۩۞۩خانم عاشق و آقای دیوانه۩۞۩


767783

عاشق دیوانه

خب من هم آدمم دیگر.. عاشق میشوم اما از شانس بدم عاشق ی شدم که عاشق دیگری بود من تحمل می در هر جمله اش قربان صدقه او میرفت اما من من احمق باز هم محو چشم هایش میشدم عاشق آن دریای طوفانی چشمانش شده بودم من چقدر ساده عاشق آن میمی شدم که آ هر عزیز اضافه میکرد آ اسمم آ دنیا... چقدر ساده در باران او را حس اما همه اش را از سر تفریح انجام میداد من نمیدانستم :( عاشق دیوانه شهر همین نکته بدان که فریبت دادند... آقای ربات - عاشق دیوانه شهر
378292

نقش شیمی مغز در عاشق شدن خانم ها و سبک وابستگی زن ها

خانم هایی که عاشق شده باشند، احتمالاً حس کرده اند که عاشق شدن فرآیندی متفاوت و متمایز است، که تا…
151969

حین گوش دادن آهنگ ، من...

عاشق آهن آرامش بخش پیانو ام عاشق کتاب ورونیکا صمیم می رد بمیردم عاشق بارونم عاشق پاییزم عاشق بهارم عاشق زمستونم عاشق تابستونم عاشق جوانه زدنم عاشق شکوفا شدنم عاشق پدر و مادر و مهرشونم عاشق خدا هستم عاشق فاطمه جانم عاشق خودمم عاشقممنبع: http://moon14. /
880907

زن دیوانه ی عاشق

زنِ  دیوانه ی عاشق نه دل به دریا می زندنه سر به کوه و بیابان می گذاردو نه راهِ صحرا را پیش می گیردزنِ دیوانه ی عاشقناگهاندست تو را در دستِ  زندگی می گذاردو به غار تنهایی اش بر می گرددنسترن وثوقی
86791

حین گوش دادن آهنگ ، من...

عاشق آهن آرامش بخش پیانو ام عاشق کتاب ورونیکا صمیم میگیرد بمیردم عاشق بارونم عاشق پاییزم عاشق بهارم عاشق زمستونم عاشق تابستونم عاشق جوانه زدنم عاشق شکوفا شدنم عاشق پدر و مادر و مهرشونم عاشق خدا هستم عاشق فاطمه جانم عاشق خودمم عاشقممنبع: http://moon14. /
1822049

دفاع های دیماه و بهمن ماه 96

24 ام دیماه - آقایان بحرالعلومی و اکبری راد - داوران : آقای ر ضوی- خیرآبادی 26 ام دیماه- خانم روح پرور و آقای کاظمی - داوران: آقای معطر- خیرآبادی خانم نادیا انوری - داوران: آقای کامل - خیرآبادی آقای شهاب الدین امینی - داوران: آقای کامل - بهره پور خانم سیده مهناز حسینی- داوران: آقای کامل - خیرآبادی 30 ام دیماه - آقایان هاشمی ،سالخورده، پنجه باشی و خانم قدمگاهی - داوران : آقای قایمی - خیرآبادی خانم جعفری - داوران : آقای رضوی - خیرآبادی 7 ام بهمن ماه- خانم سمیه عزیز آبادی و آقای سهیل پور حاجی - داوران : آقای جلالی - آقای مزینانی آقای بشیر سندگل - داوران : آقای جلالی و آقای معطر خانم مرضیه کلانتری- داوران : آقای ر ضوی- خیرآبادی آقای مصطفی بهروزیفر - آقای ر ضوی- خیرآبادی آقای عینی - آقای ر ضوی-
213518

ارزی علمی عاشق شدن در خانم ها

اگر تابحال عاشق شده باشید، احتمالاً می دانید که عاشق شدن فرآیندی متفاوت و متمایز است. علم پشت آن از خود عاشق شدن جالب توجه تر است. دانستن اینکه چه اتفاقی می افتد که عاشق می شوید، تحقیقی بسیار جذاب و جالب در علوم اعصاب، بیوشیمی و روانشناسی است و درک مکانیک های زیرلایه عشق می تواند برای تقویت زندگی اجتماعی و احساسی هر فرد بسیار مفید باشد. نقش شیمی در عشق..
99732

دیوانه عاشق...

در محل حرف افتاده بود که عاشق شده است! سنم کم بود نمیفهمیدم چه میگویند! از مادرم پرسیدم با کلی اخم و تخم گفت هیچی نیست! ات زده به سرش! دیوانه شده! با خودم فکر ای بابا بیچاره ام دیوانه شد... کمی که گذشت فهمیدم دخترِ خان هم دیوانه شده! درست مثل ام! همزمان باهم دیوانه شده بودند. ام دیر به خانه می آمد. هروقت هم می آمد حس بهم ریخته بود! دلم برای مادر بزرگم میسوخت، تک پسرش دیوانه شده بود. چندماه بعد فهمیدیم برای دختر خان خواستگار آمده؛ تعجب ! ا مگر دیوانه ها هم ازدواج میکند...؟ شب که ام به خانه آمد از دهانم پرید و گفتم... باید میبودید و میدیدید خودش را به در و دیوار میزد! درست مثل همان کبوتری که با پسر اصغر نانوا در حیاط با تیرکمان چوبی اش زدیم و کبوتر طفلکی وقتی به زمین افتاد هنوز جان داشت ولی از حرکاتش معلوم بود درد دارد! ام انگار که درد داشت هی به خودش میپیچید... با خودم گفتم ای وای دیوانه شدن هم مکافاتی دارد! باید مواظب باشم دیوانه نشوم... خیلی طول کشید تا بفهمم ام از این ناراحت بود که میخواستند دختر دیوانه خان را شوهر بدهند! با خود گفتم خب حق با ام هست میخواهند مردک را بدبخت کنند که چه؟! شب عروسی دختر خان که رسید مادرم و مادربزرگم و پدرم را در اتاقش زندانی د؛ تا نیاید و عروسی دختر دیوانه را اب کند... ام مدام خودش را به در میکوبید و میداد به عروسی رفتیم دخترک دیوانه بود! برع همه عروسها که میخندیدند، این دیوانه گریه میکرد و تمام زحمات شمسی آرایشگر را به باد داده بود! مادرم هم ناراحت بود... فکر کنم همه دلشان برای پسرک میسوخت! آ از رفتارش معلوم بود دیوانه نیست و سالم است! شب که به خانه برگشتیم مادرم با اضطراب کلید انداخت و در اتاق را باز کرد... کف اتاق خوابش برده بود! مادرم هراسان بالای سرش رفت... رنگ صورتش شده بود گچ دیوار! مادرم جیغ میزد و به سر و صورتش میکوبید. همسایه ها آمدند! قلب ام ایستاده بود... آن روز بود که فهمیدم دیوانه ها قلب ضعیفی دارند! دیوانه های عاشق قلب ضعیفی دارند... بـه "بـی کـسـی " هـای هـر کـسـی سـر زدمیـک "تـــو" در زنـدگ ـیـش بـودسـراغ بـی کـسـی هـای خـودم را کـه گـرفـتـمدرد بـی رنـگـی بـود و هـیــچ نـبـوداشـک بـود و آسـمـان بـود ودردی کـه هـیــــچ کـس نـفـهـمـیـد "جـز خـــــــــــودم!!!!!!"
7668

دیوانه عاشق...

در محل حرف افتاده بود که عاشق شده است! سنم کم بود نمیفهمیدم چه میگویند! از مادرم پرسیدم با کلی اخم و تخم گفت هیچی نیست! ات زده به سرش! دیوانه شده! با خودم فکر ای بابا بیچاره ام دیوانه شد... کمی که گذشت فهمیدم دخترِ خان هم دیوانه شده! درست مثل ام! همزمان باهم دیوانه شده بودند. ام دیر به خانه می آمد. هروقت هم می آمد حس بهم ریخته بود! دلم برای مادر بزرگم میسوخت، تک پسرش دیوانه شده بود. چندماه بعد فهمیدیم برای دختر خان خواستگار آمده؛ تعجب ! ا مگر دیوانه ها هم ازدواج میکند...؟ شب که ام به خانه آمد از دهانم پرید و گفتم... باید میبودید و میدیدید خودش را به در و دیوار میزد! درست مثل همان کبوتری که با پسر اصغر نانوا در حیاط با تیرکمان چوبی اش زدیم و کبوتر طفلکی وقتی به زمین افتاد هنوز جان داشت ولی از حرکاتش معلوم بود درد دارد! ام انگار که درد داشت هی به خودش میپیچید... با خودم گفتم ای وای دیوانه شدن هم مکافاتی دارد! باید مواظب باشم دیوانه نشوم... خیلی طول کشید تا بفهمم ام از این ناراحت بود که میخواستند دختر دیوانه خان را شوهر بدهند! با خود گفتم خب حق با ام هست میخواهند مردک را بدبخت کنند که چه؟! شب عروسی دختر خان که رسید مادرم و مادربزرگم و پدرم را در اتاقش زندانی د؛ تا نیاید و عروسی دختر دیوانه را اب کند... ام مدام خودش را به در میکوبید و میداد به عروسی رفتیم دخترک دیوانه بود! برع همه عروسها که میخندیدند، این دیوانه گریه میکرد و تمام زحمات شمسی آرایشگر را به باد داده بود! مادرم هم ناراحت بود... فکر کنم همه دلشان برای پسرک میسوخت! آ از رفتارش معلوم بود دیوانه نیست و سالم است! شب که به خانه برگشتیم مادرم با اضطراب کلید انداخت و در اتاق را باز کرد... کف اتاق خوابش برده بود! مادرم هراسان بالای سرش رفت... رنگ صورتش شده بود گچ دیوار! مادرم جیغ میزد و به سر و صورتش میکوبید. همسایه ها آمدند! قلب ام ایستاده بود... آن روز بود که فهمیدم دیوانه ها قلب ضعیفی دارند! دیوانه های عاشق قلب ضعیفی دارند... بـه "بـی کـسـی " هـای هـر کـسـی سـر زدمیـک "تـــو" در زنـدگ ـیـش بـودسـراغ بـی کـسـی هـای خـودم را کـه گـرفـتـمدرد بـی رنـگـی بـود و هـیــچ نـبـوداشـک بـود و آسـمـان بـود ودردی کـه هـیــــچ کـس نـفـهـمـیـد "جـز خـــــــــــودم!!!!!!"
32280

اسامی برندگان مسابقه بزرگ پویش مردمی

اسامی برندگان مسابقه بزرگ پویش مردمی روز سیزدهم(بمناسبت یوم الله 13 آبان) اعلام شد 1- خانم فامیلی از سمنان2- آقای علیرضا جراح از سمنان3- آقای نادر قنج علی از صغاد فارس4-آقای محسن نظری از سمنان5- خانم خسروی از سمنان6- خانم ابدی از تبریز7- آقای سید محمد مهدوی از گناباد8- خانم بافتی از سرخه9- خانم قدس از سمنان10- خانم نوروزی از سمنان 11-خانم تقوی از دامغان12- آقای طه کنشلو از سمنان13- آقای مهدی رسول خانی از کرج منبع: http://honaremehrab. /
399074

آشپزها عاشق این نوآوری می شوند +

در معرفی جذابترین نوآوری ها، به سراغ گدجتی (ابزارک) رفته ایم که خانم های خانه و آشپز ها عاشق آن میشوند.
1236064

دیوانه ام یا شاید هم عاشق

دیوانه ام یا شاید هم عاشقکه از فاصله ها رنج میبرم !زخم میخورماما باز هم در انتظارِ تو نشسته ام !تو در تشویشِ انتظارهای منچقدر زیبا شده ای ...(علیرضا اسفندیاری)
180641

اولین موسسین خانه خیرین استان مازندران:

1- خانم رویا احسانی 2- آقای حسن فلاح احمد چالی 3- آقای عبدالهاشم توسلی 4- آقای احمد شعربافی 5- خانم سید معصومه مهری 6- آقای یداله طالبی آزاد بنی 7- آقای قربانعلی محمدی 8- آقای اسماعیل نصیری 9- آقای مسعود بهروزه 10- آقای بهروز عباسی 11- خانم معصومه خادملو 12-آقای داوود محمدزاده 13- آقای محمد ابراهیم احمدیمنبع: http://ch-mazandaran. .. /
61014

تقدیر و تشکر بابت به روز رسانی وبلاگ

از همکارانی که به موقع مطالب وبلاگ مناطق خودشان را به روز می کنند کمال تشکر را داریم. خانم معصومیان ،خانم ابطحی ،خانم ت آبادی ،خانم تک نارکی ، آقای نادری،خانم ولی اشرفی ،خانم بطنیمنبع: http://herfehs. /
117917

برگزیدگان سومین جشنواره یاس نبوی

برگزیدگان بخشهای جشنواره مقاله نویسی : برگزیده جناب آقای عباسعلی اخوان از کاشان خوشنویسی : نفر اول :جناب آقای هادی هنردوست از استان همدان فوق ممتاز انجمن خوشنویسان ایران در رشته نستعلیق و خط نفر دوم: جناب آقای جواد یوسفی نقاشی : نفر اول: سرکار خانم مهدیه ثریا نفر دوم : سرکار خانم زهرا قانعی نفر سوم : سرکار خانم فاطمه هاتفی شعر : نفر اول : جناب آقای حسین هنردوست نفر دوم : سرکار خانم فاطمه نوری نفر سوم : سرکار خانم مریم همتی وبلاگ نویسی : نفر اول : سرکار خانم زینب شاکر نفر دوم : سرکار خانم اعظم دهستانی نفر سوم : سرکار خانم زهرا قانعیمنبع: http://taiibat. /
24802

برگزیدگان سومین جشنواره یاس نبوی

برگزیدگان بخشهای جشنواره مقاله نویسی : برگزیده جناب آقای عباسعلی اخوان از کاشان خوشنویسی : نفر اول :جناب آقای هادی هنردوست از استان همدان فوق ممتاز انجمن خوشنویسان ایران در رشته نستعلیق و خط نفر دوم: جناب آقای جواد یوسفی نقاشی : نفر اول: سرکار خانم مهدیه ثریا نفر دوم : سرکار خانم زهرا قانعی نفر سوم : سرکار خانم فاطمه هاتفی شعر : نفر اول : جناب آقای حسین هنردوست نفر دوم : سرکار خانم فاطمه نوری نفر سوم : سرکار خانم مریم همتی وبلاگ نویسی : نفر اول : سرکار خانم زینب شاکر نفر دوم : سرکار خانم اعظم دهستانی نفر سوم : سرکار خانم زهرا قانعیمنبع: http://taiibat. /
564787

من که عاشق میشوم...

من که عاشق می‌شوم، خواسته‌هام را، آرزوهام را پشت در پشت سیاهه می‌گیرم.   تو که عاشق می‌شوی، خواسته‌هایت را پشت به پشت قلم می‌گیری، آرزوهات را پشت به پشت سر می‌گیری.   من که عاشق می‌شوم دلم را می‌پایم، تو که عاشق می‌شوی دلم را می‌پایی.   من که عاشق می‌شوم تنت را می‌خواهم، تو که عاشق می‌شوی تنت را می‌بخشی.   من که عاشق می‌شوم می‌مانم تا پیش از درد. تو که عاشق می‌شوی می‌مانی تا پای مرگ.  مرد عاشق، نرم می‌شود و حساس.  زن عاشق، خشن می‌شود و ترسناک.  مرد عاشق آموخته بگذرد برای عشق...
132769

تجربه....

نوجون که بودم اگه ازم میپرسیدن زند چیه؟ میگفتم عاشق یکی شدن..آدم یا دلیلی که با اومدنش...امیدو آرزو تو وجودت میاد..دلیلی واسه نفس کشیدن........فکر می آدم ها به دنیا میان تا عاشق بشن ..همین...این اسمش زند ه فکر می آدم ها فقط عاشق یه نفر میشن و تمام...اصلا نمیفهمیدم آدم هایی که طلاق می رن یا همسرشون مییمره...دوباره ازدواج میکنن... فکر می تمام زن یعنی دوست داشتن یه نفر.... اما چیزهایی هست که خیلی بزرگتر از ذهن و باورمون.....مثل خانم نوروری که تو زیبایی و اخلاق بی نظیه.. ی که میتونه مانکن باشه...ولی همسر ی شده که معلولیت داره...و تو ساعت ها فکر میکنی که چی این دوتا رو به هم رسونده..... یا پسر خانم امانی که فقط دوسالش و اونقدر مشکل روانیش حاده که با این که جثه اش 20 برابر از من کوچیکتر بود ولی با حرکات چشماش انقدر ازش ترسیدم که حس وسط یه ترسناکم..... یا آقای تابنده پور که واقعا پسرجوون جذ ه....ولی غم تو چشماش داد میزنه که داره با مرگ میجنگه..... این روزها اگه ازم دوباره بپرسن..زند چیه؟ شاید بگم زند یک چمدان است که می آوریش...بار و بندیل سبک میکنی و میبریش.....منبع: http://kite8. /
307423

مشاعره

در گروهی در فضای مجازی ، با خانم ملک مشغول به مشاعره شدیم حاصلش شد ات زیر دو بیت اول از خانم ملک و باقی از بنده شاداشاد   از بیتهای آ این شاهنامه  تا بوف کوری که نخواندم درد بودی دلتنگی ام هی بیشتر میشد ولی نه ای کاش قد حرفهایت مرد بودی ( سما ملک ) پاییز رنگی را به پایت فرش اما دریغا ، عشق رنگ زرد بودی ! من سبز ، تابستان ، بهار و بوی نارنج تو عاشق نرگس به فصل سرد بودی ! من هرچه آدم بود را در هم یدم تو عاشق تفکیک زن از مرد بودی رسم زمانه عادت زشتی به ما داد من زخمی ت ، تو کوه درد بودی من لایق هر چه سرم آمد ، ولی تو حیف است زن نامیدنت ، نامرد بودی     مهر 94   شاداشاد
148084

تقدیر و تشکر

با سلام خدمت همکاران وبا تشکر از همکاران حاضر در جلسه مورخ 95/8/12 سرکار خانم زهرا بطنی از دماوند سرکار خانم سوده ولی اشرفی از فیروز کوه سرکار خانم عصمت معصومیان از ری1 سرکار خانم زهرا زحمتکش از ری 2 سرکار خانم طاهره ت آبادی از جواد آباد سرکار خانم فاطمه بید گلی از ورامین جناب آقای مهدی نادری از قرچک جناب آقای محمد شاهی از ملارد منبع: http://herfehs. /
159750

سالروز عروسیمون مباررررک

تو فقط باش... من قدم به قدم فدایت میشوم نازنینم!!! فقط همراهم باش... همین کافی ست برای عاشق بودنم... برای عاشق ماندنم... برای زند م... اصلا میدانی خانم بودن برای تو... لذتی دیگر دارد... پ.ن:من خوشبخت تر از هر یم، و این حس خوشبختی برام مهمتر از هر چیزیه...فدای تک تک نفسات عشقت بشه، مرسی که مال منی اولین سالگرد عروسیمون مبارک عشقم ۸\۷\۹۴ تو عاشق.. من عاشق.. میپرستمت.. ممنونم خدای من!!! منبع: http://ma2ottaaa. /
61015

تقدیر و تشکر

با سلام خدمت همکاران وبا تشکر از همکاران حاضر در جلسه مورخ 95/8/12 سرکار خانم زهرا بطنی از دماوند سرکار خانم سوده ولی اشرفی از فیروز کوه سرکار خانم عصمت معصومیان از ری1 سرکار خانم زهرا زحمتکش از ری 2 سرکار خانم طاهره ت آبادی از جواد آباد سرکار خانم فاطمه بید گلی از ورامین جناب آقای مهدی نادری از قرچک جناب آقای محمد شاهی از ملارد منبع: http://herfehs. /
1062941

نکات ازدواجى!!! :))

این خیلى بده که آدما عاشق چیزاى اشتباهى بشن، مثلا من نگرانم ى عاشق لا مصّب گفتنام شه...من قصد عاشق شدن ندارم ولی شما اگه خواستین عاشق شین لطفا حواستون باشه عاشق یه چیزى بشین که وقتی بچه تون ازتون پرسید بتونید پاسخگو باشید :دی
55194

...

در محل حرف افتاده بود که عاشق شده است!سنم کم بود نمیفهمیدم چه میگویند!از مادرم پرسیدم با کلی اخم و تخم گفت هیچی نیست! ات زده به سرش!دیوانه شده!با خودم فکر ای بابا بیچاره ام دیوانه شد...کمی که گذشت فهمیدم دخترِ خان هم دیوانه شده!درست مثل ام! همزمان باهم دیوانه شده بودند. ام دیر به خانه می آمد.هروقت هم می آمد حس بهم ریخته بود!دلم برای مادر بزرگم میسوخت، تک پسرش دیوانه شده بود.چندماه بعد فهمیدیم برای دختر خان خواستگار آمده؛تعجب !ا مگر دیوانه ها هم ازدواج میکنند...؟شب که ام به خانه آمداز دهانم پرید و گفتم...باید میبودید و میدیدید خودش را به در و دیوار میزد!درست مثل همان کبوتری که با پسر اصغر نانوا در حیاط با تیرکمان چوبی اش زدیم و کبوتر طفلکی وقتی به زمین افتاد هنوز جان داشت ولی از حرکاتش معلوم بود درد دارد! ام انگار که درد داشت هی به خودش میپیچید...با خودم گفتم ای وای دیوانه شدن هم مکافاتی دارد!باید مواظب باشم دیوانه نشوم...خیلی طول کشید تا بفهمم ام از این ناراحت بود که میخواستند دختر دیوانه خان را شوهر بدهند!با خود گفتم خب حق با ام هست میخواهند مردک را بدبخت کنند که چه؟!شب عروسی دختر خان که رسیدمادرم و مادربزرگم و پدرم را در اتاقش زندانی د؛تا نیاید و عروسی دختر دیوانه را اب کند... ام مدام خودش را به در میکوبید و میدادبه عروسی رفتیمدخترک دیوانه بود! برع همه عروسها که میخندیدند، این دیوانه گریه میکرد و تمام زحمات شمسی آرایشگر را به باد داده بود!مادرم هم ناراحت بود... فکر کنم همه دلشان برای پسرک میسوخت! آ از رفتارش معلوم بود دیوانه نیست و سالم است!شب که به خانه برگشتیم مادرم با اضطراب کلید انداخت و در اتاق را باز کرد... کف اتاق خوابش برده بود! مادرم هراسان بالای سرش رفت... رنگ صورتش شده بود گچ دیوار!مادرم جیغ میزد و به سر و صورتش میکوبید.همسایه ها آمدند!قلب ام ایستاده بود...آن روز بود که فهمیدم دیوانه ها قلب ضعیفی دارند!دیوانه های عاشق قلب ضعیفی دارند... #نورا_مرغوبمنبع: http://deltangihayenatamam. /
253972

ارزی علمی عاشق شدن در خانم ها

وقتی زن ها عاشق می شوند، بدن آنها هم نو ینفرین و فنیل اتیلامین تولید می کند‎ اگر تابحال عاشق شده باشید، احتمالاً می دانید که عاشق شدن فرآیندی متفاوت و متمایز است. علم پشت آن از خود عاشق شدن جالب توجه تر است. دانستن اینکه چه اتفاقی می افتد که عاشق می شوید، تحقیقی بسیار جذاب و جالب در علوم اعصاب، بیوشیمی و روانشناسی است و درک مکانیک های زیرلایه عشق می تواند برای تقویت زندگی اجتماعی و احساسی هر فرد بسیار مفید باشد. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
3070

قشنگه...بخونش

در محل حرف افتاده بود که عاشق شده است!سنم کم بود نمیفهمیدم چه میگویند!از مادرم پرسیدم با کلی اخم و تخم گفت هیچی نیست! ات زده به سرش!دیوانه شده!با خودم فکر ای بابا بیچاره ام دیوانه شد...کمی که گذشت فهمیدم دخترِ خان هم دیوانه شده!درست مثل ام! همزمان باهم دیوانه شده بودند. ام دیر به خانه می آمد.هروقت هم می آمد حس بهم ریخته بود!دلم برای مادر بزرگم میسوخت، تک پسرش دیوانه شده بود.چندماه بعد فهمیدیم برای دختر خان خواستگار آمده؛تعجب !ا مگر دیوانه ها هم ازدواج میکند...؟شب که ام به خانه آمداز دهانم پرید و گفتم...باید میبودید و میدیدید خودش را به در و دیوار میزد!درست مثل همان کبوتری که با پسر اصغر نانوا در حیاط با تیرکمان چوبی اش زدیم و کبوتر طفلکی وقتی به زمین افتاد هنوز جان داشت ولی از حرکاتش معلوم بود درد دارد! ام انگار که درد داشت هی به خودش میپیچید...با خودم گفتم ای وای دیوانه شدن هم مکافاتی دارد!باید مواظب باشم دیوانه نشوم...خیلی طول کشید تا بفهمم ام از این ناراحت بود که میخواستند دختر دیوانه خان را شوهر بدهند!با خود گفتم خب حق با ام هست میخواهند مردک را بدبخت کنند که چه؟!شب عروسی دختر خان که رسیدمادرم و مادربزرگم و پدرم را در اتاقش زندانی د؛تا نیاید و عروسی دختر دیوانه را اب کند... ام مدام خودش را به در میکوبید و میدادبه عروسی رفتیمدخترک دیوانه بود! برع همه عروسها که میخندیدند، این دیوانه گریه میکرد و تمام زحمات شمسی آرایشگر را به باد داده بود!مادرم هم ناراحت بود... فکر کنم همه دلشان برای پسرک میسوخت! آ از رفتارش معلوم بود دیوانه نیست و سالم است!شب که به خانه برگشتیم مادرم با اضطراب کلید انداخت و در اتاق را باز کرد... کف اتاق خوابش برده بود! مادرم هراسان بالای سرش رفت... رنگ صورتش شده بود گچ دیوار!مادرم جیغ میزد و به سر و صورتش میکوبید.همسایه ها آمدند!قلب ام ایستاده بود...آن روز بود که فهمیدم دیوانه ها قلب ضعیفی دارند!دیوانه های عاشق قلب ضعیفی دارند... #نورا_مرغوبمنبع: http://ashegh77darya. /
1290755

به طرز فجیعی عاشقانه

عاشق شده ام به طرز فجیعی عاشق نه عاشق او نه عاشق باران نه عاشق هوای گند تابستان نه نه.. عاشق فکر به روز های گذشته شده ام گذشته ایی که هیچگونه سپری نمیشود با تو کنار جاده ها قدم می زنم غروب ها در نیمکت های پارک آواز میخوانیم شام و ناهار ها را همیشه با همیم بالا ه من یک زندگی قشنگ ساختم یک زندگی بدون او و بهتر از بودن او نیمه های شب شمع روشن میکنیم و غزل میخوانیم با اویی که نیست با غزلی که نیست و با شمعی که تمام شد و با عمری که تباه شد عمری که تباه شد من به طرز فجیعی عاشق شده ام نه تو نه باران نه پاییز نه کامپیوترم نه موزیک های گوشی ام من به طرز فجیعی عاشق او شده ام اویی که نیست. آقای ربات - چرت و پرت های آ سال وبلاگی !
1058763

خسته آنلاین!

اسماعیل رمضانی: آقای تلویزیون، خانم رادیو، آقای رو مه، خانم خبرگزاری، آقایان و خانم های گرداننده شبکه های اجتماعی، کانال های تلگرامی و سایت های خبری، آقا و یا خانم رسانه! مذکر هستید یا مونث، غریبه هستید یا آشنا، خودی هستید یا غیرخودی؛ ما ملت همیشه در صحنه ایران لازم است به اطلاع حضور گرم و شبانه روزی تان برسانیم که دیگر خسته شدیم، بس است.
1815167

خلق عشق مسئله ای نیست

به نامش خلق عشق مسأله یی نیست، حفظ عشق مسأله است. عاشق شدن مهم نیست، عاشق ماندن مهم است. عاشق شدن حرفه ی بچه هاست، عاشق ماندن هنر مردان و دلاوران. سست عهدی های عشّاق باعث شده که بسیاری از داستان های عاشقانه ی در جایی تمام شود که عاشق به معشوق می رسد؛ حال آن که مهم، از این لحظه به بعد است. مهم، پنجاه سال بعد است؛ دوامِ عشق.. وصل، چرا باید مرگ عشق را در رکاب داشته باشد؟ اصلاً آن زمان که عاشق شدی عاشق رسیدن شدی یا عاشق یک انسان؟ اگر عاشق رسیدن شدی، خُب این که عشق نیست، است؛ تن خواهی است، جنون تخلیه است.. دیگر چرا کلمه ی عشق را آلوده می کنی؟ آتش بدون دود نادر ابراهیمی عزیز♡
2075766

مکانیزم عاشق شدن دختران چطوریه ؟

سلام و احترام و تبریک برای ماه رمضان قبلا در یک وبلاگ از یه خانم خوندم : دختر ها نسبت به مرد ها بهتر گذشته رو فراموش میکنن البته موضوع بحثم این نیست ، میخوام از مکانیزم عاشق شدن دختران با خبر بشم ، شما خانم ها ، اول عاشق میشید یا بعد از ابراز علاقه مرد !؟ خوب الان منظورم رو بهتر توضیح میدم . منظورم اینه ؛ ادامه مطلب
727255

میم مالکیت

به جای اینکه همسرتان را "خانم" صدا بزنید با دادن میم مالکیت او را "خانمم" صدا بزنید. خانم ها عاشق این میم های مالکیت هستند که از سمت شوهرشان ابراز می شود...
84880

دیوان شمس /غزل شماره 523

ای بی وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد قهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد چون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصر نقشی بدید آ که او بر نقش ها عاشق نشد جانی کجا باشد که او بر اصل جان مفتون نشد آهن کجا باشد که بر آهن ربا عاشق نشد من بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پری خانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد ای وای آن ماهی که او پیوسته بر خشکی فتد ای وای آن مسی که او بر کیمیا عاشق نشد بسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجل هم عیش را لایق نبد هم مرگ را عاشق نشد منبع: http://sarbaze-khasteh. /
647631

طنز؛ عاشقانه های ناآرام آقای ای و خانم ایگرگ

زیبایی آقای شمع واقعاً خیره کننده بود. قد و بالایی بلند، کمری باریک و پوستی روشن و سفید رنگ. گرمای وجودش، تمام خانم پروانه های زیبا را مثل آهن ربا جذب خود می کرد. خانم پروانه های زیبا حاضر بودند، بدون مهریه، جشن عروسی و....
2290471

تنهایی منو مامان خانم

آبجی خانم و ضحا دختر آبجی خانم و طهورا دخترآبجی خانم و شوهر آبجی خانم رفتند تهران که از اون ور هم برند ماهشهر!!!خوب منو مامان خانم تنها شدیم و غرغرهای مامان خانم به جون من!!! نمیدونم وسایل مو بیارم پایین یا همون بالا توی اتاق م بمونم
1720476

تارِ موی بلند و زرد

مفهوم فاصله با آن چیزی که اغلب مردم فکر می کنند فرق دارد. آقا و خانم "ش" با اینکه روی مبل شانه به شانه هم سریال بی معنی تلویزیون را نگاه می د و حتی پشت میز، رو به روی هم غذا می خوردند و یا حتی گاهی روی تخت، به ی هم می خو دند؛ روز به روز از هم دورتر می شدند. مدت ها بود که امواج صدای خانم "ش" از محدوده ی صوتی گوش های آقای "ش" رد نمی شد. اینکه مشکل از صدای خانم "ش" بود یا گوش های آقای "ش" بدرستی معلوم نبود. به هر حال آقای "ش" دیگر حرف های خانم "ش" را نمی شنید و خودش هم آن قدر خسته بود که نمی توانست جمله ی درستی از ذهنش بیرون بکشد و به خانم "ش" بگوید. خانم "ش" هم مدام لباس های آقای "ش" را بررسی می کرد و دنبال یک تار موی بلند و زرد می گشت! تا شاید آن تار مو را دلیلی کند برای ناشنوایی آقای "ش". اما همیشه در پیدا آن تار مو ناموفق بود... ب کابوس دیدم که نامم آقای "ش" بود...
1668536

شرب مدام من صلوات محمدی است

‎در عاشقی میان خلایق زبانزدم‎من عاشق محمد (ص) و آل محمدم‎یک ذره از سخاوت او کم نمی شود‎در پیشگاه او من اگر خوب، اگر بدم‎شادم از این مقام که از شوق گنبدش‎بین تمام سر به هواها سرآمدم‎از بس که مست می شوم از ذکر نام او‎حد می زنند مردم هشیار بی حدم‎دیوانه وار زلف گره می زنم به یار‎دیوانه نیستم... که سر عقل آمدم‎شرب مدام من صلوات محمدی استیعنی همیشه مشتری "چای احمدم"با اینکه اهل دم زدن از عشق نیستم‎این روزها عجیب به گفتن مقیدم:‎من عاشق محمد (ص) و آل محمدم‎من عاشق محمد (ص) و آل محمدمعلی فردوسی
81345

تجربه....

نوجون که بودم اگه ازم میپرسیدن زندگی چیه؟ میگفتم عاشق یکی شدن..آدم یا دلیلی که با اومدنش...امیدو آرزو تو وجودت میاد..دلیلی واسه نفس کشیدن........فکر می آدم ها به دنیا میان تا عاشق بشن ..همین...این اسمش زندگیه فکر می آدم ها فقط عاشق یه نفر میشن و تمام...اصلا نمیفهمیدم آدم هایی که طلاق میگیرن یا همسرشون مییمره...دوباره ازدواج میکنن... فکر می تمام زنگی یعنی دوست داشتن یه نفر.... اما چیزهایی هست که خیلی بزرگتر از ذهن و باورمون.....مثل خانم نوروری که تو زیبایی و اخلاق بی نظیه.. ی که میتونه مانکن باشه...ولی همسر ی شده که معلولیت داره...و تو ساعت ها فکر میکنی که چی این دوتا رو به هم رسونده..... یا پسر خانم امانی که فقط دوسالش و اونقدر مشکل روانیش حاده که با این که جثه اش 20 برابر از من کوچیکتر بود ولی با حرکات چشماش انقدر ازش ترسیدم که حس وسط یه ترسناکم..... یا آقای تابنده پور که واقعا پسرجوون جذ ه....ولی غم تو چشماش داد میزنه که داره با مرگ میجنگه..... این روزها اگه ازم دوباره بپرسن..زندگی چیه؟ شاید بگم زندگی یک چمدان است که می آوریش...بار و بندیل سبک میکنی و میبریش.....منبع: http://kite8. /
125230

سپاسگزاری از سرگروه های کوشا

سلام و عرض ادب واحترام به این وسیله مراتب سپاس خود را از همه سرگروه های گرامی که قبول زحمت د واقدام به نقد وبررسی فصل 3کتاب وجوه نقدو تحریر دفاتر قانونی نمودند تقدیم می دارم.1-آقای اردستانی سرگروه ورامین2-خانم آب نیکی از ری13-خانم طیبی از دماوند4-خانم باقری از قرچک5-خانم کورانی از بهارستان26-خانم رنجبر از پیشوامنبع: http://hesabdarifani. /
2087866

من خیلی عاشق می شوم!

من خیلی عاشق می شوم و سنم که بالاتر می رود، مواردی که مرا عاشق خودشان می کنند بیشتر می شوند . قبل تر ها بر آن بودم که جلوی این عاشق شدنم را بگیرم اما حالا فکر می کنم باید بپذیرمش و بستایمش . گاهی عاشق زیبایی ی می شوم، گاه عاشق مهربانی ی، گاه عاشق ادب ی، گاه عاشق شورو انرژی ی و گاه عاشق خنده و بی خیالی ی و یا حتی گاه عاشق جدیت بوقتِ ی. گاه از آبی آسمان چنان میشوم که قلب در نمی گنجد و جز دیده بستن راهی نمی دانم. عشق مثل غرق شدن می ماند. نه به وصال می رساند و نه از اوج خواستن می کاهد. اما شیرین جان می کاهد. از این پس جلوی عاشق شدن ها قلبمان را نمی گیریم چرا که روح ما در هر عشقی کمالی می جوید و اگر نقصان بود، دل ما را نمی برد. + در من این عیب قدیم است و به در می نرود که مرا بی می و معشوق به سر می نرود صبرم از دوست مفرمای و تعنت بگذار کاین بلاییست که ازطبع بشر می نرود ای که گفتی مرو اندر پی خوبان سعدی! چند گویی مگس از پیش شکر می نرود
787850

خبر 28

سلام طبق شنیده ها افراد زیر بترتیب ثبت نام برای شورای مند ک د شدن 1-آقای علی اصغر دانشفر 2-آقای محمد تقوی 3 -آقای قاسم قاسمی 4-آقای علی اصغر خدادادی 5-آقای محمود ی 6-آقای علی مهرجو 7-خانم الهه تقوی 8-آقای حسین شریفی 9-اقای مهدی مهرزاد 10-خانم فاطمه نوریان 11-آقای مرتضی نوریان 12-اقای حسن غلامی 13-آقای مرتضی دانشفر
870616

بارون رشت بهم میگه عاشق شو و عاشق بمون -_-

عاشقت میشم دوباره... عاشق اونی که نیستعاشقم میشی دوباره... عاشق اونی که نیست+ هیچ وقت نفهمیدم چطور میشه عاشق ی بود که کنارمونه... + هنوزم میگم عشق ژرفای خود نمی شناسد، مگر به لحظه ی فرقت
2098701

موتورسواری که عاشق ش تن آینه بغل است

تصاویری از موتورسوار دیوانه ای در چین منتشر شده که عاشق ش تن آینه بغل ماشین هاست. اغلب خودروها به واسطه آنکه این راننده چاقو حمل می کند با او درگیر نمی شود! در تابناک می بینید.
426217

طرز تهیه ترشی خانم گل آور

بیماری خانم گلاورترشی خانم نمیرانیانترشی مخلوط خانم گلاورترشی بادمجان خانم گلاورترشی اپاراتطرز تهیه ترشی خانم گلاورآموزشگاه آشپزی خانم گل آورترشی بادمجان خانم گل آور ادامه مطلب
2422

جلسه گروههای آموزشی و معرفی اعضای جدید

جلسه معارفه اعضای جدید گروههای آموزشی با حضور معاون محترم آموزشی (آقای شجاعی )و کارشناس محترم ضمن خدمت (آقای سلمانی)و اعضای گروه ، امروز در اداره آموزش و پرورش شهرستان تشکیل گردید. اسامی اعضای گروه به شرح زیر می باشد: آقای صادق سلمانی (کارشناس ضمن خدمت ) خانم اصلاحی خانم هاجر سلیمی خانم فرشته کارگر خانم طلعت نورمحمدی خانم منیر نورمحمدی منبع: http://ijrood-edu93. /
125618

عاشق

عاشق که باشی، دست خیالش را می ری می بری شهر را ببیند، دو قدم جلوتر راه می روی که دستش را بکشی! باید بگوید آرام تر! باید بگویی دلتن ! عاشق که باشی خاطره هایش را می ریزی توی جیب هایت، هر چند دقیقه یکی شان را می چشی. عاشق که باشی مزه خاطره هایت شور است! عاشق که باشی همیشه پاییز است، همیشه حواست دست باد! عاشق که باشی، دنیایت سفید اس ت و سیاه! عاشق که باشی، آواره ای... راستی عاشقی؟ #حامد_نیازی منبع: http://sishhia. /
656549

مرگ مغزی می شود هر که عاشق می شود

هر که عاشق می شود حتما که تنها می شودحال آن معشوقه اش از هر که جویا می شودتا که از معشوقه اش یک لحظه صحبت می شودمرد عاشق اینچنین آن لحظه رسوا می شوددر اطلاق خلوتش وقتی که دلتنگش شودبهترین جای جهان از غصه آنجا می شودزیر باران در خیال او را تجسم می کنددر خیالات خودش او غرق رویا می شودمرگ مغزی می شود هر که عاشق می شودقلب عاشق زین سبب بر یار  اهدا می شودمحمدصادق رزمی
1594533

عاشق پاییز

من همیشه عاشق پاییز بودم عاشق حس اولین ها .. از اولین روز به دنیا آمدنم بگیر تا اولین حس عالی از ته دلی :) من همیشه عاشق پاییز بودم عاشق باران هایش عاشق هوای سردش در زیر نور آفتاب .. ! عاشق حس سرماخوردگی ها .. عاشق وقت آزاد بیشتر ! عاشق زود شب شدن هایش ! من همیشه عاشق پاییز بودم حتی حالا که خسته ام :) خسته ام از این پاییز ها این پاییز هایی که دیگر رنگارنگ نیس .. دیگر خبری از باران ندارد .. این پاییز هایی که با ما قهر کرده حتی حالا که خسته ام از پاییزی که رفته و همه اش زیر آوار خا تر آهن دفن شده...... ربات.
91027

دلم برای آرزوهایم،آرزوهایم،آرزوهایم...!

عاشق باشید دستم که به یار ابرو پ شت و مو مشکی ام با آن لبخند کج و کمرنگش نرسد،عاشق می مانم باز.عاشق خودش،عاشق درخت هایی که کاشته،حتی عاشق...! هفته پیش شاهرود بودم یه سر رفتم شهرک ،می خواستم ببینم درختا بزرگ شدن یا نه اما چیزی معلوم نبود،فکر کنم فقط ما بزرگ شدیم.
78590

عاشق

عاشق که باشی، دست خیالش را می گیری می بری شهر را ببیند، دو قدم جلوتر راه می روی که دستش را بکشی! باید بگوید آرام تر! باید بگویی دلتنگی! عاشق که باشی خاطره هایش را می ریزی توی جیب هایت، هر چند دقیقه یکی شان را می چشی. عاشق که باشی مزه خاطره هایت شور است! عاشق که باشی همیشه پاییز است، همیشه حواست دست باد! عاشق که باشی، دنیایت سفید اس ت و سیاه! عاشق که باشی، آواره ای... راستی عاشقی؟ #حامد_نیازی منبع: http://sishhia. /
552658

| افسانه چهره آزاد در خندوانه | از ۱۵ سالگی عاشق شاهرخ هستم

افسانه چهره آزاد بازار شایعات را حول زندگی هنرمندان بخصوص بازیگران داغ دانست و بیان کرد: من و آقای خمسه سال های خیلی دور یک برنامه تلویزیونی داشتیم که هر ۲ به صورت مشترک با اسامی واقعی خودمان هم بازیگر بخش نمایشی و هم مجری برنامه بودیم، رفته رفته از آن سال همه فکر می کنند من و علیرضا خمسه زن و شوهر هستیم و هنوز من را در خیابان خانم خمسه صدا می کنند، از همین جا اعلام می کنم، من از ۱۵ سالگی تا به الان عاشق شاهرخ هستم.
1901018

با این روشها همسرتان را عاشق و دیوانه خود کنید!

داشتن همسر عاشق یکی از رازهای داشتن زندگی شویی موفق و پایدار است. شما با روشهای زیر می توانید…
706676

این نشانه ها می گوید شوهرتان دیوانه وار عاشق شما است!!

برخی از مردان عاشق اگر می خواهید با نشانه هایی که حاکی از عشق طرف مقابل تان به شماست آشنا شوید، با…
507819

چی شد؟

وسط کدام امتحان بود که عاشق شدم؟ همان جایی که بقیه را از عشق یواشکی نهی می ؟ از کجا آمد؟ بی هوا؟ به سبک دبیرستان؟ بگذار بگویم که به سبک دبیرستان عاشق شده ام. همان طور یهویی، بدون فکر، بچه گانه و شاد. عشق چیز خوبی است. خودش پیدایت می کند، همانجایی که می گریزی ت می کند و قلبت را چنگ می زند. فرقی نمی کند امتحانت ژنتیک باشد و چیزی نخوانده باشی، او کارش را بلد است. بگذار بگویم عاشق شدن توی بیست و پنج سالگی فرق زیادی با هفده سالگی ندارد. همان دست و دل لرزیدن ها. همان تپش قلب ها. همان یت ها. اما بیست و پنج سالگی به مراتب سخت تر. عاقل تر.دیوانه تر. عاشق تر. تمام این تضاد ها در پوست و رگ تو می دود و تو به این فکر می کنی که قدرت عشق چقدر است؟
1586591

من به چشم برادری دیدم البته :))

1-یک ماه پیش : آقای شین :خانم دیروز داشتیم پشت سرتون غیبت میکردیم . -: عههه ،خب چیا میگفتین . آقای شین:میگفتیم خانم خیلی خوبه ،اصن حیف میشه اگه ازدواج کنه ،باید همینجور بمونه و ... 2-امروز: آقای شین :خانم امروز براتون خواستگار اومده بود داروخونه. من :خب خب ،کی حالا؟ آقای شین :مدیر شرکت دارویی فلان ،اونروز با ویزیتورشون اومده بودن سرزدن ،شمارو دیده بودن ،امروز صبح اومدن میخواستن با شما حرف بزنن ،منم گفتم از همون راهی که اومدن برگردن ؛ما خانم مونو شوهر نمیدیم. پسره خیلی خوب بودا ،خیلی ام پولدار بود ؛اما فرشته هم باشه واسه خانم ما کمه و در نهایت فرستادمش رفت. خانم خیره به افق ،صفحه تلگرامش را باز میکند و به پیام های دو هفته پیشش در گروه دوستان مبنی بر اینکه مدیر شرکت دارویی فلان چقدر خوشتیپ و جنتلمن و هندسام و باکلاس است خیره میشود.
2396897

ببینیم چی میشه

این حرف ی کهدر مورد امروز با پیمان ح مدیر بازرگانی زده ام شدیدا فکرمو مشغول کرده ... نمیدونم شاید باهم تسویه حساب کنند !!!!!! یعنی من در ماه 20 روز میرم شرکت نمیدونم فعلا باید ببینم کی آقای حق مدیر عامل ع العمل نشون میده و این ع العمل چیه؟ امروز که توی شرکت اوضاع اصلا خوب نبود همون اول صبح خانم پ با برنامه نویس خانم شکیلا میم بحث شد و بعد خانم کریمی آبدارچی شرکت با آقای ب مدیر پشتیبانی بحث شد و آ وقت هم آقای ب مدیر پشتیبانی با خانم پ تلفنی بحث شد و آقای ب مدیر پشتیبانی ول کرد رفت یه قبل ول ش صندلی رو پرت کرد... البته امروز آقای حق مدیر عامل نبودش رفته تهران ... یه کم اوضاع بهم ریخته بود ... در هر صورت تا برگشت آقای حق مدیر عامل باید صبر کرد ببینمیم چی میشه
1010250

هرگز ممکن نیست☺

عاشق زنی مشو که می شد، که می داند، که داناست، که توان پرواز دارد، به زنی که خود را باور دارد! عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن، می خندد یا می گرید، که قادر است جسمش را به روح بدل کند، و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"! (اینان خطرناک ترین ها هستند) و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد، و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد! عاشق زنی مشو که پُر، مفرح، هشیار، نافرمان و جوابده است! پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی؛ چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می شوی، چه با تو بماند یا نه، چه عاشق تو باشد یا نه، از اینگونه زن بازگشت به عقب، هرگز ممکن نیست! #مارتا_ریورا_گاریدو
1936850

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او شد با شب و گریه روبرو عاشق او پایان حکایتم شنیدن دارد من عاشق او بودم و او عاشق او …. ایرج زبردست
116887

نظریه معادلات دیفرانسیل عادی (ordinary differential equation theory)

نمرات (میان ترم اول، دوم و فعالیت کلاسی) گروهها : گروه 1 : خانم فاطمه احسانی - خانم اعظم پارسا- خانم سمانه کریمی گروه 2 :آقای ابراهیم آذری- آقای امید حسن زاده - آقای میثم رجب زاده گروه3 : آقای هادی ایمانی- آقای موسی الرضا ی- آقای رضا صبوری فرد - آقای رضا هنر آمیز گروه 4: خانم منیره جاویدی - خانم حدیثه حصاری- خانم اکرم دبیری -خانم مرضیه صالحی- خانم منا گریوانی گروه 5: خانم ندا جاهد- خانم سمانه رضوانی- خانم سمیرا کرمی- خانم نیلوفر هنرمند گروه 6 : آقای سعید منفردی توجه : نمره مدل پروژه دانشجویان گروه 4 و گروه 6 به دلیل ابهاماتی در محاسبات ارائه شده پس از مراجعه حضوری ثبت میگردد. تاریخ مراجعه حضوری جهت بررسی روزهای دوشنبه مورخ 95/3/24 و مورخ 95/3/25ساعت 11:30 الی 12:15 توجه : تاریخ رفع اشکال قبل از امتحان مورخ 95/3/31 روز دوشنبه ساعت 11:30 الی 12:30منبع: http://ubd. /
1824197

عاشق مشو مگر آن که ...

عاشق زنی مشو که می خواندکه زیاد گوش می دهدزنی که می نویسدعاشق زنی مشو که فرهیخته استافسونگر، وهم آگین، دیوانهعاشق زنی مشو که می شدکه می داند که داناست، که توانِ پرواز داردبه زنی که خود را باور داردعاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می خندد یا می گریدکه قادر است جسمش را به روح بدل کندو از آن بیشتر عاشق شعر است(اینان خطرناک ترین ها هستند)و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستدو یا که توان زیستن بدون موسیقی را نداردزنی که از سیاست سر در می آوردزنی که از بی عد ی بیزار است عاشق زنی مشو که بازی های توپی و فوتبال را دوست دارد زنی که فارغ از ویژگی های صورت و پیکرش، زیباست عاشق زنی مشو که پُر، مفرح، هشیار، نافرمان و جواب ده استکه پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شویچرا که وقتی عاشق زنی از این دست می شویکه با تو بماند یا ن ه عاشق تو باشد یا نهاز این گونه زن، بازگشت به عقب ممکن نیستهرگز مارتا ریورا گاریدوشاعر معاصر جمهوری دومینیکن
2165270

آقای الماس و خانم بخشی باید پاسخگو باشند؛/ دست نشان: افسوس برای این همه هوادار عاشق !

نادر دست نشان که با تن زاده یکی از مدعیان مالکیت باشگاه سپیدرود (تن زاده) همچنان به عنوان سرمربی قرارداد دارد، از شرایط تیم و البته آینده آن ابراز بی اطلاعی می کند.

۩۞۩خانم عاشق و آقای دیوانه۩۞۩