و بالا ه هم روزی جذب می کنند آنچه را که می خواهند... پ.ن : ثبت برای در یاد ماندن این روزها که من و آیه داریم توی هم حل میشیم از راه دور :)) منبع: http://mahopanjere. /
1584766

کارگر جوان کر و لال، قاتل دوستش شد

کارگر جوان کر و لالی به خاطر عصبانیت لحظه ای، دوستش را به پایین پله ها هل داد و منجر به قتل وی شد.
589918

دوستش داشته باش...

لطفا دوستش داشته باش....ببین مثل آب روونه... ببین سنگاش چه خوش رنگ و دلفریبن از پشت آب زلال.... ببین چه قد مهربونه با گلا و درختا.... ببین چه قد پاک و معصومه.... ببین چه قد قوی و محکمه.... ببین چه قد قابل اعتماده.... ببین چه قدر شیرین و دوست داشتنیه... ببین چه قد ارزشش رو داره که دوستش داشته باشی... ببین که چه قدر دوستت داره... بیا دستش رو بگیر.... بیا باهاش تا آ دنیا بدو... زیر بارون...توی باد....تو جنگلا.... شونه به شونه اش بدو.... رهاش نکن به حال خود.... نذار تلخ و پژمرده بشه... حیفه.... به خدا حیفه.... حیفه این همه سنگ دلی و ندیدن...
127894

داستان

شکارچی پرنده سگ جدیدی یده بود، س که ویژ منحصر به فردی داشت. این سگ میتوانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغ در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.او و دوستش شکار را شروع د و چند مرغ شکار د. بعد به سگش دستور داد که مرغ های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغ ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت ان ز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.»بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی متمرکز نشوید.منبع: http://babaey95. /
1884568

قتل یک نوجوان در درگیری با دوستش

فرمانده نیروی انتظامی شهرستان اقلید گفت: یک نوجوان در درگیری با دوستش به قتل رسید.
102482

دلتنگشم

خیلی دلم گرفته.دلم خیلی براش تنگ شده.هم خودش هم عشقمون.دارم تحمل میکنم.خیلی داغونم.خیلی.اومدم بهش پیام بدم اما گفتم چرا باز اذیتش کنم.من دوستش دارم.اما این کارو بخاطر خودش دارم میکنم.بذار فکر کنه که من دوستش ندارم.اما من دوستش دارم.عزیزم خدا باهامونه.باصبر همه چیز درست میشه.مراقب خودتو عشقمون باشمنبع: http://pesmaliyeman. /
3704

ریشه ها بی دلیل نیست پژمردگیشان

مهربانم امروز داشتم فکر می آدمها از چه زمانی پیر می شوند یا بهتر بگویم ریشه ها از چه زمانی پیر شدند ؟ خوب که فکر می کنم شاید از زمانی که بی نگاه شدیم ؛ شاید از زمانی که بیمار صفتان جهلشان را به رخ ریشه ها کشیدند و آنها مجبور به تحمل شدند ؛شاید از زمانی که گلبرگ نخستین پیوند خورد ؛شاید از زمانی که گلبرگ ثانی پیوند خورد ؛شاید از زمانی که گلبرگ پیوند نخستین با تمام نا باوری خیانت را نشانشان داد ؛ شاید از زمانی که گلبرگ پیوند ثانی بی نگاهی را در بین انظار فریاد کشید تا تبری باشد بر آبروی ریشه ها ؛ شاید از زمانی که نسل خاک ریشه ی امی را به خاطر یک کینه ی بیمار گونه یک طمع به خاک کوبیدند ،شاید از زمانی که ریشه ی از نگاه های سرزنش بار بیمار صفتان در بی ارادگی غرق شد ؛ شاید از وقتی که بی نگاهی گلبرگشان دلیلی شد بر خوشبخت نشدن ؛شاید از وقتی که گلبرگ بی نگاه ثانی به خاطر بی نگاهی زندگی عشق را از او جدا کرد ؛ شاید شاید شاید مهربانم هر کدام از این شاید ها به تنهایی کمر شکن است و نمی شود به تنهایی چنین بار سنگینی را به دوش کشید مهربانم حالا می فهمم تنها مسئله ای که ریشه هایم را پیر کرد جهل بیمار صفتان ؛ نادانی گلبرگ های پیوندی و سراب عاشقانه ی گلبرگ کوچک بود اما چه می شود کرد وقتی به این جهل و نادانی ها می گویند فرهنگ مهربانم بیا به هم یک قول بدهیم حتی در سخت ترین شاید های زندگی هرگز به گلبرگ هایمان راه پیر شدن را نشان ندهیم حالا که من می بینم این شاید ها چه به روز ریشه هایم آورد از تو می خواهم اگر روزی شایدی هم در روزگارمان پیش آمد نگذاریم لحظه ای پژمردگی بر روان گلبرگمان هم حتی احساس شود مهربانم باید بدانی با تمام غرورم می نویسم هیشکی مثه من عاشقت نبود عاشقت نمیشهمنبع: http://fahimehrajabi. /
836278

تشکر نگار عابدی از دوستش بخاطر تغییر دادن ظاهر وی! ع

نگار عابدی ع ی از چهره اش را منتشر کرد و از دوستش تشکر کرده است.
524628

من دیوونه چه میدونستم زندگی برام چه خو دیده...

اگه ی که دوستش داری یا حداقل قبولش داری بهت بگه خوشگل شدی یا قربونت بره، دلت یه حس امنیتی پیدا میکنه...حس تنها نبودن روی این زمینِ غریب و عجیب...اما اگه ی که دوستش نداری اینو بگه، کهیر میزنی..میترسی...حس تنهایی همه ی وجودت رو میگیره...
154454

سگـی که روی آب راه می رفـت

سگـی که روی آب راه می رفـت!شکارچی پرنده سگ جدیدی یده بود، س که ویژ منحصر به فردی داشت. این سگ میتوانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از ستانش را به شکار مرغ در برکه ای آن اطراف دعوت کرد. او و دوستش شکار را شروع د و چند مرغ شکار د. بعد به سگش دستور داد که مرغ های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغ ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت ان ز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت. در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟ دوستش پاسخ داد: آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی هر کاری متمرکز نشوید. با توجه به جنبه های مثبت و نقاط قوت، در خود و دیگران ایجادان زه کنید.نتیجه: منبع: http://az1349. /
29174

بودن و داشتن

انسان آنچنان به داشتن فرو می رود که به بودن خود غافل است. در واقع انسان به داشتن می شد به بودن نمی شد. در حالی که اصل بودن است انسان تا نباشد داشتن معنی ندارد و وقتی بودن را می فهمد تازه متوجه می شود چه چیزی داشتن آن مضر یا ثواب است. مبادا داشتنها از بودن جلوگیری کند. انسان وقتی به تعلقات دل بندد از بودن غافل و هر چه از بودن غافل باشد از شدن غافل می شود و وقتی شدن نباشد طفل باقی می ماند. پس فرق بین انسان کامل با طفل در شدن است......... ببینید چقدر طفل در دنیا داریم...منبع: http://khodshenasiii. /
1937154

پسر ۱۶ ساله با اسلحه دوستش را کشت

پسر ۱۶ ساله که دوستش را در درگیری با اسلحه به قتل رسانده بود، شناسایی و دستگیر شد.
525454

وصف حال کت

یه کت یدمکت کوتاه اسپرتآبی کمرنگ خیلی روشن جنس لیسومین کت کوتاه عمرمهاولی سوم دبیرستان یدمدومی ترم چهار و سومی الانانقدر دوستش دارمالان ۲ ساعته توی خونه تنمه دلم نمی اددرش بیارنچقدر دوستش دارم
55308

داستان

شکارچی پرنده سگ جدیدی یده بود، سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ میتوانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغ در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.او و دوستش شکار را شروع د و چند مرغ شکار د. بعد به سگش دستور داد که مرغ های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغ ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.»بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی متمرکز نشوید.منبع: http://babaey95. /
12294

به اندازه بودن یا نبودن مهمه

برای من ماجرای مردی را نقل د که دوستش به زندان افتاده بود و او شب ها بر کف اتاق می خو د، تا از آسایشی لذت نبرد که دوستش از آن محروم شده باشد.چه ی، چه ی برای ما بر زمین خواهد ؟!سقوط-آلبرکامومنبع: http://3nemmar. /
1380516

خسته...

خدایا من دیگه خسته شدم نه از دوست داشتنش از این حس تنفری که نمی ذاره اونطور که باید دوستش داشته باشم وقتی به این فکر میکنم که تمام احساساتم رو براش گفتم , گفتم چقدر دوستش دارم , گفتم به ادمایی که می بیننش ادمایی که باهاش حرف میزننن و من نمی تونم حسودیم میشه گفتم چقدر نگرانش میشم چقدر دلتنگش میشم پس چرا چشماشو بست و رفت ... این منو زجرم میده ... کاش هیچ وقت نمیومد ... کاش اصلا هیچ وقت ندیده بودمش ...
1041670

تبلیغ سمانه پاکدل برای سالن زیبایی دوستش سارا! ع

سمانه پاکدل با انتشار ع ی از دوستش, طرفدارانش را دعوت به حضور در سالن زیبایی وی کرده است.
1137852

بهنام میرزاخانی..

امروز توی رادیو داشتن با دوستان بهنام میرزاخانی اولین شهید آتش نشان صحبت می ... یکی از دوستاش میگفت اونقدر راستگو بود که وقتی گل یا پوچ بازی میکردیم ، چون میشناختمش ازش می پرسیدم گل دست توئه ؟ میگفت آره...!! یکی از دوستاش گفت یکی دو سال بود سعی می کرد ش رو اول وقت بخونه ... یکی از دوستاش گفت یه شب که تا صبح با هم حرف میزدیم حدود شش صبح پرسید راستی فلانی چنددرصد سوخته بود ؟ گفتم چطور مگه؟ گفت داشتم فکر سوختن خودمو می ... اینو که از رادیو شنیدم یاد خاطره افتادم که دوستش روی مین منور سوخته بود و شهید شده بود . وقتی به خواب دوستش اومده بود ازش پرسیده بود رفتی روی مین چی شدی؟ شهید گفته بود جگرم حال اومد!!! یاد رزمنده ای افتادم که از دوستش که بشدت مجروح شده بود پرسیده بود زنده ای ؟ گفته بود هنوز نه!!! یکی از دوستان بهنام گفت اون خد امرز صدای خوبی نداشت ولی همیشه اِفه مداحی میومد و دائم میخوند. خبرنگار پرسید چی میخوند؟ گفت منم باید برم ...آره برم سرم بره...
1246816

همدرد...بانو

دوستش داشتم ..دوستم نداشت ...دوستش داشت ...دوستش نداشت ... انگار همدردهای خوبی بودیم.................................................................................................................................................................................
2387960

ی که دوستش دارم،

ی که دوستش دارم، غزل است...! اسمش که نه چشم هاش...! "رضا کاظمی"
1203264

خودش میدونه با کی ام..

خودش نمیدونه ولی از وقتی وارد زندگیم شده یه جور دیگه زندگی میکنم دکور اتاقم رو عوض صبح ها زودتر بیدار میشم دنیا رو یه جور دیگه میبینم شاید تو ظاهر همونطوری باشم که قبلا بود ولی از وقتی اومده سر هر از خدا میخوام همیشه باشه هروقت موقعیتش پیش بیاد بهش میگم دوستش دارم خودش میدونه خیلی زیاده ولی هیچوقت نمیگه دوستم داره یا با مرسی و یا لبخند بحث رو عوض میکنه همین خاص بودنشه که باعث میشه بار بعدی هم بگم دوستش دارم اگه کاری کنم که خوشش نیاد زود میبخشه اگه تو کاری گیر کنم زود کمکم میکنه از وقتی اومده .. خودش نمیدونه ولی من .. من عوض شدم دوباره متولد شدم خودش میدونه با کی ام اونی که خودمه خودش میدونه... آقای ربات - m.r
1990356

بخشی از دیروز ما

گفتم تو واقعا ناراحت نبودی علیرضا ازدواج کرد؟ گفت فاطمه علیرضا نامزد داشت با هم آشنا شدیم؛ معلومه که ناراحت نشدم. گفتم: یعنی دوستش نداری و چند ساله دوستین؟ گفت خیلی دوستش دارم ولی حتی مثل برادرم نیست. علیرضا خواهرمه همین قدر امن و نزدیک.
1577314

پایان عمر دانش آموز با ضربه مشت دوستش

رئیس آموزش و پرورش شهرستان لالی از مرگ یک دانش آموز در یکی از مدارس این شهرستان بر اثر ضربه مشت دوستش خبر داد.
2002504

چگونه به ی که علاقه دارم عشق ام را نشان بدهم؟

در این بخش می خواهیم بگوییم چطور می توانیم به ی که علاقه داریم بگوییم دوستش داریم و عشق مان را به…
1801322

#شخصی

نگران ی که دوستش داریم میشیم و می بینیم ما توانایی اینو نداریم که چیزی رو تغییر بدیم.
235936

نامه های پست نشده (۱۲)

   دل دیوانه ی من آرام بگیر  زور که نیست  دوستت ندارد  اما زور است  که تو هر روز صبح که بیدار می شوی می خواهی دوستش نداشته باشی  ولی شب که می شوی باز دوستش داری  زور گفتن یعنی به زبان آوردن همین که هنوز دوسش داری   نویسنده ی وبلاگ
1704658

تا دیر نشده...!

دوستش داریم و بهش نمیگیمدوستش داریم و اینگار که...!بیاید به خودمون بیایمبا نوشتن چارتا پاراگراف که اشکِ نویسنده رو تحریک کرده دنیا تغییر نمیکنهاما ؛حداقلش اینه کهشاید از یه عالم آدمی که این صفحه رو میخونن اون دو نفری که هم رو عاشقن،جرات حرف زدن رو به خودشون بدن!چیزایی که مینویسم این بار پهلو که دارن هیچگٌرده هم دارن!رها عاشق بوی مایع دستشویی توت فرنگی بودهر صبح که چشماشو باز میکرد اول رهی رو میدید بعد سریع خودشو میرسوند به مایع دستشویی ها دستش رو میشست و میگرفت جلوی بینی کوچیکش و بو میکشید,رهی رها رو رها صدا میزد اما،رها رهی رو پسر عمو!رهی عاشق رها بودرهی موقع ید گریه میکرد تا مادرش به جای مایع دستشویی پرتقال،توت فرنگی ب هخیلی سال گذشترها ازدواج کرد با یه مرد که صادرات پرتقال داشتو رهیامروز کارخونه تولید مایع دستشویی توت فرنگی داره...!
1036836

ظالم

چه ظالم میشود ی که میفهمد از ته دل دوستش داری!
1020432

10 اسفند 95

10 اسفند 95 صبح بیدار شدم و یکم خونه رو جمع و جور . های مرغ رو که امین یده بود پاک و یه تیکه هاییش پوست داشت که پوستشو جدا و بقیه رو تیکه تیکه و یه مقدارش رو هم کنار گذاشتم که پیاز و ماست و سس بزنم بمونه شب جوجه کباب درست کنیم. بعد هم پوست مرغ و تیکه های چربیش رو ریختم تو کیسه بردم پایین که بدم گربه بخوره. چند تا کوچه رفتم پایین تر و یه گربه زیر ماشین پیدا و دادم مرغا رو خورد و اومدم بالا. عصری هم کار خاصی نداشتم. چون شام جوجه کباب بودش، باید وقتی امین میومد درستش می . امین هم زنگ زد و گفت که با دوستش میان. منم گفتم بفرمایید. می خواستم خونه رو فردا جارو و گردگیری کنم که گفتم حالا بیکارم و مهمون هم داریم بزار کارا رو م. تا دوستش بیاد، جارو و گردگیری کرده بودم و میوه شسته بودم و همه چی آماده بود. دوستش که اومد من رفتم توی اتاق و خودشون جوجه رو آماده و خوردن و بعد شام من رو امین آورد توی اتاق. من ناهار نخورده بودم و به شدت !!! گرسنه بودم. دیگه شام رو خوردم و امین هم دوستشو راهی کرد و اومد خو دیم. وقتی دوستش این جا بود، یه ی داشت پخش می کرد به اسم پرستاران، که سر یه تیکه اش انقدر امین خوشگل می خندید که من یادم نمی اومد آ ین بار کی اینطوری از ته دل خندیده. می خواستم بگم بیمار خنده های توام بیشتر بخند، خورشید آرزوی منی بیشتر بتاب ... منم داشتم کتاب صوتی گوش می دادم. این شبا، درگیر کتاب صوتی من پیش از تو، اثر جوجو مویز هستم !!! خیلی خوبه. هر چند راویش عالی نیست، ولی کتابش کشش زیادی داره. ش رو هم دارم. می خوام بعد از تموم شدن کتابش، ببینم.
1796

حکمت خداوندی

گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه بی یم بود، طوفان تو آن را از من گرفت! کجای دنیای تورا گرفته بودم؟ خدا درجواب گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تواز کمین مار پر گشودی. چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی. مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوستش گفت: وقتی این همه اموال رو تقسیم می ما کجا بودیم. دوست او دستش رو گرفت و به بیمارستان برد و گفت: وقتی این بیماریها رو تقسیم می ما کجا بودیم!!!! خدایا واسه داده ها و نداده هات شکر. منبع: http://montazeran95. /
2079496

دوست همسر

چند ماه قبل از اینکه ما عقد کنیم یکی از دوستای صمیمی همسر عقد کرده بودن و همسر می رفت از دوستش و خانمش که روانشناسی خونده بود مشاوره می گرفت.دوستش یه زمین هم داشتن که با برادراش یه آپارتمان اونجا ساخته بودن و از این لحاظ از همسر جلوتر بود. خونه شون هم حدود صد متر بود. شغل پردرآمدی هم داشت و به نظر میومد همه چیز عالیه. تو رفتارشون هم همیشه ف فروشی و اینکه "ما بلدیم چه کنیم" بود. خلاصه اینکه ما چهار ساله عقد کردیم اونا پنج ساله عقد و یه ماه پیش همسر اومد گفت:"دوستم برام درددل کرده و گفته که خیلی با خانمم اختلاف داریم. دو سه سال اول که مدام دعوا داشتیم. هر روز بحث، هر ساعت دعوا. تازه مدتیه بهتر شدیم." از مدل گفتن همسر حس که تعجب کرده. چون همیشه می گفت دوستم ال است و بل. دو بار هم خانم دوستش بهم اس ام اس زده بود که برام سیصد تومن پول بریز. فقط همسرم و همسرت نفهمن. خیلی مستاصل شدم و از این حرفا. اون موقع که ازم پول خواست پنجاه تومن ته حسابم بود فقط و گفتم ندارم. و به همسر گفتم درخواست پول کرده. تعجب کرد چون از دوستش شنیده بود که خیلی پول درمیاره و همه رو هم به خانمش میده. حرفی که تو ذهنم نقش بست این بود که چرا وقتی اوضاعتون گل و بلبل نیست الکی پز میدید و یه تصوری تو ذهن اطرافیان ایجاد می کنید که همیشه خوش و خندون هستید که یکی مثل همسر من که مشکلات اقتصادی داره و حقوقش خیلی نیست، حس بدی بهش دست بده. همسر یه طوری راجع به اینکه اونا خیلی دعوا داشتن و ما چند ماه یه بار دعوامون می شده می گفت غرور و حس خوب رو از تو چشماش خوندم. با زندگی بقیه بد تا نکنید. خوبیت نداره.
1093046

عبور چهارصدو نود و سوم

بنام ...آدم وقتی ی را دوست دارد به یک اخمش میرود به یک خنده اش برمیگردددلش مدام بهانه ی اورا میگیرد و چشمهایش همه جا در جستجوی اوستمیخواهد به روی خودش نیاورد اما در شلوغ ترین ساعت هم بیادش میاورد آدم وقتی ی را دوست دارد در ذهنش مدام بااو حرف میزند گاهی دعوامیکند گله میکند لج میکند ، گاهی میخندد و برایش شعر میخواند و درهرکاری که میکند اورا سهیم میداندچیزی انگار بی انکه اراده کند ،بسمت او میکشاندش ... مثل بندی نامرئی ، مثل کششی بی اختیار اما خدانکند ی را که دوستش داری جایی از دلت را زخمی کند جایی از احساست را ، که اگر این شود ، با هیچ مرهمی دیگر خوب شدنی نیستبا هیچ "دوستت دارمی " به حال اول برنمیگردد ، با هیچ گریه ای سبک نمیشوی ...اگر همانکه دوستش داری ، بی وقت ، بی بهانه ، دور شود ،یا نادیده ات بگیرد ، انگار آن بند نامرئی میشود ، دل آدم میگیرد ... تنهایی ات آوار میشود روی سرت ،و دلت میخواهد دورتر و دورتر شوی...آدم ی را که دوست دارد ،میشود نقطه ضعفش ، میشود مدار صفر درجه بین بودن و نبودنش .. میشود نبض احوالش ..که به زندگی بزند یا مردگی .."دوست داشتن همیشه سخت ست .."نیلوفرثانی17 اردیبهشت 96instagram.com/niloofarsani

وقتی آن که دوستش داریم بیمار میشود