وقتی از تن ها بلا خیزد


6348

مردونگی

وقتی از دوست داشتن ی مطمئن نیستی "حق نداری"دستاشو بگیری که به دستات عادتش بدی ...وقتی ی رو سهم خودت نمیدونی" حق نداری"پیچ و تاب بدنش رو زیر و رو کنی ...وقتی موندنی نیستی "حق نداری"از آینده های خوش باهاش حرف بزنی و براش رویا بسازی...وقتی دلت به بودنش شک داره "حق نداری""بهش بگی عشقم..".وقتی همیشه دنبال یه حرفی،بحثی،سندی،بهانه ای که ترکش کنی"حق نداری "ادعای دوست داشتن کنی...وقتی به اعتماد ی تکیه گاه شدی ... "حق نداری"زمینش بزنی ...اگه همه این کارو کردی فارغ از یتت "مـــــردی..." منبع: http://tanhayebito6877. /
93226

مردونگی

وقتی از دوست داشتن ی مطمئن نیستی "حق نداری"دستاشو بگیری که به دستات عادتش بدی ...وقتی ی رو سهم خودت نمیدونی" حق نداری"پیچ و تاب بدنش رو زیر و رو کنی ...وقتی موندنی نیستی "حق نداری"از آینده های خوش باهاش حرف بزنی و براش رویا بسازی...وقتی دلت به بودنش شک داره "حق نداری""بهش ب عشقم..".وقتی همیشه دنبال یه حرفی،بحثی،سندی،بهانه ای که ترکش کنی"حق نداری "ادعای دوست داشتن کنی...وقتی به اعتماد ی تکیه گاه شدی ... "حق نداری"زمینش بزنی ...اگه همه این کارو کردی فارغ از یتت "مـــــردی..." منبع: http://tanhayebito6877. /
115386

با ای که سخن به لطف آب است

یا این که سخن به لطف آب است کم گفتن هر سخن صواب است آب ارچه همه زلال خیزد از خوردن پر ملال خیزد کم گوی گزیده گوی چون در تا ز اندک تو جهان شود پر لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود که پر توان زد یک دسته گل دماغ پرور از من صد اه بهترمنبع: http://pransesana. /
29174

بودن و داشتن

انسان آنچنان به داشتن فرو می رود که به بودن خود غافل است. در واقع انسان به داشتن می شد به بودن نمی شد. در حالی که اصل بودن است انسان تا نباشد داشتن معنی ندارد و وقتی بودن را می فهمد تازه متوجه می شود چه چیزی داشتن آن مضر یا ثواب است. مبادا داشتنها از بودن جلوگیری کند. انسان وقتی به تعلقات دل بندد از بودن غافل و هر چه از بودن غافل باشد از شدن غافل می شود و وقتی شدن نباشد طفل باقی می ماند. پس فرق بین انسان کامل با طفل در شدن است......... ببینید چقدر طفل در دنیا داریم...منبع: http://khodshenasiii. /
12800

ارامش

شاید یکی از اروم ترین ریل ترین شبا رو گذروندم،انقد سبک شدم انقد حالم خوب شده،میدونی وقتی صدات رو میشونم وقتی حرفامو گوش میکنی احساس میکنم برای خودمی،خوده خودم،کاش داشتمت همین اسم موزیکه راسی؟ منبع: http://3kamhabs. /
15334

سوالات

علت یک تنبلی طولانی مدت با وجود درک اینکه چقدر برام مضر چیه؟ واقعا چی انقدر منو تنبل کرده وقتی عملا دارم میبینم هر روز فقط با یه ساعت تلاش چقدر میتونم یاد بگیرم؟ چقدر میتونم کار انجام بدم؟ چطور وقتی با تمام پوست و استخونم دلم میخواد مفید باشم باز نمیتونم؟ چطور وقتی این همه رؤیای خوب ب ذهنم میرسه وقوی میتونم ب مدرسه ی استعداد ی ب تاثیر گذاریم در اینده ب یه عالمه رویا فکر کنم برای تحققشون تلاش نکنم؟ چطور وقتی حالم از این بی حوصلگی و وقت تلف همیشگی حالم بهم میخوره باز ادامش میدم؟ دلیلش نته؟ اگ اره پس وقتایی ک قطع چطور باز با چی وقتمو تلف میکنم؟ من مشکل جسمی دارم؟ چرا این همه به خودم ظلم میکنم؟ چرا وقتی میدونم میتونم از پسش بربیام براش تلاش نمیکنم؟ هنوز لذت تلاش و نچشیدم؟ من ک خیلی سعی خسته شدم دیگ. ولی این خستگی فوق فوقش ب یه تلاش خوب یه هفته ای منجر میشه. بعد اون دوباره تا یه ماه همون آش و همون کاسه ازم بخواین هر روز برنامه ی دقیق اون روز و بهتون بگم. دقیق دقیق دقیق. چطوره؟ منبع: http://fekr-m. /
98600

اربعین حسینی

اربعین یعنی وقتی زنگ کاروان عشق بر می خیزد، برخیزی، بهانه نشناسی و با حسین تا حسین سفر کنی. عاشقانه از کربلا بگذری تا عاشقانه کربلا در تو بگذرد. فرا رسیدن اربعین شهادت پنجمین اهل اء،سید ال ،حضرت حسین بن علی ( علیهما السلام )، و یاران با وفایش را به تمامی مسلمین جهان تسلیت عرض می نماییم. منبع: http://baharestan2h1. /
54650

لطفا زود بیا

وقتی تو نیستی من میشم بین این ادما مثل ی غریبه و تو هم همه ها گم میشم دنبال تو دنبال تو... زودتر برگرد... قرارمون ی روز بود... الان داره کم کم میشه دو روز اگه امروز هم برم نباشی چ کار کنم ... وقتی نیستی اصلا دوست ندارم بیام اونجا لطفا بیا... منبع: http://deltangiha0. /
68916

درد دل

به نام خداوند بزرگ من می دانم که خیلی چیز ها در این دنیا هست که آنقدر زیباست و نوید دهنده که جایی برای شکایت نمی ماند اما خب هر بار که سعی از شکایت ها و گله هایم فرار کنم در دلم تپه ای ساختم از ن یتی ها و آنگاه بود که قلبم سرار غم گشت... وقتی من خ دارم با وسعتی بی انتها و ی که دنیایم برای بودن در راه او می گذرد دیگر گله و شکایت از بیگانه چرا؟ وقتی تمنایم پیش بزرگترین ها یدار دارد و وقتی که خدایم از عشق سیرابم می کند تمنای بیگانه چرا؟؟؟ مگر من آن مینو ی کوچک او نبودم؟ پس درد دیدار بیگانه چرا؟ خدا جانم یک خواهش از تو دارم... فقط اجازه نده به بهانه ی هر چیزی که اصلا برایم مهم نیست قلبم تیره گردد... من دگر تاب تنش های بسیار ندارم...منبع: http://paradise-minoo. /
85658

قرمززززز

آدمها قرار نیست نگران ما باشننگران حالمون ، دلمون ، دغدغه هامون ، سلامتی مون ، آیند ه موناما یه آدم باید باش ه نگران باشهنگران حال ه دلت ، وقتی ١ ماهه بچه ت و ندیدی نگران اشکاتنگران یه عالمه کاری که مونده و تو نمیدونی تو سرما چجوری بری سراغشوننگران غصه هاتحرفای نزده تمریضی ت که بی خیالش شدییه آدم باید باشه که همیشه نگران ه همه ی اینا باشهولی اگه اون آدمنپرسه ح و وقتی بازم بچه ت نیستحدس نزنه چند ساعت جلو ع ش گریه کردیهمه ی دنیاش شاد تو نباشهاگه انقد غریبه باشه که نتونی بگی : با هم بریم سراغ کارام ، ماشین بیاری ....اگه انقد بلدت نباشه و واسش مهم نباشی که خودش بگه : تو این سرما کجا میری از این سر شهر به اون سر شهر .... وایسا با هم بریم اگه یه وقتی ولت کرده با مریضی ت و مرگت خبر خوشش بوده...حالا حتی نپرسه : خوبی ؟؟ بهتر شدی ؟وقتی انقدرررر ترسناک باشه حریم شکنی هاش که حتی نتونی بهش بگی : " اونجور که من میخوام جواب بده کیلو چنده ؟ پرتی از قصه آقاااا"وقتی انقد دور باشه که حتی دلت بر نداره بهش بگی : " قرار گذاشتیم همه مسایل و با هم حل کنیم ، اینکه بگی نفرست ، جدای توهینش ، نقض قراره اقا ، حواست نیست بازم؟" وقتی اونی که باید باشه فقط باعث شه راه و رسم سکوت و بهتر یاد بگیریبهتره تا آ عمر دور کلمه خوشبختییه دایره قرمز پررنگ بکشی....منبع: http://suicide04. /
2164564

شرق اقبال

شمع اقبال برافروختنی خواهد شد شعر ابریشم کشمیر غنی خواهد شد موجی از آتش و آواز به پا می خیزد شرق از خواب قرون باز به پا می خیزد
9852

95-8-20

امشب خونتون بودیم و تو نبودی تبریز همایش بودنمی دونم چه همایشیساعت 1 برگشتیوقتی اومدی تو دلم ریخت مثل همون روزی که داشتیم واسه بابات آش پشت پا می پختیم!اون روز سعی اصلا بهت توجه نکنم ولی بدبختانه می تونم اعتراف کنم اون لباس ها رو فقط واسه این که تو ببینیم پوشیده بودمنمی دونم چرا نمی تونم از دلم بیرونت کنمهر موقع که می خوام به یکی دیگه فکر کنم تو میای جلو چشمم دلم راضی نمیشه ولی من اصرار می کنم که محبت یکی دیگه رو تو دلم بذارم هر موقع هم که می بینمت می بینم پووووووووووووف تمام این کارام باد هوا بود دوباره برگشتم سر خونه ی اولامروز بعد از مدت ها جنگ با دلم باز وقتی دیدمت محبت دلم به غلیان افتادوقتی صورتت رو آوردی تو نیم سانتی متری صورتم و من اجبارا سرم رو گرفتم پایین و سرخوش از حس شیرینی که زیر پوستم دویده بود شدم.وقتی داشتم خداحافظی می و یه سوال ازت پرسیدم زل زدی تو چشمام نتونستم چشمام رو از چشمات بردارم فقط امیدوارم نگاهم لوم نداده باشه. وقتی خیرت شدم فهمیدم که چقدر دوستت دارم با تمام وجودم و واقعا نمی تونم تو رو فراموش کنمچی داری که من رو این همه به خودت وابسته می کنی؟آیا تو هم همون حس رو به من داری؟وقتی اون طوری بهم زل می زنی میام و ساعت ها به خودم نگاه می کنم و لبخند از لبم کنار نمیره.چرا نگاهم می کنی؟ این حس دو طرفه است یا می خوای اذیتم کنی؟وقتی اون طوری نگاهم می کردی هیچ خواسته ای نداشتم جز این که زمان متوقف بشه و من تو، توهمون ح بمونیم، انقدر که من سیر بشم از نگاه بهت. گاهی موقع ها میگم اگه قراره من بهت نرسم خدا کنه یه طوری محبتت از دلم بیرون بره.گاهی موقع ها حس می کنم وقتی داری نگاهم می کنی با چشمات حرفات رو بهم می زنی. آیا واقعا این طوریه یا من صرفا توهم زدم؟ نمیشه یه نشونی بدی؟من دارم کم طاقت میشم دیگهمنبع: http://manmovafaqam. /
84396

شمارش مع

الهی من قربون عشقم برم که داره میاد پیشم حس خودمو خوشگل واسه شوهریم که وقتی بعد از یه مدت منو میبینه قند تو دلش آب بشه. به بابا گفتم خودم تنهایی بیام سراغت که بیایم خونه.بابا گف منم دوس دارم بیام.سر راه واسه شوهریم یه دسته گل میگیرم که وقتی میاد بهش تقدیم کنم. قربون دستای خوشگلت که دلم واسشون یه ذره شده
78490

تموم شد

تیکه های قلبمو کجا ببرم؟؟!!؟ أوج نامردی بود اقای ر. اووووج نامردی.... میدونی چ حالی شدم وقتی پیماتو با مریم جونت دیدم ؟؟؟؟ ( مریم جونم!) ب منم میگی صبا جونم !!! چ جالب...همه چیزایی ک ب اون گفتی منم تو گوشیم دارم !!! چ جالب!!!!!! قلبم...إحساسم .... تموم شد! اولش فکر حالم ازت بهم میخوره ولی وقتی دیدمت فهمیدم من همیشه بهت مریضم... تو... نامرد ترین مردی هستی ک تو زندگیم دیدم تو اوج نامردی هم حس دوست دارم و من احمق ترین دختر روی زمینم... وقتی بت گفتم دیگه دوست ندارم نتونستم بفهمم ح ت چ جوریه... البته خیلی مهم نیست.... من دیگه باورت نمیکنم ٥ آذر ٩٥منبع: http://deltangiha0. /
34718

پوسترهای بسیار زیبا با موضوع پیاده روی اربعین

وبلاگ جنگ نرم : اربعین یعنی اشک خشکیده، اربعین یعنی خورشید بالای نیزه دیدن، اربعین یعنی عد در زنجیر بودن، اربعین یعنی یک دنیا تقوا در اسارت بودن، اربعین یعنی چشمان مظهر علم و عصمت و طهارت اشک آلود دیدن.اربعین یعنی وقتی زنگ کاروان عشق بر می خیزد، برخیزی، بهانه نشناسی و با حسین تا حسین سفر کنی. عاشقانه از کربلا بگذری تا عاشقانه کربلا در تو بگذرد.اربعین یعنی که دعوت نامه ها آتشی بودند اندر خیمه ها،اربعین یعنی که گل ها پر پر است ، قلب آن پیغمبر است ، اربعین یعنی که گل ها بی سر است ، باغبان همچون گلستان پر پر است. برای خواندن ادامه متن و و مشاهده پوستر ها به ادامه مطلب مراجعه کنید ... منبع: http://jnarm. /
83910

سرما

سرما و گرما باهم بوجود اومدن ، همیشه مکمل هم بودن و همیشه جایی که باید خودشون باشن نقش مهمی دارن . اما یک وقتایی بر اثر ی اتفاقایی گرما مرخصی میگیره و میره تا سرما جاش بیاد سر پست ! اونوقته که ی ری مشکلات بوجود میاد ، مثلا... مثلا چایی که سرد میشه خوب نیست ! یا غذایی که سرد میشه جذاب نیست ! مثلا کانون خونواده که سرد میشه خوب نیست ! مثلا وقتی عرق سردی روی پیشونیت میشنه خوب نیست ! مثلا وقتی تو باهام سرد میشی خوب نیست ! این آ ی ...این آ ی خیلی سخته حتی وقتی گرما برگرده سرجاش این کاری که سرما با ما کرده درست بشو نیست که نیست ! مثلا نوشابرو ببین ! گرمش کن ! گرمش کن !! سردش کن ! مزش چطوره ؟ مدتیه که سرما سر جای خودش اومده و حس همه جارو زیر چتر خودش برده ، اما تو این سرما یک گرمای دلنشینی میتونست باشه ، گرمای دست تو ، گرمای آغوش تو ، اما...اما...گرما این روزا نیست ...نیست...نیست ! دقیقا تموم انقلاب و کشاورز و ولیعصر گشتم اما گرمای دستی رو نداشتم ! خو گرفتم به سرما و منزوی شدم ! میگن وقتی گربه ها توی سرما یجا ثابت میشن یخ میزنن ، باید دنبالشون کنی تا راه برن و گرم بشن ! ولی من اینقدر دنبال گرمای تو ، تو خیابونا راه رفتم که از سرما یخ زدم عشق من منبع: http://mrkahrobaee. /
2002002

کنایه تند معاون نخست روسیه خطاب به ترامپ

همشهری آنلاین: معاون نخست روسیه گفت خلق و خوی یک نفر وقتی صبح از خواب بر می خیزد نباید تعیین کننده روابط بین الملل باشد.
161664

جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو

جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو گر نخواهی کبر را رو بی تکبر خاک شو خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو هر کجا تو خشم دیدی کبر را در خشم جو گر خوشی با این دو مارت خود برو ضحاک شو گر ز کبر و خشم بیزاری برو کنجی بخست ور ز کبر و خشم دلشادی برو غمناک شو خشم اران رها کن خشم از شیران ببین خشم از شیران چو دیدی سر بنه شیشاک شو لقمه شیرین که از وی خشم ان زان مخور لقمه از لولاک ر و بنده لولاک شو رو تو قصاب هوا شو کبر و کین را خون بریز چند باشی ه زیر این دو سگ چالاک شو منبع: http://khishoonat-95. /
1206500

وقتی مادر یک ی به مبارزه با تروریست بر می خیزد+

مادر یوسف زغبه یکی از سه تروریست لندن درباره اقدام غیر انسانی فرزندش ابراز شرمساری کرد و از تصمیمات خود برای مبارزه با هم تفکران پسرش سخن گفت.
1205296

/ وقتی مادر یک ی به مبارزه با تروریست بر می خیزد

مادر یوسف زغبه یکی از سه تروریست لندن درباره اقدام غیر انسانی فرزندش ابراز شرمساری کرد و از تصمیمات خود برای مبارزه با هم تفکران پسرش سخن گفت.
23030

سی دل خوم

نمیدونم واقعیته یا نه ولی من هروقت از ته دل یاد ی میفتم یا سراغ ی میگیرم سر و کلش پیدا میشه یا زنگ میزنه ! خلاصه به "دل به دل راه داره"معتقدم الا در یک مورد و اونم یاد یاره که همه روزه و بخصوص همه شب وقتی که از همه دغدغه های زندگی روزمره آزاد میشم مستقیم به یادش میفتم و فکر و فکر و فکر ... ولی گویی که رشته ی دلهامون شده و ارتباط نمیگیرن.! حالا بدور از این حرف ها یه دختری تو کلاسمون هست شبیهشه ! وقتی میاد ناخودآگاه مستقیم نگام میره پیشش و در این اون میبینم! دست خودمم نیست ! همشم دوست دارم هی نگاش کنم :/ هعی روزگار... حالا اگه بودش میگفت "برو هی همونو نگا کن دیگه به منم پیام نده :) ". یعنی یادشم؟!
16688

روز سخت

هیش از دلم خبر نداره وقتی دلم اتیش میگیره،کاش میتونستم بگم،کاش میتونستم برا یکی توضیحش بدم از این اتیش از این ترس از این زور... مطمئنم اونجا خیلی بهتر از اینجا وقتی تا این حد به جنون میرسم تا این حد جلوی نفسم بند میشه.... عذاب منم اینه فک کنم عوض شده نقطه عذاب ،بهت قول دادم اگه غلط رفتم شایسته عذابم اما ببین دستام یخ زده ،حالم خوب نیست کاش منم میتونستم قرص و محکم باشم....کاش میتونستم قرارمون یه چیز دیگه بود ،قرارمون فقط یه جا بود اما حالا همه جای تنم داره فرو میریزه دارم میسوزم از درون دارم میسوزم چه م شده خدا؟ حال بد هم مال منه ،حال خوب هم...منبع: http://hamenhavale. /
24504

تا وقتی که توهستی

تا وقتی که توهستی تا لحظه ای که یاد تو در خاطر من جاریست... تا زمانی که دستهای گرمت همراه دستهای خسته ی منه... تا وقتی که نگاهت تنها پناه گاه وتکیه گاه نگاه سرگردان منه... تا زمانی که توهمسفر جاده ی زندگی من هستی... تا وقتی که شونه های تو امن ترین جای دنیاست برای من من زنده هستم منبع: http://habib-baran. /
71736

یه روز مدرسه ای ...

خونه ی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه گیاه و سبزه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره کنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره دشتاش پرازبوی گل اینجا همش بهاره دل وقتی مهربونه شادی میاد می مونه خوشبختی از رو دیوار سر میکشه توخونه خوی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره خونه ی مادر بزگه گیاه و سبزه فشار زیادی به مغزم میارم جزییات یادم مونده رو مینویسم دوست دارم وقتی پیر شدم بیام اینا رو بخونم وقتی منم یه مادر بزرگه شدم که به جای شوهر و دختر و پسر یه گربه و مرغ و وس و جوجه و همسایه و یه سگ داره و خیلی ام خوشحاله....منبع: http://sedayesokoot94. /
1796

حکمت خداوندی

گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه بی یم بود، طوفان تو آن را از من گرفت! کجای دنیای تورا گرفته بودم؟ خدا درجواب گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تواز کمین مار پر گشودی. چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی. مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوستش گفت: وقتی این همه اموال رو تقسیم می ما کجا بودیم. دوست او دستش رو گرفت و به بیمارستان برد و گفت: وقتی این بیماریها رو تقسیم می ما کجا بودیم!!!! خدایا واسه داده ها و نداده هات شکر. منبع: http://montazeran95. /
18710

محکوم

با خود میگفت ای کاش عشق جور دیگر بودای کاش قلب زمان از کار می ایستادوقتی جهان به دور سرش میچرخید با کاغذ مچاله شده جواب آزمایش در دست؛از عمق این شب میترسید!ترس دارد، ترس دارد عاشق باشی و بعد یک روز بفهمی همه راه آمده را اشتباه رفتی..همه مسیر بیراهه بود...و حالا . . که پر است از نیاز.. پر است از زخم های که از خود خوردو تو را تا بی نهایت دور به پای هوسی از دست داد دلش میسوزد؛ دلش گـُـر میگیرد وقتی که نازِ نگاه تو بر نگاره خیالش نقش میبندد..حال تو بگو! بعد تمام اینها فرصت ، برای برگشت هست؟! از آن عشق قدیمی، اثری هست؟! لینک منبع: http://maah-e-man. /
2314716

سیاه پوشان زمان

فاطمه رجب زاده: فریاد حسینِ جان ها از دل قرن ها برمی خیزد.
46008

٢٠١

^__^ بازم این وبُ مرور :( وقتی هی مرور میکنم بیشتر بِ عمق فاجعه پی میبرم ... اینکه چقد دردناکن روزام :) اینکـه من دختر نازپرورده یِ بابایی دختر لوس ِ فامیل ، چی شد ک انقد صبور شدم ؟؟ وقتی دلنوشته هامُ میخوونم یاد ِ اون روزا برام تازه تر میشه ُ میبینم نَ هنوز این زخم برام کهنه. تشده هنوز تازس... چرا هر روز بیشتر از دیروز میخامش ؟ چرا هرچی بیشتر ک میگذره بیشتر میفهمم چی ب سرم اومده ؟ برام سخت تر میشه؟؟ خدایا ! با خوشبختیش جوابِ صبوریامُ میدی مگه ن؟ چ با من چ بی من... حالش خوب باشع .. فقط همین * حالم بده :)منبع: http://fatemenicee. /
94620

٢٠١

^__^ بازم این وبُ مرور :( وقتی هی مرور میکنم بیشتر بِ عمق فاجعه پی میبرم ... اینکه چقد دردناکن روزام :) اینکـه من دختر نازپرورده یِ بابایی دختر لوس ِ فامیل ، چی شد ک انقد صبور شدم ؟؟ وقتی دلنوشته هامُ میخوونم یاد ِ اون روزا برام تازه تر میشه ُ میبینم نَ هنوز این زخم برام کهنه. تشده هنوز تازس... چرا هر روز بیشتر از دیروز میخامش ؟ چرا هرچی بیشتر ک میگذره بیشتر میفهمم چی ب سرم اومده ؟ برام سخت تر میشه؟؟ خدایا ! با خوشبختیش جوابِ صبوریامُ میدی مگه ن؟ چ با من چ بی من... حالش خوب باشع .. فقط همین * حالم بده :)منبع: http://fatemenicee. /
1319208

اگر تنها دو بال کوچک داشتم

اگر تنها دو بال کوچک داشتمبه سوی تو پر می گشودمولی شه هایی این چنین بیهوده اندوقتی هنوز اینجایمدر رویاهایم اما به سوی تو پرواز می کنمدر خوابهایم با تو هستم همیشهجهان به یک نفر تعلق داردو او از خواب  بر می خیزدپس من کجا هستم ؟همیشه تنهاتنهاساموئل تیلور کالریجترجمه : کامبیز منوچهریان
99514

وقتی نمی خوادت ...

به خدا گفتم یک روز از عمرمو بگیر بزار بهش برسمگفت نه نمی شه گفتم یک سال از عمرمو بگیر بزار بهش برسم گفت نه نمیشه گفتم 10 سال از عمرمو بگیر بزار بهش برسمگفت نه نمی شه گفتم: خدایا! همه ی عمرمو بگیر بزار فقط یه روز پیشش باشم خدا بغض کرد و گفت : چیکار کنم لعنتی! وقتی نمی خوادت ... منبع: http://sahrasong. /
88670

به قول ِ رفیق: موهبت!

چلو فقط برای من یک ساز نیست. چلو حالِ من است. حالِ خوشم در لرزش دست ها، حالِ خوشِ ریتمیکی که مرا با گرد ها و سیاه ها و سفید ها به چپ و راست می کشاند. ویولون سل فقط برای من یک ساز نیست، دریچه ای است به روی خودم، لمس ضربان های روحم است وقتی انگشتانم را بر روی جای نت ها می گذارم، و همین، همین که می دانم با اولین تماسِ انگشتانم با آرشه، آن " من " دیگر رها می شود. و یک آدمِ دیگری متولد می شود، یک آدمِ دیگری که درونش پر از آتش است و بعضی وقت ها فکر می کند که آرشه از حرارتِ درونش دارد آتش می گیرد، چلو می تواند اشکِ شوق را در من به جوش آورد، ح ی که سال ها بعد از کلاسِ ادبیاتِ دبیرستان و شیخ صنعان، و یک شبِ مه ت ، بعد از خواندنِ آ ین صفحه ی کتابِ هزار خورشید تابان دیگر نیافتمش؛ از این روست که هر چیزِ مرتبطی با آن مرا به وجد می آورد یا بهم می ریزد. از این روست که از یک جایی به بعدء، یک چیزهایی را در کلام آدم ها نمی گیرم، وقتی که در ذهنم، هی آرشه ها راست می شوند، و چپ...
3210

پنج ساعت مانده به طلوع آفتاب

پنج ساعت مانده به طلوع آفتاب ، در لفافه ی یک تبسم، اشک ها شایعه د طعمِ زمان در کام ایام؛ شور خواهد شد ولی غرورِ لبخند حاضر نبود به نفع هیچ غم و غصه ای از صورت مسئله پاک شود اما وقتی فیلسوفِ صاحب خانه به خاطر چکه سقف طبقه بالا کشیده ای محکم به صورت شاعر مستأجرش زد، اول این لبخند بود که باور نکرد تا اینکه گل سرخی را برای تسکین از هراس روزهای پَس و پیش سر ب د و اندام اش را به آتش سپردند ، تبسم وقتی به هوش آمد که دیگر غروب شده بود و بوی گلاب همه جا را فرا گرفته بود زندگی حاصل مشترک اشک ها و لبخندهاست ؛ گلاب تا ابد یادآور بی وفایی روزگار خواهد ماند ، و گل نماد کوتاهی لطافت و لطف عمر عزیز است و بس و خدا با ی از دل ولبخند و سوگند در فاصله ی پنج ساعتی مانده به طلوع در محلی به نام دشت عهد خیمه برافراشته است ... علیرضا منبع: http://alirezatabatabai47. /
41708

چ فرقی میکند امروز چند شنبه است

پنج شنبه هام همیشه برای تو بود موهامو اونجوری که تو دوستداشتی درست می عطر مورد علاقت رو میزدم و منتظرت میموندم وقتی زنگ میزدی میگفتی حاظری...قند تو دلم آب میشد چند پنج شنبه میگذره و من ندیدمت دیگه چه فرقی می کنه امروز چند شنبه باشه وقتی نیستی روزامو گم دقیقه ها بی هدف بدون تو خیلی دیر میگذره و من هنوز هم پنج شنبه هام شدیدا حال و هوای تورو داره ولی تو دیگه اونی که من دوسش داشتم نیستی . منبع: http://fatemehraha26. /
50106

سیلی زدن به پلیس رضا شاه

در زمان کشف حجاب به وسیله رضا خان پهلوی، رئیس پلیس قم فردی بسیار پست و رذل بود و به زور متوسل می شد تا از سر ن مؤمن چادر و حجاب بر گیرد. او روزی در حرم مطهر حضرت معصومه سلام ا... علیها به میان ن با حجاب و صالحی که برای زیارت رفته بودند، رفت و قصد داشت با زور، حجاب زن مؤمنی را برگیرد که با فریاد و آه و ناله او و دیگر ن حاضر در حرم، آیت ا... مرعشی مطلع شده و به آن قسمت می رود و وقتی موضوع را مشاهده می کند، غیرت و جوانمردی ی وی به جوش می آید و سیلی محکمی به صورت رئیس پلیس می زند، او که سخت از این سیلی یکّه خورده بود، آیت ا... مرعشی را تهدید به قتل می کند، امّآ روز بعد وقتی رئیس پلیس مزبور وارد بازار می شود، قسمتی از سقف بازار بر سر وی فرو می ریزد و در دم هلاک می شود و مردمی که از جریان با خبر بودند، این موضوع را از کرامات آیت ا... مرعشی به شمار می آورند. خاطرات ماندگار، ص 83منبع: http://majid717. /
2014412

مراقبه روزانه "ی ال معجزه" 31 فروردین

سی و یکم فروردین: زیباترین تسلی از ساده ترین کلام بر می خیزد. وقتی غرق در اعتیاد بودم، دائما احساسی از بیشتر و بیشتر خواستن در درونم نق می زد. هرچه بیشتر بدست می آوردم کافی نبود و باز بیشتر می خواستم. وقتی میل شدید بیشتر خواستن از وجودم پاک شداحساس وحشت و دستپاچگی از میان رفت و اکنون با کمترین نیز، راضی و خشنودم و از تمام چیزهایی که دارم لذت می برم. برای رهایی از اضطراب به مطالعه نشریات می پردازم و به آن عمل می کنم. همچون ی که از یافتن گوهری شاد می شود از بازی ایمان مسرورم، حتی اگر برای لحظه ای کوتاه باشد. وقتی به یاد شعاری از انجمن می افتم، پر از انرژی و ریه هایم با نفسی راحت و عمیق منبسط می شوند و همین برای من کافیست. برای امروز، شکرگزار نعمت رهایی و تمام نعمت هایی که به زندگیم روح زندگی بخشیده هستم.
976716

مراقبه روزانه از کتاب "ی ال معجزه" 31 فروردین

سی و یکم فروردین: زیباترین تسلی از ساده ترین کلام بر می خیزد. وقتی غرق در اعتیاد بودم، دائما احساسی از بیشتر و بیشتر خواستن در درونم نق می زد. هرچه بیشتر بدست می آوردم کافی نبود و باز بیشتر می خواستم. وقتی میل شدید بیشتر خواستن از وجودم پاک شداحساس وحشت و دستپاچگی از میان رفت و اکنون با کمترین نیز، راضی و خشنودم و از تمام چیزهایی که دارم لذت می برم. برای رهایی از اضطراب به مطالعه نشریات می پردازم و به آن عمل می کنم. همچون ی که از یافتن گوهری شاد می شود از بازی ایمان مسرورم، حتی اگر برای لحظه ای کوتاه باشد. وقتی به یاد شعاری از انجمن می افتم، پر از انرژی و ریه هایم با نفسی راحت و عمیق منبسط می شوند و همین برای من کافیست. برای امروز، شکرگزار نعمت رهایی و تمام نعمت هایی که به زندگیم روح زندگی بخشیده هستم.
1990358

ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد*

شاید حق با تو باشه و ما خدا رو تصور کردیم تا ترس های ما رو پوشش بده. حتی اگر اینطور باشه ساختن چتر راه حل بود نه خود فریبی.
90490

پست ششم

بهم می چخبره این روزا هی ج....ج..... میکنی من چی بگم، چی بگم وقتی همه ی وجودم تب داره از وجودت :-) چی بگم وقتی تو نظرم وقتی تو فکرم وقتی تو همه ی زندگیم تو بهترینی شیرین ترینی چی بگم وقتی یاد حرفات یاد خنده هات یاد شیطونیات خنده رو لبم میاره چی بگم وقتی میخوامت هوارتا چی بگم وقتی قلب منی
1778222

ع روز: تانکر در آتش

همشهری آنلاین: روز ۹ ژانویه (۱۹ دی) ۲۰۱۸ در دریای چین شرقی دود از کشتی تانکر سانچی، ثبت شده در پاناما که نفت ایران را حمل می کند، برمی خیزد.
4780

تاسف برای رفتن وقت

چقدر تاسف بار هست که: چقدر تاسف بار هست که: یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست ولی 90 دقیقه بازی فوتبال مثل باد میگذره.چقدر تاسف بار هست که: صد هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی با همون پول ید میریم مبلغ ناچیزیه چقدر تاسف بار هست که: ی اعت عبادت طولانی به نظر میاد اما ی اعت دیدن به سرعت میگذره چقدر تاسف بار هست که: وقتی میخوایم عبادت و دعا کنیم ، چیزی یادمون نمیاد که بگیم ، اما وقتی میخوایم با دوستمون حرف بزنیم و غیبت هیچ مشکلی نداریم چقدر تاسف بار هست که: خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته ، اما خوندن صد سطر از پرفروش ترین کتاب رمان دنیا آسونه چقدر تاسف بار هست که: برای عبادت و کارهای مذهبی وقت کافی در برنامه روزمره پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی میکنیم تا آ ین لحظه هم که شده انجام دهیم چقدر تاسف بار هست که: شایعات رو مه ها و سایت های بیگانه رو به راحتی باور میکنیم ، اما سخنان قرآن رو به سختی باور میکنیم چقدر تاسف بار هست که: همه مردم میخوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد داشته باشند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت بروند چقدر تاسف بار هست ....... اینطور نیست ؟ دارید میخندید؟ یا دارید گریه میکنید؟ .......... دارید فکر میکنید ؟ این حرفها رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشیم . که او خدای دوست داشتنیست آیا تاسف بار نیست که: که وقتی میخوایم این حرفها رو به بقیه بزنیم خیلی ها رو از لیست پاک میکنیم. چون مطمئنیم که به چیزی اعتقاد ندارند این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنیم اعتقاد دیگران از ما ضعیف تره منبع: http://eslam790. /
67378

جهان نارنجی

بدی خشونت این است که نه از یاد می رود و نه عادت می شود و شاید تنها محبتی که خارها را هرگز گل نمی کند محبتی است که به جبران خشونت روامی داریم، مثل روغن ریخته را نذر شاه چراغ ... و البته خشونت نه یک کلمه است و نه یک عمل، گاهی می تواند نوعی طرز تفکر باشد و گاهی در ساختار آنقدر ظرافت دارد که حیرت انگیز است... قربانی خشونت بودن به اندازه ی عامل آن بودن وحشتناک است و وقتی که ت دست آویزی است که خشونت را مشروعیت بورزیم یا ساده تر اع کنیم هنوز درد آن همه نیست درمقابل وقتی که ت باعث می شود در تعریف مرزهای خشونت چه به عنوان قربانی و چه عامل دچار تسامح و تساهل شویم... به تعریف هایمان برگردیم مهریه، حق حضانت یکطرفه ی فرزند، حق طلاق، حق تعیین یکطرفه ی محل س ت، استخدام های منحصر به یک جنس، سهمیه های ی نابرابر، قانون نظام وظیفه ی عمومی منحصر به یک جنس و غیره آیا همه ی ما را مسامحه کار بار نیاورده اند؟منبع: http://neghope. /
3704

ریشه ها بی دلیل نیست پژمردگیشان

مهربانم امروز داشتم فکر می آدمها از چه زمانی پیر می شوند یا بهتر بگویم ریشه ها از چه زمانی پیر شدند ؟ خوب که فکر می کنم شاید از زمانی که بی نگاه شدیم ؛ شاید از زمانی که بیمار صفتان جهلشان را به رخ ریشه ها کشیدند و آنها مجبور به تحمل شدند ؛شاید از زمانی که گلبرگ نخستین پیوند خورد ؛شاید از زمانی که گلبرگ ثانی پیوند خورد ؛شاید از زمانی که گلبرگ پیوند نخستین با تمام نا باوری خیانت را نشانشان داد ؛ شاید از زمانی که گلبرگ پیوند ثانی بی نگاهی را در بین انظار فریاد کشید تا تبری باشد بر آبروی ریشه ها ؛ شاید از زمانی که نسل خاک ریشه ی امی را به خاطر یک کینه ی بیمار گونه یک طمع به خاک کوبیدند ،شاید از زمانی که ریشه ی از نگاه های سرزنش بار بیمار صفتان در بی ارادگی غرق شد ؛ شاید از وقتی که بی نگاهی گلبرگشان دلیلی شد بر خوشبخت نشدن ؛شاید از وقتی که گلبرگ بی نگاه ثانی به خاطر بی نگاهی زندگی عشق را از او جدا کرد ؛ شاید شاید شاید مهربانم هر کدام از این شاید ها به تنهایی کمر شکن است و نمی شود به تنهایی چنین بار سنگینی را به دوش کشید مهربانم حالا می فهمم تنها مسئله ای که ریشه هایم را پیر کرد جهل بیمار صفتان ؛ نادانی گلبرگ های پیوندی و سراب عاشقانه ی گلبرگ کوچک بود اما چه می شود کرد وقتی به این جهل و نادانی ها می گویند فرهنگ مهربانم بیا به هم یک قول بدهیم حتی در سخت ترین شاید های زندگی هرگز به گلبرگ هایمان راه پیر شدن را نشان ندهیم حالا که من می بینم این شاید ها چه به روز ریشه هایم آورد از تو می خواهم اگر روزی شایدی هم در روزگارمان پیش آمد نگذاریم لحظه ای پژمردگی بر روان گلبرگمان هم حتی احساس شود مهربانم باید بدانی با تمام غرورم می نویسم هیشکی مثه من عاشقت نبود عاشقت نمیشهمنبع: http://fahimehrajabi. /
26152

فال

اینم از فال ما : مشکل اینجاست که وقتی ناراحتی تصمیم می گیری. کمی به خودت و دیگران فرصت بده. به دیگران تا بتوانند توضیح دهند و به خودت که درست فکر کنی و تصمیم عاقلانه بگیری. یکی نیس بگه ما هرچی فرصت دادیمو ت شدیم بقیه نه تنها شروع به توضیح دادن ن بلکه با خودشون گفتن بیا ادا اینو دراریمو ت شیم اتفاقا اون نقطه قوتمه وقتی ناراحت نباشم تصمیمای بدتر میگیریم تصمیم عاقلانه ؟ من ؟ این فال کی بود دسته منه ؟!؟ بیا بردار برو نگو ف و ما بالا کشیدیممنبع: http://t-hanieh. /
63818

وقت اضافه

وقتی بوی آمدنت آمد از اتاق خارج شدم دیوارها آزارم میدهند حتی پنجره ها دری به دیدار نیستند فقط پرواز آرامم میکند وقتی بوی آمدنت آمد از آب تا مهتاب را یک تنه پیمودم لحظات عجیبیست بودن یا نبودن هیچ گاه مسئله ام نبوده بودن و نبودنت مسئله این است....منبع: http://kami-love-afoli. /
2134128

شریعتمداری: «جایی که عقاب پر بریزد/ از پشه لاغری چه خیزد»؟!

حسین شریعتمداری در یادداشتی در رو مه کیهان به بیانیه جمعی از فعالان اصلاح طلب به مقامات…
2323242

چشم بر ندار ازم

وقتی غصه هامون بیشتر از ظرفیتمون میشه ... وقتی امتحانامون سخت میشه وقتی خسته میشیم وقتی کم میاریم وقتی امیدمون ته میکشه وقتی دیگه بلد نیستیم حال خودمونو خوب کنیم وقتی اوضاع هر روز ناامید کننده تر میشه وقتی دعاهامون بی اثر میشه وقتی نگران تمام لحظه های آینده میشیم پ.ن : خدایا من دارم کم میارم ... باور کن ... امید هام ته کشیدن ... باور کن
961792

آن هاتاوی: به کارگردان های زن باور نداشتم!

بازیگر «شوالیه تیره برمی خیزد» در مصاحبه ای گفته از این مسئله افسوس می خورد که قبلا به خاطر احساس هایی ناخودآگاه، دید مثبتی نسبت به پروژه های ساخت ن نداشت.
2000882

اهل سنتی که به دفاع از تشیع برمی خیزد/ آیا انفجار های صحرای سینا کار شیعیان بود؟

اهل سنتی که به دفاع از تشیع برمی خیزد/ آیا انفجار های صحرای سینا کار شیعیان بود؟  از زمان پیروزی انقلاب ی به ی « (ره) »بر ضد استکبار جهانی و براندازی رژیم شاهنشاهی در ایران،   همواره مورد هجمه کشور هایی قرار گرفته که این نظام را خطری برای موجودیت خویش و تامین اه و منافع اشان در منطقه دانسته اند. آگاهی از پتانسیل بالای قدرت نرم شیعه و درک این حقیقت که مؤلفه هایی، چون ، خواهی، ظلم ستیزی و عد خواهی به عنوان ارکان اساسی تشکیل دهنده این قدرت، به زودی مرز های ایران را در می نوردد و زمینه تشکیل ت های ی مشابه ایران را در منطقه فراهم خواهد کرد، موجب کلید خوردن پروژه ای به نام «شیعه هراسی» و «ایران هراسی» به منظور تحریف و مصادره محتوای فرهنگی بیداری ی شد که در همان سال های اولیه پیروزی انقلاب به مهمترین راهبرد استکبار جهانی جهت مقابله با ایران ی تبدیل شد. http://javaninews.ir
57488

داشته هایم

باید لحظه ها را ثبت کرد، مرور خاطرات همیشه برام لذتبخش بوده. آراد کوچولو کنار دستم خوابش برده. توی خواب لباش را تکان میده و مک می زنه. کوچولویی که عمیقا احساس صمیمیت باهاش می کنم. امشب وقتی واسه بردیا قصه می گفتم که بخوابه، از خودمون و قصه مهاجرتمون گفتم، نگاه ع سه سلگیش که به دیوار هست می و خاطرات را مرور می . اکثر اون لحظه ها را چند وقتی هست دیگه به یاد نمیاره، مهدکودک که خانم بداخلاق داشت، خیابونی که می رسید به خونه هایدلبرگ و خلاصه روزهای اول.... جالبه چون این اتفاق طی چند ماه افتاده، پسرکم بزرگ شده.... مدرسه میره و می تونه کتاب بخونه. مامان توی اتاق بغلی کتاب می خونه، حضورش آرامش هست هر چند همیشه عذاب وجدان دارم که توی شلوغیهای این روزها ازش غافل هستم. مشغوله ثبت پاسپورت آراد هست . بعد از حدود دوازده سال عمیقا بهش وابسته هستم. راه زیادی را با هم آمدیم و دوستش دارم.... خوشبختی تمرین دیدن داشته هام هست... منبع: http://koochehayezehn. /
1006042

پوچ

حسم شبیه بازیگر مرد p enger است وقتی سال ها زودتر از موعد مقرر از خواب برمی خیزد و در فضای بزرگ و شیک سفینه خود را تنها می بیند. آدمی تنها معلق در بیکرانه ی دنیا...
7446

شعر زیبا همراه ترجمه فارسی

when you think that all is hiddenand no one can see withinremember, friend,god can.وقتی فکر می کنی همه چیز پنهان استو هیچ نمی تواند درون را ببیندبه یاد داشته باش دوست عزیز منخدا می تواندand when you have reached the bottomand you think that no one can hearremember my dear friendgod can.وقتی به انتها می رسی و گمان می کنی ی نیست تا صدایت را بشنودبه یاد داشته باش دوست عزیز منخدا می تواندand when you think that no one can lovethe real person deep inside of youremember my dear friend,god does.وقتی گمان میبری ی نمی تواندبه خود واقعی درون تو عشق بورزددوست عزیز من به یاد داشته باشخدا می تواند. منبع: http://molaee94. /
2439335

عد خواهی از ی چگونه؟

عد خواهی در ایران از سه جایگاه مشخص برمی خیزد: ۱- عد خواهی پشت سر ی ۲- عد خواهی همراه ی ۳- عد خواهی در مقابل ی.
3698

عشق ماندگار را درک کنید

مهربانم خوب است معنای هر کلامی را ابتدا در خود حلاجی و هضم کنیم سپس به زبان بسپاریم تا هرگز دچار اشتباه نشویم مهربانم می دانی من برای آدم هایی از عشق دم زدم که عشق را با هوس و عادت اشتباه گرفته بودند آنها عشق را در معنای واقعی درک نکرده بودند وقتی ی می خواست از عشق بگوید شرمساری در تمام وجودش موج می زد می دانی چرا ؟ چون قدیمتر ها گفته بودند عاشقی حجو و حیا می خواهد و امروزی ها عشق را با نداشتن هر آنچه لازمه ی آن است اشتباه درک کرده بودند وقتی از عشق ماندگار گفتم شاید آنقدر ها هم وارد جوانی نشده بودم ولی قدمی برداشتم در راه اثبات یک عشق ماندگار نه برای خودم نه برای فرد خاصی برای انی که نام هوس ها و گناهها و عادت های از سر کمبود را عشق نامیده بودند مهربانم اگر تو را در تمام نامه هایم در تمام مطالبم مخاطب قرار می دهم به خیال خام شان که مهربانی برایم تصور می کنند و نمی دانند در وجودم چه خبر است مهربانی دارم که شاید آنها نمی دانند اما نه مهربان من فقط یک مخاطب است شاید از ادبیات لقمان کمک گرفته ام خلاصه عشق تمام دوستت دارم هاست تمام انتظار هاست تمام اتفاقات خوب و بدیست که برای رسیدن به یک معشوق قابل تحمل می شود اگر توانستی عشق را تا ابد ماندگار نگهداری آنوقت به عاشقی خود افتخار کن عشق معنایی وسیع دارد معنایی که نمی شود به این آسانی ها درک کرد اگر روزی با یک نگاه یک لبخند دروازه ی قلبت باز شد بفهم این عشق نیست یک هوس است یک کمبود عاطفی که به اولین ها پاسخ داده مهربانم وقتی دیدم مهربان ها و مهربانو ها گاهی برای رد شدن از یک سختی دست به دامان عشق می شوند و پس از سختی بی خیال آنچه بوده می شوند وقتی دیدم منافع انسان ها آنها را به استفاده از یک احساس پوچ مجبور می کند وقتی دیدم مهربانویی برای تباه نشدن جوانیش از دید بیمار صفتان راه گناه را برای رسیدن به هدفش انتخاب می کند و سپس نام این گناه را عشق می نامد قلم برداشتم تا بنویسم آنچه را که شایسته ی یک عشق ماندگار است مهربانم بیا دعا کنیم برای آنهایی که ذاتا پاکند اما راهنمای خوبی نداشته و ندارند بیا دعا کنیم برای انی که دلشان عشق می خواهد و بیمار صفتان از این احساس پاک سوء استفاده می کنند بیا دعا کنیم برای انی که نمی خواهند بد باشند اما برای رسیدن به اه ی که دیگری باعث محروم شدنشان شده بد می شوند دعا کنیم تا خدا از همه ی پاک تینتان واقعی محافظت کند خدایا عشق را به دست آدم هایی بسپار که لیاقت عاشقی و نشان یک عشق ماندگار را دارند و رسوا کن بیمار صفتان عاشق نما را به حق همه ی مقدسات خدای مهربونم عاشقتم بی منت بی تردید منبع: http://fahimehrajabi. /
165628

جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو

جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو گر نخواهی کبر را رو بی تکبر خاک شو خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو هر کجا تو خشم دیدی کبر را در خشم جو گر خوشی با این دو مارت خود برو ضحاک شو گر ز کبر و خشم بیزاری برو کنجی بخست ور ز کبر و خشم دلشادی برو غمناک شو خشم اران رها کن خشم از شیران ببین خشم از شیران چو دیدی سر بنه شیشاک شو لقمه شیرین که از وی خشم ان زان مخور لقمه از لولاک ر و بنده لولاک شو رو تو قصاب هوا شو کبر و کین را خون بریز چند باشی ه زیر این دو سگ چالاک شو منبع: http://porseshmehrangry17. /
1337516

یک لندرور 30 سال بعد از گور خود برمی خیزد+ع و

یک دستگاه خودروی لندرور که 30 سال پیش در جزر و مد دریا به داخل دریا کشیده شد بعد از 30 سال با ظاهری عجیب از دریا خارج شد.
36734

خدایا:(

امدم خونه تنها نشدم مهمان داشتیم دلم یه درد و دل میخواد یه درد و دل مثل قبل که وقتی دلم میگرفت باهات حرف میزدم خدایاااااا صدام و میشنوی دلم تنگ شدهههههه خیلی زیاد این روزا بیشتر دلم هوات و کرده:(منبع: http://sunny -1996. /
2300464

بوی نفت دیگر از اوپک بر نمی خیزد

نوسانات قیمت نفت در هفته های اخیر موضوع اصلی رسانه های خبری در دنیا بوده است. در بسیاری از رسانه ها در مورد رسیدن قیمت هر بشکه نفت به مرز ۱۰۰دلار تا انتهای فصل پاییز صحبت می شود.
1455586

بازگشت جی .جی آبرامز به جنگ ستارگان

رکنا: جی. جی آبرامز که «جنگ ستارگان: نیرو بر می خیزد» را کارگردانی کرد و توانست دل هواداران از چند نسل این مجموعه را بدست آورد تأیید کرده که «جنگ ستارگان: اپیزود ۹» را نیز خودش جلوی دوربین می برد.

وقتی از تن ها بلا خیزد