چون شرایط ازدواج ندارم می خوام یه خواستگاری ساده برم


2142073

می خوام ازدواج کنم ولی هیچ وقت نمی خوام بچه دار بشم

سلام پسری هستم 23 ساله، ارشد it دارم و در یک شرکت خصوصی کار می کنم و در آمد بالا، خونه و ماشین هم دارم . می خوام ازدواج کنم ولی بچه نمی خوام . نمی خوام هیچ وقت بچه دار بشم ، سوالم اینه ؛ دختر ها معیارشون بچه دار شدن هست ، من هر دختری رو دیدم عاشق بچه بوده از خودم هم مطمئنم نظرم عوض نمیشه نه خودخواه هستم، نه بی عاطفه . بچه دوست ندارم . من زندگی دو نفره رو دوست دارم .
1764043

عشق

با ناراحتی گفت: من خواستگاری سنتی رو قبول ندارم.؛ می خوام با عشق ازدواج کنم. ▪️مادر با آرامش نگاهی به پسر کرد و گفت: من و پدرت هم عاشق هم هستیم. عشق بعد از ازدواج از روی تحقیق و منطق بوجود میاد، اما عشق قبل از ازدواج از روی وابستگی و شور جوانی. ▫️وقتی با نگاه به چهره ی تو خیابون عاشق می شی؛ نشون دهنده عشقی سطحی هست که با چاشنی هوس قلبت رو تسخیر کرده و اجازه فکر رو ازت گرفته، بعد از مدتی که از ازدواجت گذشت و همه چیز برات عادی شد، تازه متوجه تفاوت ها و اختلاف ها می شی و اون موقع برای تصمیم گیری خیلی دیره....
2350215

چون شرایط ازدواج ندارم می خوام یه خواستگاری ساده برم

سلام دوستان لطفا متن زیر رو بخونید و بعد با جواب هاتون بهم کمک کنید ممنون راستش من با یکی از همشهری هام تو اینستا آشنا شدم، ایشون رشته دارو میخونه و منم ی یکی از های برتر کشور که البته من تموم و دارم میرم امریه ، 5 ماه تو اینستاگرام با هم در ارتباط بودیم ولی خوب هیچوقت "تو" صدا نکردیم هم رو و به طور کلی بیشتر رابطه مون دوستانه بودش ولی من این مدت هم از مدرسه سابقش و هم جایی که کار میکرد تحقیق و فهمیدم دختریه که من میخوام. چند روز پیش تو اینستاگرام بهش گفتم البته اولش خیلی اصرار که حضوری بهش بگم ولی قبول نکرد، واسه همین حضوری بهش گفتم ولی جوابش اینطوری بود : « من الان شرایطش رو ندارم، الان تو خودم این حس رو (حس ازدواج ) نمیبینم، خانوادمم الان اجازه نمیدن بهم » منم بعدش گفتم لطفا بیشتر فکر کنید و منتظر میمونم باز هم ، راستش منم الان شرایط ازدواج رو ندارم اصلا و ابدا، فقط میخوام یه خواستگاری ساده بشه تا بعدش شرایط مون بهتر بشه، حالا به نظرتون با این تفاصیل آیا ایشون رو میشه قانع کرد؟ من برداشتم اینه که ایشون نظر منفی راجع به من نداره ، به نظرتون برم جلو ؟ ی همچین تجربه ای داره ؟
9652

ازدواج کن لطفاً

دوباره حرف از ازدواج من شد فقط یه چیز به همه گفتم که هر وقت تو ازدواج کردی، من هم می رم می رم پی زندگیم خاطراتت ، خاطراتمون از هر چی که نذاشتم خاطراتت بشه رو پس نمی دم مال منه بهت می گم من هیچ سهمی از تو ندارم نمی خوام مال من باشی برو دنبال زندگیت اما قبل از اینکه بری قلبم رو بده من آدمی نیستم که عاشق بشم قلبم رو بده نمی خوام عاشقت باشم... با تو بندم روی زمین، بی تو حبس ابدم در زندانی که خودم برای خودم ساختم منبع: http://golposhenarges. /
178958

مهربون ترین مرد دنیا

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم . . . می خوام بگم تو دنیای منی . . . می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره . . . می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !! می خوام بگم شدی مجنون عشقم . . . می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات می میرم ! می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم . . . می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !! می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !! می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم . . . می خوام بگم مثل .. ابه های بم .. ابتم . . . می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم . . . می خوام بگم هرجور که باشی دوست دارم !! می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !! می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوستت دارم . . . می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی من هم نیستم . . . می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !! همسر مهربونم خیلی دوستت دارم به وسعت هفت شهر عشق و به وسعت هفت رنگ رنگین کمان و به وسعت هفت آسمون آبی ...منبع: http://leader-line313. .. /
947285

علاقه ای به برگزاری مراسم عروسی ندارم، بچه هم نمی خوام

سلام خدا قوت سوالی درباره شرایط ازدواجم دارم. من 21 سالمه و مجردم. راستش من اصلا دلم نمیخواد مراسم عروسی آنچنانی داشته باشم. یعنی لباس عروس و تالار و چند صد تا مهمون و ... اصلا دوست ندارم این کارو ، یعنی حتی تصورشم ناراحتم میکنه. البته نه اینکه بگم به خاطر مذهبی بودنمه. کلا دوست ندارم بهترین شب زندگیم اینطوری برگزار بشه. مورد دوم اینکه من الان که فکرش رو میکنم میبینم که نمیخوام بچه داشته باشم. دلایل خاصی هم براش دارم که اگه بخوام بگم خیلی طولانی میشه. مامانم میگه با این شرایط تو باید فکر ازدواج رو از سرت بندازی! اما من دوست دارم ازدواج کنم! مگه همه واسه بچه ازدواج میکنن؟ یعنی هیچ نیاز دیگه ای ندارن؟ آیا واقعا اگه به خواستگار بگم که علاقه ای به برگزاری مراسم عروسی ندارم و میخوام صرفا یه مهمونی کوچک در حد فامیلای خیلی نزدیک توی رستوران باشه و اینکه بچه نمیخوام، هیچ حاضر نیست این شرایط رو بپذیره؟ ی بوده که هم نظر با من باشه و با این شرایط ازدواج کرده باشه ؟
328310

بچه

یه خانم باردار دیدم یکشنبه. 20سالگی ازدواج کرده بود و الان تو سی سالگی باردار بود.میگفت: به زور این و اون باردار شدم. نمی خوام. خوشم نمیاد.من همیشه با خودم فکر می ی که 20سالگی ازدواج میکنه عاشق زندگی و بچه و ایناست.اگه ی تا 35-40سالگی دنبال درس و کار و ... باشه ازدواج کنه بگه بچه نمی خوام بیشتر توجیه میشم تا اینقدر عشق شوهر باشه قبل قبولی ازدواج کرده تو 20سالگی و 10سال بچه دار نشده. به نظرم عجیبه.البته شوهره هم به نظرم تو ذوق زن بود. دختره قبول شده بود شهریه ش رو نداده بود. گفته بود: من خونه یدم قسط دارم. خودت برو سر کار شهریه دربیار!نمی دونم والا. زندگیای عجیبی دورمون هست.
1714036

ریشه ها نسل بعدی

سریال ریشه ها نسل بعدی ی که واقعا تاثیر گذار.که درس های زیادی به من داده. مراسم عروسی خیلی ساده خونه و زندگی خیلی ساده وقتی میخوان ازدواج کنند یه سوال میکنند. با من ازدواج میکنی. ظرف کم تر از یک هفته ازدواج میکنند. توی ازدواج خیلی سخت نمیگیرند. یه کار ساده حتی نیم دلار در ساعت را هم پس انداز میکنند برای ازدواج. دلم میخواد که منم همین طوری کنم. خیلی عالیه. 
280021

خواستگاری همکلاسی

اگر همکلاسیم بخواهد از من خواستگاری کند و من از او خوشم نیاید و نخواهم اصلا اقدام کند باید چه کنم تا دلش نشکند؟ اگر هم خواستگاری کرد چه جو به او بدهم تا دوستان دیگرش که افراد مناسبتری اند فکر نکنند که من قصد ازدواج ندارم و اگر از بین آنها می دانستیم ی خواستار ماست چه کنیم تا اقدام به خواستگاری از ما کند؟ پاسخ: اولاً:دقت کنید که ی را بی جهت رد نکنید که این عقوبت دارد. ولی اگر به دلایل محکم و قابل قبولی به ی می خواهید پاسخ منفی دهید دیگر نباید نگران باشید که دلش نشکند. شما که نمی توانید به خاطر ش ته نشدن دل دیگران با هر ی ازدواج کنید. بنابراین اصلاً به این مسأله فکر نکنید که ایشان با شنیدن پاسخ منفی شما چه حال و احوالی پیدا می کند. دوما:هر ی از شما خواستگاری می کند باید رسماً از طریق خانواده اقدام کند و شأن و منزلت خود را تا آنجا پایین نیاورید که ی به خود اجازه دهد در راهروی از شما تقاضای ازدواج کند. همین که شما خواستگاری را به منزل راه می دهید غیرمستقیم به دیگران این مطلب را انتقال می دهد که شما قصد ازدواج دارید منتها با ی که شرایط لازم را داشته باشد.
2165787

کجا میتونم شوهری پیدا کنم که هیچ وقت بچه نخواد ؟

سلام من یه دختر 30 ساله ام. مشکلم اینه که به هیچ وجه نمیخوام بچه داشته باشم. ( دلایل خیلی زیادی داره ولی مشکل ناباروری ندارم ) . انقدر از بچه متنفرم که حتی تصمیم گرفتم قید ازدواج رو بزنم! وقتی جوون تر بودم فکر می وقتی سنم بیشتر بشه نظرم تغییر میکنه. ولی تغییر که نکردد هیچ، مصمم تر شدم. حالا که به این سن رسیدم و تمام خواستگارها رو رد میکنم، همه از دستم عصبانین، خانوادم نمیتونه این موضوع رو قبول کنه. واقعا زندگی برام تلخ شده. از کجا میتونم شوهری پیدا کنم که هیچ وقت بچه نخواد ؟! آیا همچین موردی هست؟ به نظرم آقایون همشون بالا ه یه روزی بچه میخوان، مگه نه ؟ بیشتر بخوانید ... می خوام ازدواج کنم ولی هیچ وقت نمی خوام بچه دار بشم دلم بچه می خواد، ولی حوصله ازدواج ندارم بین بچه دار شدن و شوهرم یکی رو باید انتخاب کنم می خوام با خانمی ازدواج کنم که بچه نخواد چرا بعضی از مردان بچه نمی خوان ؟
1804677

شبهه134

میشه خدا رو به صورت شفاف و ساده برام معرفی کنید .چون وجودش رو حس نمی کنم. همش می گم خ نیست. دلیلی بر نبودنش نیز ندارم. می دونم کار ذهن و گمان هست. اما می خوام به یقین کامل بزسم. خوب میخوام درکش کنم. چون میگن بخون، اما نمی خونم، چون نمی دونم با کی می خوام حرف بزنم. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
1763480

«دوستت دارم»های پسران فراری از ازدواج چیست؟

این روزها یکی از دلایل افزایش سن ازدواج، ترس پسران از رفتن زیر بار مسئولیت است و آنها به نوعی از ازدواج فرار می کنند. «دوستت دارم اما فعلا آمادگی ازدواج ندارم» شاید شما هم این جمله را شنیده باشید. نمی گوییم که مرد مقابل شما این ادعا را به دروغ مطرح کرده اما این جمله به شما می گوید که این مرد جز دوستی یا حتی یک رابطه رمانتیک به دنبال چیز دیگری نیست.[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
203916

کمی درد و دل و ...

سلام شرمنده نبودم؛ اگه جای من بودی توام نمی تونستی بیایی... خیلی کارم زیاد شده و مشکلات دیگه ای هم پیش اومده که ازت می خوام فقط دعام کنی. یکم نیستم... شاید چند ماه و ... اینترنت ندارم جایی که می خوام برم. نظرات رو نخوندم چون همینطوری درگیری ذهنی دارم و اومدم بگم این رو برم زیاد وقت ندارم... دعا کن سالم و بدون مشکلات برگردم و نظرات رو باز می کنم و ... فعلا و مراقب خودت باش. یا حق.منبع: http://nazmn32. .. /
237200

یه تصویر روشن از آینده

می خوام بشنوم دلخوشی هاتو دیدی، به هر آرزویی که داری، رسیدی. نبینم که دلگیری از این زمونه، می خوام لحظه های تو آروم بمونه... می خوام لحظه لحظه ت پر از عشق باشه، دلت خونه ی امن خوشبختی ها شه. می خوام پنجره ت تا ابد باز باشه، تا دستای تو بالِ پرواز باشه. چه قد خوبه روی لبت خنده داری، یه تصویر روشن از آینده داری. می خوام تا ابد چشم ازت برندارم، به جز آرزوت، آرزویی ندارم... [گزیده ای از ترانه ی الهی - بهنام صفوی]
1698255

آشنایی با قوانین مهم مربوط به خواستگاری و نامزدی

خواستگاری و نامزدی از منظر قانون مدنی خواستگاری، مقدمه ازدواج بوده و به معنای تقاضای ازدواج یک مرد از یک زن است، هر چند که تقاضای ازدواج از جانب زن از مرد غیر قانونی نیست. به دورانی هم که دختر و پسر آمادگی خود را برای تشکیل زندگی مشترک خانوادگی اعلام می کنند، در اصطلاح دوران نامزدی ...
2222742

یک ازدواج ساده چقدر پای جوانان خوزستانی آب می خورد؟

سالانه ازدواج های بسیاری در خوزستان ثبت می شود ولی گرانی های اخیر صدای بسیاری از مردم این استان را درآورده است زیرا معتقدند تأمین هزینه های یک ازدواج ساده از عهده جوانان خارج است.
1448456

رسیدن به مرحله بی تفاوفتی نسبت به ازدواج

سلام من یه پسر 30 ساله ام که در دو سال اخیر به شرایط مطلوب ازدواج رسیدم و از نظر خانوادگی همه چی ردیفه و بسیار بسیار هم از سمت خانواده تحت فشارم برای ازدواج . اما خودم هیچ انگیزه ای برای ازدواج ندارم. اخیرا فهمیدم که اسم این مرحله بی تفاوتیه . لازمه که بگم هیج مشکل جسمی هم ندارم. از نظر تمایل به ن هم از سن 15 سالگی میل خیلی شدیدی داشته و همچنان هم دارم. براحتی تحریک می شم. اما الان دیگه حوصله ازدواج و دردسراش رو ندارم. سالها سرکوب نیاز و عاطفی منو به مرحله ای رسونده که دیگه عادت به سرکوب و حوصله تغییر و دردسر ندارم. با خودم میگم من که اوج دوران جوانی و نیازم گذشت دیگه واسه بقیه اش ارزش نداره خودم رو تو دردسر بندازم. به نظر شما این چه اشکالی داره؟
1716722

هیسسسس

امان از بازی روزگارتا قبل سی سالگی هرکی می گفت ایشالله عروسیت , دادم می رفت هوا که من شوهر نمی خوام. هیسسس از ازدواج باهام حرف نزنید. :))بعد سی. سالگی که دلم خواست ازدواج کنم و گفتم دلم می خواد شوهر کنم گفتن هیسسسس , زشته دیگه اسم ازدواج نیار, ابرومون بردی :))))خلاصه در امر باشکوه ازدواج دچار هیسسسس زدگی شدیم. :)))))))))هیس نشی صلوات ;)
2177067

می خوام عاشق بشم، بعد ازدواج کنم

سلام پسری هستم 27 ساله، خانواده بهم گیر دادن که باید ازدواج کنی. شدید هم گیر دادن. ولی مشکلی که من دارم خیلی حاده، مشکل من اینه که هیچ وقت تا حالا نتونستم عاشق بشم. تا این سنم چند تا هم داشتم ولی واقعا عاشق هیچ کدوم شون نبودم. فقط برای وقت گذرونی باهاشون دوست میشدم. اما نیاز جـ من شدیدا بالاست. یعنی هیچ هدفی از ازدواج ندارم بجز رفع این نیاز . خودمم میدونم این کارم اشتباست . تا حالا نشده هیچ حسی به هیچ زنی داشته باشم بغیر از مسائل جـ . حالا میخوام یه راهی چیزی بهم نشون بدین تا لااقل بتونم عاشق بشم بعد ازدواج کنم . ممنون
198852

فکر

صرفا این مطلب را نوشتم که بتونم با نوشتنم فکر کنم ... من چی می خوام ؟ من باید بدونم دقیقا چی می خوام و اون کار رو انجام بدم،احساس می کنم دلم می خواد که خیلی دغدغه نداشته باشم و ریسک نکنم فعلا تا حال روحی فیزیکیم بهتر بشه کاری رو می خوام که توش بتونم خبره بشم و بتونم پول در بیارم ولی پشت میز نشینی رو دوست ندارم البته گاهی بهم آرامش می ده که خودم و کامپیوترم تنها با هم هستیم،ولی چی می خوام ؟! خدایا نمی دونم ... می گن آدم ها وقتی که .. یت زندگیشون را پیدا می کنند دیگه خستگی ناپذیرن خیلی راحت کار می کنند و پیشرفت می کنند و لذت می برند از زندگی ... .. یت زندگی من چیه ؟ منبع: http://kharmagaseheyran. .. /
2161093

به پسری قول دادم صبر کنم ولی ازش خبری ندارم

سلام دختری ام ٢٢ ساله، توی با پسری همسن خودم آشنا شدم ، البته اوایل در حد یه ارتباط ساده بود، بی هیچ قصدی، برای هر دوتامون اولین ارتباط نزدیک با جنس مخالف بود زود بحث ازدواج پیش کشیدن و وابسته شدن ، منم وابسته کرد . بعد هم منو وادار کرد که چند باری باهاش خارج صحبت کنم . به مادرشون گفتن با مشاور حرف زدن خانواده منم متوجه شدن که برخوردشون بد بود چون دانشجو بیکار و ... بود مثل همه جوون ها . رابطه مون بعد یه مدت یک ساله به اصرار من کات شد، گفتم اگر شرایط مناسب داشتین بیاین جلو این ارتباط از هیچ نظری درست نیست، اونم به سختی قبول کرد و گفت بالا ه تا دو سال دیگه میام خواستگاری و ... . الان چند ماه گذشته، من اصلا نمیدونم این آقا نظرش چی شده؟ خبری ندارم ازش ، ولی چون حرف آ ی زدم که صبر میکنم الان وظیفه دارم که صبر کنم ؟ شرایط ازدواجم دارم ولی وجدانم نمیذاره شاید اون اصلا به من یه درصدم فکر نکنه چون اصلا دیگه هیچ پیامی نداده . علاقه قلبی خودمم تموم شده و ازش متنفرم که منو تو این حال ول کرد و رفت حتی اگر برگرده کمتر از ده درصد به ازدواج فکر کنم خانوادمم که مخالفن بهش خبر بدم میخوام ازدواج کنم؟ چیکار کنم؟! هیچ وقت نمیتونم خودم ببخشم که چرا باهاش صحبت
1117425

توی جلسه خواستگاری دفتر خاطراتم را بدم به دختر مورد نظر؟

سلاممن می خوام واسه ا برم و آدم مذهبی ای هستم. البته نه زیاد اما روی حجاب و ... حساسم. دختری را می خوام که اون هم چادریه. 6 ماهه که من توی می بینمش و هر روز که می دیدمش، در موردش یه چیز قشنگ توی دفترچه ام می نوشتم. کلا عادت دارم به یادداشت نوشتن در مورد هر چیز . این که مثلا امروز که دیدمش خیلی دختر متینی هستش و ... فلان روز که دیدمش با همکلاسی هاش حرف میزد و خنده اش خیلی قشنگه و ... فلان روز که دیدمش خیلی آروم روی پله ها راه میره که من خوشم میاد و ... کلا در موردش می نوشتم واسه خودم. این که چه چیزهایی را در موردش دوست دارم و ... .حالا هفته دیگه می خوام برم خواستگاری. تا حالا باهاش حرف نزدم اما توی این مدت بررسی اش می . به ذهنم رسید که این کلمات و جملات که در موردش نوشتم و همش مثبته، توی خواستگاری بهش بدم. ازش خوشم میاد و می خوام که باهام ازدواج کنه. واسه همین این دفترچه و اون جملات قشنگ را میخوام بهش هدیه بدم. فکر می کنم که این کار باعث میشه حس خوبی به من پیدا کنه و راحت تر بتونه به من اعتماد کنه که بخواد باهام بیاد . آخه واسه یه دختر چادری سخته که بخواد بیاد. واسه همین گفتم شاید دادن این دفترچه بهش بتونه کمی یخش را آب کنه و بتونه بهتر به من اعتماد کنه و جواب + را راحت تر بده. به نظرتون با توجه به این که چادری و مذهبیه ممکنه بدش بیاد؟ فکر کنه اصلا تو چرا این 6 ماه به من فکر می کردی؟! می خوام دخترهای مذهبی و چادری اگه می تونن نظر بدن ببینم نظرشون چیه. مرسی
307722

فقط آقایونی که با خیلی ها دوست بودن به دلم می شینن

با عرض سلام خدمت دوستان دختری هستم ۲۵ ساله مجرد و غیر مذهبی . مشکل من اینه که خیلی گرم مزاجم و حدودا ۱۰ ساله همیشه خ.ا می کنم. خانوادم اصرار به ازدواجم دارن اما خودم احساس می کنم با همسر آیندم به مشکل برمی خورم. چون با خیلیا دوست بودم تو این مدت و همیشه هم دوستی هام کوتاه بوده. یه جورایی سطح انتظاراتم بالاست و سلیقم تغییر کرده و مسلما من یه فرد مثبت خوب همه چی تموم به دلم نمی شینه . داشتم می گفتم فقط آقایونی که با خیلیا دوست بودن به دلم می شینن. نمی دونم چرا. یه جورایی جذاب ترن انگار. از یه طرف هم دوس دارم ازدواج کنم. خواستگار مثبت هم زیاد داشتم به خاطر زیبایی و موقعیتم و تحصیلاتم و ... ولی نمی دونم واقعا سردرگمم. آیا می شه سلیقه رو تغییر داد؟ یا با یکی از همون افراد مثبت ازدواج کنم؟ اگه ازدواج کنم بعدا به مشکل برنمی خوریم؟ یه سوال دیگه هم داشتم این که چه جوری از فرد مورد نظرم قبل ازدواج بپرسم اندازه ی من گرم مزاجه یا نه ؟ چون فقط به خاطر همین مورد می خوام ازدواج کنم وگرنه نیازی به ازدواج ندارم. آیا شما با آشنایی کوتاه مدت مثلا یکی دو هفته قبل خواستگاری موافقین یا نه ؟
642904

این روزها

  این چ وضعشه ? چرا اون جیزی که نمی خوام پیداش میشه ، کدوم کره بزی گفته اینا بیان ?  میمون ها من فقط 17 سالمه ، نمی خوام ، مامانمم که تیکه می ندازه ، مثه این که بدش نمیاد ، خوب خواهرم چی ??? اون اینهمه از من بزرگ تره ، حالا می دونم مامانم خیلی نگرانه ولی به نظرم درست نیست ، اصن زندگی ای که من تو ذهنم ساختم زمین تا آسمون فرق میکنه ، دقیقا زمین تا آسمون ، الان ? من همیشه گفتم احتمالا 22 به بعد ، تا اون موقع واقعا می گم دوست ندارم ی بزرگتر از خودم هنوز باشه ،  خیلی بده اصن اعصاب ادمو میریزه بهم.   الان اینا پایین چ ،،،ی می خورن ، واسه یه پارچه مانتو دم به دقیقه لشکر کشی میکنن ??? اره من سر این مسئله دعوا دارم ، با زمین و زمان دعوا ، به ی چی که من نه دوس پسر دارم نه می خوام ازدواج کنم.  بمیرید فضولا ، هر چی هم که می خوای دوست صمیمی باش ، خونواده باش ، نمی خوام ، وقتی همه میدونن پس چرا اینا هعی راه به راه اینجان ? اگه فکر می تونن یه کاری کنن که من تهش مثه یه سر به زیر چیزیو قبول کنم کور خوندن همشون ، چنددددشااااااا. این همه دختر تو فامیلمون ، اه اه اه اه اه   خیر سرم می خوام درس بخونم و کنکور بدم ،  هر دم از باغ بری می رسد ، 
2201507

می خوام ازدواج کنم ولی به خاطر لاغری اندامم خواستگار ندارم

سلام به دوستان خوبم امیدوارم حال همتون خوب باشه. سوالی که من دارم شاید تکراری باشه ولی خب می تونه یه جور درد و دل هم باشه. من 28 سالمه، مشکلی که من دارم لاغری بیش از حدمه. وزنم به چهل کیلو هم نمیرسه. می دونم وزنم خیلی کمه شاید براتون عجیب هم باشه ولی خب واقعا دست خودم نبوده راه های زیادی هم امتحان برای چاق شدن از تغذیه گرفته تا طب سنتی و ورزش اما واقعا بی تاثیر بوده . آزمایش هم میدم ولی هیچ مشکلی ندارم. صورت خوبی دارم به گفته اطرافیان اما اندام لاغر. این موضوع خیلی من رو اذیت میکنه . دوست دارم ازدواج کنم ولی ی من رو نمی پسنده به خاطر اندام لاغرم. واقعا دوست دارم ازدواج کنم ولی با این شرایطم اصلا نمیشه. روز به روز غمگین تر و ش ته تر میشم از تنهایی ، خسته م هر جا میرم فقط به لاغریم توجه می کنن ، میگن چقدر تو لاغری غذا نمیخوری؟ چطوری می خوای مادر بشی؟ و من با شنیدنشون هر دفعه داغون تر میشم. چرا یکی مثل من اصلا باید به دنیا بیاد ؟ از ته دلم دوست دارم ی باشه و دوستش داشته باشم اونم همین طور، ولی با این شرایطم هیچ سمتم نمیاد ، هیچ به من اجازه ابراز وجود نمیده. هر روز با معشوق خیالیم صحبت می کنم هر روز مدل های مختلف لباس عروس رو می بینم و با خودم میگم یعنی میاد روزی که من لباس عروس بپوشم؟ شاید بگید ازدواج که همه چیز نیست بله درسته ولی من واقعا می خوام ازدواج کنم واقعا نیاز دارم
1345604

نمی خوام بی تو تنهاشم

خدایا کار این دنیا بدون تو چقدر سختهمی خوام پیش تو ارومشم خیالم پیش تو تختهنمی خوام بی تو تنهاشم نمی خوام بی تو رسواشم می خوام تو جاده عمرم فقط سمت خودت باشمبزار سمت تو راهیشم که بی تو زندگی هیچهبدون تو غم غروبت تو این می پیچهنزار پیش تو رسواشم نزار درگیر دنیاشممگه میشه که تو باشی و من تنهای تنهاشم
1580600

تنهایی لازمم...

حالم خوب نیست ... نه که بد. یعنی رو به راه نیست... گیجم. سرم گیجه. سرم درد می کنه. حوصله نوشتن ندارم اصلا. می خوام تلگرامم رو پاک کنم. این یه هفته می میرم من :) ... نمیدونم برم گرگان یا نه... یا هر چیز دیگه... امروز دیدمش. نات گود... حالم خوش نیست. من یکی مث اونی که فاطمه الله معرفی کرده بود می خوام که لیاقتش رو ندارم. یا اونوریه که نمیشه یا اینوری که من نمی خوام. و من خسته شدم از این دور. فکر کن اربعین هم نزدیک باشه. وای دلم میخواد زار بزنم دلم میخواد برم یه جایی که هیشکی نباشه. تنها باشم.... دلم میخواد که.... دیروز با سروناز... چیذر... غروب و بارون و مزار محمد رضا... چای... دیروز... گریه اربعین جامونده ها سر کلاس آرام... دست خودم نبود هق هق م.... دیروز... امروز... خسته م...خسته...الله مدد.... + تابلوی حسین رو یدم... ولی نمیتونم از کیفم درش بیارم...
8832

می خوام گریه کنم

هوالصبور السلام علیک یااباصالح می خوام گریه کنم اماتونگاه نکن دوس ندارم ی اشکهاموببینه می خوام گریه کنم چون دیگه نمی تونم حرف بزنم دیگه واژه هابرام مفهوم ندارن دیگه دوست داشتن...مادربودن... خدایاهی می گم هوالصبور تادلم صبوربشه امابرع دلم بیشترتنگ تومی شه اونقدرخوب نیستم که از محاسبه ی اعمالم نترسم اماهرچی باشه کنارتوبودن به ت همه عالم می ارزه .منبع: http://donyay1magnoon. /
933431

ازدواج سحر قریشی منتفی شد؟!

سحر قریشی در مصاحبه ای که به تازگی انجام داده است درباره سوالی مبنی بر اینکه قصد ازدواج دارد یا نه گفت: نه فعلا قصد ازدواج ندارم یعنی زیاد به این موضوع فکر نمی کنم و کارهای مهم تری دارم.
1938618

مراسم ازدواج ساده بازیکن بارسلونا! ع

آردا توران بازیکن سرشناس ترکیه ای در مراسمی ساده ازدواج کرد.
2322100

توصیه مشاور خانواده به زن جوان مطلقه ای که برای ازدواج مجدد استرس دارد

اسان نوشت: 30 ساله ام. چند ماه بعد از عقد از شوهرم طلاق گرفتم و الان حدود 3 سال از طلاقم می گذرد. هنوز ترس توی دلم هست و نمی توانم دوباره ازدواج کنم. البته هیچ حسی درباره ازدواج ندارم و برای ازدواج استرس دارم. چطور تکلیفم را با خودم روشن کنم؟
1345743

نمی خوام بی تو تنهاشم

خدایا کار این دنیا بدون تو چقدر سختهمی خوام پیش تو ارومشم خیالم پیش تو تختهنمی خوام بی تو تنهاشم نمی خوام بی تو رسواشم می خوام تو جاده عمرم فقط سمت خودت باشمبزار سمت تو راهیشم که بی تو زندگی هیچهبدون تو غم غروبت تو این می پیچهنزار پیش تو رسواشم نزار درگیر دنیاشممگه میشه که تو باشی و من تنهای تنهاشم 
145474

میری...پاشایی

دارم رنگ بی بند وباری می رمواسه خنده از هر چی یاری می رمدارم می فروشم غم لحظه هامودارم رنگ یک زخم کاری می رمدارم تو دلم اشک رفتن می بارممیخوام داده هاتو واست پس بیارمنمی خوام بفهمی وقتی نباشیمن حتی همین گریه هارو ندارمتو رو به رهایی و من رو به این غممیری تا توی سرنوشتت نباشماگه روزی برگشتی و من نبودمبدون خواستم اما نشد بی تو باشم می خندم تا یادم نیاد خاطراتتکه سن ن تر از این نشه خواب بی تونمی خوام که حال دلم رو بفهمینمی خوام بفهمی که بی تاب بی توغروبه تو میری و من می شکنم بازبه روت این ش ت و نمی خوام بیارمنمی خوام بفهمی که وقتی تو نیستیدلیلی واسه زنده بودن ندارمتو رو به رهایی و من رو به این غممیری تا توی سرنوشتت نباشماگه روزی برگشتی و من نبودمبدون خواستم اما نشد بی تو باشممنبع: http://dotadivooone. /
89352

sm

من دیگه خسته شدم بس که چشام بـارونیهپس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بسه برام تحمل این همه غمبسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چیواسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چینمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنمنمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم نمی خوام دربه در پیچ و خم این جاده شمواسه آتیش همه یه هیزم آماده شمیا یه موجود کم و خالی پرافاده شموایسا دنیا، وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
254298

ازدواج اجباری!!

خب یه مدتیه که تو فامیل ما ایی که با غریبه ازدواج با مشکلات عدیده ای در زندگیشون مواجه شدن! از همین رو، مادر محترم انگشت اشاره خود را به سوی ما نشانه گرفت و با لحنی تهدید آمیز فرمودن: تو یکی دیگه با فامیل ازدواج میکنیااااا...عمرا اگه تو رو به غریبه بدم در ادامه حتی نام همسر ایندم هم گفتند آن هم بدین صورت: تو رو میدم به فلانی..پسر فلان خانواده... با منم بحث نکن بنده هم عرض ولی من دوسش ندارم...فرمودن حرف نباشه پ.ن اون پسره بدبخت اصن هنوز خواستگاری منم نیومده و امیدوارم خودش عاشق یکی باشه و کلا اینورا پیداش نشه که بدبخت میشم:/
2138579

خواهر کوچکترم ازدواج کرد، الان انگار سرخورده شدم

سلام من 26 سالمه، از 19 سالگی به طور سنتی خواستگار ها پاشون به خونه مون باز شد ، هیچ کدوم بیشتر از جلسه اول جلو نمی رفت ... یه سری شون وقتی خواهر کوچکترم رو می دیدن ... خواستار اون بودن ، یکی شون که زنونه اومده بودن فرداش زنگ زدن و گفتن دختر تون رو نپسندیدیم ... اگه دختر دومی تون رو می دید می یایم ... گذشت تا این که خواهر کوچکترم با اقوام مون ازدواج کرد ... من با ازدواجش مشکل ندارم خیلی ام راضیه ام ولی انگار سر خورده شدم ... عقده ای شدم ... از ازدواج سرد شدم و دیگه تمایلی به ازدواج ندارم ولی ولی اگه یه روزی قسمت شد و ازدواج ... دوست ندارم دو فرزند داشته باشم ... مخصوصا اگه بچه اولم دختر شد ... دوست ندارم خواهر داشته باشه ... من با خواهرم مشکل ندارم ولی دلخور از رفتار یه سری هام ... بیشتر وقت ها وقتی ی میگه فلانی بچه دومش رو حامله است ، یه جورایی براش متاسف می شم ... و اگه بفهمم دو تا دختر داره بیشتر ... دلم به حال دختر اولی می سوزه و میگم کاش فقط مثل من نشه ... خدا ... شون کنه که چطوری دل می شکنن ؟
178951

memento

دستمو محکم گرفته و سعی می کنه سربالایی رو بیاد بالا با یه عصا...میگم مادرجان بچه هات کجان؟ میگه خارج...خارج... خدا می دونه با چه غم و غصه ای گفت اینو... گاهی وقتا زندگی ارزش هیچیو نداره...ابدا هیچی. پ.ن: لعنت به این اینستاگرام...این همه شفاف بودن همه چیو دوس ندارم...نمی خوام طرفو ببینم بعد نوشته های کپی پیست شده شو بخونم...نمی خوم چیزی تو ذهنم باشه از طرف...نمی خوام ذهنیتی داشته باشم ازش...فقط می خوام بدون پیش داوری بخونم. زمانی که بلاگ نویسی مد بود به نظرم ادما بهتر بودن...منبع: http://weird. .. /
385410

مهم ترین مزیت ازدواج دانشجویی

فرماندار مشهد، مهمترین مزیت ازدواج دانشجویی را تسهیل و آسان سازی ازدواج برشمرد و گفت: در عین حال ساده گرفتن ازدواج به معنای نادیده گرفتن چار چوب های مهمی همچون م با بزرگ ترها در این امر نیست.
1714965

انتشار قطعه موزیک (خودت باشی)

تک آهنگ (خودت باشی) منتشر شد. ترانه سرا و آهنگ ساز این قطعه بهزاد بیگ محمدی است که به اختصار در کاور آهنگ بهزاد بیگ  درج شده است.آهنگ (خودت باشی) اولین تجربه ی خوانندگی بهزاد بیگ است .تنظیم این قطعه رامحمد رِئوفی و می و مسترینگ آهنگ را محسن فرمایشیان به عهده داشته اند.در ادامه متن کامل ترانه ی خوت باشی را تقدیم حضورتون می کنم. نمی خوام آرامشم بی تو اب شه نمی خوام ع ت باشه بالای طاقچه نمی خوام یادم بیاد چشمای نازت نمی خوام اشک بریزم توی فراقت نمی خوام یادم بیاد اون قهرو آشتی توی خاطم باشه دوستم نداشتی نمی خوام خاکت کنم تو عشق و نفرت از تو هیچی نمی خوام فقط تو برگرد نمی خوام آواره ی زمونه باشم گلا خشکیده بشن گوشه ی باغچم نمی خوام حسرت بودنت کنارم بمونه توی دلم تنها نزارم من می خوام خودت باشی کنار قلبم توی چشمام ببینی عشق رو تو کم کم من می خوام نفس بدی به قلب خستم بدونی دیوونه وار عاشقت هستم
1268516

پویا امینی: من زمان خواستگاری شرایط ازدواج را نداشتم!

پویا امینی: من زمان خواستگاری شرایط ازدواج را نداشتم!ماجرای ازدواج پویا امینی , من به عنوان جوانی کم سن و سال وقتی برای خواستگاری همسرم رفتم، شرایط ازدواج را نداشتم!ماجرای ازدواج پویا امینیماجرای ازدواج پویا امینی , پویا امینی ۱۵ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. او که فارغ حصیل ؟رشته کارشناسی کارگردانی نمایش از علم و فرهنگ تهران است، کارش را در زمان دانشجویی ازسال ۱۳۷۶ با بازی در سریال در قلب من به کارگردانی حمید لبخنده و در نقش سینا آغاز کرد. پس از فارغ حصیلشدن با بازیگری در سریال ها کار خود را ادامه داد.این هنرمند در سال ۱۳۸۲ اولین تجربه بازیگری سینمایی با نقش آفرینی در سینمایی وعده دیدار در نقشصادق و سپس شام عروسی در نقش پارسا را بدست آورد. وی دارای یک فرزند پسر به نام ایلیا است.همچنین عضویت در تیم والیبال و فوتبال و کارتینگ هنرمندان در کارنامه وی دیده می شود، ولی هم اکنون عضوتیم فوتبال ستارگان هنر ایران می باشد. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
1268515

پویا امینی: من زمان خواستگاری شرایط ازدواج را نداشتم!

پویا امینی: من زمان خواستگاری شرایط ازدواج را نداشتم!ماجرای ازدواج پویا امینی , من به عنوان جوانی کم سن و سال وقتی برای خواستگاری همسرم رفتم، شرایط ازدواج را نداشتم!ماجرای ازدواج پویا امینیماجرای ازدواج پویا امینی , پویا امینی ۱۵ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. او که فارغ حصیل ؟رشته کارشناسی کارگردانی نمایش از علم و فرهنگ تهران است، کارش را در زمان دانشجویی ازسال ۱۳۷۶ با بازی در سریال در قلب من به کارگردانی حمید لبخنده و در نقش سینا آغاز کرد. پس از فارغ حصیلشدن با بازیگری در سریال ها کار خود را ادامه داد.این هنرمند در سال ۱۳۸۲ اولین تجربه بازیگری سینمایی با نقش آفرینی در سینمایی وعده دیدار در نقشصادق و سپس شام عروسی در نقش پارسا را بدست آورد. وی دارای یک فرزند پسر به نام ایلیا است.همچنین عضویت در تیم والیبال و فوتبال و کارتینگ هنرمندان در کارنامه وی دیده می شود، ولی هم اکنون عضوتیم فوتبال ستارگان هنر ایران می باشد. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
983199

ازدواج ساده 2 بازیگر سرشناس چینی! ع

2 بازیگر چینی در مراسم ساده در جزیره بالی اندونزی ازدواج د.
1094929

ازدواج دختر امپراتور ژاپن با یک کارگر ساده +تصاویر

شاهزاده ژاپنی با ازدواج با یک کارگر ساده خود را از تمام امکانات خانواده امپراتوری ژاپن محروم کرد.
2093709

میگه من ناراحتی قلبی ندارم الکی میگم مریضم

میگه من ناراحتی قلبی ندارم الکی میگم مریضم به همکلاسی قدیمم که الان هست گفتم شنیدم ناراحتی قلبی داری و تو در این سن 43 سالگی چرا ناراحتی قلبی گرفتی ارثی هست؟ میگه به تو راستش رو میگم اما به ی نگو و به صورت راز پیش تو باشه میگه میدونی که من ازدواج و صاحب 2 بچه هم هستم اما زنم از من جدا شد اون موقع هر کی از من میپرسید چرا خانومت از تو جدا شد میگفتم با هم تفاهم نداشتیم اما راستش ماجرا یه چیز دیگه هست من از زن خوشم نمیاد و هیچ حسی هم به زن ندارم اما مادرم هی به من می گفت پسر پیر شدی سنت 32 سال هست مادرم میگفت ازدواج کن دختر خوبی برات پیدا خانوم خوبیه معلم هست تو هم که ی زندگی کن اما من که نمی تونستم به مادرم بگم مامان مشکل یه چیز دیگه هست من به صورت ارثی یا زنیتیکی یا هر چی که هست به زن اصلا حسی ندارم اما فقز میگفتم زن نمیخوام الان وقتش نیست تا اینکه عموی من گفت با من حرف بزن دردت چیه گفتم عموی عزیز من به زن احساسی ندارم علاقه ای ندارم گفت ازدواج کن درست میشه عشق بوجود میاد. ازدواج زنم خیلی خوب بود اما اون فهمید به اون احساسی ندارم و اونو به چشم یک خواهر می بینم تا یک زن اون گفت من فهمیدم میدونم که تو منو دوست داری اما به من علاقه ای نداری تو حتی حسی به بچه هایت هم نداری از تو جدا میشم چون حقم رو خوردی تو که میدونستی چرا ازدواج کردی منو از عشق محرومم کردی واسه همین من ازدواج نمیکنم نمیتونم که ازدواج کنم برای این میگم ناراحتی  قلبی دارم چون به مردم که نمیتونم بگم مشکل چیه بعصی ها درک می کنند  اما  بعضی ها  درک نمی کنند.
2287057

میمیرم برات...حامد هاکان

نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشینمی خوام ازت نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تو تموم بشیبرو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی
233258

آرزوهای بزرگم لطفا به من برسین

این روزها بیشتر از پیش به خوبی های تجرد و تنهایی فکر می کنم و هی برای خودم نگران تر میشم. اگر حالا زن یک خونه بودم و این احساسات می اومد سراغم چی؟ وای هیچ حسی بدتر از این نیست.خدایا شکرت که نجاتم دادی از این عذاب... خدا برای دشمنم نخواد الهی، خیلی بد و سخته تصورش حتی:( ازدواج اتفاق نیک و خوبیه، اما نه برای من... برای دیگران انشالله که هست، متاسفانه یا خوشبختانه من دنبال چیزی هستم که اون چیز ازدواج نیست، هر آدمی تو زندگیش رس و هدفی داره و هدف من چیزی فراتر از تاهله، البته که میدونم اگر روزی به چیزی که می خوام برسم برای آینده م بالا ه تصمیم میگیرم... خدای مهربونم منو ببخش که به حرفات گوش نمیدم! ولی درکم کن و منو به خواسته های مهم دیگه م برسون، من نه شوهر خوب می خوام و نه پولدار... من می خوام تنهای تنها به خیلی چیزایی که دوست داشتم و دارم برسم. ضمن اینکه دوست دارم تفریحاتم پس مواظب آرزوهام باش
1431886

دوباره

چشمام داره از بی خو و گریه ب می سوزه، دوباره می خوام پ ر ی و د بشم بقدری حالم بده که سرم می خوام به دیوار بکوبم روح و روانم که بهم ریخته هیچ کمر درد و پادرد دارم نمی دونم چرا اینقد زود به استقبال رفتم هرلحظه احساس می کنم الان میشم حالا اون سری دارو می خوردم ماه رمضونم بود بهم فشار اومد ولی الان نمی دونم چرا اینطوریم قرار بود این سری برم دوباره ولی دقیقا میانه ماه شهرستان عروسی داریم بنابراین هر جور حساب می کنم نمیشه مثل ماه رمضون دوباره به مشکل بر می خورم بعد این همه هزینه، آمپول زدن ها بی فایده میشه، حالا فعلا با این حالم حوصله هیچی را ندارم، قراره با جاری هم بریم باشگاه، ولی این هفته حسم نمیاد اصلا، بیشتر برای این می خوام برم که حال روحیم خوب بشه وگرنه اضافه وزن ندارم، برم بخوابم البته اگه خوابم بره، پسرمم نیست امروز کلا تا شب تنهام، چطور بگذرونم هروقت اینطور بد حال میشم یاد بارداری خ ا ر ج از ر ح م م میفتم که ی هفته قبلش حالم بد بود برای همین اصلا احتمال بار داری نمی دادم حالا هم خدایا صبر و توان منا بیشتر کن دیگه احساس می کنم مثل قبل تحمل درد را ندارم
1219800

زود بله رو بگو طاقت ندارم ماجرای خواستگاری آقا بهرام

تو رو  خدا  زود  بله  بگو  و امروز  رو  نرو  گل  بچینی  من  پیشتم  منو  بچین  طاقت  ندارم ماجرای خواستگاری دوست من بهرام اون 28 سالش شده بود و می خواست زن ببره و ازدواج کنه تا به  زندگی  خودش  سرو سامانی  ببخشه  از  زندگی  مجردی  خسته  شده  بود  و  به  دنبال  همسر به هر جایی که  فکر  می  کرد   مراجعه کرد  سایتهای  همسری   دوست ی   و هر  لحظه هم که  می  گذشت  بیشتر سعی  می  کرد  تا  اینکه  یک خانمی  که دوست من رو منتظر نزار بله رو بگو بریم ماه عسل کره اش از من مربا و عسل از تو  ادامه در این سایت  armin3d  com
342841

من آرامش می خوام

ب تا صبح اراجیف می دیدم.انواع ا و حرفاشون، بیمارستانا، ...خیلی بد بود. خیلی. هر چی می گذره برای زایمان نگرانتر میشم. یه حس بلاتکلیفی دارم.تصمیم خودم زایمان تو بیمارستان هستش ولی خواهرشوهره گیر داده بیا بیمارستان ما. بهش برمی خوره بگم نمیام اونجا. اعصاب ندارم توجیهش کنم. درک نمی کنه نگرانیم رو. یکی باید حالیش کنه. همسر یا مامان و بابام. از خودم کاری برنمیاد. توان روحیم کم شده. حوصله درگیری ندارم....تصور می کنم نی نی خانم دنیا اومده و تو بغلمه. سالمه. حتی زردی هم نداره. آروم ترین و نازترین بچه ی دنیاست. شیرش رو می خوره و می خوابه. منم کنارش می خوابم. حوصله ی مهمون و شلوغ بودن دورم رو ندارم. هیچ نیاد دیدنم. اگرم اومد ده دقیقه بشینه و بره. خستگی تمام این 9 ماه توی تنم تلنبار شده. من آرامش می خوام. 
478254

حس نوشتن ندارم !

نمی دونم چرا حس نوشتن ندارم ! کلا بی حس شدم دوباره !  به کارهای روزانه می رسم ... ماکارونی می پزم ، سالاد درست می کنم ، خونه رو تمیز می کنم ... به یکی دو نفر تلفن می زنم احوال پرسی می کنم ... ولی خبر خاص دیگه ای نیست و حوصله نوشتن ندارم فعلا ! البته مقداری هم وقت گذاشتم توی گروه دوستای دبیرستان بیشتر حرف می زنم ! هدف دارم البته ! می خوام دیدشون رو نسبت به یه چیزایی تغییر بدم ... موثر هم بوده ... شاید بعدها بیام بگم چیا گفتم و چه نتایجی داشته ...
249490

فردا

فردا هر اتفاقی بیوفته میدونم خدا با منه.و میدونم همیشه بهترین ها اتفاق می افته. همونطور که تا الان همه چیز راست و ریس شده این آ یا دیگه حال ندارم بخونم.حس میکنم مث بادکنکی م که دیگه آ ای عمرشه اتفاق خاصی نیوفتاد این چند روزه.فقط یک پیرزنی از این پیرزن نقلیا کوچولو موچولو اومد تو جلو آسانسور ازم خواستگاری کرد.گفت ی؟ گفتم دانشجو ام.گفت قصد ازدواج نداری؟ گفتم بستگی داره کی باشه.گفت چه شغلی مد نظرته؟ گفتم پزشک باشه. و گفت پسرم ه شدکت داره.گفتم نه. آ ش رو کرد بهم و گفت اینقد منتظر نشین :| میخواستم بگم پ من چی ام؟؟؟؟ مگه چیز افسانه ای یا فراتر از خودم خواستم؟؟؟ یه ی در حد خودم می خوام.چرا شما اینجوری این؟ :))) آ شم گفت خانم میم کجاس؟ فهمیدم اومده بوده خواستگاری خانم میم.منو اول دیده گفته این بهتره. ک هس.کوچیک ترم که هس! خوشگلم هس :/ ( اصن دلم میخواد خودمو تحویل بگیرم ) یکی از بچه های داروسازی با یه رزیدنت نامزد کرده.اصن پاش نگرفته بیمارستان :)) چطوری با هم آشنا شدن؟ امروز وسط خوابم ازم سوال پرسید.پنج دقیقه منتظر بود جواب بدم.آ شم لیزر انداخت روم گفت خانم با تو ام :)))
1866739

بوی پیراهنت یوسف...

دیگه نمی خوام زن عاشق درونم، بین حرکت  ش ته های قلبم توی باد، پریشون و سرگردون بشه...دیگه نمی خوام!دیگه نمی خوام این زن گم بشه...
44315

sm

من دیگه خسته شدم بس که چشام بـارونیهپس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بسه برام تحمل این همه غمبسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چیواسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چینمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنمنمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم نمی خوام دربه در پیچ و خم این جاده شمواسه آتیش همه یه هیزم آماده شمیا یه موجود کم و خالی پرافاده شموایسا دنیا، وایسا دنیا من می خوام پیاده شممنبع: http://el imrolo. /
1527534

شوهرم متوجه شده پسر م خواستگارم بوده

سلام دو سالی هست ازدواج .همسرم . پسر یکی از آشنایان ام هست . خیلیم از زندگیم و همسرم راضی هستم کلا خیلی خیلی احساس خوشبختی دارم شکر خدا . قبلش پسر م اومده بود برا خواستگاری ولی نه خودم و نه خانوادم مایل به این ازدواج نبودیم . همون موقع هم قرار شد نتیجه هر چی بود تو روابط خانوداگی مون تاثیر نداشته باشه که تقریبا همینم شد . مشکلم اینه که همسرم از قبل از محرم متوجه خواستگاری پسر شده . حالا هم هر جا که احتمال بده پسر م یا حتی خانواده م باشن یا اخلاقش یه جوری میشه که خیلی تو ذوق می زنه ( چون خیلی خوش مشربه کلا ) یا اگه بتونه اصلا نمیریم بعضی وقتا سر همین رفتن نرفتن ها بینمون بحث پیش اومده . کلا خودم قبل از متوجه شدنش هم حواسم به رفتارم بود که حرف و حدیثی توش نباشه . حالا موندم چه جوری به شوهرم بگم که انتحاب من اون بوده و رابطه منو پسر م در حد همون رابطه پسر دختر هست بلکه هم کمتر . تا حالا اصلا درباره این موضوع حرفی نزدم باهاش . می خوام قبلش با یه م کنم ولی طاقت ندارم تا نوبتم بشه نمی دونم از خانواده هامون کمک بگیرم یا ... اصلا نمی دونم چیکار کنم
1893880

نمی خوام ببینم که جات خالیه(غمِ سنگین--02)

سلام عزیزِ دلم. دلم برات تنگ شده، صدات رو نشنیدم. خیلی وقته که برای عزیز دُردانه ی بابا لالایی نخوندی. عزیزِ دل پاشو بیا. نگذار جای خالیِ تو رو ی ببینه. به خدا سخته نقش بازی . عزیزِ دل سکوتِ تلخی اینجا رو پر کرده.............. دلم برات تنگ شده. نمی خوام. خدایا نمی خوام جای خالی ی رو ببینم.خدایا نمی خوام دوری ی رو درک کنم.خدایا نمی خوام ..... نمی خوام نبودنش رو حس کنم.خدایا نمی خوام ......... نمی خوام جمله هام کم وزن تر از گذشته ها بشه.خدایا نمی خوام....................خدایا دلتنگ شدم. بی ظرفیت شدم. بی صبر و تحمل شدم و... 
1937505

مراسم ازدواج ساده فوتبالیست معروف

آردا توران ستاره ترکیه ای بارسا که به صورت قرضی در باشاک شهیر توپ می زند ازدواج کرد. توران با حضور اردوغان رئیس جمهور ترکیه در جشنی ساده مراسم عقد خود را برگزار کرد.
2188777

سوال حیاتی از دختران چادری و مذهبی واقعی

سلام یک سوال از دختر خانم های مذهبی و چادری ای که اینجا حضور دارن دارم و میخوام جوابم رو با آرامش و به صورت حقیقی بدن. متشکرم. من یک پسر 27 ساله مجرد هستم، ظاهر نسبتا خوب، ولی بالای موهام خیلی کمه امه خیلی مرتب و تمیز هستم و موهام رو یکدست کم میکنم. بسیار خوش اندام هستم و به هیکلم اهمیت میدم و حالم بهم میخوره اگه یه مقدار پهلو و شکم داشته باشم و دوست دارم همیشه بدنی قوی، زیبا و ورزیده داشته باشم و خوشتیب و ساده پوش باشم. یادمه از سن نوجوانی کار و برای لحظه ای بیکار نموندم و اعتقاد به روزی حلال دارم. همیشه ورزش . حالم از مشروب بهم میخوره و تاکنون حتی یک قطره هم نخوردم. اعتقاد دارم به اینکه حتی اگه نیاز باشه جانم رو فدای همسرم میکنم. بی اندازه بهش محبت میکنم و ... اما با اینکه درآمد خوبی داشتم، تا الان چون مجرد بودم هیچ پس اندازی ندارم. حالا اگه با این شرایط برم خواستگاری یک دختر و ازش بخوام که با مهریه 5 سکه با من ازدواج کنه. من هم بهش قول میدم که به هیچ وجه هرگز به فکر خیانت و اینجور مسائل نباشم. (چون من حتی تاکنون هم نداشتم، چه برسه به چنین کاری) یک لحظه بیکار نمیمونم و شبانه روز تلاش و کار میکنم برای زندگیمون (کاری به نتیجه و وجیش ندارم، قول میدم که یک مرد بیخیال و تن لش و تنبل نباشم و تمام تلاشم رو هرچه در توانم هست انجام بدم) همیشه ورزش کنم و سالم بمونم. م رو که همیشه سروقت میخونم. از بدم میاد و نگاه نمیکنم. رفتار سنگینی دارم و با جنس مخالف راحت و باز نیستم و ... نه اینکه اینها رو به خاطر اون انجام بدم. اینها تو ذات منن. اینها سالها به خاطر اعتقاداتم به خاطر خودم و خدای خودم هست. حالا وقتی اون دختر خانم خوب هم به زندگیم اضافه میشه. ایمانم قویتر میشه. تلاشم بیشتر میشه. اگه تاحالا پولامو ج الکی می (البته برای تفریحات سالم مثل ورزش، موبایل و کامپیوتر و اتوموبیل و ...) از این به بعد ج اونو زندگیم میکنم و بیکار نمیمونم و تمام تلاشم رو انجام میدم. فقط تنها توقعی که ازش دارم اینه که همونطوری که وقتی میرم سراغش چادری و خوب هست، خوب بمونه. نصف دارایی رو نخواد (در سند ازدواج درج شده و امضا میکنن ولی من میخوام امضا نکنم. البته تمام زندگی من برای اون هست و باور کنید که اگه زنی اینطوری همسرم بشه تمام هست و نیستم رو فداش میکنم اما اونجا امضا نمیکنم) و با مهریه 5 سکه به نیت 5 تن، همسرم بشه. یک جشن خیلی ساده بگیریم یا یک سفر زیارتی بریم. سرویس طلای گرون نخواد. در عوضش من هم حتی یک بشقاب هم ازش ج ه نمیخوام. نه تنها نمیخوام. بلکه سرکوفت نمیزنم و اعتقادی به این هم ندارم که دختر باید ج ه بیاره. خانواده ام هم حتی یک کلمه در اینباره نمیگن و خیلی بادرک و با شعور هستن. و اعتقاد خودمم اینه که خودم باید همه چیزو تهیه کنم و همینکه اون خانم فرشته و چادری زنم میشه خیلی هم ممنونم ازش و سرم منت گذاشته و من مثل ملکه ها باهاش رفتار میکنم. و فقط توقع خانه و بچه داری و محبت به همسر ازش دارم. آیا من اگه با این شرایط بیام خواستگاری شما دختر خانم های مذهبی و چادری. حاضرید با یک پسر کاملا سالم (خیلی خیلی مثبت و سالم) که حتی در این سالها که تابستان بود. حتی یک عدد روزه ام رو هم نخوردم و حتی در حین ورزش در مسابقات ورزشی هم روزه بودم. به هیچ وجه به رابطه پیش از ازدواج با دختر اعتقاد نداشتم و ندارم. خیلی به اندام و ورزش خودم اهمیت میدم. خیلی پرکار، اکتیو و پرتلاش هستم. اصلا اهل وقت تلف و تلویزیون و نیستم و ... آیا حاضرید با شرایطی که گفتم اگه مثلا من میومدم خواستگاری شما به من بله بگید و با هم زندگی رو از صفر و کم کم و خیلی کوچک شروع کنیم؟ پاسخ به این سوال برام خیلی مهمه. ممنون میشم پاسخ بدید. من میخوام با همین شرایط برم سراغ یک دختر خوب و شرایطم رو بهش بگم.و میخوام نظر شما رو بدونم. البته هنوز اون دختر خوب رو پیدا ن . که در لینک زیر در همین وب سایت هم موضوع رو مطرح و دوستان دارن پاسخ میدن. پیدا دختر چادری واقعی و مناسب برای ازدواج اما ان شاء الله اون شخص رو بلا ه پس از سالها طبق راهنمایی های دوستان پیدا میکنم. اگه با این شرایط برم سراغش و شرایطم رو بهش بگم. قبول میکنه و با من ازدواج میکنه؟ آیا هنوز هم برای دختران مذهبی مهمه که فقط پسر خوب و درستگار و اکتیو و پرتلاش و متعهد و معتقد و دوستار و عاشق همسر باشه؟ بیشتر بخوانید ... چطور نظر یک دختر چادری رو در مورد خودم بفهمم؟ می خوام با یه دختر واقعا مذهبی ازدواج کنم می خوام یه خانم از قشر مذهبی و چادری برای ازدواج انتخاب کنم می خوام با یه دختر مذهبی و ساده ازدواج کنم
280019

دلایل نادرست ازدواج4

20- ازدواج با شغل . مثلا دخترِ با پسرِ ازدواج می کند چون بازیگر، گوینده، سخنران، ، مجری تلوزیون، است. چون فکر می کند شخصیت واقعی او همانی است که در ظاهر می بیند. این مثل این است که شما کت را ب ید بخاطر ع روی جلد آن. 21- ازدواج می کند چون طرف مقابل آدم خوبی است . کی گفته دو نفر که آدمهای خوبی هستند ا اما شریک خوبی هم برای زندگی هستند؟ 22- ازدواج برای رو کم کنی . پسرِ آمده خواستگاری یک دختر و او را نپسندیده و رفته با دختر دیگری ازدواج کرده، آن دختر هم سریع با آمدن اولین خواستگار ازدواج می کند تا روی آن پسر را کم کند. بعد هم می گوید می خواهم فکر نکند که من خواستگار ندارم. 23- ازدواج برای اینکه فرزند بیمار و بد، خوب و یا سر به راه بشود . هیچ فرد بیماری با ازدواج خوب نمی شود، هیچ پسر الافی با ازدواج درست و سر به راه نمی شود. 24- ازدواج برای بقای نسل . 25- ازدواج برای ترس از آبرو دختری به دور از چشم خانواده با پسری دوست شده و با او روابط برقرار می کند و برای اینکه آبرویشان نرود با هم ازدواج می کنند و بعد از چند ماه هم از هم جدا می شوند که آبرویشان نرود که چرا دخترِ دیگر دختر نیست. 26- ازدواج برای تامین نیاز درست است که ما در ازدواج مسائل هم داریم ولی نباید برای آن ازدواج کرد چون ازدواج یک چیز بالاتر و بزرگتری است که مسائل هم در آن هست. در پابان باید این نکته را درنظر بگیرید که، در تمامی موقعیتهای این بحث، ازدواج می تواند اتفاق بیفتد اما نباید تنها دلیل ازدواج یکی از 26موردی که در این چند روز به آن ها اشاره کردیم، باشد؛ یعنی من ازدواج می کنم به این دلیل که احساس نیاز به همسر دارم و البته توانمندی همسری و زوجیت را در خودم می بینم، البته در کنار آن سایر نیاز های من از قبیل نیاز های عاطفی، ، مالی و... نیز تامین می شود. برای مثال شخصی که خواهر یا برادر کوچکتر دارد و در سن مناسب ازدواج نیز هست البته باید به فکر زوجیت باشد . اگر شرایط لازم رادارد که اقدام به ازدواج کند و اگر شرایط لازم را ندارد تلاش کند تا شرایط لازم را فراهم و بعد اقدام کند. ولی نمی تواند فقط بخاطر اینکه مانعی برای خواهر و یا برادرش نباشد، بدون داشتن آمادگی لازم اقدام به ازدواج نماید. بنابراین موارد ذکر شده بعنوان تنها انگیزه و یا انگیزه اصلی نمی تواند دلیل ازدواج باشد. عاقلانه ازدواج کن عاشقانه زندگی کن
1205667

تصاویر | برگزاری جشن ازدواج در کنار ی گمنام

به مناسبت میلاد کریم اهل بیت حسن مجتبی(ع) جشن ازدواج ساده دو جوان در کنار ی گمنام مقبره ی هیات انصار کرج برگزار شد. تصاویری از حال و هوای این ازدواج را در ادامه می بینید.

چون شرایط ازدواج ندارم می خوام یه خواستگاری ساده برم